نگاهی به پدیدهی لمپنیسم در ایران؛
لُمپنهای سنگی و دارویی به نام بصیرت!
لمپنها معمولا بیمطالعهاند و این ویژگی منفی، آنها را در تحلیلهای آبکی متوقف میدارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، بحث لُمپنیسم به طور جدی برای نخستین بار در آثار مارکس و در طی سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۵۰ میلادی مطرح شده و منظور از لمپنها گروهی هستند که به هرج و مرج و اغتشاش اجتماعی دامن میزنند، اما حرکاتشان خاستگاه ایدئولوژیک ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,لمپنها با رفتارهایی نظیر آرایش و پوشش خلاف عرف و غیر معمول و برخی حرکتهای نمایش تخریبی، خود را به جامعه معرفی کرده و در تعارضات داخلی طبقات اجتماعی، نقش منفی بازی میکنند.
,لمپنیسم را باید محصول افسردگی و یأس اجتماعی دانست. یأسی که در همهی ادوار تاریخی در جوامع وجود داشته است و برای این ادعا اشاره به کتاب مدینههای فارابی سند معتبری است، چرا که او نیز از لمپنها به عنوان علفهای هرزه یاد میکند.[1]
,در حال حاضر اثرات پدیدهی لمپنیسم را میتوان به وفور در شبکههای اجتماعی مشاهده کرد. افرادی که بدون مطالعه، هر گونه مطلبی را که میتواند به خودنمایی آنها کمک کند منتشر کرده و اتفاقا با استقبال فوقالعادهای نیز مواجه میشوند. به عبارت دیگر ظرفیت فضای مجازی برای اتهامزنیها، شایعهپراکنیها و تحلیلهای بیاساس بسیار مناسب است اما در عوض برای پاسخ به هجمهها و حملات، کارایی آنچنان درخوری ندارد.
,سالهاست که رد پای این پدیده در عالم سیاست نیز دیده شده است. در حال حاضر بهترین فضا برای لمپنهای سیاسی، رسانههای مکتوب و مجازی است که میخواهند با نفی رقیب و منتقدان، خود را اثبات کنند. در واقع این جماعت برای اثبات خود، حرفی برای گفتن ندارند و بیشتر در صدد آناند تا هر گونه لکهی کمرنگ و خاکستری را در کارنامهی رقبای سیاسیشان، بزرگ و پررنگ جلوه دهند تا نهایتاً ماهیهای خود را از دل آن صید کنند.
,البته رفتار سیاسیون میتواند به کاهش یا افزایش اثرات این پدیده کمک نماید. لمپنهای سیاسی را به راحتی میتوان شناسایی کرد. آنها در گفتگوها، مناظرات و سخنرانیها در پی آناند تا با به کار بردن ادبیات احساسی که مخصوص لمپنهاست، عواطف مخاطبان را تحریک کنند تا با سوت و کف و هورا، رقیب را منفعل سازند. مثلا در یکی از مناظرات سیاسیِ پیش از انتخابات سال 88، یکی از حامیان میرحسین موسوی، پشت تریبون قرار گرفته و به قرآنی که روی میز بود اشاره میکند و با افتخار میگوید: رنگ جلد قرآن نیز «سبز» است! و بعد کف و جیغ و هورا سالن را فرا میگیرد.
,لمپنها معمولا بیمطالعهاند و این ویژگی منفی، آنها را در تحلیلهای آبکی متوقف میدارد و مانع از رشد و تعالی آنها میشود. لمپنها مصداق بارز «نرود میخ آهنگی در سنگ» میباشند که هر چه برایشان بگویی، نه میپذیرند و نه درک درستی از وقایع روز دارند.
,برای لمپنها فرقی ندارد که حرف امروز و دیروزشان کاملا متفاوت و حتی متضاد باشد. مثلا آنها یک روز از فلان شخص ابراز انزجار نموده و یک روز دیگر همان شخص را با القابی آنچنانی توصیف میکنند. یک روز با حرفهای خود تا میتوانند به دوگانگی و افتراق دامن میزنند و روز دیگر از وحدت و ائتلاف و دوستی سخن میگویند.
,لمپنیسم فقط با افزایش مطالعه و آگاهی، ریشهکن میشود. تنها داروی علاج این بیماری، بصیرتافزایی است و لاغیر!
,1. ویکیپدیا: لمپنیسم
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه