آرزو غسل شهادت با آب زمزم
شهیده ای که به جرم گفتن الله اکبر قربانی آل سعودشد
شهیده رقیه رضایی لایه؛ شهیده شاخص سال 95 است که توسط عوامل رژیم سعودی در مراسم برائت از مشرکین به جرم گفتن الله اکبر مرداد ماه ۱۳۶۶ به در جه رفیع شهادت نائل آمد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آساره خبر، رقیه رضایی لایه در 22 فروردین ماه سال 1344 در شهر قزوین در دامن خانواده ای مومن، دیده به جهان گشود، وی در پنج سالگی تحصیل را آغاز نمود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آساره خبر, ، رقیه رضایی لایه در 22 فروردین ماه سال 1344 در شهر قزوین در دامن خانواده ای مومن، دیده به جهان گشود، وی در پنج سالگی تحصیل را آغاز نمود.,رقیه که در طول دوران تحصیل خود را به صفاتی چون ادب، متانت و ذکاوت مزین کرده بود، در مواجه با مبارزات ملت ایران علیه رژیم ظالم شاهنشاهی به پشتوانه ای فرهنگی و معنوی برای اطرافیان خود تبدیل شده و به عنوان یک نوجوان انقلابی شناخته می شد.
,رقیه که در سال های 56 و 57 دوران نوجوانی خود را می گذراند ، انگیزه ی فعالیت اجتماعی و انقلابی اش در جریان شرکت در برنامه های مذهبی و خواندن کتاب و جزوات انقلابیون روز به روز افزون تر می شد و فعالیت های انقلابی و فرهنگی خود را بعد از انقلاب نیز ادامه داد.
,بعد از فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفبن در آذر ماه سال 1358 ، به عضویت این نهاد در آمد و به عنوان مربی آموزش نظامی و عقیدتی در این ارگان مردمی مشغول به فعالیت شد.
,این شهید علی رغم اینکه جزء شاگردان ممتاز دبیرستان محسوب می شد، برای ادامه ی تحصیل به حوزه ی علمیه قم رفت تا هرچه بیشتر معرفت دینی کسب کرده و با توشه ی اعتقادی قوی تر و عزمی راسخ به دیار خود بازگردد .
,توجه وی به مسائل فرهنگی و اعتقادی مردم سبب شد تا پس از یکسال تحصیل در حوزه علمیه ی به عنوان معلم تربیتی به استان کردستان سفر کند تا برای مردم مظلوم آن دیار قدمی خیر خواهانه بردارد. اما پس از بیماری مادرش، برای رسیدگی او به زادگاهش بازگشت.
,رقیه رضایی لایه در سال 1364 با مراسمی ساده و بی آلایش راهی خانه بخت شد.
,در آن دوران رقیه به عنوان معلم تربیتی، مسئولیت امور تربیتی یکی از دبیرستان های شهر قزوین را برعهده داشت و توانسته بود کار های موثری در زمینه های پرورشی در قالب برنامه های مذهبی، آشنایی دانش آموزان با احکام و بالا بردن سطح اعتقادی آنها انجام دهد، اما پس از آنکه همسرش از او در خواست می کند که به زاهدان عزیمت کنند، او مشتاقانه راهی سیستان و بلوچستان می شود و در آنجا هم مانند قبل ، چون مادری دلسوز، به تربیت نوجوانان و دانش آموزان آن دیار می پردازد .
,در سال 1366، رقیه رضایی با خانواده وبه نیابت از مادرش به سفر حج واجب مشرف می شود . وی در حسرت، شهادت، رو به خانواده کرده و گفته بود: .... باید با آب زمزم غسل شهادت کنم!
,در راهپیمایی برائت از مشرکین در حالی که هیچ کس نمی توانست حتی فکرش را بکند، درمکه بار دیگر یزید زمان، دست جنایتکار خود را از آستین شرک و خیانت آل سعود بیرون آورد و با هجوم وحشیانه به صفوف زائران خدا، صدها مسلمان را در کنار خانه امن الهی و کوه نور به جرم گفتن الله اکبر و به دلیل برائت از مشرکین پلید به خاک و خون کشید.
,در روز برائت از مشرکین، رقیه رضایی لایه هم که مشت های گره کرده خود را رو در رو استکبار جهانی گرفته بود، بر بال های فرشتگان چون پرستوی مهاجر الی الله به زیبایی هر چه تمام تر، به شایستگی یک معلم فداکار به آرزوی دیرینه خود نائل آمد.
,معلم شهید حاجیه خانم رقیه رضایی، در وصیتنامه ی خود در گفتگوی عاشقانه ای خطاب به معبود خود می گوید:
,ایزدا! چگونه توانم لب به ثنا وسپاست باز کنم، در حالی که باران نعمت و رحمت را بر این بنده ضعیف و ذلیل و گناه کار فرستادی و نعمت عظمای زندگی در زیر چتر ولایت فقیه و صرف قسمت مهمی از عمر گرانبها را در ظل حکومت اسلامی به این بنده حقیر و مسکین ارزانی داشتی ، در حالی که نتوانستم مسئولیت و حق عظیمی را که به واسطه این موقعیت شریف بر دوشم آورده بود، به نحو شایسته ادا کنم.
,پروردگارا! آنچنان که در واقعه ی بدر، سربازان اسلام را با افواج ملائکه پشتیبانی کرده ای ، همچنان فرشتگان ظفر مند خویش را، با سربازان ما همراه ساز تا یکباره ، قوای کفر و شرک را از هم بشکافند و شوکت دشمن را درهم شکنند و تراکمشان را پریشان سازند تا در بساط زمین، جز بندگان عابد و مطیع تو کس زنده نماند و جز به درگاه تو، کس پیشانی بر خاک نگذارد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه