تقدیم به علمداران زینب در کربلای حلب و فرزندانشان/
پوستر: سینهام میسوزد از داغ عطش / روز بابا هست و بابا نیستش
شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) کسانی که روز پدر سال گذشته کنار فرزندان کوچکشان حضور داشتند و طعم محبت یک پدر را برایشان معنا میکردند اما امسال با حضور آسمانی خود پیامآور حقانیت اسلام در تمام تاریخ هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ و به نقل از خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پیک هشترود، و روز پدر بهانهای است برای آنکه یاد کنیم از این شهدای والامقام و فرزندان خردسالشان که امروز با مقاومت و صبر خود در این راه ثابت میکنند، ادامه دهنده راه پدر هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود,, ,
,
, ,
متن این شعر زیبا که بمناسبت روز پدر تهیه شده بدین شرح است:
,,
دختر دردانۀِ بابا منم / رخت مشکی کرده مادر بر تنم
,هست فردا روز میلاد علی / روز بابا ، من عزادارم ولی
,,
آتشی در دل مرا جانسوز عشق / هست فردا روز بابا، روز عشق
,بغض دارم در گلو همسنگ کوه / در فراق آن علمدارِ شکوه
,,
او که رفت و برنگشت از راه عشق / او که شد عباس زینب در دمشق
,پا بهپای گریههای مادرم / اشک میبارد ز چشمان ترم
,,
سینهام میسوزد از داغ عطش / روز بابا هست و بابا نیستش
,قاب عکسش را بغل بگرفته باز / میزنم گل بوسه بر آن عکس ناز
,,
با خیالش غرقه در حالی خوشم / دست رویِ قابِ عکسش میکشم
,درد و دل با عکسِ نازش میکنم / قاب عکسش را نوازش میکنم
,,
او که بوسه از لبانش بود عسل / قاب عکسش را گرفتم در بغل
,کربلا برپا به دل دارم ز داغ / میکُشد دردانه را آخر فراق
,,
گوشۀِ ویرانۀِ تنهاییام / وارث درد و غم زهراییام
,در دلم آشوب و غوغایی به پاست / کَس نمیداند که بابایم کجاست؟
,,
بهر زینب او به گردن داشت دِین / بسته بود او عهد یاری با حسین
,های مردم رفت بابایم دمشق / تا کُند عباسیِ زینب به عشق
,,
آن دلش آشوبِ ناموس علی / برنمیگردد چرا دیگر ولی؟
,های مردم چیست آخر ماجرا / او دلش تنگم نمیگردد چرا؟
,,
کنج این ویرانه دق کردم ز داغ / کُشت بابا دخترش را از فراق
,من نمیدانم دمشق آخر کجاست / مادرم میگوید آنجا کربلاست
,,
های مردم پرسشی دارم، جواب / ای زده خود را ز بیداری به خواب
,کربلا آنجا اگر آری به پاست / پس چرا آسودهخاطر از شماست؟؟
,,
ای به مهدی بسته پیمانها ز عشق / کربلا برپاست آنجا در دمشق
,گر به مهدی عهد یاری بستهاید / از چه آسوده بهجا بنشستهاید؟
,,
عهد یاری با ولی از یاد رفت؟ / آنهمه در نامهها فریاد رفت؟
,ای ولی را داده دعوتنامهها / از چه بنشستید کنج خانهها؟
,,
کربلا برپاشده کاری کنید / همچو بابایم علمداری کنید
,وارث خونِ علمدار شهید / میزند نعره مرا یاری کنید
,,
کربلا برپا حلب را گشته باز / دست مهدی سویتان گشته دراز
,بشنوید ای مردمان این بانگ اوست / او که در دلها ظهورش آرزوست :
, ر,,
آه یاری کو مرا یاری کند / لشکر حق را علمداری کند
,شیعه مردی کو بماند با ولی / گر به یاری خوانمش گوید بلی
,,
های مردم یوسف زهرا منم / کُهنه زینب کرده پیراهن تنم
,ماندهام تنها و بییار و سپاه / کس نمیافتد به یاریام به راه ؟
,,
باز برپا کربلا ، تنها ولی / تشنهکامان ظهورم، یا علی
,از خُمِ سرخ شهادت بادهنوش / شیعه باید تا علم گیرد به دوش
,,
ایدریغا کوفیان بار دگر / حضرت مهدی کنندش خونجگر
,های مردم کربلا برپاشده / حال وقت امتحان ما شده
,,
از حلب میآید آوای جرس / هرکه دارد کربلا را او هوس
,ذوالفقار او در کف و دلدل سوار / گو علم گیرد به دوش عباس وار
, و,,
جای آن سیلی که زد بر روی یاس / خصم حیدر تا نماییمش قصاص
,کربلا برپاست مردم در حلب / حضرت مهدی به یاری تشنهلب
,,
باز زینب مانده تنها در میان / منتظر بر یاری ما شیعیان
,باز زهرا میخورد سیلی اگر / جای حیدر او بیاید پشت در
,,
ای جوانان غیورِ شیعه باز / حیدری باید علمها را فراز
,باز باید فتح خیبرها کنیم / کربلاها در حلب برپا کنیم
,,
کُلنا عباس باید اهل عشق / تا شود فتح حلب همچون دمشق
, /,تیغ باید چون علی در کف گرت / بهر دیدار شهادت صف گرفت
,,
رخش باید تا حلب مردانه تاخت / از رشادت شیعه را افسانه ساخت
,رستمی در دست باید ذوالفقار / تا بر آرد از سعودیها دمار
,,
وعدۀ مهدی شمارا اهل عشق / فتح خونبار حلب همچون دمشق
,هرکه دارد در دل او عشق ولا / منتظر او را ولی در کربلا
,,
هر که دارد کربلا رفتن طلب / کربلا امروز برپا در حلب
,شیعه مردی گر مدد آور ولی / در حلب کن یاری سید علی
,به امید ظهور حضرت یار …
,منصور نظری
,,
پایان پیام/م
]
ارسال دیدگاه