یادداشت
عشقی که تنها دارایی غیر قابل تحریم و بلوکه ملت ایران است
ثروت عظیم مدافعان حرم عشقی است بی پایان به خاندان عترت که تنها دارایی غیر قابل تحریم و بلوکه ملت ایران وشیعیان سراسر جهان است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری واطلاع رسانی زنان کهگیلویه وبویراحمد ایل بانو، جوانانی که امروز در قامت"مدافعان حرم"خبرساز می شوند، پرچم داران عاشقی هستند که به راحتی نمی توان بر مبنای محاسبات عقل معاش قضاوتشان کرد؛ ثروت عظیم آن ها عشقی است بی پایان به خاندان عترت که تنها دارایی غیر قابل تحریم و بلوکه ملت ایران وشیعیان سراسر جهان است. عاشقانی که ملیتی فراتر ازمرزهای جغرافیایی برای خود برگزیده ودوشادوش هم,هویتی واحد را شکل داده اند,رزمندگان مدافع حرم.
این "مدافعان حرم"که خیلی زود به خیل "شهدای حرم"می پیوندند،,کیستند و چه در سر دارند؟ آرمانشان چیست؟ و چگونه دل ازآرامش زندگی روزمره می کنند و بدون هیچ اجباری و با میل واراده خود عازم کارزار دفاع از حرم می شوند؟
قضاوت درباره ی اینان کار ساده ای نیست. چگونه می توان با ابزار"عقل"به قضاوت دیپلمات های عاشقی(بخوانید انقلابی های عاشقی) نشست که اگر چه ردای تقابل با جاهلیت مدرن داعشیان را به تن کرده اند اما خود نیز چندان در قید وبند"عقل" به معنای اشتباهش نبوده و پا در مسیری گذاشتند که دیگران جز به حیرت نمی توانند به روایت وباز خوانی آن بپردازند، حیرتی از جنس همان تقابل عشق وعقل!
این جاست که جوانان عصر خامنه ای را می توان همرنگ جوانان عصر خمینی دانست. نشان به آن نشان که شهید علم الهدی نیز گفت: "ما عاقلانه فکر می کنیم ولی عاشقانه عمل می کنیم."
سالیان نه چندان پیش عده ای با شعارهای "توپ وتانک بسیجی دیگر اثر ندارد"و"مااهل کوفه نیستیم پول بگیریم بایستیم" و... دقیقا علیه همین شهدای انقلابی وحزب اللهی مدافع حرم چماق بلند کرده بودند واین جمله"بسیجی یعنی بسیجیان زمان جنگ که جلوی اسلحه شان دشمن بعثی بود نه جوان ایرانی!" نقل محافلشان گردیده بود. دیالوگ فیلم های سینمایی، سرمقاله روزنامه ها و خلاصه جایی نبود که طعنه زنندگان باشند واین جمله نباشد.
آن سال ها هر چه پرسیدیم که "گناه بسیجی امروز چیست که فتنه گر علیه انتخابات شناسنامه ایرانی دارد؟ "و هر چه گفتیم"حتی بسیجیان زمان جنگ هم در مقطع اول انقلاب، درگیر فتنه گرانی بودند که جملگی شناسنامه ایرانی داشتند "بازهم افاقه نکرد. اما اکنون همگان فرو رفته در حیرتی شگرف ،مات ومبهوت عروج کسانی هستند که اغلب همان بسیجیان 25_26ساله یا به قول همان طعنه زنندگان"بسیجی جنگ ندیده " هستند که ثابت کردند "هنوز گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهرما بوی شهادت می دهد"
دراین بین هنوز هم عده ای گویی درخواب زمستانی به سر می برند و تنها با استناد به عقل(البته ظاهرا) به گونه ای سخن می گویند که گویا نمی دانند بهای سنگین امنیت با ثبات ایران قطره قطره خون همین شهیدان است. وبا قیافه ای حق به جانب و معترضانه می گویند چه لزومی دارد زمانی که کشورما خود با مشکلات عدیده ای روبه روست ما کمک های جانی و مالی به کشورهای همسایه داشته باشیم؟!مگر از قدیم الایام نگفته اند "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است". ویا بی انصافی را از حد میگذرانند وساده لوحانه میگویند این افراد در ازای دریافت پول وامکانات حاضر به رفتن میشوند!!!
وعده ای هم هنوز در عجبند که چطور کسی برای دفاع از بیگانه ای,از خویشان ونزدیکان خود چشم می پوشد وراهی مقصدی میشود که امیدی به بازگشتش نیست.
اما اینان غافل تر از آنند که بدانند سخت است کبوترباشی وپابند زمین وزمینیان شوی.اری"آسمان فرصت پرواز بلندیست ولی قصه این است،چه اندازه کبوتر باشی". وکسی چه می داند که این کبوتر های عاشق، درگیر چه معامله ای با معبود خویشند.
"عقل میگوید بمان وعشق میگوید برو؛ واین هردو، عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عشق وعقل معنا شود، اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه ی خورشید نبرد، عشق را در راهی که می رود تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل وعشق فاصله ای نیست."
درگذراز همه این دلایلی که شاید عده ای از درک آن عاجز باشند، لازم است به چندین دلیل دیگر اعزام نیرو به سوریه وعراق اشاره کنیم.
سهل اندیشی است اگر گمان کنیم که هدف اصلی این گروهک های تروریستی وحامیان آن ها تنها سوریه وعراق ویمن باشد. برکسی پوشیده نیست که تمامی گروه های تکفیری در سوریه وعراق عقیده سلفی وهابی دارند،یعنی در تضاد کامل با تشیع هستند.وشیعیان را دشمن اصلی خود می دانند و از طرفی ایران نیز به عنوان مرکزیت تشیع در جهان اسلام وهدف اصلی و نهایی این تروریست ها شناخته می شود.
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند:"هیچ ملتی در درون خانه خود مورد هجوم واقع نشد مگر اینکه خوار وذلیل شد"
تنها ملتی در نبرد با دشمن پیروز می گردد که به استقبال هجوم دشمن کمر همت ببندد وعازم صحنه نبرد شود. سوریه خط مقدم مقابله با صهیونیسم جهانی در زمان حاظر است وبه عنوان پشتوانه اصلی نیروهای مقاومت به شمار می رود.
آری ایران میتوانست از اول چشم برعقاید خود ببندد وبرای تامین امنیت خود نیروهای دفاعیش را تقویت کند و منتظر بماند تا گروه های تکفیری به مرزش برسند و درگیری را اغاز کند، اما این تفکرچند ایراد اساسی دارد؛ اولا با این تفکر دورتا دور کشور ناامن می شد و1400کیلومتر مرز با عراق در اختیار گروه تروریستی داعش قرارمی گرفت وبه معنای واقعی کل مرز غیر قابل کنترل میشد.
دوما زمانی که ایران برای تامین امنیت خود جنگ را به بیرون از مرزهای خود بکشد و منتظر دشمن نماند در این صورت تلفات حاصل از جنگ فقط متحمل نیروی نظامی عمل کننده(سپاه پاسداران وبسیج) است درغیر اینصورت تمام ارگان های نظامی باید در گیر شوند. و همینطور مردم شهرهای مرزی اسیب های جبران ناپذیری خواهند دید وعملا کشور وارد جنگ می شود وکشور جنگ زده از اکثریت پیشرفت های ممکن باز خواهد ماند.
یکی دیگراز موهبت های حضور مستقیم ایران در صحنه نبرد سوریه، تبارشناسی وجریان شناسی از گروه های تروریستی، اجزا ونیروهای تشکیل دهنده آن ها وچگونگی عملیات هایشان و همینطور آگاهی به شیوه کار تروریست ها است که اطلاعات ارزنده ای برای نیروهای اطلاعتی وامنیتی ایران مهیا کرده که می توانند آن را در حفاظت از حریم وجلوگیری از نفوذ تروریست ها به خاک کشور به کار بگیرند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/م.غ
,]
ارسال دیدگاه