یزدان خوشحال شرفشاده
نیم نگاهی به شعرهای زنده یاد شیون فومنی
شیون با درک و دریافت رسالت هنری نیما و پرهیز از تقلید سنت های متحجر و ملالت بار و حفظ قالب آهنگ غزل، محتوای کار خود را چه از نظر مضامین و چه از نظر بافت کلام شعری دگرگون کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرویس یادداشت «لاهیجان»، یزدان خوشحال شرفشاده در یادداشتی با عنوان «آن شاعر شیدایی» نوشت: به محض گشودن دفتر اشعار شیون فومنی، طبیعت سرسبز و دلگشای گیلان را با همه تنوع و تلون و طراوت و شادابی به نظر می نشینیم:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, «لاهیجان»,آه اشک آلود شیون را به چشم کم مگیر – سبزی گیلانش از آن ابر باران آور است
,آسمــان صــاف و رشــت رویـــایـی – رقــص پروانـــه ها تمـــاشـــایــــی
,و پهنه ی مواج نیلی خزر را می بینیم وسواحل سبزش را و البرز با شکوه ،جنگل و شالیزاران ، قله های مه آلود وآسمان ابر آلود را که فریاد می کشد و های های گریه می کند :
,خستـه میکوچد ابـردلگیـری – کهنـه می گردد داستانـش نیز
,آفتــاب آنـک بـر بلنـدی ها – تیـر آتش پـر در کمـانش نیز
,همــدم دریـا پیـر قایقــران – بـازوان گستــر بادبانـش نیز
,گندمی خـرم سهره ای خندان – دامـن صحــرا سایبانـش نیز
,شور کوچکخان در سرجنگل – مشت کوهستـان همزبانش نیز
,تاثیر محیط طبیعی در کار این شاعر بخوبی مشهود است. تاثیری که بواسطه پیوند بذر رنج های طاقت فرسای جامعه، بار عاطفی شعر را دو چندان ساخته است:
,تــا به دلخـواه کبوتـر سفـره اندازد برنج – کاش در بـاران اشکم قد بـرافـرازد برنج
,چنگ جنگل شدنسیم آهنگ تادرگوش دشت – چشم انـداز افـق را نغمــه پـردازد برنج
,در نـی شالـی اگـر آواز بومــی بشکنـد – جیره خـوار قریه را در شکـوه انداز برنج
,خوشه درپستان حسرت خون ما را شیرکرد – تا که شیرین قصه ای از غصه آغازد برنج
,عمدتا شیون شاعری است غزل سرا، که همچون اکثر شاعران این قالب سنتی، عشق و دلدادگی و شیدایی به شعرشان رایحه ای سکر آمیز بخشیده است :
,ترنج تنـگ بلوریـن شعرهــای منی – اگر چه شاخه نشین درخت خویشتنی
,چه نسبتـی است ترا با سپیده نوروز – که در ضیـافت گـل آفتـاب برف تنی
,به جشن باده چراغانی تنت پیداست – بلور جـامه تـر از شیشه شراب منی…
,شیون با درک و دریافت رسالت هنری نیما و پرهیز از تقلید سنت های متحجر و ملالت بار و حفظ قالب آهنگ غزل، محتوای کار خود را چه از نظر مضامین و چه از نظر بافت کلام شعری دگرگون کرده است :
,می آید از آن سوی کوچه – بانوی گل گیسوی کوچه
,می آید از پنهان ترین راز – از وهم تو در توی کوچه
,خوش می خراماند عطش را – آن سرو آن دلجوی کوچه
,شیون گه گاه در مقطع غزل های خود به تاثیر نیما اشارت ها دارد:
,ندمی شیون اگر در نی نیما نفسی – خیز ران ناله تر از بیدبند مردابی
,در جای دیگر می گوید: بینوا عاشق سر دهد نیما – کاکلی آمد جوجکانش نیز
,تاثیر افسانه در این شعر:
,از نی بی نوا می نویسم – از سکوت صدا می نویسم
,از شب و گریه ها می نویسم – بی تو بیهوده را می نویسم …
,با آن که عشق و حدیث دل و روایت و شکایت وصال و هجران، جوهره و جانمایه شعر شیون است با این حال او از انعکاس ماجراها و گرفتاریها و مصائب جامعه پیرامون خود غافل نیست.
,بیان شیون زبانی است نرم و ساده و گرم و صمیمی با واژگانی بیشتر متداول زبان محاوره، و گاه آمیخته با تعابیر آرکائیک . زبانی پر از ایماژها و ترکیب های خود ساخته و رنگین:
,بذری به شیار خاک صحرا شد گم – جویان چو ستاره اش به شبها مردم
,طلسم قسمت دشتی که بیوه تقدیر – گره به سبزه بخت من و تو بست ای مرد
,عاطفه و تخیل دو عنصر اصلی شعرند. شاعر با خیال دور پرداز و عمق عاطفه خویش به شعرش شیرازه می دهد، قوت و غنای این دو موجب ارجمندی و تاثیر و کارآیی هر چه بیشتر شعر می شود. زبان در اظهار و تجلی و تبیین و تعبیر آن دو عنصر نقشی بسیار سازنده و موثر است. شعر شیون از این حیث شعری است برخوردار از عاطفه و تخیل و تصویر قوی.
,پایان پیام/
]
ارسال دیدگاه