پاسدار و جانباز مهدیشهری که در دهه 60 بادیگارد بود
آن زمان منافقین، شخصیت های مملکتی را ترور می کردند با توجه به نیروی بدنی خوب و ورزشی که داشتم آموزش نیروی مخصوص حفاظت را دیدم و سپس بادیگارد و محافظ شخصیت ها شدم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرنگار نیزوا، روز پاسدار بهانه ای است تا از این جان بر کفان نظام جمهوری انقلاب اسلامی بیشتر بگوییم. همان هایی که برای پاسداری از ارزش های نظام و آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری و شهدای عزیز از هیچ کوششی دریغ نمی کنند و در همه عرصه ها حضور جدی و پررنگ خود را به نمایش می گذارند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نیزوا,پاسدارانی که نقش آنها از همان دوران جنگ تحمیلی به خوبی برای همه مشهود بود. چه آنهایی که با شهادت خود راه و الگوی ابا عبدالله الحسین(ع) را پیمودند و چه آنهایی که در راه این نظام واسلام همانند ابوالفضل عباس(ع) با سینه سپر کردن در برابر دشمن به درجه جانبازی رسیدند.
,"پاسدار جانباز"، قطعا برازنده آنانی است که به تاثی از سرداران کربلا، برای حفظ اسلام و نظام در مقابل دشمن به پا خواستند و خداوند نیز مدال قشنگ جانبازی را به آنان هدیه داد.
,«سید احمد ابراهیم پور» از پاسداران بازنشسته مهدیشهری است که این مدال قشنگ نصیبش شده و افتخار جانبازی دارد.
,

, پایگاه خبری نیزوا به مناسبت روز پاسدار و همچنین روز جانباز با این پاسدار و جانباز پرافتخار روزهای جنگ گفتگویی انجام داده که در ادامه می آید.
, نیزوا ,چرا پاسدار شدید؟
,در سال 59 که جنگ شروع شد 14 ساله بودم. به دلیل سن کم ما را جبهه نمی بردند من هم شناسنامه ام را دستکاری کردم و سال بعد به جبهه رفتم.
,علاقه شدیدی که به امام خمینی و همچنین جبهه و جنگ داشتم و دستوری که امام بر مبنای جهاد داده بودند می خواستم به جبهه بروم اوایل پدر و مادرم اجازه نمی دادند ولی به نوعی فرار کردم و رفتم جبهه. ابتدا در تهران آموزش عمومی دیدم و بعد به منطقه اعزام شدم بعد از مدتی که از جبهه برگشتم فکر می کردم با توبیخ خانواده مواجه می شوم که بدون اجازه آنها به جبهه رفته بودم ولی برعکس اصلا چیزی نگفتند.
,بعد از چند نوبتی که به جبهه رفتم پدر و مادرم گفتند شما که این همه به سپاه و جبهه و جنگ علاقه داری و درس و مدرسه را نیز رها کرده ای برو در سپاه مشغول شو. من هم پیگیر شدم و در سال 61 با 16 سال سن جذب سپاه شدم. آن زمان منافقین، شخصیت های مملکتی را ترور می کردند با توجه به نیروی بدنی خوب و ورزشی که داشتم آموزش نیروی مخصوص حفاظت را دیدم و سپس بادیگارد و محافظ شخصیت ها شدم.
,پس در حوزه حفاظت فعالیت می کردید. بادیگارد چه اشخاصی بودید؟
,در ابتدای فعالیتم در سپاه، بادیگارد آیت الله شاهچراغی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه فعلی سمنان که آن زمان امام جمعه مهدیشهر بودند، بودم. مدتی هم بادیگارد حاج آقا اختری امام جمعه سمنان بودم وی رفت سفیر ایران در سوریه شد و از من خواست که همراهش به سوریه بروم اما نمیتوانستم والدینم را تنها بگذارم و بروم.شخصیت های مهمی که در آن زمان از تهران به سمنان می آمدند مسئولیت حفاظت آنان را من بر عهده داشتم. مدتی را هم تهران در نهادهای مختلف بادیگارد بودم. حدودا سال 62 یک سال هم در بیت امام بودم و حفاظت ساختمان امام را بر عهده داشتم ولی به دلیل کهولت سن پدر و مادرم به مهدیشهر برگشتم و دوباره بادیگارد آیت الله شاهچراغی شدم.
,اولین بادیگارد حاج آقا شاهچراغی شما بودید؟
,من اولین سر تیم حفاظتی آیت الله شاهچراغی بودم. قبل از بنده و دوستان دیگر پاسدار های عادی محافظت ایشان را بر عهده داشتند اما به صورت تخصصی و آموزش دیده نبودند و بنده اولین نیروی تخصصی حفاظت بودم که سر تیم حفاظتی آیت الله را بر عهده داشتم.
,استرس در کار ما زیاد بود اما همیشه آماده بودیم. مخصوصا سال های 61 و 62 که منافقان خیلی ترور می کردند. یعنی در تهران هر کسی محاسن داشت را ترور می کردند.
,

, چند سال بادیگارد آیت الله شاهچراغی بودید؟
,در مجموع بیش از 4 سال بادیگارد حاج آقا شاهچراغی بودم . بعد از آن با این حالی که از حفاظت بیرون آمده بودم و در سپاه مهدیشهر مشغول بودم بازهم حفاظت نماز جمعه مهدیشهر را برعهده داشتم و تا زمانی که آیت الله شاهچراغی امام جمعه مهدیشهر بود با وی همکاری می کردم.
,چرا از حفاظت بیرون آمدید؟
,به دلیل مجروحیتی که برایم ایجاد شد توانایی جسمی لازم را برای بادیگارد شدن نداشتم و حوزه ماموریتم را در سپاه تغییر دادم. در سال 70 در سپاه مهدیشهر فرمانده حوزه عشایری شدم و تا زمان بازنشستگی یعنی در سال 91 در سپاه مهدیشهر خدمت کردم.
,در حالی که شما مسئولیت حفاظت اشخاص را بر عهده داشتید آیا به شما اجازه حضور در جبهه را می دادند؟
,ابتدا آیت الله شاهچراغی موافقت نمی کرد چون من نیروی تخصصی حفاظت بودم و چند نفر از هم دوره ای های من نیز به فرودگاه تهران رفته بودند و حفاظت پرواز را بر عهده داشتند. اما بعدا درخواستم را پذیرفت و دوباره به جبهه رفتم.
,از مجروحیت خود بگویید چگونه و در کجا مجروح شدید؟
,در اواخر سال 64 بود که در منطقه جزیره مجنون خودروی ما را زدند و بر اثر ترکش از ناحیه سر و سمت چپ بدنم مجروح شدم. یک نوبت دیگر هم در حین آموزش غواصی کتف سمت راست بر اثر فشار آب دچار دررفتگی شد که جراحی کردم. یک بار هم تیر به سمت راست پایم خورد.
,

, چند درصد جانبازی دارید؟
,50 درصد
,چند ساله بودید که به افتخار جانبازی نصیبتان شد؟
,19 سال داشتم.
,بعد از ازدواج همسرتان با جانبازی شما مشکلی نداشتند؟
,نه هیچ مشکلی نداشت و در زندگی هم خیلی حمایتم کرد. قطعا پشت سر هر مرد موفقی یک زن موفق و پشت سر هر زن موفقی یک زن موفق است.
,شما گفتید زمانی که پاسدار شدید، 16 ساله بودید آیا با این سن کم مشکلی برای شرایط جذب شما در سپاه وجود نداشت؟
,نه. برای پاسدار شدن شرایط سنی زیاد مطرح نبود. ضمن اینکه پیش از پاسدار شدن به جبهه رفته بودم و آموزش های نظامی دیده بودم و قدرت بدنی خوبی هم داشتم.
,تا چه مقطعی تحصیلات خود را ادامه دادید؟
,تحصیلاتم را تا سوم راهنمایی خوانده بودم بعد از اینکه قبولی ام را گرفتم درس را کنار گذاشته و به جبهه رفتم بعد که وارد سپاه شدم کم و بیش درسم را ادامه دادم و چون آموزش های نظامی زیاد دیده بودم فوق دیپلم نظامی گرفتم.
,اگر دوباره به گذشته برگردید و بخواهید شغلی برای خود انتخاب کنید باز هم پاسدار می شوید؟
,بله با کمال میل. همین الان هم برای پاسداری از این نظام و انقلاب آماده هستم.
,ویژگی های یک پاسدار ؟
,پاسدار باید از جان گذشته و گوش به فرمان مقام معظم رهبری باشد. از همه خواسته های دنیوی دست کشیده باشد و هر موقع فرماندهی کل قوا فرمان داد باید با جان و دل وسط میدان بیاید.
,خاطره ای از دوران جنگ بیان کنید؟
,تمام جبهه خاطرات شیرین داشت. اما خاطره ای که مرا دگرگون کرد تکه تکه شدن اجساد شهدا بود. در عملیات محرم عراقی ها حمله کرده بودند پاتک می زدند و ما داشتیم مقاومت می کردیم . من آرپی جی زن بودم. یکدفعه گلوله کاتیوشا به سنگر ما خورد و موج انفجار مرا بلند کرد و به زمین کوبید. بدنم کوبیده شده بود به پشتم دست زدم دیدم پر از خون است فکر کردم زخمی شدم ولی یک امدادگر که آمد مرا دید گفت نه شما زخمی نشدید تکه های گوشت شهدا که بر اثر ترکش تکه تکه شده بودند به پشت شما چسبیده است.
,

, تفاوت جنگ امروز با جنگ دوران دفاع مقدس در چیست؟
,آمریکا 8 سال جنگید و نتوانست کشور ما را زمینگیر کند اما در عرصه جنگ نرم با ماهواره ها جوانان ما را به سمت خودشان می کشند و از پا در می آورند.
,چه درخواستی از مسئولین دارید؟
,گوش به فرمان حضرت آقا باشند. شاید حدود 20 سال پیش بود که آقا از مسئولین خواستند یک ستادی تشکیل دهند و بررسی شود آنهایی که یک شبه پولدار می شوند سرمایه خود را از کجا می آورند هیچ کسی توجهی نکرد و کسی دنبال این کار نرفت اگر این ستاد تشکیل می شد الان امثال بابک زنجانی ها و فسادهای اقتصادی به وجود نمی آمد. اگر گوش به فرمان امام خامنه ای باشیم همه چیز درست می شود.
,پیروزی ما وحدت ما است. چون پشت سر رهبری ایستاده ایم اینگونه پیروز هستیم و دشمن جرات تعرض به کشور ما را ندارد و ایران مثل کشورهای دیگر نا امن نیست.
,مشکل اصلی جامعه ما از دیدگاه شما؟
,الآن یکی از مشکلات اصلی جامعه ما ازدواج است. این همه ستاد و بنیاد در کشور تشکیل شدهیک بنیادی تشکیل شود به نام بنیاد ازدواج که جوانان راحت در این بنیاد ثبت نام کنند و جهیزیه دختران تامین شود. برای پسران شغل ایجاد شود و در مجموع وسیله ازدواج جوانان فراهم شود.
,

, صحبت پایانی شما را می شنویم
,در هر شرایطی باید وحدت خودمان را حفظ کنیم. سه قوای نظام بعلاوه مردم باید وحدت داشته باشند و گوش به فرمان امام خامنه ای باشند.
,الان تنها دلیلی که افغانستان و عراق و سومالی و ... نشدیم به خاطر وجود رهبری و وحدت ما با ایشان است.
,با این وحدت به کجا می رسیم؟
,به نقطه پیروزی نهایی و قدرت اسلام در جهان خواهیم رسید. دعا کنیم که خداوند تا ظهور حضرت ولی عصر (عج) امام خامنه ای را برای ما نگه دارد.
,از اینکه در این گفتگو شرکت کردید بسیار سپاسگزاریم.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه