ولادت امام علی (ع) در آیینه شعر شاعران البرزی
در مطلب زیر شعر شاعران البرزی در رابطه با میلاد امام علی علیه السلام را می توانید مطالعه کنید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نگارانه؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نگارانه؛,در آستانه ی ولادت امام علی (ع) نگاهی می کنیم به گلچینی از اشعار شاعران البرزی در مورد مولود کعبه امیر مومنان علیه السلام که سروده شده است:
,بهروز قاسمی-بوی ترنم
, بهروز قاسمی-بوی ترنم,دوباره عطر شقایق ، دوباره شبنم عشق
,جهان دوباره صفا را ، گرفته از دم عشق
,دوباره اوج شکفتن ، دوباره بوی بهار
,در اهتزاز مداوم ، دوباره پرچم عشق
,تنیده بوی ترنم ، به دور ساقه ی دل
,دوباره دست تمنا، به سوی همدم عشق
,طنین هلهله آید، ز گوشه گوشه ی شب
,رسد ز کعبه چه زیبا، نوای دائم عشق
,قدم نهاده به گیتی، علی ولی خدا
,به سرزمین سعادت ، رسیده حاکم عشق
,شروع فصل طلایی، ز یمن پای علی
,و قلب شیعه شد امشب،دوباره خادم عشق
,جهان ز نام قشنگش، گرفته رنگ حضور
,در امتداد حضورش، به سجده عالم عشق
,و لحظه لحظه امشب، گرفته رنگ صفا
,تمام جان دقایق، فدای مقدم عشق
,دوباره جشن تولد، دوباره بوی علی
,شکاف کعبه ی دلها، ظهور اعظم عشق
,ولی شکاف سیاهی، میان فرق سحر
,و گریه های شانه ، دوباره در غم عشق
,دوباره ناله ی زینب، دوباره اشک حسین
,دوباره ماتم شیعه، برای خاتم عشق
,به دشت سینه ی شیعه، اگرچه درد علیست
,«رها» ز خاک قدومش، گرفته مرهم عشق
,سیف الدین حسین زاده
,ماه رجب را آفتاب مرتضی(ع) تابیده امشب
,یک دشت ریحان بهشتی در زمین روئیده امشب
,خورشید تا از پشت کوه آمد میان راه وا ماند
,مهتاب برمهتابیش یک سیر دل خندیده امشب
,دنیا از آن روزی که دنیا شد ندیده این همه عشق
,آیا زمین همچون شبی را هم به خوابش دیده امشب
,دسته گلی را که خدا برآب دنیا تحفه داده
,از باغ های پشت پرچین سلامش چیده امشب
,دیگر نگو امشب بگو صبحی که پایانی بر آن نیست
,ماه رجب را آفتاب مرتضی (ع) تابیده امشب
,بهروز قاسمی-پدر
, بهروز قاسمی-پدر,بسی عشق و بسی فریاد و شوری را به دل دارم
,چه شادانم ، چه مسرورم ، غروری را به دل دارم
,چو سروم من ، رها هستم ز بند و زخمه ی زنجیر
,که سر بر آسمان دارم، نیم از زندگی دلگیر
,رخم چون لاله از شادی ، شکرخندی به لبهایم
,هراسم نی ز تنهایی ، پدر یارم نه تنهایم
,پدر اسوه ، پدر الگو ، معلم بهر من باشد
,به خود می بالم از شادی، غریوم بحر من باشد
,پدر دریای مهر و لطف و احسان و صفا باشد
,پدر همواره نزد من یقینأ محترم باشد
,«رها» گر فارغی از غم، نگهبانت پدر باشد
,نگهدارش تویی یارب، که نورم در بصر باشد
,ندا (محبوبه) رسولی-پدر
, ندا (محبوبه) رسولی-پدر ,کفش های پدرم را که پوشیدم
,بزرگ بزرگ شدم و بعد
,شاعری سرود
,که قهرمان شعرهای او شده ام
,حالا که به قهرمان ها جایزه می دهند
,همه به دنبال کفش های پدرم می گردند
,بهروز قاسمی-زمزمه عشق
, بهروز قاسمی-زمزمه عشق,پدر
,ای تندیس سخاوت
,ای تلالو ایثار
,پدر
,ای وارسته ی نیک نهاد
,ای سره مرد نا همتا
,چه بگویم در نعت تو!؟
,که الکن زبان ستایش را
,در سراچه ی احساس
,نیست یارای توصیف
,پدر
,ای صلابت پایدار
,دمساز فخیم دل است
,سجایای شایگان تو
,پدر
,ای نوشین زمزمه ی عشق
,ای ترانه ی نیکویی
,ترا دوست دارم
]
ارسال دیدگاه