پدر شهیدی که در آخرین اعزام خود، خبر شهادتش را به خانواده اعلام می کند
روز پدر نزدیک است و هر فرزندی به فکر برنامه ی ویژه ای برای پدرش است، بدون شک پدر در قلب همه ی ما جایگاه ویژه ای دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام کمیجان، روز پدر نزدیک است و هر فرزندی به فکر برنامه ی ویژه ای برای پدرش است، بدون شک پدر در قلب همه ی ما جایگاه ویژه ای دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان,,
شاید از حال و هوای برخی از فرزندان بپرسی، هرکس به نوعی برای خود این روز را برنامه ریزی می کند، یکی با نگاه کردن به فیلم های دوران کودکی خود و بازی کردن با پدر این روز را جشن می گیرد، دیگری وقت بیشتری برای پدر خود می گذارد و با او سخن می گوید که برای برخی سخن گفتن با پدر بهترین حس را برایشان بوجود می آورد و هرکس به طریقی این روزها در کنار پدرش سپری می کند.
,,
اما برای تعدادی از افراد همیشه روز پدر است، و پدر را هر لحظه در کنار خود می بینند، در تمامی کارها از او مشورت می گیرند، همیشه با او سخن می گویند، و با خاطراتش بازی می کنند، شاید ولادت حضرت علی(ع) که به عنوان روز پدر نام گذاری شده است، فقط برایشان بهانه ایی باشد تا به خانه ابدی پدر رفته و آنجا را گلباران کنند، وگرنه هر روز صبح که با صدای تلاوت نماز و قرآن پدر از خواب بلند می شوند، طبق عادت روزهای بچگی.
,,
آری، از پدران آسمانی می گویم، بخصوص از آن پدری که در آخرین اعزامش به جبهه چنان بوسه ایی به صورت فرزند خردسالش زد که مادرش با تعجب پرسید: محمود جان، چرا اینگونه فرزندت را می بوسی.
,,
محمود در جواب گفت: یقین دارم این بچه، فرزند شهید خواهد شد، او یتیم می شود، مراقبش باشید.
,,
محمود عازم جبهه شد و پس از مدتی خبر شهادت او به همراه وصیت نامه اش برگشت که در قسمتی از آن نوشته بود: همسر و فرزند دلبندم از شما می خواهم که تا حد امکان به خاطر شهادت و دوری از من گریه نکنید و اگر گریه کردید به خاطر من نباشد، بلکه به خاطر خوف از خدا و برای دیگر شهدا باشد امید هست که همه ی شما ادامه دهنده ی راهم باشید، همسرم از فرزند عزیزم خوب مراقبت و نگهداری کن و او را مانند اسمش سمیه که یکی از جهاد گران راه خداست بزرگ کنی و درس شجاعت و شهامت را به او یاد دهی تا یاری کننده راه من باشد.
,,
شهید محمود اتابکی فرزند در سال 1343 در شهر میلاجرد چشم به انوار وجود گشود، و از ظلمت بپای خاست و جان دل به نور دنیوی آراست.
,,
با اولین نغمه خوش آوایش قلوب پدر و مادر را سکینه ای گردید و غروب زندگیشان را سپیده ای.
,,
از محضر پدر راه و رسم بندگی آموخت و از سینه مادر جان زندگی گرفت، چون شمعی در رهش سوختند تا جان و تنش ساختند و پرداختند. تا به عمر شباب و طریق صوابش آوردند.
,,
عازم مکتب تحصیل گشت و تا مقطع پنجم ابتدایی تلمذ کرد و در سن هجده سالگی به عضویت سپاه پاسداران درآمد و کسوت جان نثاری بر تن آورد.
,,
به گاه یورش ددمنشانه بعثیان به میهن با خویش اندیشید که دنیا سرمایه مزجات است و محدوده ممات، لذا جان بر کف نهاد و عازم جدال گشت.
,,
شهید با لشگر 17 علی بن ابی طالب(ع) به جبهه عزیمت نمود، و پس از شرکت در عملیات های متعدد بتاریخ 1362/7/14 در منطقه عملیاتی سرپل ذهاب بر اثر برخورد خمپاره به مقام شهادت نائل امد.
,,
یاد و خاطره تمامی پدرهای آسمانی و نیز تمامی رادمردانی که روزی جان را نثار سربلندی سرزمینشان کردند و اگر امروز بودند، بهترین پدرهای دنیا بودند، گرامی باد
,,

, ,

, ,

, ,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه