درخواست عمو حسین کرجی از مسئولین به مناسبت روز پدر/خدا هیچ پدری رو شرمنده فرزندش نکنه

درخواست عمو حسین کرجی از مسئولین به مناسبت روز پدر/خدا هیچ پدری رو شرمنده فرزندش نکنه
عمو حسین کرجی، کاسب با اخلاق و معروف کرجی، به مناسبت روز پدر از مسئولین خواست تا با پدرانی که شغلشان کسب و کار است و برای نان زن و فرزند با پهن کردن بساط تلاش می کنند راه آمده و اذیتشان نکنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از البرز ۲۴ حسین اسدیان ملقب به عمو حسین ۶۳ ساله، بچه تهران است و سالها همراه با زندگی آبرومندانه در کرج، میان یکی از میدانهای اصلی بساط دارد و همه او را به اخلاق خوب و محصولات سالمش می شناسند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, البرز ۲۴ , حسین اسدیان ملقب به عمو حسین ۶۳ ساله، بچه تهران است و سالها همراه با زندگی آبرومندانه در کرج، میان یکی از میدانهای اصلی بساط دارد و همه او را به اخلاق خوب و محصولات سالمش می شناسند.,

عمو حسین مانند هر پدر خوب دیگری نگران معیشت و آینده فرزندان خود است، زیاد عرف امروز جامعه و آداب و رسوم جا افتاده زمان کنونی را قبول ندارد و دلش همیشه برای زمانی که خود فرزند جوان پدرش بود تنگ میشود.

, عمو حسین مانند هر پدر خوب دیگری نگران معیشت و آینده فرزندان خود است، زیاد عرف امروز جامعه و آداب و رسوم جا افتاده زمان کنونی را قبول ندارد و دلش همیشه برای زمانی که خود فرزند جوان پدرش بود تنگ میشود.,

این مرد کاسب کرجی میگوید: قدیم ها خیلی خوب بود، همه چیز رنگ و بو و طعم دیگری داشت، کاسبان در کوچه ها طبق بر سر می گذاشتند وبا فریاد اجناس خود را تبلیغ میکردند و می فروختند، مردم مهربان و آرام بودند، خدایی زندگی شیرینی داشتیم، آن زمان پدرمان یک جفت کفش برای ما می خرید که یک وجب از پاهایمان بزرگتر بود، همینطورلباسی که چهار انگشت بلندتر از دستمان آویزان می شد، شلوارهایی که برایمان می دوخت هم دو وجب درازتر بود تا سالها بتوانیم آن را تا بزنیم و بپوشیم، مانند حالا نبود که که یک بچه شلواری را ۳۰۰ هزار تومان بخرد و دوماه بپوشد.

, این مرد کاسب کرجی میگوید: قدیم ها خیلی خوب بود، همه چیز رنگ و بو و طعم دیگری داشت، کاسبان در کوچه ها طبق بر سر می گذاشتند وبا فریاد اجناس خود را تبلیغ میکردند و می فروختند، مردم مهربان و آرام بودند، خدایی زندگی شیرینی داشتیم، آن زمان پدرمان یک جفت کفش برای ما می خرید که یک وجب از پاهایمان بزرگتر بود، همینطورلباسی که چهار انگشت بلندتر از دستمان آویزان می شد، شلوارهایی که برایمان می دوخت هم دو وجب درازتر بود تا سالها بتوانیم آن را تا بزنیم و بپوشیم، مانند حالا نبود که که یک بچه شلواری را ۳۰۰ هزار تومان بخرد و دوماه بپوشد.,

عمو حسین ادامه داد: ما مگر می توانستیم به باباهایمان بگوییم که این را میخواهم و آن را نمیخواهم، من ۱۸ ساله بودم که فهمیدم مادرم زن بابایم است و از پدر و مادر تبعیت کردن برایمان واجب بود، من واقعا نمی توانم خانواده های قدیم را با امروزی ها مقایسه کنم چون پدرها و مادرهای آینده را دارم می بینم، مادر بزرگ من ۹۸ ساله بود حتی یک تار موی اون رو ندیده بودم و مادرم ۶۴ ساله ام هم با حجاب بود.

, عمو حسین ادامه داد: ما مگر می توانستیم به باباهایمان بگوییم که این را میخواهم و آن را نمیخواهم، من ۱۸ ساله بودم که فهمیدم مادرم زن بابایم است و از پدر و مادر تبعیت کردن برایمان واجب بود، من واقعا نمی توانم خانواده های قدیم را با امروزی ها مقایسه کنم چون پدرها و مادرهای آینده را دارم می بینم، مادر بزرگ من ۹۸ ساله بود حتی یک تار موی اون رو ندیده بودم و مادرم ۶۴ ساله ام هم با حجاب بود.,

این پدر ۶۳ ساله با یادآوری خاطرات قدیم با افسوس می گوید: همه چیز عوض شده است، کوچک که بودم مادرم مرا بغل می کرد و با بقچه به حمام بیرون می رفتیم و چه سرحال . قبراق به خانه بر می گشتیم، از وقتی گرمابه های قدیم جمع شده همه مریض شده اند، کیسه کشیدن، مشت و مال و صفا و مردانگی و سفره های سالم و باز برای مهمان همه و همه رنگ و بوی دیگری داشت، همه با هم یک دست بودند، من همان سنت و سبک های زندگی قدیم را دوست دارم و همیشه به خاطرات جوانی هایم کنار پدر و مادر فکر می کنم.

, این پدر ۶۳ ساله با یادآوری خاطرات قدیم با افسوس می گوید: همه چیز عوض شده است، کوچک که بودم مادرم مرا بغل می کرد و با بقچه به حمام بیرون می رفتیم و چه سرحال . قبراق به خانه بر می گشتیم، از وقتی گرمابه های قدیم جمع شده همه مریض شده اند، کیسه کشیدن، مشت و مال و صفا و مردانگی و سفره های سالم و باز برای مهمان همه و همه رنگ و بوی دیگری داشت، همه با هم یک دست بودند، من همان سنت و سبک های زندگی قدیم را دوست دارم و همیشه به خاطرات جوانی هایم کنار پدر و مادر فکر می کنم. ,

کاسب خوش اخلاق کرجی ادامه داد: اکنون ۳۵سال است که ساکن کرج هستم و چیز زیادی از رسوم قدیمی نمی بینم، قدیمها کوچکترها به خانه برادر بزرگتر می رفتند و همه دور هم جمع می شدند و به پدر و مادرها سر می زدند و بابا در اعیاد به آنها یک تومن عیدی می داد، نوه ها و بچه ها ر می بوسید و نهار رشته پلو، باقلا پلو یا ماهی و قورمه سبزی درست می کردند ولی حالا مرغ منجمد که چهار روزه میشود سه کیلو را میخورند، قدیمها مرغ را ۶ ماه نگه می داشتند یک کیلو نمی شد ولی حالا همه مرغها با هورمون و آمپول وزن می گیرند و ما آن را می خوریم .

, کاسب خوش اخلاق کرجی ادامه داد: اکنون ۳۵سال است که ساکن کرج هستم و چیز زیادی از رسوم قدیمی نمی بینم، قدیمها کوچکترها به خانه برادر بزرگتر می رفتند و همه دور هم جمع می شدند و به پدر و مادرها سر می زدند و بابا در اعیاد به آنها یک تومن عیدی می داد، نوه ها و بچه ها ر می بوسید و نهار رشته پلو، باقلا پلو یا ماهی و قورمه سبزی درست می کردند ولی حالا مرغ منجمد که چهار روزه میشود سه کیلو را میخورند، قدیمها مرغ را ۶ ماه نگه می داشتند یک کیلو نمی شد ولی حالا همه مرغها با هورمون و آمپول وزن می گیرند و ما آن را می خوریم .,

عمو حسین با بیان اینکه مردم امروز نداری را تجربه میکنند و پولها برکت ندارد گفت: اکنون دخترها و پسرها چطور ازدواج کنند؟ یک یخچال میلیونها تومان است و برای خرید وسایل اولیه ازدواج پول زیادی لازم است، فساد اجتماعی هم بیشتر شده و آسیب های اجتماعی معضلی برای زندگی خانواده ها محسوب میشود، من از بچه های خودم راضی هستم و برایشان دعا می کنم، دو دختر و دو پسر دارم، دو نوه دختری و سه نوه پسری و خدا را شکر می کنم که با زحمت و دستفروشی آنها را به ثمر رسانده ام.

, عمو حسین با بیان اینکه مردم امروز نداری را تجربه میکنند و پولها برکت ندارد گفت: اکنون دخترها و پسرها چطور ازدواج کنند؟ یک یخچال میلیونها تومان است و برای خرید وسایل اولیه ازدواج پول زیادی لازم است، فساد اجتماعی هم بیشتر شده و آسیب های اجتماعی معضلی برای زندگی خانواده ها محسوب میشود، من از بچه های خودم راضی هستم و برایشان دعا می کنم، دو دختر و دو پسر دارم، دو نوه دختری و سه نوه پسری و خدا را شکر می کنم که با زحمت و دستفروشی آنها را به ثمر رسانده ام.,

این کاسب کرجی در پایان گفت: از مسئولین می خواهم به احترام روز پدر کاسب های قدیم را یاری کنند تا اذیت نشوند، عشق من کاسبی است و کار دیگری بلد نیستم، پدرم بساط داشت و من از همان زمان کارم همین است،

, این کاسب کرجی در پایان گفت: از مسئولین می خواهم به احترام روز پدر کاسب های قدیم را یاری کنند تا اذیت نشوند، عشق من کاسبی است و کار دیگری بلد نیستم، پدرم بساط داشت و من از همان زمان کارم همین است،,

از کسانی که از روستا به شهر آمده اند می خواهم به روستا برگردند، اقتصاد داخل شهرها نیست، اقتصاد امروز ما در استعدادهای روستا نهفته است، امروز برخی از مسئولین خودشان را به خواب زده اند و فکر مردم و جوانان نیستند، از قدیم گفته اند کسی که خواب است را می شود بیدار کرد ولی کسی که خودش رو بخواب زده است بلند نخواهد شد.

, از کسانی که از روستا به شهر آمده اند می خواهم به روستا برگردند، اقتصاد داخل شهرها نیست، اقتصاد امروز ما در استعدادهای روستا نهفته است، امروز برخی از مسئولین خودشان را به خواب زده اند و فکر مردم و جوانان نیستند، از قدیم گفته اند کسی که خواب است را می شود بیدار کرد ولی کسی که خودش رو بخواب زده است بلند نخواهد شد.,

وی در پایان دعا کرد خدا کند هیچ پدری شرمنده روی فرزندش نشود.

, وی در پایان دعا کرد خدا کند هیچ پدری شرمنده روی فرزندش نشود.]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه