نتیجه تغییر نگرش انقلابی به نگرش مادی گرایانه؛
الگویی که باعث دلبستگی دولتمردان به تفکر غرب شد
آنانی که خواسته یا ناخواسته باعث این تغییر نگرش به ارزشها و وقایع شدند، جامعه انقلابی مبتنی بر ارزشهای معنوی و الهی را به سمت جامعهای مبتنی بر ارزشهای مادی شبیه آن چیزی که در غرب است، سوق دادند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها"، عبدالمهدی شاهین زاده_ یاد دهه 60 به خیر... یاد آنهمه فداکاری و ایثار، یاد آن حال و هوای معنوی به خیر.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "منبری ها",جالب و قابلتأمل و تفکر است که مردمی برای برپایی اسلام و برپایی عدالت علوی و جامعه علوی، با شعارهایی معنوی قیام کردند که غالب آنها از اقشار مستضعف و پابرهنه جامعه بودند.
,در ابتدای این قیام با انواع مکر و نقشهها برای نابودی این قیام و درنهایت با یک تهاجم نظامی همهجانبه، نهتنها از سوی صدام یزید بلکه از سوی تمام دولتهای غرب و شرق و ابرقدرتهای عالم نیز مواجه شدند.
,این مردم پابرهنه، با جانودل و با تمام امکاناتی که در دست داشتند (که البته در حد بسیار ضعیف بود)، از این نظام و انقلاب دینی دفاع کردند و با چنگ و دندان، با نثار هزاران شهید که عمده آنان از جوانان و خانوادههای مستضعف بودند، این نظام را حفظ و تثبیت کردند تا اینکه تهاجم نظامی با سربلندی این پابرهنگان و علاقهمندان اسلام نبوی و علوی به پایان رسید.
,در آن برهه از تاریخ، دولتی روی کار میآید که شعارش ساماندهی ویرانیهای جنگ و بهبود اقتصاد و معیشت مردم است اما برای این مهم تاریخی، از مدلهای غربی مثل طرح تعدیل اقتصادی و از برنامههای بانک جهانی استفاده میکند.
,و چون در این نوع مدل، اولویت با سرمایه و سرمایهدار است، مردم مشاهده میکنند که بهمرور ارزشهایی که برای آنها قیام کردند، دستخوش تغییر میشود و مردم میبینند که دولت عملاً به بهانه ساماندهی اقتصاد، موجب اجرای سیاستهایی میشود که خروجی آن فشار مضاعف به همین قشر مستضعف است.
,جالب اینجا است که مردم میبینند دولتی که برای تحققش آنهمه زحمتکشیدهاند، به بهانه ساماندهی اقتصاد، عملاً فشار شدیدی بر آنها تحمیل میکند و در این فشار اقتصادی، دولت توجه و حمایت لازم را از آنان نمیکند.
,و جالبتر اینکه مردم میبینند دولت به بهانه حمایت از سرمایهگذار، دست به دامن کسانی شده که زمانی مردم آنها را بیرون کردهاند؛ اما دولت بهمرور ارزش را برای کسانی قائل است که سرمایه مادی بیشتری دارند.
,از این مقطع آنچه مهم میشود، داشتههای مادی است، نه داشتههای معنوی، بهخصوص آنکه بسیاری از علمداران نهضت و خانوادههای آنان، دربند لذایذ دنیوی شده و در رفاه غوطهور شدهاند.
,مردم میبینند که بهمرور، ارجوقرب به آن است که بتوانند با خودخواهی هرچهتمامتر با کنار گذاشتن روحیات دهه شصتی خویش، هرچه بیشتر سرمایه مادی جمع کنند.
,اما مختصر آنکه در برههای از تاریخ این انقلاب، ارزشهای معنوی و اسلامی به ارزشهای مادی و کسب رفاه بیشتر و استفاده حداکثری از لذایذ دنیوی، تغییر اساسی کرد و این شد که بهمرور، جامعه انقلابی و اسلامی دچار یک جنگ خیلی خطرناک شد.
,بهمرور داشتههای مادی و مالی اعم از خانه و ماشین گرانقیمت و حساب بانکی ملاک ارزیابی و ارزشگذاری شد و حتی کسانی که برای هر پستی، اعم از رئیسجمهوری و مجلس کاندید شدند، بیش از آنکه شعار معنوی و ... سر دهند، شعار مادی و وعده مالی میدهند.
,نتیجه آن شد که تا امروز و اکنون هرکسی بخواهد رئیسجمهور شود، باید یکچیز مادی و مالی پیشنهاد بدهد و این روحیه و این نوع نگاه، برای یک جامعه انقلابی مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی، بسیار خطرناک بوده، هست و خواهد بود.
,آنانی که خواسته یا ناخواسته باعث این تغییر نگرش به ارزشها و وقایع شدند، جامعه انقلابی مبتنی بر ارزشهای معنوی و الهی را به سمت جامعهای مبتنی بر ارزشهای مادی شبیه آن چیزی که در غرب است، سوق دادند.
,این تغییر نگرش منجر به آن شد که امروز جامعه از انواع آسیبهای اجتماعی که ماحصل تفکر مادی است، آکنده شود.
,همچنین باعث شد که امروز هرکسی بخواهد رئیسجمهور شود، باید بیش از فرهنگ، اعتقاد و تفکر، از اقتصاد و رفاه صحبت کند و خواسته و ناخواسته در این تغییر نگرش، چه ظلم بزرگی صورت گرفت که تا هنوز اثرات آن وجود دارد.
,و این تغییر نگرش سبب شد که این تفکر خطرناک که راه برونرفت از مشکلات اقتصادی و رسیدن به رفاه، از کانال آمریکا و غرب و با سلام کردن به کدخدا بهعنوان قویترین قدرت مادی ظاهری دنیا میباشد، تثبیت شود و در این تفکر همانند هاشمی، سردار مذاکره و تعامل منجی میشود./ انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه