مدارس قوی ترین سازمان اجتماعی
مدارس قوی ترین سازمان اجتماعی و آموزش قابل دسترس برای مداخله است. مدرسه محل تمرین آموزش و یادگیری مهارتهای زندگی است و دانشآموزان در کنار تحصیل، مهارتهای اخلاقی و زندگی از جمله کمک به همنوع خود را یاد میگیرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "آرمان کرمان"؛ «وریس ایی الیابس» از دانشگاه راجرز در آمریکا و مؤلف کتاب «تصمیم گیری اجتماعی و رشد مهارتهای زندگی» در رابطه با مهارتهای زندگی چنین می گوید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "آرمان کرمان",مهارتهای زندگی.... یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر، انجام مسئولیت های اجتماعی، انجام تصمیم گیری های صحیح، حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند.در امر آموزش بهداشت مثل آموزش مهارتهای زندگی، ضروری است تا عوامل روانی اجتماعی مانند عزت نفس، خودپنداره، شبکه های حمایت اجتماعی و استرس مؤثر بر رفتار کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار گیرند. برنامه مهارتهای زندگی بر این اصل استوار است که کودکان و نوجوانان حق دارند توانمند شوند و نیاز دارند که بتوانند از خودشان و علائق شان در برابر موقعیت های سخت زندگی دفاع کنند.
,آموزش و مهارتهای زندگی، فرد را قادر می سازد تا دانش، ارزشها و نگرشها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند مثل اینکه چه کاری باید بکند و چگونه آن را انجام دهد.
,مهارتهای زندگی، توانایی است که فرد را قادر می سازد انگیزه و رفتار سالم داشته باشد و فرصت و میدان انجام چنین رفتارهایی را نیز ایجاد می نماید.
,در آموزش مهارتهای زندگی، معلم و شاگرد در یک فرآیند پویای یادگیری شرکت می کنند. در این یادگیری، از شیوه های مختلفی مثل فعالیت در گروههای کوچک یا گروههای دو تایی، بارش فکری، ایفای نقش، بازی و بحث و مناظره استفاده می شود.
,آموزش به این صورت شروع می شود که آموزگار از کودکان می خواهد نظرها و یا اطلاعات خود را درباره یکی از موقعیت هایی که با مهارتهای زندگی ارتباط دارد بیان کنند. سپس از آنها می خواهد که در مورد همین موضوع، در گروههای کوچک یا دوتایی به طور مفصل صحبت کنند.
,دانش آموزان در همین رابطه می توانند سناریویی را به نمایش بگذارند و در موقعیت های دیگر نیز همین مهارت را تمرین نمایند.تمرین این مهارت در موقعیت های واقعی زندگی، جزء اساسی و زنده آموزش مهارتهای زندگی است. در پایان معلم تکالیفی به کودکان می دهد تا مهارتهای مورد نظر را در موقعیت های واقعی زندگی بیشتر تمرین کنند و با دوستان و خانواده در این باره بیشتر بحث کنند به این ترتیب مهارتها از طریق تمرین یاد گرفته می شوند و آموخته ها به محیط بیرون از کلاس انتقال می یابد. بهداشت و سلامت روان کودکان، موضوعی است که به توجه جدی نیاز دارد. امروزه، با استفاده از برنامه های مختلف مانند آموزش مهارتهای زندگی، آموزش بهداشت روانی، مداخلات بهداشتی مبنی بر مدرسه و به ضرورت، درمانهای تخصصی می توان به کودکان کمک نمود تا زندگی مفیدتر و رضایتمندانه تری داشته باشند.همه کودکان و نوجوانان در زندگی خود با استرس های شدیدی روبه رو می شوند که بخشی از آنها ناشی از تغییرات رشد بهنجار کودکان می باشد. مانند رشد و تغییرات هورمونی و همچنین تغییراتی که در ارتباط با والدین و اجتماع رخ می دهد.شکست در تحصیل و طرد اجتماعی عواقب و پیامدهای پایایی دارد، زیرا شکست در یادگیری مطالب درسی، شانس فرد را در موفقیت های آینده محدود می کند و اینگونه کودکان در آینده از جریان اصلی اجتماعی دور می افتند و به عواقبی مانند بیکاری، بی خانمانی و یا سایر علایم اختلال در کارکردهای اجتماعی دچار می شوند.
,مدرسه فرصت بی همتایی برای بهبود زندگی بسیاری از کودکان و نوجوانان ایجاد می کند. به موازات حرکت ملتها در جهت آموزش همگانی، افزایش نقش مدارس در ارائه خدمات بهداشتی مثل خدمات بهداشت روانی برای پرداختن به عواملی که در تحصیل مداخله می کند، اهمیت یافته است. به جرأت می توان گفت مدارس با حمایت کامل خانواده و اجتماع بهترین محل برای برنامه های جامع بهداشت روانی می باشد زیرا:
,تقریباً تمام کودکان و نوجوانان در دوره ای از زندگی خود به مدرسه می روند.
,مدارس قوی ترین سازمان اجتماعی و آموزش قابل دسترس برای مداخله است.
,مدارس اثر عمیقی بر کودکان، خانواده ها و اجتماع می گذارند.
,مدرسه همگام با خانواده، نقش تعیین کننده ای در ایجاد یا تخریب عزت نفس کودک در احساس شایستگی آنان دارد.جایگاه آموزش مهارتهای زندگی در برنامه درسی مدارس است که به صورتهای مختلف ارائه می شوند. این برنامه را می توان به صورت یک درس جدا و همانند سایر دروس در یک کلاس جداگانه، و با همین عنوان تدریس نمود و یا اینکه آن را در برنامه جامع آموزش بهداشت مدارس گنجاند. در صورتی که طراحی برنامه آموزش مهارتهای زندگی به گونه ای باشد که هم در محتوای دروس مختلف ادغام شود و هم به تنهایی به عنوان یک درس جداگانه منظور شود، توان بالقوه برنامه افزایش می یابد. بنابراین مدرسه سالم قسمت مهمی از جامعه است، اعضای جامعه باید احساس کنند در مدارس به روی عقاید و مشارکت آنان باز است. مدارس نیز به نوبه خود باید از طریق مشارکت اعضای جامعه در تدریس برنامه های مدارس و همچنین از طریق کمکهای مالی آنان حمایت شوند. این نکته نیز بسیار مهم است که برنامه های بهداشت روان مدارس از سوی آموزش و پرورش حمایت شوند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه