ناخودآگاه یاد کاپیتولاسیون افتادم
ناخودآگاه یاد چیزی مثل کاپیتولاسیون افتادم. اگرچه کاپیتولاسیون اساسا با این قانون جدید متفاوت است و با آن قابل قیاس نیست، اما خوی استکباری همان است. البته از مستکبر انتظاری جز تکبر و زورگویی نیست، سوال اینجاست که مظلوم چرا باید به هر خفتی تن بدهد؟
, ,
,
,
یک توجیه جالب و مضحک در این چند ماهه که بارها و بارها از زبان برخی شنیده ایم، این است که ادعا می کنند ما به چنان وضعیت وخیمی رسیده ایم که چاره ای جز کرنش و تسلیم در برابر زورگویی های آمریکا نداریم!
لگد زدن به دولت قبلی و مسئولان قبلی هم که الان راحت ترین و ساده ترین راه ممکن برای همه مسئولان فعلی است تا خیال خودشان را از پاسخگو بودن راحت کنند. اما کاش این ادعای غلط و غیرمنطقی در معرض نقد و آزمون قرار گیرد تا عیار راستگوها مشخص شود.
برفرض که این ادعا درباره وخامت اوضاع کشور درست باشد، سوال اینجاست که آیا برای رفع این وضعیت راه دیگری جز کرنش و تسلیم وجود ندارد؟
,
,
,

, ,
,
,
اگر دوگانه مورد نظر دولت و حامیان رسانه ای آن را بپذیریم (یعنی دوگانه توافق-عدم توافق) ناچاریم که همه بندهای مورد بحث توافقنامه ها را هم قبول کنیم؛ اما اگر به منتقدان اجازه داده شود تا درباره شیوه مذاکره و مفاد توافقنامه بحث کنند، آن وقت مشخص می شود که آیا این مذاکرات، به یک توافق خوب منتج شده یا توافق بد؟
,

, ,
و آیا این بهترین شیوه مذاکره است و آیا نمی شد به توافقی بهتر از این رسید؟ و آیا قبول شرط و شروط آمریکا که به ما اجازه بدهد از کدام شرکت خرید کنیم، یک تصمیم درست، عاقلانه و دیپلماتیک است؟
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه