کیشِ شخصیتی:
چگونه ترامپ از دستورالعملها و تدابیر سیاسی جناح راستِ اروپا استفاده میکند؟
یک روش عادی که رهبران پوپولیستی برای جلا دادن به حسن نیتشان استفاده میکنند، طرز صحبت کردن کوچهبازاری است. نحوهی صحبت بچه مدرسهای ترامپ او را به یک مضحکه رسانهای تبدیل کرده، ولی او اولین سیاستمداری نیست که با استفاده از کلمات پَست اقبال عمومی به دست آورده است[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، تقریباً با گذشت یک سال از مبارزات انتخاباتی فرا واقعگرایانه ترامپ، اندیشمندان سیاسی هنوز هم نمیدانند که چگونه پدیده دونالد ترامپ (Donald Trump) را توضیح دهند! علاوه بر رادیکال بودن خود حزب جمهوریخواه، بیاعتنایی این میلیاردر بانفوذ به تمام قواعد متعارف بازیهای سیاسی در آمریکا هم به تقلای دانشمندان برای توضیح و تبیین چگونگی تسلط ترامپ بر این حزب انجامیده است. آنها باید برای این توضیح، به خارج از آمریکا نگاهی بیندازند. به طرز بسیار طعنهآمیزی مبارزات انتخاباتی که بر اساس شعار «دوباره آمریکا را عظیم کنیم» پیریزی شده، شباهت بسیار زیادی به جنبشهای جناح راست کشورهای خارجی در قدیم و همچنین زمان حال دارد. پس شاید در واقع سؤال اصلی این نباشد که او چطور این کار را انجام داد، بلکه اینکه چرا آمریکا تا کنون خیزش این نوع جنبش سیاسی را متوجه نشده است. بجای تاکید بر استثنایی ولی همچنان آمریکایی بودن مورد ترامپ، او به واقع قدرت سیاسی ای را به نمایش گذاشته که پیش از این در دیگر بخشهای جهان برجسته بوده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،, Donald Trump,حتی صفآراییهای انتخاباتی ترامپ هم نسبت به شیوهی معمول و مرسوم یک چنین رویدادی بسیار متفاوت و بیشتر شبیه یک کنسرت راک یا مراسم دعاخوانی در یک کلیسای اعظم است. به طور مثال در صفآرایی وی در سینسیناتی در ماه مارس که قرار بود بیشتر مورد سؤال قرار بگیرد و در واقع برای پاسخگویی به سؤالات بود، در عوض، حاضران بیشتر علاقهمند به تعریف و تملق از او بودند تا بِریان کردنش با سؤالات چالشیشان. مثلاً مرد میانسالی که پرچم آمریکا را به خود پیچیده بود و کلاه بیسبال تیم شهرش را به سر داشت به ترامپ میگفت: «دونالد ترامپ، عاشقتم! مرد، تو آیندهی آمریکا هستی» «من هفده ساعت منتظر شدهام تا تو را امروز ببینم… و دوست دارم قبل از رفتن باهات عکس بگیرم.» شخص سفیدپوست دیگری هم درخواست به در آغوش گرفتن وی را دارد و یک زن هم به او میگوید «این بسیارطراوتبرانگیز! است که کاندایای ریاست جمهوری ای داریم که نه خریده شده و نه برایش خرجی کردهایم. من به تو باور دارم که تو دوباره آمریکا را معظم و کبیر خواهی کرد.» و ترامپ هم با خوشرویی و گفتن اینکه «این جملات خیلی بهتر از پرسیدن سوال است و من عاشقش هستم» واکنش نشان داد.
,به طور قطع که بِرنی ساندِرز هم دار و دسته رأیدهندگان خود را دارد که به صرف نماد بودن یک کاندیدا غش و ضعف کنند و بیشتر به تصویر علاقه داشته باشند تا اصل مطلب، همانگونه که قبل از او هم باراک اوباما طرفداران و هواخواهان خود را داشت. اگرچه در مورد ترامپ، تمرکز همیشه بر روی خود مرد بزرگ است؛ مردی که هلیکوپتر شخصی، شوی تلویزیونی مخصوص به خودش و تواناییهای دیگر و القاب و عناوین بسیاری دارد. و این جنسی از سیاست است که برای آنهایی که رهبران دیگر نقاط جهان را مطالعه میکنند بسیار آشناست. منتقدان و کمدینها هم او را به آدولف هیتلر، عیدی امین دیکتاتور اوگاندا و رهبران بدنام دیگر مقایسه کردهاند که اشارهای ظریف و البته همراه با مبالغه دارد که ترامپ ممکن است چگونه شبیه به مستبدان خونخوار حکومت کند. ولی چیزی که بسیار واضح است این است که مبارزات ترامپ در حال استخدام همان تدابیر سیاسیای هستند که آن دیکتاتورها قبلاً به طرز موثری از آن بهره بردهاند. و اینگونه او نیز به شاخهای از سیاستمداران میپیوندد که در حال حاضر با استفاده از همین اصول سیاسی به انباشت قدرت و نفوذ خود در اروپا و سایر نقاط جهان میپردازند.
,مبارزات انتخابی بدون قید و شرط
, مبارزات انتخابی بدون قید و شرط,برای ماهها، خبرگان حزب، نامزدی ترامپ را رد میکردند با این استدلال که عدم استحکام سیاسی وی سبب خدشهدار شدنش هنگام جلب توجه رأیدهندگان میشود. حالا که او نامزد احتمالی جمهوریخواهان است، روشن است که محاسبات و پیشبینیهای ” نه گویان” اولیه به سختی غلط از آب درآمده است. درسی که میشود از این رقابت گرفت: مکتب فکری و داشتن مقلدان بیچون و چرا میتواند بر ایدئولوژی غالب آید. و این مطلب به وسیله نسلهای متفاوت و طیفهای مختلف طرفداران پرشور ترامپ به اثبات رسیده است. همانگونه که آرفون ریس، اندیشمند تاریخ شوروی و روسیه از دانشگاه بیرمنگام انگلستان بیان میدارد حمایت از بنیتو موسولینی «بیشتر در مورد رهبر بود تا در مورد حزب یا ایدئولوژیِ وی» که انشعاب از و دور زدنِ بنیانهای سنتی حزب یا حتی پایهگذاری قواعدی نو بود.
,دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواهان در حال امضای تابلوی تبلیغاتی برای طرفدارانش در جریان اجتماع انتخاباتی در مرکز مدنی بخش وِکسفورد شهر کادیلاک ایالت میشیگان در ماه مارس. حتی اجتماعات انتخاباتی ترامپ هم نسبت به شیوهی معمول و مرسوم یک چنین رویدادی بسیار متفاوت و بیشتر شبیه یک کنسرت راک یا مراسم دعاخوانی در یک کلیسای اعظم است تا یک رویداد سیاسی.
دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواهان در حال امضای تابلوی تبلیغاتی برای طرفدارانش در جریان اجتماع انتخاباتی در مرکز مدنی بخش وِکسفورد شهر کادیلاک ایالت میشیگان در ماه مارس. حتی اجتماعات انتخاباتی ترامپ هم نسبت به شیوهی معمول و مرسوم یک چنین رویدادی بسیار متفاوت و بیشتر شبیه یک کنسرت راک یا مراسم دعاخوانی در یک کلیسای اعظم است تا یک رویداد سیاسی.
,جوزف ساسون، پروفسور و عضو پیوسته مدرسه عالی سرویس خارجی دانشگاه جورجتاون هم میگوید نمونههای دیگری هم برای شباهت ترامپ به دیکتاتورها موجود است. به عنوان مثال وقتی او میگوید که خودش بهترین مشاورش است و هیچ سخنرانی نویسی هم ندارد، ساسون با ارجاع به رهبران سابق عراق، لیبی و مصر اشاره میکند که «این به راستی همان الگوی صدام یا قذافی یا ناصر است که تمایل داشتند که ادبیاتِ نطقهایشان را خودشان کنترل کنند، که این رفتار از مولفههای ضروری مکتب فکری و رفتاری و شخصیتی اینگونه افراد است که قابل اشتراک با هیچ کس نیستند.»
,ماکس وِبِر، فیلسوف آلمانی، برای توصیف رهبرانی که قدرتشان از تقدس استثنایی، شخصیت قهرمان یا سرمشق نشأت میگیرد و با منشأ قدرتی که از قانون یا سبوعیت و بیرحمی صرف ناشی میشود متفاوت است اصطلاح “شکوه فرّهی” را ابداع نمود. بسیاری ممکن است ترامپ را به عنوان نامزدی قابلتحسین به شمار نیاورند، ولی برای طرفدارانش اوضاع جور دیگری است و موفقیت تجاری و ثروت شخصیاش _که همین عوامل هم او را از کارزارهای بدمنظر و تقلاهای سیاسی برای تهیه بودجه انتخاباتی، که دیگر رقبایش در گیر آنند، آزاد کرده است_ او را به یک قدیس نزد آنان بدل نموده است. مثلاً نیک گِلاب که یک هوادار ۶۲ ساله ترامپ است در بیرونِ گردهمایی ترامپ در سینسیناتی اظهار میدارد که: «سیاستمداران آمریکایی همگی توسط اشخاصی اجیر شده هستند و تنها کسی که اینطور نیست، (با اشاره به اجتماعی که ترامپِ پولدار و با نفوذ در حال سخنرانی در میانشان است) همین مردی است که هماینک اینجاست.»
,راجر ایتوِل پروفسور رشته ساست از دانشگاه بث بریتانیا معتقد است که شکوه فرهی ترامپ ریشه در این باورش دارد که او بالاتر و برتر از سیاست است. و این حتی ماورای چهره بودنش در تلویزیون است. ایتوِل توضیح میدهد که «چهره بودن و شهرت… نسبتاً یک پدیده زودگذر و موقتی است و معمولا یک پدیده خیلی احساسی نیست، ولی مبارزات انتخاباتی ترامپ چیزی فراتر و عمیق دارد: یک حس قوی از هویت و بازشناسی.»
,حس اتحاد و انسجامی که ترامپ به هوادارانش عرضه میدارد – به خصوص آنهایی که از جریانات اصلی سیاسی در آمریکا کنار راندهشدهاند- برای جذبه این مرد متنفذ به همان اندازه که شخصیت مغرورش اهمیت دارد، مهم است. این که او به طرز هولناکی سیاستی بسیار سطحی دارد درست است، ولی عوامفریبی و جذبهی ناسیونالیستیاش مردم را در سطحی بسیار عمیقتر از موضعش نسبت به نرخ مالیات یا پیشنهاد پرداخت کمکهزینه به خود جذب کرده است یا حداقل اینطور به نظر میرسد. همین عوامل (حس اتحاد و انسجام عمومی) هم بیش از یک قرن است که در مبارزات سیاسی جناح راست در اروپا مرکزیت داشته و موفقیتهایی برایشان در پی داشته است.
,انتقامِ حاشیهنشینها
, انتقامِ حاشیهنشینها,توانایی ترامپ در ارتباط و اتصال با رأیدهندگان خشمگین آمریکایی هم به طرزی مشابه با رهبران اروپایی است که در جامعه امروزی در زمره جناح راست کمالگرا طبقهبندی میشوند. “ریس” عقیده دارد که پوپولیستهای راستگرای اروپایی اوایل قرن بیستم مردمی را باز جذب میکردند که از حقوق مدنی برخوردار نبوده یا نقش بسیار اندکی در سیاست روزمره و مرسوم بازی میکردند. در گذاری سریع به قرن بیستم و احزابی همچون حزب جلودار ملی فرانسه به رهبری مارین لُپِن و نیز حزب آزادی اتریش هم مخاطبان مشابهی را هدف کردهاند. ایتوِل که در بررسی سیاستمداران اروپایی جناح راست تخصص دارد همچنین متذکر میشود که همانند دونالد، رهبران جدید حزب راست اروپا هم تماماً از حمایت قوی مردان برخوردارند (اغلب بیش از ۶۰ درصد حمایت رأیدهندگان را مردان تشکیل میدهند). بسیاری از این مردان، کارگرانی هستند که ترس از دست دادن شغل دارند یا از کارافتادهاند و به عنوان یک مرد از تغییرات احساس تهدید میکنند.
,ترامپ مکرراً خاطرنشان میکند که او مردمی را که به ندرت رأی میدهند به عرصه سیاست خواهد آورد، کسانی که با گذشت زمان به طریقی به حاشیه رفتهاند. نظرسنجی دانشگاه کویینیپیاک که در ۵ آوریل منتشرشده عمق بیگانگی و طردشدگی طرفداران ترامپ را نشان میدهد: درحالیکه ۶۲ درصد از کل رأیدهندگان آمریکایی توافق دارند که عقاید و ارزشهایشان در خطر است، این میزان برای طرفداران ترامپ بالغ بر ۹۱ درصد است و ۹۰ درصد از طرفداران ترامپ متفقاند که صاحب منصبان اجتماعی زیاد به آنچه امثال من فکر میکنند اهمیت نمیدهند. ریس بیان میدارد که «رهبرانی همچون هیتلر و موسیلینی هم دقیقا مخاطبان مشابهی را بازی دادند و به خود جذب نمودند، کسانی که از تسلط نخبگان روشنفکری منزجرند که تمایل دارند تا توده مردم در نوع خاصی از حقارت و خواری نگه دارند».
,قدرت صحبتهای بچهگانه
, قدرت صحبتهای بچهگانه,یک روش عادی که رهبران پوپولیستی برای جلا دادن به حسن نیتشان در ضد نخبگی بودن از آن استفاده میکنند، طرز صحبت کردن کوچهبازاری است. نحوهی صحبت بچه مدرسهای ترامپ او را به یک مضحکه رسانهای تبدیل کرده، ولی او اولین سیاستمداری نیست که با استفاده از کلمات پَست اقبال عمومی به دست آورده است. ایتوِل میگوید بسیاری از موفقترین پوپولیستها «با بیان روزمره و معمولی با مخاطبان هدف خود سخن میگویند.» اجتناب از ساختار جملات دانشگاهی و بالاتر از طبقه متوسط و در عوض استفاده از جملهبندی کوتاه و اخباری به بیان اینکه آنها عضوی از نظام نیستند کمک شایانی میکند. این یکی از عناصر بنیادی جذبه ترامپ است.
,مأموران امنیتی در حال اخراج یک معترض در طی یک مبارزه انتخاباتی به نفع دونالد ترامپ در بنای یادبود کلاین در بریجپورت ایالت کانکتیکات، ۲۳ آوریل
مأموران امنیتی در حال اخراج یک معترض در طی یک مبارزه انتخاباتی به نفع دونالد ترامپ در بنای یادبود کلاین در بریجپورت ایالت کانکتیکات، ۲۳ آوریل
,و فقط طرز صحبت نیست که سادهشده. ریس میگوید یک زمینه مشترک رژیمهای احزاب جناح راست سادهسازی کل گفتمان سیاسی است. ساده کردن سیاست به تقابل پایهای دودویی سیاه و سفید است. و همچنین البته تقابل میان ما و آنها. نظریه روانشناسی بیان میدارد نشانه گرفتن دیگران کمک میکند که گروه هویت خودش را بنا کند. یا آن گونه که ایتوِل بیان میدارد: «شما هستید… آنچه که نیستید!». این دیگران، مشخصاً، برای ترامپ شامل مهاجران، مکزیکیها و مسلمانان هستند. در آلمان نازی، یهودیان (دیگران) بودند.
,ریس اینگونه جمعبندی میکند که: «ما واقعا به پیچیدگی نیازی نداریم. ما میدانیم مشکل چیست. ما میدانیم راهحل چیست. همه آنچه نیاز داریم اراده برای انجام دادنش است.»
,سیاست مرد بزرگ
, سیاست مرد بزرگ,هرچند با همهی شباهتهای یادشده، یک تفاوت روشن و آشکار بین پیشروی جمهوریخواهان و رهبران جناح راست اروپایی در ۲۰۱۶ وجود دارد: ثروت انگشتنمای ترامپ. درحالیکه ترامپ سبک زندگی میلیاردرانه خود را به رخ همگان میکشد، پوپولیستهای اروپا بر همان زندگی همگانی و معمولی تاکید دارند. ایتوِل میگوید، نایجل فاراژ، رهبر حزب جناح راستیِ “استقلال”، عاشق این است تا در یک کافه از او عکسبرداری شود و در دید عموم قرار داشته باشد. این نمایشی از اتحاد و انسجام در قارهای است که طبقه هنوز یک جداساز برجسته است و گزندگی ریاضت اقتصادی بسیار عمیق. در مقابل، آمریکاییها، سرمایه گرایی را با آغوشی بسیار بازتر پذیرا هستند و الزاماً از افراطهای مالی ترامپ آزردهخاطر نمیشوند.
,از این منظر، رفتار ترامپ شباهت دارد به سیاستمداران قارهای دیگر: آفریقا.
,مجری شوی روزانه، ترِوُر نوآه هم پیش از اینها در ماه اکتبر،به طرزی برجسته و جالب به این نکته اشاره میکند که تا چه اندازه برخی از اعلانها و سخنرانیهای ترامپ پژواکی است آشکار از دیکتاتورهای آفریقا همچون معمر قذافی و رابرت موگابه رهبر زیمبابوه. نوآه حتی با این شباهت شوخی ظریفی هم کرده و میگوید: «ترامپ اساساً رئیسجمهوری تمامعیار و ایدهآل برای قاره آفریقاست، مثلا برای آفریقای جنوبی!»
,یوناتان مورس، پروفسور دانشگاه جورجتاون که در سیاست آفریقا متخصص است، بیان میکند که: «انگ توانگری برای ترامپ، همان چیزی است که مردم برای نامزدهای ریاست جمهوری و مجلس در آفریقا انجام میپسندند. این ریشه در این اندیشه دارد که شخصی موفق و ثروتمند میتواند از دیگران و بهویژه گروههایی که تا به حال به آن اندازه برخوردار نبودهاند، هم مراقبت کند.»
,به طور حتم، هیچکدام از این پیامها جنبشی را سبب نمیشود، مگر اینکه طلسمشکنی شگرفی در نظام سیاسی ایجاد شود. منصفانه نخواهد بود که نظام سیاسی فعلی آمریکا را با فروپاشی اقتصادی که آلمان پس از جنگ جهانی اول از آن رنج میبرد مقایسه کرد، ولی سخت است که شکایات هواداران ترامپ را هم نشنویم، که در تشریح ریس از احساس گسترده موجود در کنگره جمهوریخواهان در ویمار که کشور شکست خورد به این دلیل که فساد امور جاری و تجارتهای ناموفق مصالحههای پستی است که سیاستمداران درگیرش هستند.
,آنچه مطرح گردید به این معنا نیست که ترامپ، هیتلر یا موسولینی بعدی خواهد بود. زیرا استفاده از دستورالعمل یکسان، الزاماً به معنی نتیجه یکسان نیست. با این وجود، نوعی طنز در این واقعیت وجود دارد مردی که شعارش برای رأیدهندگانش «اول آمریکا» است، درست همانند لباس و کروات خارجی ترامپ، در واقع پیامی را میفروشد که در آن سوی دریاها تولید شده است.
,نویسنده: امیلی کادِیی (Emily Cadei)
,مترجم: م . ت
,دریافت لینک مقاله به زبان اصلی در هفته نامه نیوزویک: اینجا
, اینجا,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه