گفت‌و‌گو با همسر شهید بلباسی

محمد لایق شهادت بود/ پسرم نیز لباس رزم پدرش را به تن خواهد کرد

محمد لایق شهادت بود/ پسرم نیز لباس رزم پدرش را به تن خواهد کرد
همسر شهید بلباسی گفت: تکفیری‌ها و دشمنان اسلام باید بدانند، روحیه‌ ما با شهادت جوانان‌مان تضعیف نمی‌شود، حال آنکه قوی‌تر هم شده و بر تن فرزندانمان هم لباس رزم می‌پوشیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، همسر شهید محمد بلباسی در گفت‌وگو با خبرنگار ما، با بیان اینکه همسرش شوق بسیاری برای رفتن به سوریه داشت، اظهار کرد: در حالی که هنوز گرد سفر راهیان‌نور از لباسش پاک نشده بود، زنگ تلفنش به صدا درآمد و فهمیدم دوباره باید فرسنگ‌ها دورتر از خاک وطن، بار سفر ببندد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

وی افزود: محمد آن شب با نگاهی خیره‌کننده نگاهم کرد و چندین‌بار از من اجازه گرفت تا برود، و درحالی که برق رفتن را در چشمانش دیدم او را به خدا سپردم و گفتم در پناه خدا.

همسر شهید محمد بلباسی ادامه داد: محمد پیش از رفتن با بچه‌ها حرف زد، باورکردنی نبود، آنها آرام شدند، و من همچنان با بهت نگاهش می‌کردم.

وی با بیان اینکه چهره سوخته همسرش نشانه حضورش در اردوهای جهادی بود، یادآور شد: محمد در مناطق کیاسر، کردستان، جنوب و ساخت‌و‌ساز منزل برای نیازمندان حضور پیدا می‌کرد و علاقه زیادی به اردوهای جهادی داشت.

همسر شهید بلباسی در مورد سخنان همسرش می‌گوید: محمد به من می‌گفت جان من، همسر و فرزندانم فدای یک لحظه ظهر عاشورای حضرت زینب(س).

وی با بیان اینکه برخی اوقات از دوستان و اطرافیان مورد سرزنش قرار می‌گرفتم که چرا محمد هیچوقت کنار همسر و فرزندانش نیست و در تعطیلات عید به وی اجازه سفر به مناطق جنگی و خدمت به مردم را می‌دهم، بیان کرد: من هرچه در زندگی دارم، از برکت خون شهدا است و محمد هم شرکت در یادواره‌های شهدا و راهیان‌نور را از وظایف خود می‌دانست.

همسر این شهید گفت: گرچه دلم گواهی شهادتش را می‌داد، اما نمی‌خواستم آن را باور کنم، و هنگامی که در فضای‌مجازی خبر شهادت محمد را با عکسش دیدم، در همان لحظه نماز شکر به جای آوردم، زیرا شهادت لیاقت می‌خواهد و محمد نیز لایق این بود که مورد لطف خداوند قرار بگیرد.

وی با اشاره به اینکه من در این روزها در ذهنم حتی قاب عکس شهادتش را نیز انتخاب کردم، ادامه داد: مهدی پسر کوچکم، این روزها گاهی برای پدرش بی‌قراری می‌کند و سراغش را از من می‌گیرد و می‌پرسد «بالاخره بابا کی میاد...؟».

همسر شهید بلباسی بیان کرد: همسرم گاهی اوقات به من می‌گفت در زمان شهادتم همچون کوه قوی باش و حتی اگر نزدیکان در غم شهادتم گریه می‌کنند،تو گریه نکن و اشکی نریز. اکنون من به خواسته‌اش عمل کردم چراکه این لیاقتی است که خدا با زندگی کردن با محمد به من داد.

وی افزود: محمد از من درخواست کرد تا روضه حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) را در خانه بخوانیم، حال مداحان اهل‌بیت(ع) خودشان بصورت خودجوش می‌آیند و در اینجا روضه می‌خوانند.

همسر شهید محمد بلباسی تاکید کرد: تکفیری‌ها و دشمنان اسلام باید بدانند، روحیه‌ ما با شهادت جوانان‌مان تضعیف نمی‌شود، حال آنکه قوی‌تر هم شده و بر تن فرزندانمان هم لباس رزم می‌پوشیم تا آنان از حریم اسلام عزیز و خاک کشورمان دفاع کنند.

وی در پایان گفت: خانه محمد، بیت‌الشهداء شده و من به این شهادت افتخار می‌کنم، همانطور که به زندگی با محمد افتخار می‌کردم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
 
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه