خاطراتی از شهید "ابوالفضل راهچمنی" شهید مدافع حرم در گفتوگو با برادرش
سپاه را انتخاب کرد چون میخواست به کشورش خدمت کند
برادر شهید "ابوالفضل راهچمنی" گفت: اگر در مجلسی مینشست و غیبت میشنید، سریع از آن جمع بیرون میرفت و گاهی نیز تذکر میداد که غیبت نکنید. هیچ موقع با کسی تند و خشن صحبت نمیکرد و خیلی مهربان و دوست داشتنی بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بسیج مداحان، چند روز قبل بود که خبر پر کشیدن کبوتری دیگر همه جا را پر کرد. کبوتری که آرزوی شهادت داشت و نه تنها در گفتار، بلکه در عمل نیز این گفته خود را ثابت میکرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,ابوالفضل از مربیان نمونه شجره طیبه صالحین، حافظ 15 جزء از قرآن کریم، از کشتی گیران مطرح پاکدشت و پاسدار سپاه قدس بود و از همه مهمتر این که سمت و مقام ستایشگری و مداحی اهل بیت (ع) را نیز یدک میکشید.
,

, این شهید والامقام که شوق شهادت در وجودش زبانه میکشید سرانجام به این آرزوی خود رسید و در دفاع از حرم زینب (س) شربت شهادت را نوشید.
,به گفتوگو با مهدی راهچمنی، برادر شهید ابوالفضل راهچمنی نشستیم و با وجود اینکه حال خوبی نداشت، از او خواستیم تا کمی از خصوصیات اخلاقی برادر شهیدش برایمان بگوید.
,***
,آقا ابوالفضل خیلی بر احترام به پدر و مادر تأکید میکرد. در منزل که بودیم هیچگاه ندیدیم یا نشنیدیم که حرف ناروایی بزند. آنقدر با ادب بود که همیشه پدرمان میگفت: به جای اینکه ما به ابوالفضل چیزی یاد بدهیم، او به ما یاد میدهد و خیلی از مسائل را از او یاد میگیرم.
,

, اگر در مجلسی مینشست و غیبت میشنید، سریع از آن جمع بیرون میرفت و گاهی نیز تذکر میداد که غیبت نکنید. هیچ موقع با کسی تند و خشن صحبت نمیکرد و خیلی مهربان و دوست داشتنی بود.
,از بچگی عاشق اهل بیت (ع) و مقام معظم رهبری بود و چون دوست داشت به کشورش خدمت کند به سپاه رفت. آخرین دیدار بنده با ایشان قبل از عید بود. قبل از اینکه برود با او به کوه رفتم و این آخرین دیدارمان قبل از شهادتش بود.
,

, تلفنی با پدرم خیلی در تماس بود ولی بنده آخرین باری که با ایشان حرف زدم، دهم فروردین ماه بود. قرار بود 25 فروردین ماه از سوریه برگردد که به آرزویش رسید و شهید شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه