زیر پوست شهرمان چه می گذرد؟

از اعتیاد به شیشه تا بی خانمانی کودک ۸ ماهه

از اعتیاد به شیشه تا بی خانمانی کودک ۸ ماهه
مشغول خواندن پیامهای گوشیم بودم که زن خیلی جوانی با بچه شیرخواره ای وارد شد روی صندلی کنارم که یک جای خالی بود، نشست تا نفسی تازه کند. پرسید همنیجا یارانه را جدا می کنند گفتم بله، کنکاوانه پرسیدم می خواهید یارانه تان را جدا کنید؟ دو دل بود که بگوید یا نگوید، آخر دلش را به دریا زد و سفره دلش را باز کرد و گفت می خواهم طلاق بگیرم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از “اقطاع”،  مشغول خواندن پیامهای گوشیم بودم که زن خیلی جوانی با بچه شیرخواره ای وارد شد روی صندلی کنارم که یک جای خالی بود، نشست تا نفسی تازه کند. پرسید همنیجا یارانه را جدا می کنند گفتم بله، کنکاوانه پرسیدم می خواهید یارانه تان را جدا کنید؟ دو دل بود که بگوید یا نگوید، آخر دلش را به دریا زد  و سفره دلش را باز کرد و گفت می خواهم طلاق بگیرم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اقطاع, اقطاع,

تقابل جوانی این زن و بچه شیرخواره اش با کلمه “طلاق” مرا را بهت زده کرد، برای طلاق خیلی سنش کم نشان می داد . سنش را پرسیدم گفت متولد ۷۵ هستم و همسرم دو سالی از خودم بزرگتر است، اول دبیرستان به اصرار خانواده ام ازدواج کردم، اما همسرم خیلی بد اخلاق است.

گفتم هیچ راهی برای درست شدن و بخشش شما به جای طلاق نیست؟ اشک در چشمانش جمع شد و گفت شما نمی فهمید  من تو چه جهنمی زندگی می کنم، زندگی با یک مردم معتاد شیشه ای که جز کتک زدن و فحش دادن چیزی بلد نیست، غیر  قابل تحمل است. گفتم اعتیاد و بداخلاقی نمی تواند بهانه طلاق شود، همسرت می تواند ترک کند و با وجود این بچه اخلاقش هم می تواند بهتر شود فقط شما باید به  او فرصت دهید. برای این بچه شیرخواره خیلی زود است که بی خانمان شود.

با بغض گفت من وقتی به خانه می روم، نمی دانم که زنده بیرون می آیم یا نه؟ شما نمی فهمید تو این چند سال چقدر  به او فرصت داده ام، کاش ازدواج نکرده بودم که الان مجبور شوم با یک بچه ۸ ماهه جدا  شوم، فقط طلاق می تواند من را از جهنمی آزاد کند که حتی خانواده ام هم اجازه نداشته باشند به دیدنم بیایند.

این گوشه ای از برخی حقایق تلخ است که زیر پوست شهرمان به دور چشمان بسیاری از ما اتفاق می افتد. حقایقی که شاید بسیاری از آنها از نبود فرهنگ سازی و مشاوره های ازدواج و عدم آگاهی خانواده ها و … سرچشمه می گیرد.

طلاقهایی که روز به روز بر آمار آنها اضافه می شود اما  ما گوش هایمان را کر و چشمانمان را کور و سرهایمان را زیر برف کرده ایم.

پرونده های طلاق و مهریه ای که طرفین آن را دختران و پسران کم سن و سال تشکیل می دهند، که طلاق گرفتن و طلاق دادن مثل نقل و نبات در دسترسشان است.

رسول اکرم(ص) می فرمایند: ” هیچ چیز در پیشگاه خدا محبوب تر از خانه ای که به ازدواج، آباد شده باشد نیست و هیچ چیز، در پیشگاه خدا منفورتر از خانه ای که در اسلام، به جدایی (طلاق) ویران شود، نیست”

این روایات و بسیاری روایت تکان دهنده دیگر که در مذمت طلاق از هم پاشیدگی بنیان خانواده آمده است تلنگری برای خانواده ها و خصوصا مسئولین است که تکانی بخورند.

نویسنده از آمار دقیق طلاق در این شهر اطلاعی ندارد اما شنیده ها و دیدهها از گوشه و کنار این شهر کوچک، آمار خوشایندی را نشان نمی دهد.

۴۷۲۵۶۸۹۵

به نظر می رسد وقت آن  رسیده که مسئولین شهر با بررسی عوامل سوق دهنده  خانواده ها به سمت طلاق و تلاش برای برطرف کردن آن از طریق کارهای فرهنگی مرتبط، راهی برای برون رفت از این سیر فزاینده طلاق پیدا کنند چرا که اگر همچنان بیخیال بنشینیم و فقط آمار را اعلام کنیم، در آینده علاوه بر آسیبهای اجتماعی،  با سیلی از فرزندان طلاق مواجه خواهیم شد، فرزندانی که به دلیل پرورش یافتن در خانواده ای متزلزل، مستعد انواع بزرهکاریها و ناهنجاریهای اجتماعی و .. می شوند .

انتهای پیام/

,

تقابل جوانی این زن و بچه شیرخواره اش با کلمه “طلاق” مرا را بهت زده کرد، برای طلاق خیلی سنش کم نشان می داد . سنش را پرسیدم گفت متولد ۷۵ هستم و همسرم دو سالی از خودم بزرگتر است، اول دبیرستان به اصرار خانواده ام ازدواج کردم، اما همسرم خیلی بد اخلاق است.

,

گفتم هیچ راهی برای درست شدن و بخشش شما به جای طلاق نیست؟ اشک در چشمانش جمع شد و گفت شما نمی فهمید  من تو چه جهنمی زندگی می کنم، زندگی با یک مردم معتاد شیشه ای که جز کتک زدن و فحش دادن چیزی بلد نیست، غیر  قابل تحمل است. گفتم اعتیاد و بداخلاقی نمی تواند بهانه طلاق شود، همسرت می تواند ترک کند و با وجود این بچه اخلاقش هم می تواند بهتر شود فقط شما باید به  او فرصت دهید. برای این بچه شیرخواره خیلی زود است که بی خانمان شود.

,

با بغض گفت من وقتی به خانه می روم، نمی دانم که زنده بیرون می آیم یا نه؟ شما نمی فهمید تو این چند سال چقدر  به او فرصت داده ام، کاش ازدواج نکرده بودم که الان مجبور شوم با یک بچه ۸ ماهه جدا  شوم، فقط طلاق می تواند من را از جهنمی آزاد کند که حتی خانواده ام هم اجازه نداشته باشند به دیدنم بیایند.

,

این گوشه ای از برخی حقایق تلخ است که زیر پوست شهرمان به دور چشمان بسیاری از ما اتفاق می افتد. حقایقی که شاید بسیاری از آنها از نبود فرهنگ سازی و مشاوره های ازدواج و عدم آگاهی خانواده ها و … سرچشمه می گیرد.

,

طلاقهایی که روز به روز بر آمار آنها اضافه می شود اما  ما گوش هایمان را کر و چشمانمان را کور و سرهایمان را زیر برف کرده ایم.

,

پرونده های طلاق و مهریه ای که طرفین آن را دختران و پسران کم سن و سال تشکیل می دهند، که طلاق گرفتن و طلاق دادن مثل نقل و نبات در دسترسشان است.

,

رسول اکرم(ص) می فرمایند: ” هیچ چیز در پیشگاه خدا محبوب تر از خانه ای که به ازدواج، آباد شده باشد نیست و هیچ چیز، در پیشگاه خدا منفورتر از خانه ای که در اسلام، به جدایی (طلاق) ویران شود، نیست”

,

این روایات و بسیاری روایت تکان دهنده دیگر که در مذمت طلاق از هم پاشیدگی بنیان خانواده آمده است تلنگری برای خانواده ها و خصوصا مسئولین است که تکانی بخورند.

,

نویسنده از آمار دقیق طلاق در این شهر اطلاعی ندارد اما شنیده ها و دیدهها از گوشه و کنار این شهر کوچک، آمار خوشایندی را نشان نمی دهد.

,

۴۷۲۵۶۸۹۵

, ۴۷۲۵۶۸۹۵, ۴۷۲۵۶۸۹۵,

به نظر می رسد وقت آن  رسیده که مسئولین شهر با بررسی عوامل سوق دهنده  خانواده ها به سمت طلاق و تلاش برای برطرف کردن آن از طریق کارهای فرهنگی مرتبط، راهی برای برون رفت از این سیر فزاینده طلاق پیدا کنند چرا که اگر همچنان بیخیال بنشینیم و فقط آمار را اعلام کنیم، در آینده علاوه بر آسیبهای اجتماعی،  با سیلی از فرزندان طلاق مواجه خواهیم شد، فرزندانی که به دلیل پرورش یافتن در خانواده ای متزلزل، مستعد انواع بزرهکاریها و ناهنجاریهای اجتماعی و .. می شوند .

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه