چه کسی متهم ردیف اول است؟!

تأملی در سخنان استاد کیوان عزتی پیرامون پدیده حجت الاسلام دکترها

تأملی در سخنان استاد کیوان عزتی پیرامون پدیده حجت الاسلام دکترها
استاد عزیز باید پاسخ دهند که آیا اگر کسی مواد درسی حوزه را تا آخر به خوبی بخواند و ۲۰ الی ۳۰ سال عمر خود را در این راه قرار دهد، اسلام شناس خواهد شد یا نواقص عمده ای هنوز برایش باقی است؟ آیا تمام اسلام شناسی بر فقه و اصول بنا شده است و ما را از فراگیری دیگر علوم مستغنی می سازد؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، آنچه در بیان استاد عزیز، ولایی و دغدغه مند حجت الاسلام کیوان عزتی در مذمت پدیده ی نوظهور حجت الاسلام دکترها، آمده(اینجا) سخن درستی است و بی شک یکی از آسیب های جدی امروز جامعه ی ما همین افرادی هستند که با ناآگاهی و عدم تسلط کافی بر مبانی شریعت مبین اسلام، دست به تحلیل گزاره های اسلامی در زمینه های مختلف فردی و اجتماعی می زنند و چه بسا ناخواسته در تکاپو هستند تا از دل متون دینی برای آنچه در علوم انسانی غربی آمده، به دنبال مؤید بگردند تا جامعه ی اسلامی متقاعد به پذیرش نسخه های مسموم گردد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،, اینجا,

از این حیث، سخن استاد حرف بدیعی نیست و دیگران نیز بارها این خطر را گوشزد کرده اند؛ اما ایرادی که به امثال جناب استاد وارد است اینکه چرا همیشه انگشت اتهام را بسوی طلاب دراز می کنید و آن ها را محکوم می سازید؟ مغزهایی که عموما نه از روی خیره سری و شهرت طلبی به دانشگاه گریختند؛ بلکه از سر درد و دغدغه ی نجات جامعه چنین راهی را پیمودند. براستی چرا اساتید انقلابی پدیده ی فرار مغزهای حوزوی به سوی دانشگاه را مورد تحقیق و آسیب شناسی جدی قرار نمی دهند؟

,

استاد عزیز باید پاسخ دهند که آیا آیت الله دکترهایی که فرموده اند محصول سیستم حوزه بوده اند یا اینکه خودشان به تکاپو افتادند و اسلام شناسی را در خود حاصل کردند؟ آیا اگر کسی این مواد درسی حوزه را تا آخر به خوبی بخواند و ۲۰ الی ۳۰ سال عمر خود را در این راه قرار دهد، اسلام شناس خواهد شد یا نواقص عمده ای هنوز برایش باقی است تا به اسلام شناسی ناب نائل گردد؟ آیا تمام اسلام شناسی بر فقه و اصول بنا شده است و ما را از فراگیری دیگر علوم مستغنی می سازد؟

,

به تعبیر آیت الله العظمی جوادی آملی:

,

«در بیان اهل بیت(ع) آمده، حوزه زمانی حوزه می شود که از مدار تنگ فقه و اصول بگذرد؛ اگر همه علوم مورد نظر ائمه(ع) را صرفا در فقه و اصول ببینیم کافی نیست؛ زیرا باید اخلاق و کلام و فلسفه و تفسیر داشته باشیم تا به سنت قائمه برسیم.»[۱]

, [۱],

یا به تعبیر متفکر اسلام شناس شهید مطهری:

,

«در گذشته حوزه هاى علمى و روحانى ما از لحاظ رشته هاى مختلف علوم از تفسیر و تاریخ و حدیث و فقه و اصول و فلسفه و کلام و ادبیات و حتى طب و ریاضى، جامع و متنوع بود و در دوره هاى اخیر تدریجا به محدودیت گرائیده است؛ و به اصطلاح در گذشته به صورت جامع و دانشگاه بود و اخیراً به صورت کلیه و دانشکده فقه درآمده و سایر رشته ها از رسمیت افتاده است… رشته هاى تحصیلى علوم دینیه اخیراً بسیار به محدودیت گرائیده و همه رشته ها در فقاهت هضم شده و خود رشته فقه هم در مجرائى افتاده که از صد سال پیش به این طرف از تکامل باز ایستاده است.»[۲]

, [۲],

بیش از چهار دهه از آسیب شناسی استاد مطهری در طول تاریخ و عرض سازمان و عمق مفاد درسی حوزه های علمیه گذشته؛ اما بسیاری از موارد هنوز به قوت خود باقی است و همتی در علاج دیده نشده:

,

«افراط در مباحثه و شیوع علم اصول در عین اینکه یک نوع قدرت و هوشیارى در اندیشه طلاب ایجاد مى کند یک نقص دارد، و آن این است که طرز تفکر طلاب را از واقع بینى در مسائل اجتماعى دور مى کند، و به واسطه اینکه حتى منطق تعقلى ارسطوئى نیز به قدر کافى تحصیل و تدریس نمى شود، روش فکرى طلاب بیشتر جنبه جدلى و بحثى دارد و این بزرگترین عاملى است که سبب مى شود طلاب در مسائل اجتماعى واقع بینى نداشته باشند.»[۳]

, [۳],

اگر امثال آیات عظام جوادی آملی، مطهری و … را به عنوان یک اسلام شناس قبول داریم؛ نقد آنان را نیز باید پذیرا باشیم و برای علاج آن باید گفت و نوشت و مطالبه نمود تا مسئله حل گردد.

,

امروز طلاب علوم دینی وقتی می بینند اکثر خروجی حوزه علمیه با وجود چند دهه تحصیل در درس خارج هنوز تبحر لازم در شناخت اسلام و مراجعه مستقیم به ادله ی شرعی را ندارند، مأیوسانه به دنبال چاره اندیشی می گردند و لاجرم از نسخه های جایگزین استفاده می کنند. با انصاف قضاوت کنید وقتی اکثریت خروجی یک سازمان، دچار مشکل و فقر علمی هستند، ایراد به افراد وارد است یا سیستم؟

,

حتما استاد عزتی به خوبی واقف هستند آن معدود خروجی قوی نیز مشغله ای جز تدریس و حاشیه نویسی بر آنچه خوانده اند ندارند! پس تکلیف ورود به عرصه های حکومتی که از وظایف اصلی حوزه علمیه است چه خواهد شد؟ این تسلسل باطل تحصیل و تدریس و تدریس و تدریس و… کجا خاتمه می یابد؟

,

آیت الله جوادی آملی:

,

«غرض اینکه شما که خداوند، استعدادی بیش از بقیه به شما داده است، یک رسالتی هم دارید. می شود کسی بین چهل و شصت (سال) باشد و چهارتا رساله عمیق علمی ننویسد؟ نه مقاله علمی؛ رساله مثل رساله شیخ انصاری! رساله ای که نراقی نوشته؛ اگر ننویسد عمرش را هدر داده. ده بار یا پنج بار رسائل گفتن از جیب خوردن است. آدم می گوید من دوبار رسائل گفتم؟! سه بار کفایه گفتم؟! خب بار دوم و سوم چه؟ اگر کسی بار اول کتاب را گفت یعنی فهمید. بار دوم مسئول است. وقت را جای دیگر صرف می کند و آخر شب هم چند سطری مطالعه میکند بعد تحویل می دهد درحالی که این استعداد و این فیض الهی با مسئولیت همراه است. آن هایی که نعمتی دارند در برابر این نعمت مسئولند. انسان اگر روزی یک صفحه مطلب علمی بنویسد سالی یک کتاب سیصد صفحه ای نوشته است. یک طلبه فاضلی می شود عمرش به پنجاه برسد چند تا کتاب و مقاله ننویسد؟ شما ببینید غالب نوشته های بزرگان در سن چهل تا شصت بوده است. از شصت که انسان عبور کند بعد از آن دیگر غرامت است یا بیمار است یا باید استراحت کند. خدا به آدم استعداد داده سن به چهل سال رسیده این چیزی ندارد که قابل خواندن باشد!»[۴]

, [۴],

استاد عزیز حتما از تلاش های امام خمینی، امام موسی صدر، آیت الله دکتر بهشتی، شهید مطهری و … در زمان آیت الله بروجردی خبر دارند؛ اما حسرت و صد افسوس که موانع اجازه نداد تا این بزرگان مسیر جامعیتی که خود پیمودند را برای حوزه علمیه فراگیر سازند. لذا امروز نیز راهی بجز علاج حوزه علمیه نداریم.

,

مقام معظم رهبری:

,

«واقعاً حوزه بسیار غنى است و افراد غنى هم در خود دارد. این همه فضلا و جوانان مستعد در این حوزه هستند؛ جوانانى که از شدّت تلألؤ استعداد، اصلًا برق مى ‏زنند و وقتى بعضى از آنها به این‏جا مى‏ آیند، آدم از دیدنشان حظّ مى ‏برد. اما همین‏طور عاطل و باطل مانده‏ اند و دلشان خوش است به این‏که در جلسه‏ ى درس اصولِ آقاى فلان یا حلقه‏ ى درس فقهِ آقاى بهمان بروند و حدّاکثر جزوه ‏اى بنویسند! این است کارِ حوزه ‏ها؟!»[۵]

, [۵],

«کسانى نیایند بگویند این حرفها چیست و مطرح کنند که «شیخ انصارى» و «میرزاى نائینى» و «آخوند» و «امام» و دیگر بزرگان، در همین حوزه ‏ها پرورش پیدا کرده ‏اند و شما حرف تازه ‏اى مى‏ زنید! اگر آن‏ها درد را قبول نکردند، درمان درست نخواهد شد. این کار، به دست شما- بخصوص فضلاى جوان‏- است. بگویید، تکرار کنید، بنویسید، استدلال نمایید؛ با کسانى که این موارد را قبول ندارند، مباحثه کنید، مجادله‏ ى بحق کنید و ثابت نمایید که این بیمار، واقعاً بیمار است و این موجود زنده، درد دارد. اگر درد را نفهمیدند، این بیمار درمان نخواهد شد.»[۶]

, [۶],

استاد عزیز! علم و قلم شما امروز به فرموده ی رهبری باید در جهت مطالبه ی تحول خواهی از حوزه علمیه باشد. تو را به خدا حجت الاسلام دکترها را متهم ردیف اول ندانید. آخرت خودتان و مقلدینتان و دنباله روها و شاگردانتان را خراب نکنید.[۷]

, [۷],

پی نوشت

,

[۱] بیانات آیت الله جوادی آملی در هجدهمین اجلاسیه اساتید سطح عالی و خارج حوزه علمیه قم ۹۵/۲/۳۰)

, [۱],

[۲] ده گفتار – مرتضی مطهری صص ۲۷۹، ۲۸۰ و ۲۸۸

, [۲],

[۳] همان ص ۲۸۹

, [۳],

[۴] بیانات نهم اردیبهشت سال ۱۳۸۹ در جمع اساتید حوزه علمیه

, [۴],

[۵] نرم افزار حوزه و روحانیت، ص۵۶۶

, [۵],

[۶] بیانات در مدرسه فیضیه، آذر ماه سال ۷۴

, [۶],

[۷] مقام معظم رهبری: «آقایان! بدون اینها، حوزه در قیامت از ماها شکایت خواهد کرد؛ چون استعداد عظیمى وجود دارد که به قدر خود این استعداد از آن استفاده نشده است!» (نرم افزار حوزه و روحانیت، ص۴۱۸)

, [۷],

حجت الاسلام جمال نصیری فرد

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه