فارن پالسی:

چرا هربار دموکراسی مورد نظر آمریکا در ایران با شکست روبرو می شود

چرا هربار دموکراسی مورد نظر آمریکا در ایران با شکست روبرو می شود
پس از توطئه های مداوم و تلاش های ناکام همه جانبه ی آمریکا در ابعاد نظامی و اقتصادی و فرهنگی گذشته در براندازی جمهوری اسلامی و به شکست کشاندن ایران اسلامی، در حال حاضر و حتی برای سالهای آینده تنها استراتژی باقیمانده ایالات متحده نفوذ از درون بقصد استحاله و نهایتاً فرو پاشی درونی متمرکز شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "کوگانا"، دموکراسی در خدمت سیاست آمریکا با انتشار بیش از پیش اسناد و مدارک از دخالت سخت و نرم ایالات متحده در امور داخلی بسیاری از کشورها و توسعه ی جنگ نرم  هر روز ابعاد پیشتری از شعارهای فریبکارانه و توطئه های مرموز آمریکا و چگونگی بکارگیری عوامل و ابزار و عناصر نفوذ و توسعه ی سلطه ی طلبی استکباری از منظر روزنه های مختلف سیاسی و فرهنگی آشکار می شود بنحویکه علاوه بر رسوا شدن زمینه و بسترسازی این اهداف و نیات شوم در افکار عمومی بین الملل، گروههای مختلفی از اندیشمندان و تحلیلگران آمریکایی خود نیز منتقدسرسخت این وضعیت شده و ناکامی های خارجی و ناکارامدی داخلی دولت های آمریکا و بهم خورد آرامش، صلح و ثبات جهانی و مخدوش شدن امنیت آمریکا و بی اعتمادی ملتها را نسبت به ادعاهای دروغین آمریکا ناشی از همین روند مداخله جویانه غیر حقیقی و توهم آمیز می دانند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از "کوگانا"، دموکراسی در خدمت سیاست آمریکا با انتشار بیش از پیش اسناد و مدارک از دخالت سخت و نرم ایالات متحده در امور داخلی بسیاری از کشورها و توسعه ی جنگ نرم  هر روز ابعاد پیشتری از شعارهای فریبکارانه و توطئه های مرموز آمریکا و چگونگی بکارگیری عوامل و ابزار و عناصر نفوذ و توسعه ی سلطه ی طلبی استکباری از منظر روزنه های مختلف سیاسی و فرهنگی آشکار می شود بنحویکه علاوه بر رسوا شدن زمینه و بسترسازی این اهداف و نیات شوم در افکار عمومی بین الملل، گروههای مختلفی از اندیشمندان و تحلیلگران آمریکایی خود نیز منتقدسرسخت این وضعیت شده و ناکامی های خارجی و ناکارامدی داخلی دولت های آمریکا و بهم خورد آرامش، صلح و ثبات جهانی و مخدوش شدن امنیت آمریکا و بی اعتمادی ملتها را نسبت به ادعاهای دروغین آمریکا ناشی از همین روند مداخله جویانه غیر حقیقی و توهم آمیز می دانند., به نقل از "کوگانا"، دموکراسی در خدمت سیاست آمریکا با انتشار بیش از پیش اسناد و مدارک از دخالت سخت و نرم ایالات متحده در امور داخلی بسیاری از کشورها و توسعه ی جنگ نرم  هر روز ابعاد پیشتری از شعارهای فریبکارانه و توطئه های مرموز آمریکا و چگونگی بکارگیری عوامل و ابزار و عناصر نفوذ و توسعه ی سلطه ی طلبی استکباری از منظر روزنه های مختلف سیاسی و فرهنگی آشکار می شود بنحویکه علاوه بر رسوا شدن زمینه و بسترسازی این اهداف و نیات شوم در افکار عمومی بین الملل، گروههای مختلفی از اندیشمندان و تحلیلگران آمریکایی خود نیز منتقدسرسخت این وضعیت شده و ناکامی های خارجی و ناکارامدی داخلی دولت های آمریکا و بهم خورد آرامش، صلح و ثبات جهانی و مخدوش شدن امنیت آمریکا و بی اعتمادی ملتها را نسبت به ادعاهای دروغین آمریکا ناشی از همین روند مداخله جویانه غیر حقیقی و توهم آمیز می دانند., به نقل از "کوگانا"، دموکراسی در خدمت سیاست آمریکا با انتشار بیش از پیش اسناد و مدارک از دخالت سخت و نرم ایالات متحده در امور داخلی بسیاری از کشورها و توسعه ی جنگ نرم  هر روز ابعاد پیشتری از شعارهای فریبکارانه و توطئه های مرموز آمریکا و چگونگی بکارگیری عوامل و ابزار و عناصر نفوذ و توسعه ی سلطه ی طلبی استکباری از منظر روزنه های مختلف سیاسی و فرهنگی آشکار می شود بنحویکه علاوه بر رسوا شدن زمینه و بسترسازی این اهداف و نیات شوم در افکار عمومی بین الملل، گروههای مختلفی از اندیشمندان و تحلیلگران آمریکایی خود نیز منتقدسرسخت این وضعیت شده و ناکامی های خارجی و ناکارامدی داخلی دولت های آمریکا و بهم خورد آرامش، صلح و ثبات جهانی و مخدوش شدن امنیت آمریکا و بی اعتمادی ملتها را نسبت به ادعاهای دروغین آمریکا ناشی از همین روند مداخله جویانه غیر حقیقی و توهم آمیز می دانند., "کوگانا"، , دموکراسی در خدمت سیاست آمریکا با انتشار بیش از پیش اسناد و مدارک از دخالت سخت و نرم ایالات متحده در امور داخلی بسیاری از کشورها و توسعه ی جنگ نرم  هر روز ابعاد پیشتری از شعارهای فریبکارانه و توطئه های مرموز آمریکا و چگونگی بکارگیری عوامل و ابزار و عناصر نفوذ و توسعه ی سلطه ی طلبی استکباری از منظر روزنه های مختلف سیاسی و فرهنگی آشکار می شود بنحویکه علاوه بر رسوا شدن زمینه و بسترسازی این اهداف و نیات شوم در افکار عمومی بین الملل، گروههای مختلفی از اندیشمندان و تحلیلگران آمریکایی خود نیز منتقدسرسخت این وضعیت شده و ناکامی های خارجی و ناکارامدی داخلی دولت های آمریکا و بهم خورد آرامش، صلح و ثبات جهانی و مخدوش شدن امنیت آمریکا و بی اعتمادی ملتها را نسبت به ادعاهای دروغین آمریکا ناشی از همین روند مداخله جویانه غیر حقیقی و توهم آمیز می دانند.,


پس از توطئه های مداوم و تلاش های ناکام همه جانبه ی آمریکا در ابعاد نظامی و اقتصادی و فرهنگی گذشته در براندازی جمهوری اسلامی و به شکست کشاندن ایران اسلامی، در حال حاضر و حتی برای سالهای آینده تنها استراتژی باقیمانده ایالات متحده نفوذ از درون بقصد استحاله و نهایتاً فرو پاشی درونی متمرکز شده  است.

,
, پس از توطئه های مداوم و تلاش های ناکام همه جانبه ی آمریکا در ابعاد نظامی و اقتصادی و فرهنگی گذشته در براندازی جمهوری اسلامی و به شکست کشاندن ایران اسلامی، در حال حاضر و حتی برای سالهای آینده تنها استراتژی باقیمانده ایالات متحده نفوذ از درون بقصد استحاله و نهایتاً فرو پاشی درونی متمرکز شده  است., پس از توطئه های مداوم و تلاش های ناکام همه جانبه ی آمریکا در ابعاد نظامی و اقتصادی و فرهنگی گذشته در براندازی جمهوری اسلامی و به شکست کشاندن ایران اسلامی، در حال حاضر و حتی برای سالهای آینده تنها استراتژی باقیمانده ایالات متحده نفوذ از درون بقصد استحاله و نهایتاً فرو پاشی درونی متمرکز شده  است., پس از توطئه های مداوم و تلاش های ناکام همه جانبه ی آمریکا در ابعاد نظامی و اقتصادی و فرهنگی گذشته در براندازی جمهوری اسلامی و به شکست کشاندن ایران اسلامی، در حال حاضر و حتی برای سالهای آینده تنها استراتژی باقیمانده ایالات متحده نفوذ از درون بقصد استحاله و نهایتاً فرو پاشی درونی متمرکز شده  است., پس از توطئه های مداوم و تلاش های ناکام همه جانبه ی آمریکا در ابعاد نظامی و اقتصادی و فرهنگی گذشته در براندازی جمهوری اسلامی و به شکست کشاندن ایران اسلامی، در حال حاضر و حتی برای سالهای آینده تنها استراتژی باقیمانده ایالات متحده نفوذ از درون بقصد استحاله و نهایتاً فرو پاشی درونی متمرکز شده  است.,

در رویکرد به این قضیه گزارشی سالانه توسط سرویس تحقیقات کنگره که هرسال با توجه به شرایط جدید به روز می شود و  بر این موضوع تمرکز دارد و شاهد غیر قابل انکار در روند دیدگاه و اقدامات خصمانه و غیر قابل اصلاح ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران است که خلاصه ی از این نوع گزارش ها از 2006 تا حال حاصر در دامنه ی این مقدمه خلاصه ترجمه ی دو کتاب و مقاله ی جدید از نشریه "فارن پالسی" را جهت وقوف بر کم و کیف طاهر فریبی دولتمردان آمریکا تقدیم می نمایم:

ایران: نگرانی های ایالات متحده و واکنشهای سیاسی (CRS گزارش)
2015 ژانویه 26
توسط سرویس تحقیقات کنگره

این گزارش از دوبخش اصلی تشکیل شده است؛
قسمت اول: پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، از اولویت های  ویژه سیاست آمریکا بود تا هرگونه تهدید متصور از این واقعه در ایران را بر مجموعه وسیعی از منافع ایالات متحده را کنترل نموده و در نطفه خفه سازد.  یکی ازاین تهدیدهای محتمل می توانست از طریق برنامه  هسته ی ایران که از سال  2002 برجسته شده بود، ایالات متحده فشار اقتصادی بین المللی گسترده ی را علیه ایران تدارک دید.

, در رویکرد به این قضیه گزارشی سالانه توسط سرویس تحقیقات کنگره که هرسال با توجه به شرایط جدید به روز می شود و  بر این موضوع تمرکز دارد و شاهد غیر قابل انکار در روند دیدگاه و اقدامات خصمانه و غیر قابل اصلاح ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران است که خلاصه ی از این نوع گزارش ها از 2006 تا حال حاصر در دامنه ی این مقدمه خلاصه ترجمه ی دو کتاب و مقاله ی جدید از نشریه "فارن پالسی" را جهت وقوف بر کم و کیف طاهر فریبی دولتمردان آمریکا تقدیم می نمایم:

ایران: نگرانی های ایالات متحده و واکنشهای سیاسی (CRS گزارش)
2015 ژانویه 26
توسط سرویس تحقیقات کنگره

این گزارش از دوبخش اصلی تشکیل شده است؛
قسمت اول: پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، از اولویت های  ویژه سیاست آمریکا بود تا هرگونه تهدید متصور از این واقعه در ایران را بر مجموعه وسیعی از منافع ایالات متحده را کنترل نموده و در نطفه خفه سازد.  یکی ازاین تهدیدهای محتمل می توانست از طریق برنامه  هسته ی ایران که از سال  2002 برجسته شده بود، ایالات متحده فشار اقتصادی بین المللی گسترده ی را علیه ایران تدارک دید.
, در رویکرد به این قضیه گزارشی سالانه توسط سرویس تحقیقات کنگره که هرسال با توجه به شرایط جدید به روز می شود و  بر این موضوع تمرکز دارد و شاهد غیر قابل انکار در روند دیدگاه و اقدامات خصمانه و غیر قابل اصلاح ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران است که خلاصه ی از این نوع گزارش ها از 2006 تا حال حاصر در دامنه ی این مقدمه خلاصه ترجمه ی دو کتاب و مقاله ی جدید از نشریه "فارن پالسی" را جهت وقوف بر کم و کیف طاهر فریبی دولتمردان آمریکا تقدیم می نمایم:

ایران: نگرانی های ایالات متحده و واکنشهای سیاسی (CRS گزارش)
2015 ژانویه 26
توسط سرویس تحقیقات کنگره

این گزارش از دوبخش اصلی تشکیل شده است؛
قسمت اول: پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، از اولویت های  ویژه سیاست آمریکا بود تا هرگونه تهدید متصور از این واقعه در ایران را بر مجموعه وسیعی از منافع ایالات متحده را کنترل نموده و در نطفه خفه سازد.  یکی ازاین تهدیدهای محتمل می توانست از طریق برنامه  هسته ی ایران که از سال  2002 برجسته شده بود، ایالات متحده فشار اقتصادی بین المللی گسترده ی را علیه ایران تدارک دید.
, در رویکرد به این قضیه گزارشی سالانه توسط سرویس تحقیقات کنگره که هرسال با توجه به شرایط جدید به روز می شود و  بر این موضوع تمرکز دارد و شاهد غیر قابل انکار در روند دیدگاه و اقدامات خصمانه و غیر قابل اصلاح ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران است که خلاصه ی از این نوع گزارش ها از 2006 تا حال حاصر در دامنه ی این مقدمه خلاصه ترجمه ی دو کتاب و مقاله ی جدید از نشریه "فارن پالسی" را جهت وقوف بر کم و کیف طاهر فریبی دولتمردان آمریکا تقدیم می نمایم:

ایران: نگرانی های ایالات متحده و واکنشهای سیاسی (CRS گزارش)
2015 ژانویه 26
توسط سرویس تحقیقات کنگره

این گزارش از دوبخش اصلی تشکیل شده است؛
قسمت اول: پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، از اولویت های  ویژه سیاست آمریکا بود تا هرگونه تهدید متصور از این واقعه در ایران را بر مجموعه وسیعی از منافع ایالات متحده را کنترل نموده و در نطفه خفه سازد.  یکی ازاین تهدیدهای محتمل می توانست از طریق برنامه  هسته ی ایران که از سال  2002 برجسته شده بود، ایالات متحده فشار اقتصادی بین المللی گسترده ی را علیه ایران تدارک دید.
, در رویکرد به این قضیه گزارشی سالانه توسط سرویس تحقیقات کنگره که هرسال با توجه به شرایط جدید به روز می شود و  بر این موضوع تمرکز دارد و شاهد غیر قابل انکار در روند دیدگاه و اقدامات خصمانه و غیر قابل اصلاح ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران است که خلاصه ی از این نوع گزارش ها از 2006 تا حال حاصر در دامنه ی این مقدمه خلاصه ترجمه ی دو کتاب و مقاله ی جدید از نشریه "فارن پالسی" را جهت وقوف بر کم و کیف طاهر فریبی دولتمردان آمریکا تقدیم می نمایم:

ایران: نگرانی های ایالات متحده و واکنشهای سیاسی (CRS گزارش)
2015 ژانویه 26
توسط سرویس تحقیقات کنگره

این گزارش از دوبخش اصلی تشکیل شده است؛
قسمت اول: پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، از اولویت های  ویژه سیاست آمریکا بود تا هرگونه تهدید متصور از این واقعه در ایران را بر مجموعه وسیعی از منافع ایالات متحده را کنترل نموده و در نطفه خفه سازد.  یکی ازاین تهدیدهای محتمل می توانست از طریق برنامه  هسته ی ایران که از سال  2002 برجسته شده بود، ایالات متحده فشار اقتصادی بین المللی گسترده ی را علیه ایران تدارک دید.
,
,
,
,
,
,
,
, قسمت اول: , قسمت اول:,

سرانجام  پس از انتخابات 2013 ریاست جمهوری ایران راه برای مذاکرات توافق مؤقت ("اقدام مشترک" JPA)که از توسعه ی برنامه ی اتمی ایران در مقابل تخفیف تحریم های کم رنگ اقتصادی جلوگیری می کرد مهیا شد ولی با این وجود هنوز بشکلی ملحوظ نگرانی های ایالات متحده از سیاستهای ایران کاهش نیافته است.

, سرانجام  پس از انتخابات 2013 ریاست جمهوری ایران راه برای مذاکرات توافق مؤقت ("اقدام مشترک" JPA)که از توسعه ی برنامه ی اتمی ایران در مقابل تخفیف تحریم های کم رنگ اقتصادی جلوگیری می کرد مهیا شد ولی با این وجود هنوز بشکلی ملحوظ نگرانی های ایالات متحده از سیاستهای ایران کاهش نیافته است., سرانجام  پس از انتخابات 2013 ریاست جمهوری ایران راه برای مذاکرات توافق مؤقت ("اقدام مشترک" JPA)که از توسعه ی برنامه ی اتمی ایران در مقابل تخفیف تحریم های کم رنگ اقتصادی جلوگیری می کرد مهیا شد ولی با این وجود هنوز بشکلی ملحوظ نگرانی های ایالات متحده از سیاستهای ایران کاهش نیافته است., سرانجام  پس از انتخابات 2013 ریاست جمهوری ایران راه برای مذاکرات توافق مؤقت ("اقدام مشترک" JPA)که از توسعه ی برنامه ی اتمی ایران در مقابل تخفیف تحریم های کم رنگ اقتصادی جلوگیری می کرد مهیا شد ولی با این وجود هنوز بشکلی ملحوظ نگرانی های ایالات متحده از سیاستهای ایران کاهش نیافته است., سرانجام  پس از انتخابات 2013 ریاست جمهوری ایران راه برای مذاکرات توافق مؤقت ("اقدام مشترک" JPA)که از توسعه ی برنامه ی اتمی ایران در مقابل تخفیف تحریم های کم رنگ اقتصادی جلوگیری می کرد مهیا شد ولی با این وجود هنوز بشکلی ملحوظ نگرانی های ایالات متحده از سیاستهای ایران کاهش نیافته است.,


قسمت دوم : همواره تصمیم سازان آمریکا در اندیشه چگونگی استفاده از ابزار های موجود در پاسخ به تهدیدات احتمالی ایران علیه ایالات متحده هستند که یکی از ابزارهای اصلی تقویت نیروهای مخالف داخلی علیه جمهوری اسلامی ایران است. پیش از اینکه به بخش دوم از گزارش بپردازیم لازم است که به این موضوع اشاره گردد که هر دو گزارش توسط سرویس تحقیقات کنگره تنطیم شده که این گزارشات از جایگاه و اعتبار و نفوذ خاصی در دوائر تصمیم ساز سیاسی واشنگتن دارد.

,
, قسمت دوم : همواره تصمیم سازان آمریکا در اندیشه چگونگی استفاده از ابزار های موجود در پاسخ به تهدیدات احتمالی ایران علیه ایالات متحده هستند که یکی از ابزارهای اصلی تقویت نیروهای مخالف داخلی علیه جمهوری اسلامی ایران است. پیش از اینکه به بخش دوم از گزارش بپردازیم لازم است که به این موضوع اشاره گردد که هر دو گزارش توسط سرویس تحقیقات کنگره تنطیم شده که این گزارشات از جایگاه و اعتبار و نفوذ خاصی در دوائر تصمیم ساز سیاسی واشنگتن دارد., قسمت دوم : همواره تصمیم سازان آمریکا در اندیشه چگونگی استفاده از ابزار های موجود در پاسخ به تهدیدات احتمالی ایران علیه ایالات متحده هستند که یکی از ابزارهای اصلی تقویت نیروهای مخالف داخلی علیه جمهوری اسلامی ایران است. پیش از اینکه به بخش دوم از گزارش بپردازیم لازم است که به این موضوع اشاره گردد که هر دو گزارش توسط سرویس تحقیقات کنگره تنطیم شده که این گزارشات از جایگاه و اعتبار و نفوذ خاصی در دوائر تصمیم ساز سیاسی واشنگتن دارد., قسمت دوم : همواره تصمیم سازان آمریکا در اندیشه چگونگی استفاده از ابزار های موجود در پاسخ به تهدیدات احتمالی ایران علیه ایالات متحده هستند که یکی از ابزارهای اصلی تقویت نیروهای مخالف داخلی علیه جمهوری اسلامی ایران است. پیش از اینکه به بخش دوم از گزارش بپردازیم لازم است که به این موضوع اشاره گردد که هر دو گزارش توسط سرویس تحقیقات کنگره تنطیم شده که این گزارشات از جایگاه و اعتبار و نفوذ خاصی در دوائر تصمیم ساز سیاسی واشنگتن دارد., قسمت دوم : همواره تصمیم سازان آمریکا در اندیشه چگونگی استفاده از ابزار های موجود در پاسخ به تهدیدات احتمالی ایران علیه ایالات متحده هستند که یکی از ابزارهای اصلی تقویت نیروهای مخالف داخلی علیه جمهوری اسلامی ایران است. پیش از اینکه به بخش دوم از گزارش بپردازیم لازم است که به این موضوع اشاره گردد که هر دو گزارش توسط سرویس تحقیقات کنگره تنطیم شده که این گزارشات از جایگاه و اعتبار و نفوذ خاصی در دوائر تصمیم ساز سیاسی واشنگتن دارد., قسمت دوم :, قسمت دوم :,

 "کنت کاتزمن" یکی از متخصصین ارشد مجموعه مذکور در قضایای خاورمیانه تهیه کننده اصلی آن بشمار می رود. او دراین گزارش می تویسد" عدم اعتماد بین ایالات متحده و ایران به قبل از اختلاف دو کشور بر سر برنامه هسته ی ایران برمی گرد و تعداد متنوعی پرونده اختلاف میان دو کشور وجود داشته است و حتی استراتژی امنیت ملی آمریکا بر این پایه قرار دارد که ایران بزرگترین تهدید برای ایالات متحده بشمار می رود".

در  گزارش دیگری بصراحت قید شده است که " آمریکا همچنان بر پرونده هائی همچون دمکراسی، حقوق بشر  بعنوان ابزاری جهت ایجاد اجماع داخلی و بین المللی در مقابل  تهدیدات دیگر ایران از نظر تصمیم سازان آمریکا استفاده خواهدکرد."

,  "کنت کاتزمن" یکی از متخصصین ارشد مجموعه مذکور در قضایای خاورمیانه تهیه کننده اصلی آن بشمار می رود. او دراین گزارش می تویسد" عدم اعتماد بین ایالات متحده و ایران به قبل از اختلاف دو کشور بر سر برنامه هسته ی ایران برمی گرد و تعداد متنوعی پرونده اختلاف میان دو کشور وجود داشته است و حتی استراتژی امنیت ملی آمریکا بر این پایه قرار دارد که ایران بزرگترین تهدید برای ایالات متحده بشمار می رود".

در  گزارش دیگری بصراحت قید شده است که " آمریکا همچنان بر پرونده هائی همچون دمکراسی، حقوق بشر  بعنوان ابزاری جهت ایجاد اجماع داخلی و بین المللی در مقابل  تهدیدات دیگر ایران از نظر تصمیم سازان آمریکا استفاده خواهدکرد."
,  "کنت کاتزمن" یکی از متخصصین ارشد مجموعه مذکور در قضایای خاورمیانه تهیه کننده اصلی آن بشمار می رود. او دراین گزارش می تویسد" عدم اعتماد بین ایالات متحده و ایران به قبل از اختلاف دو کشور بر سر برنامه هسته ی ایران برمی گرد و تعداد متنوعی پرونده اختلاف میان دو کشور وجود داشته است و حتی استراتژی امنیت ملی آمریکا بر این پایه قرار دارد که ایران بزرگترین تهدید برای ایالات متحده بشمار می رود".

در  گزارش دیگری بصراحت قید شده است که " آمریکا همچنان بر پرونده هائی همچون دمکراسی، حقوق بشر  بعنوان ابزاری جهت ایجاد اجماع داخلی و بین المللی در مقابل  تهدیدات دیگر ایران از نظر تصمیم سازان آمریکا استفاده خواهدکرد."
,  "کنت کاتزمن" یکی از متخصصین ارشد مجموعه مذکور در قضایای خاورمیانه تهیه کننده اصلی آن بشمار می رود. او دراین گزارش می تویسد" عدم اعتماد بین ایالات متحده و ایران به قبل از اختلاف دو کشور بر سر برنامه هسته ی ایران برمی گرد و تعداد متنوعی پرونده اختلاف میان دو کشور وجود داشته است و حتی استراتژی امنیت ملی آمریکا بر این پایه قرار دارد که ایران بزرگترین تهدید برای ایالات متحده بشمار می رود".

در  گزارش دیگری بصراحت قید شده است که " آمریکا همچنان بر پرونده هائی همچون دمکراسی، حقوق بشر  بعنوان ابزاری جهت ایجاد اجماع داخلی و بین المللی در مقابل  تهدیدات دیگر ایران از نظر تصمیم سازان آمریکا استفاده خواهدکرد."
,  "کنت کاتزمن" یکی از متخصصین ارشد مجموعه مذکور در قضایای خاورمیانه تهیه کننده اصلی آن بشمار می رود. او دراین گزارش می تویسد" عدم اعتماد بین ایالات متحده و ایران به قبل از اختلاف دو کشور بر سر برنامه هسته ی ایران برمی گرد و تعداد متنوعی پرونده اختلاف میان دو کشور وجود داشته است و حتی استراتژی امنیت ملی آمریکا بر این پایه قرار دارد که ایران بزرگترین تهدید برای ایالات متحده بشمار می رود".

در  گزارش دیگری بصراحت قید شده است که " آمریکا همچنان بر پرونده هائی همچون دمکراسی، حقوق بشر  بعنوان ابزاری جهت ایجاد اجماع داخلی و بین المللی در مقابل  تهدیدات دیگر ایران از نظر تصمیم سازان آمریکا استفاده خواهدکرد."
,
,
,


با ریاست احمدی نژاد بر دولت ایران اکنون از نظر سیاسی این کشور با ثبات است، کما  اینکه از نظر اقتصادی بحکم بهره وری از افزایش قیمت نفت و بحکم سیاست احمدی نژاد در حمایت از فقراء و لغو  دیون بسیاری از کشاورزان نیز همین وضعیت تثبیت شده است.

,
, با ریاست احمدی نژاد بر دولت ایران اکنون از نظر سیاسی این کشور با ثبات است، کما  اینکه از نظر اقتصادی بحکم بهره وری از افزایش قیمت نفت و بحکم سیاست احمدی نژاد در حمایت از فقراء و لغو  دیون بسیاری از کشاورزان نیز همین وضعیت تثبیت شده است., با ریاست احمدی نژاد بر دولت ایران اکنون از نظر سیاسی این کشور با ثبات است، کما  اینکه از نظر اقتصادی بحکم بهره وری از افزایش قیمت نفت و بحکم سیاست احمدی نژاد در حمایت از فقراء و لغو  دیون بسیاری از کشاورزان نیز همین وضعیت تثبیت شده است., با ریاست احمدی نژاد بر دولت ایران اکنون از نظر سیاسی این کشور با ثبات است، کما  اینکه از نظر اقتصادی بحکم بهره وری از افزایش قیمت نفت و بحکم سیاست احمدی نژاد در حمایت از فقراء و لغو  دیون بسیاری از کشاورزان نیز همین وضعیت تثبیت شده است., با ریاست احمدی نژاد بر دولت ایران اکنون از نظر سیاسی این کشور با ثبات است، کما  اینکه از نظر اقتصادی بحکم بهره وری از افزایش قیمت نفت و بحکم سیاست احمدی نژاد در حمایت از فقراء و لغو  دیون بسیاری از کشاورزان نیز همین وضعیت تثبیت شده است., با ریاست احمدی نژاد بر دولت ایران اکنون از نظر سیاسی این کشور با ثبات است، کما  اینکه از نظر اقتصادی بحکم بهره وری از افزایش قیمت نفت و بحکم سیاست احمدی نژاد در حمایت از فقراء و لغو  دیون بسیاری از کشاورزان نیز همین وضعیت تثبیت شده است.,


سیاست تغییر نظام ایران که جورج دبلیو بوش آنرا در آمریکا از سال  2002  پایه گذاری کرد دور از دسترس است ولکن این موضوع باعث نمی شود دولت و کنگره در حمایت و پشتیبانی از گروههای معارض و مخالف جمهوری اسلامی برای تغییر نظام ایران دست بکشند.

,
, سیاست تغییر نظام ایران که جورج دبلیو بوش آنرا در آمریکا از سال  2002  پایه گذاری کرد دور از دسترس است ولکن این موضوع باعث نمی شود دولت و کنگره در حمایت و پشتیبانی از گروههای معارض و مخالف جمهوری اسلامی برای تغییر نظام ایران دست بکشند., سیاست تغییر نظام ایران که جورج دبلیو بوش آنرا در آمریکا از سال  2002  پایه گذاری کرد دور از دسترس است ولکن این موضوع باعث نمی شود دولت و کنگره در حمایت و پشتیبانی از گروههای معارض و مخالف جمهوری اسلامی برای تغییر نظام ایران دست بکشند., سیاست تغییر نظام ایران که جورج دبلیو بوش آنرا در آمریکا از سال  2002  پایه گذاری کرد دور از دسترس است ولکن این موضوع باعث نمی شود دولت و کنگره در حمایت و پشتیبانی از گروههای معارض و مخالف جمهوری اسلامی برای تغییر نظام ایران دست بکشند., سیاست تغییر نظام ایران که جورج دبلیو بوش آنرا در آمریکا از سال  2002  پایه گذاری کرد دور از دسترس است ولکن این موضوع باعث نمی شود دولت و کنگره در حمایت و پشتیبانی از گروههای معارض و مخالف جمهوری اسلامی برای تغییر نظام ایران دست بکشند.,

بر اساس این مهم آمریکا فقط در حمایت های مالی خود را از گروههای معارض نظام جمهوری اسلامی و گروههای مدعی ترویج دمکراسی و حقوق بشر در ایران به 75 ملیون دلار درسال 2006 رساند و بدون شک این مبلغ معادل مبلغی بوده که در سال قبل از آن در این راه هزینه کرده است.

گرچه حجم این مبلغ با هدف آمریکا در کشوری به اندازه ایران پولی ناچیز بشمار می آید ولی ضعف گروههای اصلاح طلب و معارض در تغییر نظام از یکسو کاهش مقبولیت گروههای معارض داخل ایران در میان مردم بخاطر حمایت آمریکا از آنها مسیر کار را دشوارتر کرده است.

و این هفته "فارن پالسی" گزارش داد: چنانچه موسس این تفکر (ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر) را رئیس جمهوری اسبق آمریکا  "وودرو ویلسون" بحساب بیاوریم در واقع، آنچه در بیست و پنج سال گذشته اتفاق افتاده است نشان می دهد: تصویب این اندیشه و ادامه ی آن بوسیله ی سه رئیس جمهور آخر ایالات متحده دنبال شده است و اینها گسترش دموکراسی را در کشورهای دیگر امری اساسی در سیاست خارجی آمریکا قلمدادکردند، بیل کلینتون و جورج بوش برنامه هائی را در تلاش برای ترویج دموکراسی و تقویت آن در خارج طراحی و تقویت کردند.

در مقابل اوباما سعی کرد که تا حدی متفاوت با اسلاف خود عمل کند و در این رابطه گفته بود که: هیچ حقی مهمتر از اینکه فرد خود رهبرش را انتخاب کند وجود ندارد؟ کما اینکه در بسیاری موارد سخن از انتقال دمکراتیک قدرت و حمایت از دمکراسی در مصر و لیبی و یمن و تعداد دیگری از کشورها رانده بود.

ولی متاسفانه یکی از کتابهای " لری دایموند و مارک پلاتنر" که به زودی منتشر خواهد شد نشان می دهد که تلاش برای ترویج دموکراسی شکست خورده است، بلکه بر عکس موجب ایجاد هرج و مرج لجام گسیخته در کشورهائی همچون لیبی، یمن و عراق شده و در ترکیه، روسیه، لهستان و غیره سیر قهقرائی داشته به اضافه اینکه در مسیر دموکراسی اتحادیه اروپا و در ایالات متحده وضعیتی مشابهی حکمفرما بوده است، "دایموند" تاکید می کند، در این رابطه باید گفت: در کنار همه ی اینها 25 درصد از کشورهای دمکراتیک جهان هنوز از سی سال پیش تا کنون با معضلات خاص خود دست به گریبانند.

شاید فکر کنید برای انسان واقعگرائی مثل من نوع نظامی که بر کشورها حاکم است تفاوتی نداشته باشد، علیرغم این گمان شما ما اعتقاد داریم که نیاز به امنیت بمراتب اهمیتش از هر سیاست خارجی برای آمریکا بیشتر است.

ممکن است کشورهائی دموکراسی ایده آل نداشته باشد و حتی در مقابل مردمش دچار بد رفتاری باشد.
سیاست در این کشورها در واقع  وقتی به شکست کامل می رسد که دخالت نظامی آمریکا در یک کشور عملی می شود و رهبرش سرنگون می کند و قانون اساسی جدیدی می نویسد و تعدادی انتخابات در جهت تولید دموکراسی جدید ساماندهی می کند، صریحاً باید گفت همراهی با امر توهمی بیش نیست علیرغم اینکه افرادی ممکن است این روش را بپسندند.

 بکارگیری نیروی نظامی برای ترویج دموکراسی بخاطر دلایل زیادی معمولاً باشکست همراه است:

, بر اساس این مهم آمریکا فقط در حمایت های مالی خود را از گروههای معارض نظام جمهوری اسلامی و گروههای مدعی ترویج دمکراسی و حقوق بشر در ایران به 75 ملیون دلار درسال 2006 رساند و بدون شک این مبلغ معادل مبلغی بوده که در سال قبل از آن در این راه هزینه کرده است.

گرچه حجم این مبلغ با هدف آمریکا در کشوری به اندازه ایران پولی ناچیز بشمار می آید ولی ضعف گروههای اصلاح طلب و معارض در تغییر نظام از یکسو کاهش مقبولیت گروههای معارض داخل ایران در میان مردم بخاطر حمایت آمریکا از آنها مسیر کار را دشوارتر کرده است.

و این هفته "فارن پالسی" گزارش داد: چنانچه موسس این تفکر (ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر) را رئیس جمهوری اسبق آمریکا  "وودرو ویلسون" بحساب بیاوریم در واقع، آنچه در بیست و پنج سال گذشته اتفاق افتاده است نشان می دهد: تصویب این اندیشه و ادامه ی آن بوسیله ی سه رئیس جمهور آخر ایالات متحده دنبال شده است و اینها گسترش دموکراسی را در کشورهای دیگر امری اساسی در سیاست خارجی آمریکا قلمدادکردند، بیل کلینتون و جورج بوش برنامه هائی را در تلاش برای ترویج دموکراسی و تقویت آن در خارج طراحی و تقویت کردند.

در مقابل اوباما سعی کرد که تا حدی متفاوت با اسلاف خود عمل کند و در این رابطه گفته بود که: هیچ حقی مهمتر از اینکه فرد خود رهبرش را انتخاب کند وجود ندارد؟ کما اینکه در بسیاری موارد سخن از انتقال دمکراتیک قدرت و حمایت از دمکراسی در مصر و لیبی و یمن و تعداد دیگری از کشورها رانده بود.

ولی متاسفانه یکی از کتابهای " لری دایموند و مارک پلاتنر" که به زودی منتشر خواهد شد نشان می دهد که تلاش برای ترویج دموکراسی شکست خورده است، بلکه بر عکس موجب ایجاد هرج و مرج لجام گسیخته در کشورهائی همچون لیبی، یمن و عراق شده و در ترکیه، روسیه، لهستان و غیره سیر قهقرائی داشته به اضافه اینکه در مسیر دموکراسی اتحادیه اروپا و در ایالات متحده وضعیتی مشابهی حکمفرما بوده است، "دایموند" تاکید می کند، در این رابطه باید گفت: در کنار همه ی اینها 25 درصد از کشورهای دمکراتیک جهان هنوز از سی سال پیش تا کنون با معضلات خاص خود دست به گریبانند.

شاید فکر کنید برای انسان واقعگرائی مثل من نوع نظامی که بر کشورها حاکم است تفاوتی نداشته باشد، علیرغم این گمان شما ما اعتقاد داریم که نیاز به امنیت بمراتب اهمیتش از هر سیاست خارجی برای آمریکا بیشتر است.

ممکن است کشورهائی دموکراسی ایده آل نداشته باشد و حتی در مقابل مردمش دچار بد رفتاری باشد.
سیاست در این کشورها در واقع  وقتی به شکست کامل می رسد که دخالت نظامی آمریکا در یک کشور عملی می شود و رهبرش سرنگون می کند و قانون اساسی جدیدی می نویسد و تعدادی انتخابات در جهت تولید دموکراسی جدید ساماندهی می کند، صریحاً باید گفت همراهی با امر توهمی بیش نیست علیرغم اینکه افرادی ممکن است این روش را بپسندند.

 بکارگیری نیروی نظامی برای ترویج دموکراسی بخاطر دلایل زیادی معمولاً باشکست همراه است:
, بر اساس این مهم آمریکا فقط در حمایت های مالی خود را از گروههای معارض نظام جمهوری اسلامی و گروههای مدعی ترویج دمکراسی و حقوق بشر در ایران به 75 ملیون دلار درسال 2006 رساند و بدون شک این مبلغ معادل مبلغی بوده که در سال قبل از آن در این راه هزینه کرده است.

گرچه حجم این مبلغ با هدف آمریکا در کشوری به اندازه ایران پولی ناچیز بشمار می آید ولی ضعف گروههای اصلاح طلب و معارض در تغییر نظام از یکسو کاهش مقبولیت گروههای معارض داخل ایران در میان مردم بخاطر حمایت آمریکا از آنها مسیر کار را دشوارتر کرده است.

و این هفته "فارن پالسی" گزارش داد: چنانچه موسس این تفکر (ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر) را رئیس جمهوری اسبق آمریکا  "وودرو ویلسون" بحساب بیاوریم در واقع، آنچه در بیست و پنج سال گذشته اتفاق افتاده است نشان می دهد: تصویب این اندیشه و ادامه ی آن بوسیله ی سه رئیس جمهور آخر ایالات متحده دنبال شده است و اینها گسترش دموکراسی را در کشورهای دیگر امری اساسی در سیاست خارجی آمریکا قلمدادکردند، بیل کلینتون و جورج بوش برنامه هائی را در تلاش برای ترویج دموکراسی و تقویت آن در خارج طراحی و تقویت کردند.

در مقابل اوباما سعی کرد که تا حدی متفاوت با اسلاف خود عمل کند و در این رابطه گفته بود که: هیچ حقی مهمتر از اینکه فرد خود رهبرش را انتخاب کند وجود ندارد؟ کما اینکه در بسیاری موارد سخن از انتقال دمکراتیک قدرت و حمایت از دمکراسی در مصر و لیبی و یمن و تعداد دیگری از کشورها رانده بود.

ولی متاسفانه یکی از کتابهای " لری دایموند و مارک پلاتنر" که به زودی منتشر خواهد شد نشان می دهد که تلاش برای ترویج دموکراسی شکست خورده است، بلکه بر عکس موجب ایجاد هرج و مرج لجام گسیخته در کشورهائی همچون لیبی، یمن و عراق شده و در ترکیه، روسیه، لهستان و غیره سیر قهقرائی داشته به اضافه اینکه در مسیر دموکراسی اتحادیه اروپا و در ایالات متحده وضعیتی مشابهی حکمفرما بوده است، "دایموند" تاکید می کند، در این رابطه باید گفت: در کنار همه ی اینها 25 درصد از کشورهای دمکراتیک جهان هنوز از سی سال پیش تا کنون با معضلات خاص خود دست به گریبانند.

شاید فکر کنید برای انسان واقعگرائی مثل من نوع نظامی که بر کشورها حاکم است تفاوتی نداشته باشد، علیرغم این گمان شما ما اعتقاد داریم که نیاز به امنیت بمراتب اهمیتش از هر سیاست خارجی برای آمریکا بیشتر است.

ممکن است کشورهائی دموکراسی ایده آل نداشته باشد و حتی در مقابل مردمش دچار بد رفتاری باشد.
سیاست در این کشورها در واقع  وقتی به شکست کامل می رسد که دخالت نظامی آمریکا در یک کشور عملی می شود و رهبرش سرنگون می کند و قانون اساسی جدیدی می نویسد و تعدادی انتخابات در جهت تولید دموکراسی جدید ساماندهی می کند، صریحاً باید گفت همراهی با امر توهمی بیش نیست علیرغم اینکه افرادی ممکن است این روش را بپسندند.

 بکارگیری نیروی نظامی برای ترویج دموکراسی بخاطر دلایل زیادی معمولاً باشکست همراه است:
, بر اساس این مهم آمریکا فقط در حمایت های مالی خود را از گروههای معارض نظام جمهوری اسلامی و گروههای مدعی ترویج دمکراسی و حقوق بشر در ایران به 75 ملیون دلار درسال 2006 رساند و بدون شک این مبلغ معادل مبلغی بوده که در سال قبل از آن در این راه هزینه کرده است.

گرچه حجم این مبلغ با هدف آمریکا در کشوری به اندازه ایران پولی ناچیز بشمار می آید ولی ضعف گروههای اصلاح طلب و معارض در تغییر نظام از یکسو کاهش مقبولیت گروههای معارض داخل ایران در میان مردم بخاطر حمایت آمریکا از آنها مسیر کار را دشوارتر کرده است.

و این هفته "فارن پالسی" گزارش داد: چنانچه موسس این تفکر (ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر) را رئیس جمهوری اسبق آمریکا  "وودرو ویلسون" بحساب بیاوریم در واقع، آنچه در بیست و پنج سال گذشته اتفاق افتاده است نشان می دهد: تصویب این اندیشه و ادامه ی آن بوسیله ی سه رئیس جمهور آخر ایالات متحده دنبال شده است و اینها گسترش دموکراسی را در کشورهای دیگر امری اساسی در سیاست خارجی آمریکا قلمدادکردند، بیل کلینتون و جورج بوش برنامه هائی را در تلاش برای ترویج دموکراسی و تقویت آن در خارج طراحی و تقویت کردند.

در مقابل اوباما سعی کرد که تا حدی متفاوت با اسلاف خود عمل کند و در این رابطه گفته بود که: هیچ حقی مهمتر از اینکه فرد خود رهبرش را انتخاب کند وجود ندارد؟ کما اینکه در بسیاری موارد سخن از انتقال دمکراتیک قدرت و حمایت از دمکراسی در مصر و لیبی و یمن و تعداد دیگری از کشورها رانده بود.

ولی متاسفانه یکی از کتابهای " لری دایموند و مارک پلاتنر" که به زودی منتشر خواهد شد نشان می دهد که تلاش برای ترویج دموکراسی شکست خورده است، بلکه بر عکس موجب ایجاد هرج و مرج لجام گسیخته در کشورهائی همچون لیبی، یمن و عراق شده و در ترکیه، روسیه، لهستان و غیره سیر قهقرائی داشته به اضافه اینکه در مسیر دموکراسی اتحادیه اروپا و در ایالات متحده وضعیتی مشابهی حکمفرما بوده است، "دایموند" تاکید می کند، در این رابطه باید گفت: در کنار همه ی اینها 25 درصد از کشورهای دمکراتیک جهان هنوز از سی سال پیش تا کنون با معضلات خاص خود دست به گریبانند.

شاید فکر کنید برای انسان واقعگرائی مثل من نوع نظامی که بر کشورها حاکم است تفاوتی نداشته باشد، علیرغم این گمان شما ما اعتقاد داریم که نیاز به امنیت بمراتب اهمیتش از هر سیاست خارجی برای آمریکا بیشتر است.

ممکن است کشورهائی دموکراسی ایده آل نداشته باشد و حتی در مقابل مردمش دچار بد رفتاری باشد.
سیاست در این کشورها در واقع  وقتی به شکست کامل می رسد که دخالت نظامی آمریکا در یک کشور عملی می شود و رهبرش سرنگون می کند و قانون اساسی جدیدی می نویسد و تعدادی انتخابات در جهت تولید دموکراسی جدید ساماندهی می کند، صریحاً باید گفت همراهی با امر توهمی بیش نیست علیرغم اینکه افرادی ممکن است این روش را بپسندند.

 بکارگیری نیروی نظامی برای ترویج دموکراسی بخاطر دلایل زیادی معمولاً باشکست همراه است:
, بر اساس این مهم آمریکا فقط در حمایت های مالی خود را از گروههای معارض نظام جمهوری اسلامی و گروههای مدعی ترویج دمکراسی و حقوق بشر در ایران به 75 ملیون دلار درسال 2006 رساند و بدون شک این مبلغ معادل مبلغی بوده که در سال قبل از آن در این راه هزینه کرده است.

گرچه حجم این مبلغ با هدف آمریکا در کشوری به اندازه ایران پولی ناچیز بشمار می آید ولی ضعف گروههای اصلاح طلب و معارض در تغییر نظام از یکسو کاهش مقبولیت گروههای معارض داخل ایران در میان مردم بخاطر حمایت آمریکا از آنها مسیر کار را دشوارتر کرده است.

و این هفته "فارن پالسی" گزارش داد: چنانچه موسس این تفکر (ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر) را رئیس جمهوری اسبق آمریکا  "وودرو ویلسون" بحساب بیاوریم در واقع، آنچه در بیست و پنج سال گذشته اتفاق افتاده است نشان می دهد: تصویب این اندیشه و ادامه ی آن بوسیله ی سه رئیس جمهور آخر ایالات متحده دنبال شده است و اینها گسترش دموکراسی را در کشورهای دیگر امری اساسی در سیاست خارجی آمریکا قلمدادکردند، بیل کلینتون و جورج بوش برنامه هائی را در تلاش برای ترویج دموکراسی و تقویت آن در خارج طراحی و تقویت کردند.

در مقابل اوباما سعی کرد که تا حدی متفاوت با اسلاف خود عمل کند و در این رابطه گفته بود که: هیچ حقی مهمتر از اینکه فرد خود رهبرش را انتخاب کند وجود ندارد؟ کما اینکه در بسیاری موارد سخن از انتقال دمکراتیک قدرت و حمایت از دمکراسی در مصر و لیبی و یمن و تعداد دیگری از کشورها رانده بود.

ولی متاسفانه یکی از کتابهای " لری دایموند و مارک پلاتنر" که به زودی منتشر خواهد شد نشان می دهد که تلاش برای ترویج دموکراسی شکست خورده است، بلکه بر عکس موجب ایجاد هرج و مرج لجام گسیخته در کشورهائی همچون لیبی، یمن و عراق شده و در ترکیه، روسیه، لهستان و غیره سیر قهقرائی داشته به اضافه اینکه در مسیر دموکراسی اتحادیه اروپا و در ایالات متحده وضعیتی مشابهی حکمفرما بوده است، "دایموند" تاکید می کند، در این رابطه باید گفت: در کنار همه ی اینها 25 درصد از کشورهای دمکراتیک جهان هنوز از سی سال پیش تا کنون با معضلات خاص خود دست به گریبانند.

شاید فکر کنید برای انسان واقعگرائی مثل من نوع نظامی که بر کشورها حاکم است تفاوتی نداشته باشد، علیرغم این گمان شما ما اعتقاد داریم که نیاز به امنیت بمراتب اهمیتش از هر سیاست خارجی برای آمریکا بیشتر است.

ممکن است کشورهائی دموکراسی ایده آل نداشته باشد و حتی در مقابل مردمش دچار بد رفتاری باشد.
سیاست در این کشورها در واقع  وقتی به شکست کامل می رسد که دخالت نظامی آمریکا در یک کشور عملی می شود و رهبرش سرنگون می کند و قانون اساسی جدیدی می نویسد و تعدادی انتخابات در جهت تولید دموکراسی جدید ساماندهی می کند، صریحاً باید گفت همراهی با امر توهمی بیش نیست علیرغم اینکه افرادی ممکن است این روش را بپسندند.

 بکارگیری نیروی نظامی برای ترویج دموکراسی بخاطر دلایل زیادی معمولاً باشکست همراه است:
,
,
,
,
, و این هفته "فارن پالسی" گزارش داد: ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

اول: اینکه دموکراسی تنها بر قانون اساسی و انتخابات تکیه ندارد و به عوامل دیگری از جمله وجود نظام قانونی فعال، فراهم کردن سطح زندگی همراه با کرامت و آموزش شایسته و سایر عناصر اجتماعی دیگر نیاز دارد.

دوم: بکارگیری نیروی نظامی برای گسترش دموکراسی موجب ترویج خشونت می شود و ملت ها دریافت اوامر را از اجانب برنمی تابند همانگونه که در عراق دیدیم.

و دموکراسی های جوان قدرت پایداری در برابر خشونت طلبی ها نیستند و در ایجاد اقتصاد قوی موفق عمل نمی کنند و اشغالگران خارجی در انتخاب افراد مناسب برای قرار گرفتن در مناصب قدرت بد عمل کرده بنحوی که باعث گسترش فساد و بهم خورد سیاست ملی بشکلی غیرقابل پیش بینی می شوند.

در حالیکه آنچه که ما در این رهگذر باید درک کنیم  این است که باید دموکراسی جدید را  بمثابه اقدام در پروژه مهندسی  اجتماعی بزرگ فرض کنیم، چون این درغیر اینصورت پروژه ما به فروپاشی می انجامد

خلاصه اینکه هیچ  ابزار سریع  و کم هزینه ی برای ایجاد دموکراسی جدید وجود ندارد، و دراین راه ما می توانیم دو پیشنهاد را مطرح کنیم:

راه حل اول: دیپبلماسی است، هانند وضعیتی که در اروپای شرقی طی “انقلاب های مخملی ” یا میانمار  امروز پیش آمده ، که می تواند نیروی خارجی به کمک آنها بشتابد.

که نمونه ی دیگر آن  ایالات  متحده  بدون خشونت در کره ی جنوبی و فیلپین وغیره اقدامات لازم را انجام داد.
راه حل دوم این است که الگوی برتر را به جهان معرفی کنیم،  وقتی جهان به آمریکا مدعی دموکراسی به عنوان جامعه ی نابرابر که سیاست مداران آن از بیگانگان ابراز تنفرمی کنندوبیشترین تعداد زندانیان  درجهان را  به خود اختصاص داده طبعاً رغبتی به الگو پذیری از آمریکا نشان نمی دهند.

وقتی ملیونها شهروندآمریکائی از حق رای دادن محرومند، و هنگامیکه ثروتمندان نظام ودولت  آمریکا و سیاست آمریکا را دردست می گیرند به اضافه ی جریان زندان گوانتانامو و اقدام قتل و کشتار متعدد توسط ایالات متحده و شکنجه های زندان ابوغریب و غیره... و عدم تعرض مسئولان و مرتکبین آن به بازخواست قانونی، تأثیر مسموم کننده آن بر جامعه ی خود و جهانی را می بینیم و از همنجاست که دیگر ملتهای جهان "ارزشهائی" که آمریکا مبلغ آن بوده و سعى در صدور آن دارد تردید داشته و از پذیرش آن ابا دارند.

و دست آخر نویسنده نتیجه گیری می کند: و به اختصار اینکه، وقتی ایالات متحده در ترویج دمکراسی امکان دارد ادعا کند؛ که در آغار اگر موفق شود دموکراسی را در سرزمین خود گسترش دهد، گرچه ایجاد اصلاحات لازم و ضروری در این کشور آسان نیست و روالی سحر آمیز نخواهد داشت، ولی مطمئنم که ایجاد اصلاحات در ایالات متحده بمراتب از صدور و تثبیت دموکراسی به افغانستان، یمن و یا از هرجای دیگر جهان ساده تر و لازم تر است.

تهیه و ترجمه: عبدالمجید اورا

منابع:

1 :Iran: US political concerns and Responses/Iran: U.S. Concerns and Policy Responses
2-  Publisher: CreateSpace Independent Publishing Platform; RL32048 edition (January 26, 2015)
Series: CRS Reports
    Paperback: 74 pages
Iran: U.S. Concerns and Policy Responses (CRS Reports) Paperback – January 26, 2015
by Congressional Research Service

 3-   http://foreignpolicy.com/2016/04/25/why-is-america-so-bad-at-promoting-democracy-in-other-countries/
 4-منبعی جهت مطالعه ی بیشتر

, اول: اینکه دموکراسی تنها بر قانون اساسی و انتخابات تکیه ندارد و به عوامل دیگری از جمله وجود نظام قانونی فعال، فراهم کردن سطح زندگی همراه با کرامت و آموزش شایسته و سایر عناصر اجتماعی دیگر نیاز دارد.

دوم: بکارگیری نیروی نظامی برای گسترش دموکراسی موجب ترویج خشونت می شود و ملت ها دریافت اوامر را از اجانب برنمی تابند همانگونه که در عراق دیدیم.

و دموکراسی های جوان قدرت پایداری در برابر خشونت طلبی ها نیستند و در ایجاد اقتصاد قوی موفق عمل نمی کنند و اشغالگران خارجی در انتخاب افراد مناسب برای قرار گرفتن در مناصب قدرت بد عمل کرده بنحوی که باعث گسترش فساد و بهم خورد سیاست ملی بشکلی غیرقابل پیش بینی می شوند.

در حالیکه آنچه که ما در این رهگذر باید درک کنیم  این است که باید دموکراسی جدید را  بمثابه اقدام در پروژه مهندسی  اجتماعی بزرگ فرض کنیم، چون این درغیر اینصورت پروژه ما به فروپاشی می انجامد

خلاصه اینکه هیچ  ابزار سریع  و کم هزینه ی برای ایجاد دموکراسی جدید وجود ندارد، و دراین راه ما می توانیم دو پیشنهاد را مطرح کنیم:

راه حل اول: دیپبلماسی است، هانند وضعیتی که در اروپای شرقی طی “انقلاب های مخملی ” یا میانمار  امروز پیش آمده ، که می تواند نیروی خارجی به کمک آنها بشتابد.

که نمونه ی دیگر آن  ایالات  متحده  بدون خشونت در کره ی جنوبی و فیلپین وغیره اقدامات لازم را انجام داد.
راه حل دوم این است که الگوی برتر را به جهان معرفی کنیم،  وقتی جهان به آمریکا مدعی دموکراسی به عنوان جامعه ی نابرابر که سیاست مداران آن از بیگانگان ابراز تنفرمی کنندوبیشترین تعداد زندانیان  درجهان را  به خود اختصاص داده طبعاً رغبتی به الگو پذیری از آمریکا نشان نمی دهند.

وقتی ملیونها شهروندآمریکائی از حق رای دادن محرومند، و هنگامیکه ثروتمندان نظام ودولت  آمریکا و سیاست آمریکا را دردست می گیرند به اضافه ی جریان زندان گوانتانامو و اقدام قتل و کشتار متعدد توسط ایالات متحده و شکنجه های زندان ابوغریب و غیره... و عدم تعرض مسئولان و مرتکبین آن به بازخواست قانونی، تأثیر مسموم کننده آن بر جامعه ی خود و جهانی را می بینیم و از همنجاست که دیگر ملتهای جهان "ارزشهائی" که آمریکا مبلغ آن بوده و سعى در صدور آن دارد تردید داشته و از پذیرش آن ابا دارند.

و دست آخر نویسنده نتیجه گیری می کند: و به اختصار اینکه، وقتی ایالات متحده در ترویج دمکراسی امکان دارد ادعا کند؛ که در آغار اگر موفق شود دموکراسی را در سرزمین خود گسترش دهد، گرچه ایجاد اصلاحات لازم و ضروری در این کشور آسان نیست و روالی سحر آمیز نخواهد داشت، ولی مطمئنم که ایجاد اصلاحات در ایالات متحده بمراتب از صدور و تثبیت دموکراسی به افغانستان، یمن و یا از هرجای دیگر جهان ساده تر و لازم تر است.

تهیه و ترجمه: عبدالمجید اورا

منابع:

1 :Iran: US political concerns and Responses/Iran: U.S. Concerns and Policy Responses
2-  Publisher: CreateSpace Independent Publishing Platform; RL32048 edition (January 26, 2015)
Series: CRS Reports
    Paperback: 74 pages
Iran: U.S. Concerns and Policy Responses (CRS Reports) Paperback – January 26, 2015
by Congressional Research Service

 3-   http://foreignpolicy.com/2016/04/25/why-is-america-so-bad-at-promoting-democracy-in-other-countries/
 4-منبعی جهت مطالعه ی بیشتر
, اول: اینکه دموکراسی تنها بر قانون اساسی و انتخابات تکیه ندارد و به عوامل دیگری از جمله وجود نظام قانونی فعال، فراهم کردن سطح زندگی همراه با کرامت و آموزش شایسته و سایر عناصر اجتماعی دیگر نیاز دارد.

دوم: بکارگیری نیروی نظامی برای گسترش دموکراسی موجب ترویج خشونت می شود و ملت ها دریافت اوامر را از اجانب برنمی تابند همانگونه که در عراق دیدیم.

و دموکراسی های جوان قدرت پایداری در برابر خشونت طلبی ها نیستند و در ایجاد اقتصاد قوی موفق عمل نمی کنند و اشغالگران خارجی در انتخاب افراد مناسب برای قرار گرفتن در مناصب قدرت بد عمل کرده بنحوی که باعث گسترش فساد و بهم خورد سیاست ملی بشکلی غیرقابل پیش بینی می شوند.

در حالیکه آنچه که ما در این رهگذر باید درک کنیم  این است که باید دموکراسی جدید را  بمثابه اقدام در پروژه مهندسی  اجتماعی بزرگ فرض کنیم، چون این درغیر اینصورت پروژه ما به فروپاشی می انجامد

خلاصه اینکه هیچ  ابزار سریع  و کم هزینه ی برای ایجاد دموکراسی جدید وجود ندارد، و دراین راه ما می توانیم دو پیشنهاد را مطرح کنیم:

راه حل اول: دیپبلماسی است، هانند وضعیتی که در اروپای شرقی طی “انقلاب های مخملی ” یا میانمار  امروز پیش آمده ، که می تواند نیروی خارجی به کمک آنها بشتابد.

که نمونه ی دیگر آن  ایالات  متحده  بدون خشونت در کره ی جنوبی و فیلپین وغیره اقدامات لازم را انجام داد.
راه حل دوم این است که الگوی برتر را به جهان معرفی کنیم،  وقتی جهان به آمریکا مدعی دموکراسی به عنوان جامعه ی نابرابر که سیاست مداران آن از بیگانگان ابراز تنفرمی کنندوبیشترین تعداد زندانیان  درجهان را  به خود اختصاص داده طبعاً رغبتی به الگو پذیری از آمریکا نشان نمی دهند.

وقتی ملیونها شهروندآمریکائی از حق رای دادن محرومند، و هنگامیکه ثروتمندان نظام ودولت  آمریکا و سیاست آمریکا را دردست می گیرند به اضافه ی جریان زندان گوانتانامو و اقدام قتل و کشتار متعدد توسط ایالات متحده و شکنجه های زندان ابوغریب و غیره... و عدم تعرض مسئولان و مرتکبین آن به بازخواست قانونی، تأثیر مسموم کننده آن بر جامعه ی خود و جهانی را می بینیم و از همنجاست که دیگر ملتهای جهان "ارزشهائی" که آمریکا مبلغ آن بوده و سعى در صدور آن دارد تردید داشته و از پذیرش آن ابا دارند.

و دست آخر نویسنده نتیجه گیری می کند: و به اختصار اینکه، وقتی ایالات متحده در ترویج دمکراسی امکان دارد ادعا کند؛ که در آغار اگر موفق شود دموکراسی را در سرزمین خود گسترش دهد، گرچه ایجاد اصلاحات لازم و ضروری در این کشور آسان نیست و روالی سحر آمیز نخواهد داشت، ولی مطمئنم که ایجاد اصلاحات در ایالات متحده بمراتب از صدور و تثبیت دموکراسی به افغانستان، یمن و یا از هرجای دیگر جهان ساده تر و لازم تر است.

تهیه و ترجمه: عبدالمجید اورا

منابع:

1 :Iran: US political concerns and Responses/Iran: U.S. Concerns and Policy Responses
2-  Publisher: CreateSpace Independent Publishing Platform; RL32048 edition (January 26, 2015)
Series: CRS Reports
    Paperback: 74 pages
Iran: U.S. Concerns and Policy Responses (CRS Reports) Paperback – January 26, 2015
by Congressional Research Service

 3-   http://foreignpolicy.com/2016/04/25/why-is-america-so-bad-at-promoting-democracy-in-other-countries/
 4-منبعی جهت مطالعه ی بیشتر
, اول: اینکه دموکراسی تنها بر قانون اساسی و انتخابات تکیه ندارد و به عوامل دیگری از جمله وجود نظام قانونی فعال، فراهم کردن سطح زندگی همراه با کرامت و آموزش شایسته و سایر عناصر اجتماعی دیگر نیاز دارد.

دوم: بکارگیری نیروی نظامی برای گسترش دموکراسی موجب ترویج خشونت می شود و ملت ها دریافت اوامر را از اجانب برنمی تابند همانگونه که در عراق دیدیم.

و دموکراسی های جوان قدرت پایداری در برابر خشونت طلبی ها نیستند و در ایجاد اقتصاد قوی موفق عمل نمی کنند و اشغالگران خارجی در انتخاب افراد مناسب برای قرار گرفتن در مناصب قدرت بد عمل کرده بنحوی که باعث گسترش فساد و بهم خورد سیاست ملی بشکلی غیرقابل پیش بینی می شوند.

در حالیکه آنچه که ما در این رهگذر باید درک کنیم  این است که باید دموکراسی جدید را  بمثابه اقدام در پروژه مهندسی  اجتماعی بزرگ فرض کنیم، چون این درغیر اینصورت پروژه ما به فروپاشی می انجامد
, اول: اینکه دموکراسی تنها بر قانون اساسی و انتخابات تکیه ندارد و به عوامل دیگری از جمله وجود نظام قانونی فعال، فراهم کردن سطح زندگی همراه با کرامت و آموزش شایسته و سایر عناصر اجتماعی دیگر نیاز دارد.

دوم: بکارگیری نیروی نظامی برای گسترش دموکراسی موجب ترویج خشونت می شود و ملت ها دریافت اوامر را از اجانب برنمی تابند همانگونه که در عراق دیدیم.

و دموکراسی های جوان قدرت پایداری در برابر خشونت طلبی ها نیستند و در ایجاد اقتصاد قوی موفق عمل نمی کنند و اشغالگران خارجی در انتخاب افراد مناسب برای قرار گرفتن در مناصب قدرت بد عمل کرده بنحوی که باعث گسترش فساد و بهم خورد سیاست ملی بشکلی غیرقابل پیش بینی می شوند.

در حالیکه آنچه که ما در این رهگذر باید درک کنیم  این است که باید دموکراسی جدید را  بمثابه اقدام در پروژه مهندسی  اجتماعی بزرگ فرض کنیم، چون این درغیر اینصورت پروژه ما به فروپاشی می انجامد
, اول:, اول:,
,
, دوم:, دوم:,
,
,
,
,
, خلاصه اینکه هیچ  ابزار سریع  و کم هزینه ی برای ایجاد دموکراسی جدید وجود ندارد، و دراین راه ما می توانیم دو پیشنهاد را مطرح کنیم:

راه حل اول: دیپبلماسی است، هانند وضعیتی که در اروپای شرقی طی “انقلاب های مخملی ” یا میانمار  امروز پیش آمده ، که می تواند نیروی خارجی به کمک آنها بشتابد.

که نمونه ی دیگر آن  ایالات  متحده  بدون خشونت در کره ی جنوبی و فیلپین وغیره اقدامات لازم را انجام داد.
راه حل دوم این است که الگوی برتر را به جهان معرفی کنیم،  وقتی جهان به آمریکا مدعی دموکراسی به عنوان جامعه ی نابرابر که سیاست مداران آن از بیگانگان ابراز تنفرمی کنندوبیشترین تعداد زندانیان  درجهان را  به خود اختصاص داده طبعاً رغبتی به الگو پذیری از آمریکا نشان نمی دهند.

وقتی ملیونها شهروندآمریکائی از حق رای دادن محرومند، و هنگامیکه ثروتمندان نظام ودولت  آمریکا و سیاست آمریکا را دردست می گیرند به اضافه ی جریان زندان گوانتانامو و اقدام قتل و کشتار متعدد توسط ایالات متحده و شکنجه های زندان ابوغریب و غیره... و عدم تعرض مسئولان و مرتکبین آن به بازخواست قانونی، تأثیر مسموم کننده آن بر جامعه ی خود و جهانی را می بینیم و از همنجاست که دیگر ملتهای جهان "ارزشهائی" که آمریکا مبلغ آن بوده و سعى در صدور آن دارد تردید داشته و از پذیرش آن ابا دارند.

و دست آخر نویسنده نتیجه گیری می کند: و به اختصار اینکه، وقتی ایالات متحده در ترویج دمکراسی امکان دارد ادعا کند؛ که در آغار اگر موفق شود دموکراسی را در سرزمین خود گسترش دهد، گرچه ایجاد اصلاحات لازم و ضروری در این کشور آسان نیست و روالی سحر آمیز نخواهد داشت، ولی مطمئنم که ایجاد اصلاحات در ایالات متحده بمراتب از صدور و تثبیت دموکراسی به افغانستان، یمن و یا از هرجای دیگر جهان ساده تر و لازم تر است.

تهیه و ترجمه: عبدالمجید اورا

منابع:

1 :Iran: US political concerns and Responses/Iran: U.S. Concerns and Policy Responses
2-  Publisher: CreateSpace Independent Publishing Platform; RL32048 edition (January 26, 2015)
Series: CRS Reports
    Paperback: 74 pages
Iran: U.S. Concerns and Policy Responses (CRS Reports) Paperback – January 26, 2015
by Congressional Research Service

 3-   http://foreignpolicy.com/2016/04/25/why-is-america-so-bad-at-promoting-democracy-in-other-countries/
 4-منبعی جهت مطالعه ی بیشتر
, خلاصه اینکه هیچ  ابزار سریع  و کم هزینه ی برای ایجاد دموکراسی جدید وجود ندارد، و دراین راه ما می توانیم دو پیشنهاد را مطرح کنیم:

راه حل اول: دیپبلماسی است، هانند وضعیتی که در اروپای شرقی طی “انقلاب های مخملی ” یا میانمار  امروز پیش آمده ، که می تواند نیروی خارجی به کمک آنها بشتابد.

که نمونه ی دیگر آن  ایالات  متحده  بدون خشونت در کره ی جنوبی و فیلپین وغیره اقدامات لازم را انجام داد.
راه حل دوم این است که الگوی برتر را به جهان معرفی کنیم،  وقتی جهان به آمریکا مدعی دموکراسی به عنوان جامعه ی نابرابر که سیاست مداران آن از بیگانگان ابراز تنفرمی کنندوبیشترین تعداد زندانیان  درجهان را  به خود اختصاص داده طبعاً رغبتی به الگو پذیری از آمریکا نشان نمی دهند.

وقتی ملیونها شهروندآمریکائی از حق رای دادن محرومند، و هنگامیکه ثروتمندان نظام ودولت  آمریکا و سیاست آمریکا را دردست می گیرند به اضافه ی جریان زندان گوانتانامو و اقدام قتل و کشتار متعدد توسط ایالات متحده و شکنجه های زندان ابوغریب و غیره... و عدم تعرض مسئولان و مرتکبین آن به بازخواست قانونی، تأثیر مسموم کننده آن بر جامعه ی خود و جهانی را می بینیم و از همنجاست که دیگر ملتهای جهان "ارزشهائی" که آمریکا مبلغ آن بوده و سعى در صدور آن دارد تردید داشته و از پذیرش آن ابا دارند.

و دست آخر نویسنده نتیجه گیری می کند: و به اختصار اینکه، وقتی ایالات متحده در ترویج دمکراسی امکان دارد ادعا کند؛ که در آغار اگر موفق شود دموکراسی را در سرزمین خود گسترش دهد، گرچه ایجاد اصلاحات لازم و ضروری در این کشور آسان نیست و روالی سحر آمیز نخواهد داشت، ولی مطمئنم که ایجاد اصلاحات در ایالات متحده بمراتب از صدور و تثبیت دموکراسی به افغانستان، یمن و یا از هرجای دیگر جهان ساده تر و لازم تر است.

تهیه و ترجمه: عبدالمجید اورا

منابع:

1 :Iran: US political concerns and Responses/Iran: U.S. Concerns and Policy Responses
2-  Publisher: CreateSpace Independent Publishing Platform; RL32048 edition (January 26, 2015)
Series: CRS Reports
    Paperback: 74 pages
Iran: U.S. Concerns and Policy Responses (CRS Reports) Paperback – January 26, 2015
by Congressional Research Service

 3-   http://foreignpolicy.com/2016/04/25/why-is-america-so-bad-at-promoting-democracy-in-other-countries/
 4-منبعی جهت مطالعه ی بیشتر
,
,
, راه حل اول, راه حل اول,
,
,
, راه حل دوم, راه حل دوم,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

Beyond Outrage: Expanded Edition: What has gone wrong with our economy and our democracy, and how to fix itby Robert B. Reich

, Beyond Outrage: Expanded Edition: What has gone wrong with our economy and our democracy, and how to fix itby Robert B. Reich, Beyond Outrage: Expanded Edition: What has gone wrong with our economy and our democracy, and how to fix itby Robert B. Reich, Beyond Outrage: Expanded Edition: What has gone wrong with our economy and our democracy, and how to fix itby Robert B. Reich, Beyond Outrage: Expanded Edition: What has gone wrong with our economy and our democracy, and how to fix itby Robert B. Reich, Beyond Outrage: Expanded Edition: What has gone wrong with our economy and our democracy, and how to fix itby Robert B. Reich, Beyond Outrage: Expanded Edition: What has gone wrong with our economy and our democracy, and how to fix it, Robert B. Reich, Robert B. Reich, Robert B. Reich,

September 4, 2012

, September 4, 2012, September 4, 2012, September 4, 2012, September 4, 2012, September 4, 2012, September 4, 2012,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/, انتهای پیام/, انتهای پیام/, انتهای پیام/, انتهای پیام/, انتهای پیام/]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه