پنجاه و یکمین کارگاه شاهنامه خوانی در خورموج برگزار شد
پنجاه و یکمین کارگاه شاهنامه خوانی با حضور تنی چند از شاعران شهر خورموج در فرهنگسرای شهید شهریاری خورموج برگزار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازترنم دشتی مسعود بهرامی در این کارگاه که ٨٩ بیت توسط سلیمه نعیمی و طوبی شیرکانی خوانش شد، گفت: داستان به اینجا رسید که در جنگ بین سپاهیان کاوس و شاه مازندران سپاه مازندران در حال فروپاشی بود رستم نیزه ای برداشت و به طرف شاه رفت شاه از ترس رستم با قدرت جادویی که داشت خود را به شکل تکه سنگی بزرگ در آورد که باعث حیرت سپاه ایران شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ترنم دشتی,شاهنامه شناس خورموجی افزود: در همین بین کاوس شاه رسید و رستم ماجرای سنگ شدن شاه مازندران را برای شاه گفت و تصمیم گرفتند آن سنگ که شاه مازندران در دلش پنهان شده بود را به لشکرگاه کاوس ببرند اما هرچه سپاهیان کردند حتی توان تکان دادن سنگ را هم نداشتند.
,وی ادامه داد: رستم خود به تنهایی آن تکه سنگ را برداشت و به بالای کوه رفت و به شاه مازندران گفت اگر از سنگ بیرون نیایی تمام سنگ را تکه تکه خواهم کرد شاه تا سخن رستم را شنید خواست تا خود را به شکل ابر درآورد ولی رستم فوری دست او را گرفت و جادو باطل شد و او را نزد کاوس شاه برد.
,بهرامی اضافه کرد: کاوس با دیدن شاه مازندران یاد سختی هایی که خود و سپاهیانش کشیده بودند افتاد و فوری دستور تکه تکه کردن او را داد و چندین نفر را به لشکرگاه او فرستاد تا هرچه بودند را غارت کنند و به کسانی که سزاوار هستند ببخشند.
,وی افزود: کاوس شاه دستور داد تمام دیوانی که باعث آزار ایرانیان شدند را از بین ببرند و بعد از آن به مدت هفت روز به عبادت پرداخت.
,بهرامی ادامه داد: در ادامه ی ماجرا رستم از شاه می خواهد که حکومت مازندران را به اولاد ببخشد و شاه بی درنگ سخن کاوس را می پذیرد و به ایران باز می گردند.
,شاهنامه شناس خورموجی در پایان اضافه کرد: بعد از برگشت به ایران شاه کاوس ولایت سیستان را به رستم می بخشد و سپاهان را به گودرز و همچنین فرماندهی سپاه را به طوس بخشید.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه