نگاهی به ضرورت اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی؛
اقتصاد مقاومتی و مقاومت اقتصادی، تنها راه پیروزی بر دشمن
گفتمان اقتصاد مقاومتی برای اولین بار در سال ۱۳۸۶ توسط مقام معظم رهبری مطرح شد. از همان زمان این گفتمان به عنوان رویکردی بود که قرار است با پالایش دیدگاه های اقتصادی غربی و در نظر گرفتن اصول اقتصاد اسلامی، راه کشور به سوی پیشرفت را در شرایط تحریم ها هموار کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خطب شکن، رهبر معظم انقلاب دیروز در جمع زائران حرم امام(ره) در مراسم بیست و هفتمین سال رحلت ایشان، بار دیگر بر لزوم اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی و رها شدن از اقتصاد هضم شده در اقتصاد جهان تاکید کردند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,ایشان ناکامی آمریکا در به زانو درآوردن ایران با تحریم های فلج کننده را عاملی برشمردند که باعث شد پس از برجام به فکر بی اثر کردن اقتصاد ایران و محو شدن آن در اقتصاد جهانی افتد. این یادداشت با نگاهی به تاریخچه تحریم های ظالمانه غرب علیه ایران، کارکردهای اقتصاد مقاومتی برای بی اثر کردن این سیاست ها را می سنجد.
خنثی کردن تحریم ها به جای دور زدن آن
خواسته رهبر انقلاب همواره این بود که ما باید به جای دور زدن تحریمها، شرایطی را در اقتصاد ایجاد کنیم که به خنثی شدن تحریمها بیانجامد. چرا که تشخیص ایشان، با درایت تمام، این بود که جنگ بعدیِ جبهه استکبار علیه ایران اسلامی، جنگ اقتصادی است. پس در قالب نامگذاری اقتصادی سالها، حلقههایی به هم پیوسته برای خنثی کردن نقشههای شوم دشمنان ارائه کردند. متاسفانه این نامگذاریها که باید نصب عین مردم و مسئولین قرار میگرفت، به دلایل مختلف مورد غفلت واقع شده و آنچه که مطلوب رهبری بود، محقق نشد.
از سال ۱۳۸۸ بود که جنگ تمام عیار اقتصادی نظام سلطه علیه کشورمان، در قالب تحریمهای سنگین آغاز شد و بار دیگر رهبر انقلاب گفتمان «اقتصاد مقاومتی» را به عنوان تنها راه مقابله با استکبار، البته این بار با جزئیات بیشتر، مطرح کردند. شاید در ذهن بسیاری سؤالاتی در خصوص شرایط کنونی کشور وجود داشته باشد از جمله این که به راستی دلیل این همه دشمنی با کشور ما چیست؟ دشمن با این همه دست اندازی چه اهدافی را دنبال میکند؟ چرا بهترین راه مقابله با دشمن، مقاومت است؟ آیا راههای دیگری وجود ندارد؟ اگر ما این دشمنی را به خوبی درک کرده و راه مقابله با دشمن را نیز به خوبی میدانیم، چرا این همه سستی درپیگیری و اجرای این تاکتیک دیده میشود؟ و بسیاری سؤالات دیگر که در ادامه تلاش خواهیم کرد تا با بیان واقعیتهای موجود به برخی ابهامات در این زمینه پاسخ دهیم.
تنها راه مقابله با نظام سلطه، مقاومت است
نظامهای شیطانی بر مبنای نگاه اومانیستی، اصل را بر بهره گیری هرچه بیشتر از لذات مادی میدانند. نظام سلطه و در رأس آن امریکا، در مسیر رسیدن به حداکثر منافع مادی و اقتصادی، فراتر از مرزهای جغرافیایی خویش و گاهی هزاران کیلومتر دورتر، منافعی را تعریف کرده است که هر عاملی و به هر نوعی اگر بخواهد آن منافع فراوطنی را مورد تهدید قرار دهد، باید تنبیه شود. به طور مثال برای تسلط بر تجارت جهانی، نظام پولی «برتون وودز[۱]» را طراحی کردند که به خاطر آن بعد از خرابیهای جنگ دوم جهانی، به موجب یک توافقنامهی بین المللی، دلار را به عنوان پول مبنا برای تجارت بین الملل قرار داد و عملاً در ازای دادن کاغذِ دلار به دیگر ملل، ثروت آنها را به غارت بردند.
راه اندازی جنگهای طولانی مدت در خاک کشورهای دیگر نیز در راستای همان سیاستهای سلطه طلبانه بوده است. یکی از آن منافع بزرگ، منطقه خاورمیانه و به خصوص کشور ایران است. کشور ایران با ویژگیهای طبیعی و سوق الجیشی ممتاز، همواره لقمهی چرب و نرمی برای دستگاه سلطه بوده است. اینکه در شمال و جنوب این کشور یعنی حاشیه دریای خزر و خلیج فارس در مجموع حدود هفتاد درصد منابع انرژی کل دنیا (نفت و گاز) قرار گرفته است، حداقلِ آن ویژگیهاست. در یک چنین شرایطی حدود سی و چهار سال پیش، انقلاب اسلامی ملت ایران در این منطقه استراتژیک به نتیجه رسیده و مزدور نظام سلطه از حکومت کنار گذاشته میشود. انقلابی که نه تنها یکی از بزرگترین منافعشان را از چنگشان در آورده است بلکه با شعارهایی همچون استکبارستیزی و اسلام خواهی قصد آن دارد که پایههای نظام سلطه را به لرزه درآورد. پایههایی که بر جهل و ظلم پذیری مردم بنا نهاده شده است.
مطابق استراتژی همیشگی نظام سلطه، ملت ایران به خاطر این زیاده خواهی باید به شدت تنبیه شود. چرا که از نگاه آنها هر ملتی که به دنبال استقلال و آرمانهای خود باشد، زیاده خواه بوده و باید تنبیه شود. لذا از همان روزهای آغازین بعد از انقلاب، شاهد انواع اقدامات سخت و نرم علیه ملت و نظام اسلامی هستیم. تحریک مخالفان جمهوری اسلامی و کمک به حرکتهای تجزیه طلب و تروریستی، کودتای نوژه با قصد براندازی نظام، لشکرکشی و حمله به ایران در واقعه طبس، حمله به سکوی نفتی ایران در خلیج فارس، ایجاد وحشت از ایران و اسلام و حکومت اسلامی با ابزارهای گوناگون مانند هالیوود، تصرف و حبس دارائیها و اجناس ایران، چراغ سبز نشان دادن به صدام برای حمله به ایران و پشتیبانی همه جانبه از آن رژیم در طول جنگ، ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران و تقدیر از فرمانده ناو وینسنس، حمایت و پناه دادن به تروریستهایی که در ایران مرد و زن و بچهها را به قتل میرساندند، اهانت دائمی به ملت، دولت و رئیس جمهور ایران، ایجاد ناامنی و سرازیر کردن سیل سلاحها به منطقه خاورمیانه، تهدید مستمر ملت ایران به حمله نظامی، حمایت از گروهکهای تروریستی شرور به ویژه در نقاط مرزی ایران، عراق و پاکستان، اعلام حمایت رسمی از هرگونه فتنه و اغتشاشات در سالهای ۷۸ و ۸۲ و ۸۸، ترور دانشمندان هستهای در ایران با همکاری موساد، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم علیه ملت ایران از جمله آن اقدامات برای تنبیه ملت و نظام است.
از مجموع این اقدامات به خوبی معنای این جمله رهبر انقلاب قابل درک است که فرمودند: «ما به امریکاییها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم. دولت امریکا غیر قابل اعتماد و خودبرتربین و غیر منطقی و عهد شکن است».
جنگ تحمیلی اقتصادی
توفیق نداشتن نظام سلطه در اقدامات مذکور، آنها را به جنگ تمام عیار اقتصادی در قالب تحمیل تحریمهای گوناگون سوق داد. جنگی که به این گستردگی، در هیچ جای دنیا و علیه هیچ کشوری سابقه نداشته است. اما این بار قربانیان این جنگ، چند صد نفر حاضر در میدان نبرد نیستند، بلکه هدف جمعیتی چند میلیونی است. همانگونه که در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران تقریباً تمام دنیا در مقابل ملت ما ایستاده بود، این بار نیز در جنگ تحمیلی اقتصادی به نوعی تمام دنیا مقابل ایران ایستاده است و ما همانگونه که در جنگ تحمیلی به عهد و میثاق خود با الله وفا کردیم، در این هجمهی سنگین اقتصادی نیز إن شاء الله به عهد خود وفا کرده و مصداق آیهی کریمه خواهیم شد که میفرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْ اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضىَ نحْبَهُ وَ مِنهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبْدِیلاً[۲]» و از سوی دیگر میدانیم که دنیا مکان صدقِ وعده در زمان این ابتلائات سنگین است تا «لِیَسْئَلَ الصَّادِقِینَ عَن صِدْقِهِمْ[۳]» صورت بگیرد و شکی نیست که این جنگ زمانی پایان مییابد که جمهوری اسلامی ایران از آرمانهای متعالی و ارزشهای والای اسلامی و استقلال خواهی خود دست برداشته و آنچه که استکبار میخواهد، محقق شود. با توجه به این دشمنی عمیق، داشتن اقتصاد مقاومتی برای ما امری اجتناب ناپذیر بوده و اینگونه نیست که ما امید داشته باشیم روزی با ما صلح کرده و دیگر کاری به کارمان نداشته باشند. اگر روزی شاهد بودیم که فشارهای آنها کاهش پیدا کرده است، باید مطمئن باشیم که یا ما از ارزشهایمان عدول کردهایم و یا اینکه آنها نقشه شوم دیگری در سر میپرورانند. انرژی هستهای، حقوق بشر، رابطه با تروریسم و بسیاری مسائل دیگر، همه و همه بهانههایی برای به زانو درآوردن ملت، به عنوان بزرگترین سرمایه انقلاب و نیل به خواستههای آنان در این کشور است. غافل از اینکه این ملت آزمون خود را در صحنههای دشوار، به خوبی پس داده است.
گام به گام تشدید تحریم ها
تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی ایران مسئلهای است که از ابتدای انقلاب اسلامی آغاز شده و در سالهای اخیر و به خصوص پس از سال۲۰۱۲ بر شدت آن افزوده شده است. در یک نگاه کلی، میتوان دورههای تحریمی علیه ملت ایران را به شش دوره تقسیم کرد.
ﺩﻭﺭه ﺍﻭﻝ (۱۹۷۹-۱۹۸۱) تصرف لانه جاسوسی: شروع تحریمهای اقتصادی علیه ایران به تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام برمیگردد. ممنوعیت مبادله تجاری بین ایران و امریکا، بلوکه کردن دوازده میلیارد دلار از داراییهای ایران در امریکا و لغو قرارداد نظامی بین دو کشور که در دوره پهلوی دوم منعقد شده بود، از مهمترین تحریمهای این دوره به شمار میروند.
دوره دوم (۱۹۸۸-۱۹۸۱) دوره جنگ ایران و عراق: در این دوره پس از شروع جنگ تحمیلی، تلاشهایی توسط دولت ریگان برای جلوگیری از فروش تجهیزات نظامی به ایران صورت گرفت. طی این تلاشها، ایران در لیست کشورهای حامی تروریسم قرارگرفته و فروش هرگونه تجهیزات نظامی به وی ممنوع اعلام شد. هم چنین اعطای هرگونه کمک مالی به ایران از جمله اعطای وام از سوی بانک جهانی ممنوع اعلام شد.
دوره سوم (۱۹۹۲-۱۹۸۹) دوره بازسازی: قانون «منع گسترش تجهیزات نظامی ایران و عراق» مربوط به این دوره است که به موجب آن، صادرات تمامی تجهیزات نظامی به ایران ممنوع اعلام شد.
دوره چهارم (۲۰۰۱-۱۹۹۳) دوره ریاست جمهوری کلینتون، مهار دوجانبه: این دوره از تحریمها علیه ایران توسط دولت کلینتون مدون شد که به سیاست مهار دوجانبه شهرت یافت. ممنوعیت مشارکت شرکتهای امریکایی در صنعت نفت ایران، و در ادامه توقف همهی مبادلات تجاری بین ایران و امریکا از جمله تحریمهای امریکا در این دوره به شمار میروند. قانون «تحریم ایران- لیبی» که به موجب آن سرمایه گذاری بیشتر از بیست میلیون دلار در صنایع نفت ایران توسط هر شرکت خارجی ممنوع اعلام شد نیز تحریمی دیگر در راستای سیاستهای خصمانه امریکا بود.
دوره پنجم (۲۰۱۰-۲۰۰۱) دوره پس از یازده سپتامبر: این دوره از تحریمها علیه ایران، به دوره ریاست جمهوری بوش پسر و باراک اوباما برمیگردد. در اوت سال ۲۰۰۱ قانون «تحریم ایران- لیبی» برای یک دوره پنج ساله دیگر تمدید شد. البته باید اشاره کرد که پس از آنکه لیبی از درِ سازش با امریکا درآمد، این قانون به قانون «تحریم ایران» تغییر یافت. نکتهی دیگر در رابطه با این دوره، دستاویز قرار دادن فعالیتهای هسته ای ایران، برای شروع دور جدیدی از تحریمها بود. قطعنامههای متعدد شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران و ممنوعیتهای جدید دیگر، حاصل این دوره بود.
دوره ششم (۲۰۱۰ تا کنون): تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا، که به موجب آن صادرات نفت ایران از دو و نیم میلیون بشکه در روز به یک میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کرد و اِعمال تحریمهای سنگین بانکی، به این دوره تحریمی برمیگردد. در حال حاضر با توجه به آن که شرایط برجام پیش آمده است، آمریکا در پی آن است که ایران را در اقتصاد جهانی غرق کند و هر آن چه را به عنوان نظریه اقتصاد اسلامی دارد، نابود گرداند.
اقتصاد مقاومتی، تنها راه خنثی کردن تحریمها
با توجه به توضیحات ارائه شده و آشنایی با عمق دشمنی دیرینه نظام سلطه و در رأس آن امریکا با کشور ایران، تنها راه مقابله با این دشمن، در یک مقاومت همه جانبه تبلور پیدا میکند و این همان چیزی است که مقام معظم رهبری به طور مکرر بیان کردهاند و ذیل گفتمان «اقتصاد مقاومتی» بر آن تأکید داشتهاند. ایشان داشتن یک اقتصاد مقاوم را، راه خنثی کردن تحریمها میدانند. چرا که اگر فرض کنیم زمانی برسد که تمام تحریمها دفعتا لغو شوند، از آنجایی که هیچ تضمینی وجود ندارد روز بعد تحریمهای جدیدی وضع نشوند، ما نباید خوشحال باشیم که موفقیت بزرگی کسب کردهایم.
اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که طی آن نقاط آسیب پذیر بالقوه در اقتصاد یک کشور شناسایی شده و در برابر لرزشهای شدید تحریم و فشار اقتصادی مقاوم سازی میشوند. چنین امری به مثابهی رشد و شکوفایی آن کشور در شرایط تحریم، دشمنی و خصومت خواهد بود. لازم به ذکر است که مقام معظم رهبری همزمان با مطرح کردن این گفتمان، الزاماتی را نیز برای محقق شدن این گفتمان مطرح کردهاند، که هر کدام طی نشستها و نوشتههای متعدد قابل بحث و پیگیری هستند.
کاهش وابستگی به نفت به عنوان میراث شوم صد ساله ما، مدیریت مصرف (چه در حوزه مردمی، چه در حوزه دستگاههای حکومتی)، مردمی کردن اقتصاد ذیل سیاستهای اصل ۴۴، توجه به شرکتهای دانش بنیان، حرکت بر اساس برنامه، جلوگیری از تصمیمات لحظهای دولت و مجلس و مبارزه با مفاسد اقتصادی در راستای تقویت بخش خصوصی، تنها بخشی از الزامات این گفتمان هستند.
پانوشت:
[۱] Bretton-Woods
[۲] سوره احزاب آیه ۲۳
[۳] سوره احزاب آیه ۸
ایشان ناکامی آمریکا در به زانو درآوردن ایران با تحریم های فلج کننده را عاملی برشمردند که باعث شد پس از برجام به فکر بی اثر کردن اقتصاد ایران و محو شدن آن در اقتصاد جهانی افتد. این یادداشت با نگاهی به تاریخچه تحریم های ظالمانه غرب علیه ایران، کارکردهای اقتصاد مقاومتی برای بی اثر کردن این سیاست ها را می سنجد.
خنثی کردن تحریم ها به جای دور زدن آن
خواسته رهبر انقلاب همواره این بود که ما باید به جای دور زدن تحریمها، شرایطی را در اقتصاد ایجاد کنیم که به خنثی شدن تحریمها بیانجامد. چرا که تشخیص ایشان، با درایت تمام، این بود که جنگ بعدیِ جبهه استکبار علیه ایران اسلامی، جنگ اقتصادی است. پس در قالب نامگذاری اقتصادی سالها، حلقههایی به هم پیوسته برای خنثی کردن نقشههای شوم دشمنان ارائه کردند. متاسفانه این نامگذاریها که باید نصب عین مردم و مسئولین قرار میگرفت، به دلایل مختلف مورد غفلت واقع شده و آنچه که مطلوب رهبری بود، محقق نشد.
از سال ۱۳۸۸ بود که جنگ تمام عیار اقتصادی نظام سلطه علیه کشورمان، در قالب تحریمهای سنگین آغاز شد و بار دیگر رهبر انقلاب گفتمان «اقتصاد مقاومتی» را به عنوان تنها راه مقابله با استکبار، البته این بار با جزئیات بیشتر، مطرح کردند. شاید در ذهن بسیاری سؤالاتی در خصوص شرایط کنونی کشور وجود داشته باشد از جمله این که به راستی دلیل این همه دشمنی با کشور ما چیست؟ دشمن با این همه دست اندازی چه اهدافی را دنبال میکند؟ چرا بهترین راه مقابله با دشمن، مقاومت است؟ آیا راههای دیگری وجود ندارد؟ اگر ما این دشمنی را به خوبی درک کرده و راه مقابله با دشمن را نیز به خوبی میدانیم، چرا این همه سستی درپیگیری و اجرای این تاکتیک دیده میشود؟ و بسیاری سؤالات دیگر که در ادامه تلاش خواهیم کرد تا با بیان واقعیتهای موجود به برخی ابهامات در این زمینه پاسخ دهیم.
تنها راه مقابله با نظام سلطه، مقاومت است
نظامهای شیطانی بر مبنای نگاه اومانیستی، اصل را بر بهره گیری هرچه بیشتر از لذات مادی میدانند. نظام سلطه و در رأس آن امریکا، در مسیر رسیدن به حداکثر منافع مادی و اقتصادی، فراتر از مرزهای جغرافیایی خویش و گاهی هزاران کیلومتر دورتر، منافعی را تعریف کرده است که هر عاملی و به هر نوعی اگر بخواهد آن منافع فراوطنی را مورد تهدید قرار دهد، باید تنبیه شود. به طور مثال برای تسلط بر تجارت جهانی، نظام پولی «برتون وودز[۱]» را طراحی کردند که به خاطر آن بعد از خرابیهای جنگ دوم جهانی، به موجب یک توافقنامهی بین المللی، دلار را به عنوان پول مبنا برای تجارت بین الملل قرار داد و عملاً در ازای دادن کاغذِ دلار به دیگر ملل، ثروت آنها را به غارت بردند.
راه اندازی جنگهای طولانی مدت در خاک کشورهای دیگر نیز در راستای همان سیاستهای سلطه طلبانه بوده است. یکی از آن منافع بزرگ، منطقه خاورمیانه و به خصوص کشور ایران است. کشور ایران با ویژگیهای طبیعی و سوق الجیشی ممتاز، همواره لقمهی چرب و نرمی برای دستگاه سلطه بوده است. اینکه در شمال و جنوب این کشور یعنی حاشیه دریای خزر و خلیج فارس در مجموع حدود هفتاد درصد منابع انرژی کل دنیا (نفت و گاز) قرار گرفته است، حداقلِ آن ویژگیهاست. در یک چنین شرایطی حدود سی و چهار سال پیش، انقلاب اسلامی ملت ایران در این منطقه استراتژیک به نتیجه رسیده و مزدور نظام سلطه از حکومت کنار گذاشته میشود. انقلابی که نه تنها یکی از بزرگترین منافعشان را از چنگشان در آورده است بلکه با شعارهایی همچون استکبارستیزی و اسلام خواهی قصد آن دارد که پایههای نظام سلطه را به لرزه درآورد. پایههایی که بر جهل و ظلم پذیری مردم بنا نهاده شده است.
مطابق استراتژی همیشگی نظام سلطه، ملت ایران به خاطر این زیاده خواهی باید به شدت تنبیه شود. چرا که از نگاه آنها هر ملتی که به دنبال استقلال و آرمانهای خود باشد، زیاده خواه بوده و باید تنبیه شود. لذا از همان روزهای آغازین بعد از انقلاب، شاهد انواع اقدامات سخت و نرم علیه ملت و نظام اسلامی هستیم. تحریک مخالفان جمهوری اسلامی و کمک به حرکتهای تجزیه طلب و تروریستی، کودتای نوژه با قصد براندازی نظام، لشکرکشی و حمله به ایران در واقعه طبس، حمله به سکوی نفتی ایران در خلیج فارس، ایجاد وحشت از ایران و اسلام و حکومت اسلامی با ابزارهای گوناگون مانند هالیوود، تصرف و حبس دارائیها و اجناس ایران، چراغ سبز نشان دادن به صدام برای حمله به ایران و پشتیبانی همه جانبه از آن رژیم در طول جنگ، ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران و تقدیر از فرمانده ناو وینسنس، حمایت و پناه دادن به تروریستهایی که در ایران مرد و زن و بچهها را به قتل میرساندند، اهانت دائمی به ملت، دولت و رئیس جمهور ایران، ایجاد ناامنی و سرازیر کردن سیل سلاحها به منطقه خاورمیانه، تهدید مستمر ملت ایران به حمله نظامی، حمایت از گروهکهای تروریستی شرور به ویژه در نقاط مرزی ایران، عراق و پاکستان، اعلام حمایت رسمی از هرگونه فتنه و اغتشاشات در سالهای ۷۸ و ۸۲ و ۸۸، ترور دانشمندان هستهای در ایران با همکاری موساد، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم علیه ملت ایران از جمله آن اقدامات برای تنبیه ملت و نظام است.
از مجموع این اقدامات به خوبی معنای این جمله رهبر انقلاب قابل درک است که فرمودند: «ما به امریکاییها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم. دولت امریکا غیر قابل اعتماد و خودبرتربین و غیر منطقی و عهد شکن است».
جنگ تحمیلی اقتصادی
توفیق نداشتن نظام سلطه در اقدامات مذکور، آنها را به جنگ تمام عیار اقتصادی در قالب تحمیل تحریمهای گوناگون سوق داد. جنگی که به این گستردگی، در هیچ جای دنیا و علیه هیچ کشوری سابقه نداشته است. اما این بار قربانیان این جنگ، چند صد نفر حاضر در میدان نبرد نیستند، بلکه هدف جمعیتی چند میلیونی است. همانگونه که در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران تقریباً تمام دنیا در مقابل ملت ما ایستاده بود، این بار نیز در جنگ تحمیلی اقتصادی به نوعی تمام دنیا مقابل ایران ایستاده است و ما همانگونه که در جنگ تحمیلی به عهد و میثاق خود با الله وفا کردیم، در این هجمهی سنگین اقتصادی نیز إن شاء الله به عهد خود وفا کرده و مصداق آیهی کریمه خواهیم شد که میفرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْ اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضىَ نحْبَهُ وَ مِنهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبْدِیلاً[۲]» و از سوی دیگر میدانیم که دنیا مکان صدقِ وعده در زمان این ابتلائات سنگین است تا «لِیَسْئَلَ الصَّادِقِینَ عَن صِدْقِهِمْ[۳]» صورت بگیرد و شکی نیست که این جنگ زمانی پایان مییابد که جمهوری اسلامی ایران از آرمانهای متعالی و ارزشهای والای اسلامی و استقلال خواهی خود دست برداشته و آنچه که استکبار میخواهد، محقق شود. با توجه به این دشمنی عمیق، داشتن اقتصاد مقاومتی برای ما امری اجتناب ناپذیر بوده و اینگونه نیست که ما امید داشته باشیم روزی با ما صلح کرده و دیگر کاری به کارمان نداشته باشند. اگر روزی شاهد بودیم که فشارهای آنها کاهش پیدا کرده است، باید مطمئن باشیم که یا ما از ارزشهایمان عدول کردهایم و یا اینکه آنها نقشه شوم دیگری در سر میپرورانند. انرژی هستهای، حقوق بشر، رابطه با تروریسم و بسیاری مسائل دیگر، همه و همه بهانههایی برای به زانو درآوردن ملت، به عنوان بزرگترین سرمایه انقلاب و نیل به خواستههای آنان در این کشور است. غافل از اینکه این ملت آزمون خود را در صحنههای دشوار، به خوبی پس داده است.
گام به گام تشدید تحریم ها
تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی ایران مسئلهای است که از ابتدای انقلاب اسلامی آغاز شده و در سالهای اخیر و به خصوص پس از سال۲۰۱۲ بر شدت آن افزوده شده است. در یک نگاه کلی، میتوان دورههای تحریمی علیه ملت ایران را به شش دوره تقسیم کرد.
ﺩﻭﺭه ﺍﻭﻝ (۱۹۷۹-۱۹۸۱) تصرف لانه جاسوسی: شروع تحریمهای اقتصادی علیه ایران به تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام برمیگردد. ممنوعیت مبادله تجاری بین ایران و امریکا، بلوکه کردن دوازده میلیارد دلار از داراییهای ایران در امریکا و لغو قرارداد نظامی بین دو کشور که در دوره پهلوی دوم منعقد شده بود، از مهمترین تحریمهای این دوره به شمار میروند.
دوره دوم (۱۹۸۸-۱۹۸۱) دوره جنگ ایران و عراق: در این دوره پس از شروع جنگ تحمیلی، تلاشهایی توسط دولت ریگان برای جلوگیری از فروش تجهیزات نظامی به ایران صورت گرفت. طی این تلاشها، ایران در لیست کشورهای حامی تروریسم قرارگرفته و فروش هرگونه تجهیزات نظامی به وی ممنوع اعلام شد. هم چنین اعطای هرگونه کمک مالی به ایران از جمله اعطای وام از سوی بانک جهانی ممنوع اعلام شد.
دوره سوم (۱۹۹۲-۱۹۸۹) دوره بازسازی: قانون «منع گسترش تجهیزات نظامی ایران و عراق» مربوط به این دوره است که به موجب آن، صادرات تمامی تجهیزات نظامی به ایران ممنوع اعلام شد.
دوره چهارم (۲۰۰۱-۱۹۹۳) دوره ریاست جمهوری کلینتون، مهار دوجانبه: این دوره از تحریمها علیه ایران توسط دولت کلینتون مدون شد که به سیاست مهار دوجانبه شهرت یافت. ممنوعیت مشارکت شرکتهای امریکایی در صنعت نفت ایران، و در ادامه توقف همهی مبادلات تجاری بین ایران و امریکا از جمله تحریمهای امریکا در این دوره به شمار میروند. قانون «تحریم ایران- لیبی» که به موجب آن سرمایه گذاری بیشتر از بیست میلیون دلار در صنایع نفت ایران توسط هر شرکت خارجی ممنوع اعلام شد نیز تحریمی دیگر در راستای سیاستهای خصمانه امریکا بود.
دوره پنجم (۲۰۱۰-۲۰۰۱) دوره پس از یازده سپتامبر: این دوره از تحریمها علیه ایران، به دوره ریاست جمهوری بوش پسر و باراک اوباما برمیگردد. در اوت سال ۲۰۰۱ قانون «تحریم ایران- لیبی» برای یک دوره پنج ساله دیگر تمدید شد. البته باید اشاره کرد که پس از آنکه لیبی از درِ سازش با امریکا درآمد، این قانون به قانون «تحریم ایران» تغییر یافت. نکتهی دیگر در رابطه با این دوره، دستاویز قرار دادن فعالیتهای هسته ای ایران، برای شروع دور جدیدی از تحریمها بود. قطعنامههای متعدد شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران و ممنوعیتهای جدید دیگر، حاصل این دوره بود.
دوره ششم (۲۰۱۰ تا کنون): تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا، که به موجب آن صادرات نفت ایران از دو و نیم میلیون بشکه در روز به یک میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کرد و اِعمال تحریمهای سنگین بانکی، به این دوره تحریمی برمیگردد. در حال حاضر با توجه به آن که شرایط برجام پیش آمده است، آمریکا در پی آن است که ایران را در اقتصاد جهانی غرق کند و هر آن چه را به عنوان نظریه اقتصاد اسلامی دارد، نابود گرداند.
اقتصاد مقاومتی، تنها راه خنثی کردن تحریمها
با توجه به توضیحات ارائه شده و آشنایی با عمق دشمنی دیرینه نظام سلطه و در رأس آن امریکا با کشور ایران، تنها راه مقابله با این دشمن، در یک مقاومت همه جانبه تبلور پیدا میکند و این همان چیزی است که مقام معظم رهبری به طور مکرر بیان کردهاند و ذیل گفتمان «اقتصاد مقاومتی» بر آن تأکید داشتهاند. ایشان داشتن یک اقتصاد مقاوم را، راه خنثی کردن تحریمها میدانند. چرا که اگر فرض کنیم زمانی برسد که تمام تحریمها دفعتا لغو شوند، از آنجایی که هیچ تضمینی وجود ندارد روز بعد تحریمهای جدیدی وضع نشوند، ما نباید خوشحال باشیم که موفقیت بزرگی کسب کردهایم.
اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که طی آن نقاط آسیب پذیر بالقوه در اقتصاد یک کشور شناسایی شده و در برابر لرزشهای شدید تحریم و فشار اقتصادی مقاوم سازی میشوند. چنین امری به مثابهی رشد و شکوفایی آن کشور در شرایط تحریم، دشمنی و خصومت خواهد بود. لازم به ذکر است که مقام معظم رهبری همزمان با مطرح کردن این گفتمان، الزاماتی را نیز برای محقق شدن این گفتمان مطرح کردهاند، که هر کدام طی نشستها و نوشتههای متعدد قابل بحث و پیگیری هستند.
کاهش وابستگی به نفت به عنوان میراث شوم صد ساله ما، مدیریت مصرف (چه در حوزه مردمی، چه در حوزه دستگاههای حکومتی)، مردمی کردن اقتصاد ذیل سیاستهای اصل ۴۴، توجه به شرکتهای دانش بنیان، حرکت بر اساس برنامه، جلوگیری از تصمیمات لحظهای دولت و مجلس و مبارزه با مفاسد اقتصادی در راستای تقویت بخش خصوصی، تنها بخشی از الزامات این گفتمان هستند.
پانوشت:
[۱] Bretton-Woods
[۲] سوره احزاب آیه ۲۳
[۳] سوره احزاب آیه ۸
ایشان ناکامی آمریکا در به زانو درآوردن ایران با تحریم های فلج کننده را عاملی برشمردند که باعث شد پس از برجام به فکر بی اثر کردن اقتصاد ایران و محو شدن آن در اقتصاد جهانی افتد. این یادداشت با نگاهی به تاریخچه تحریم های ظالمانه غرب علیه ایران، کارکردهای اقتصاد مقاومتی برای بی اثر کردن این سیاست ها را می سنجد.
,خنثی کردن تحریم ها به جای دور زدن آن
, خنثی کردن تحریم ها به جای دور زدن آن,خواسته رهبر انقلاب همواره این بود که ما باید به جای دور زدن تحریمها، شرایطی را در اقتصاد ایجاد کنیم که به خنثی شدن تحریمها بیانجامد. چرا که تشخیص ایشان، با درایت تمام، این بود که جنگ بعدیِ جبهه استکبار علیه ایران اسلامی، جنگ اقتصادی است. پس در قالب نامگذاری اقتصادی سالها، حلقههایی به هم پیوسته برای خنثی کردن نقشههای شوم دشمنان ارائه کردند. متاسفانه این نامگذاریها که باید نصب عین مردم و مسئولین قرار میگرفت، به دلایل مختلف مورد غفلت واقع شده و آنچه که مطلوب رهبری بود، محقق نشد.
,از سال ۱۳۸۸ بود که جنگ تمام عیار اقتصادی نظام سلطه علیه کشورمان، در قالب تحریمهای سنگین آغاز شد و بار دیگر رهبر انقلاب گفتمان «اقتصاد مقاومتی» را به عنوان تنها راه مقابله با استکبار، البته این بار با جزئیات بیشتر، مطرح کردند. شاید در ذهن بسیاری سؤالاتی در خصوص شرایط کنونی کشور وجود داشته باشد از جمله این که به راستی دلیل این همه دشمنی با کشور ما چیست؟ دشمن با این همه دست اندازی چه اهدافی را دنبال میکند؟ چرا بهترین راه مقابله با دشمن، مقاومت است؟ آیا راههای دیگری وجود ندارد؟ اگر ما این دشمنی را به خوبی درک کرده و راه مقابله با دشمن را نیز به خوبی میدانیم، چرا این همه سستی درپیگیری و اجرای این تاکتیک دیده میشود؟ و بسیاری سؤالات دیگر که در ادامه تلاش خواهیم کرد تا با بیان واقعیتهای موجود به برخی ابهامات در این زمینه پاسخ دهیم.
, ,
,
, تنها راه مقابله با نظام سلطه، مقاومت است
, تنها راه مقابله با نظام سلطه، مقاومت است,نظامهای شیطانی بر مبنای نگاه اومانیستی، اصل را بر بهره گیری هرچه بیشتر از لذات مادی میدانند. نظام سلطه و در رأس آن امریکا، در مسیر رسیدن به حداکثر منافع مادی و اقتصادی، فراتر از مرزهای جغرافیایی خویش و گاهی هزاران کیلومتر دورتر، منافعی را تعریف کرده است که هر عاملی و به هر نوعی اگر بخواهد آن منافع فراوطنی را مورد تهدید قرار دهد، باید تنبیه شود. به طور مثال برای تسلط بر تجارت جهانی، نظام پولی «برتون وودز[۱]» را طراحی کردند که به خاطر آن بعد از خرابیهای جنگ دوم جهانی، به موجب یک توافقنامهی بین المللی، دلار را به عنوان پول مبنا برای تجارت بین الملل قرار داد و عملاً در ازای دادن کاغذِ دلار به دیگر ملل، ثروت آنها را به غارت بردند.
, [۱],راه اندازی جنگهای طولانی مدت در خاک کشورهای دیگر نیز در راستای همان سیاستهای سلطه طلبانه بوده است. یکی از آن منافع بزرگ، منطقه خاورمیانه و به خصوص کشور ایران است. کشور ایران با ویژگیهای طبیعی و سوق الجیشی ممتاز، همواره لقمهی چرب و نرمی برای دستگاه سلطه بوده است. اینکه در شمال و جنوب این کشور یعنی حاشیه دریای خزر و خلیج فارس در مجموع حدود هفتاد درصد منابع انرژی کل دنیا (نفت و گاز) قرار گرفته است، حداقلِ آن ویژگیهاست. در یک چنین شرایطی حدود سی و چهار سال پیش، انقلاب اسلامی ملت ایران در این منطقه استراتژیک به نتیجه رسیده و مزدور نظام سلطه از حکومت کنار گذاشته میشود. انقلابی که نه تنها یکی از بزرگترین منافعشان را از چنگشان در آورده است بلکه با شعارهایی همچون استکبارستیزی و اسلام خواهی قصد آن دارد که پایههای نظام سلطه را به لرزه درآورد. پایههایی که بر جهل و ظلم پذیری مردم بنا نهاده شده است.
,مطابق استراتژی همیشگی نظام سلطه، ملت ایران به خاطر این زیاده خواهی باید به شدت تنبیه شود. چرا که از نگاه آنها هر ملتی که به دنبال استقلال و آرمانهای خود باشد، زیاده خواه بوده و باید تنبیه شود. لذا از همان روزهای آغازین بعد از انقلاب، شاهد انواع اقدامات سخت و نرم علیه ملت و نظام اسلامی هستیم. تحریک مخالفان جمهوری اسلامی و کمک به حرکتهای تجزیه طلب و تروریستی، کودتای نوژه با قصد براندازی نظام، لشکرکشی و حمله به ایران در واقعه طبس، حمله به سکوی نفتی ایران در خلیج فارس، ایجاد وحشت از ایران و اسلام و حکومت اسلامی با ابزارهای گوناگون مانند هالیوود، تصرف و حبس دارائیها و اجناس ایران، چراغ سبز نشان دادن به صدام برای حمله به ایران و پشتیبانی همه جانبه از آن رژیم در طول جنگ، ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران و تقدیر از فرمانده ناو وینسنس، حمایت و پناه دادن به تروریستهایی که در ایران مرد و زن و بچهها را به قتل میرساندند، اهانت دائمی به ملت، دولت و رئیس جمهور ایران، ایجاد ناامنی و سرازیر کردن سیل سلاحها به منطقه خاورمیانه، تهدید مستمر ملت ایران به حمله نظامی، حمایت از گروهکهای تروریستی شرور به ویژه در نقاط مرزی ایران، عراق و پاکستان، اعلام حمایت رسمی از هرگونه فتنه و اغتشاشات در سالهای ۷۸ و ۸۲ و ۸۸، ترور دانشمندان هستهای در ایران با همکاری موساد، تهاجم فرهنگی و جنگ نرم علیه ملت ایران از جمله آن اقدامات برای تنبیه ملت و نظام است.
,از مجموع این اقدامات به خوبی معنای این جمله رهبر انقلاب قابل درک است که فرمودند: «ما به امریکاییها بدبینیم و هیچ اعتمادی به آنان نداریم. دولت امریکا غیر قابل اعتماد و خودبرتربین و غیر منطقی و عهد شکن است».
, ,
,
, جنگ تحمیلی اقتصادی
, جنگ تحمیلی اقتصادی,توفیق نداشتن نظام سلطه در اقدامات مذکور، آنها را به جنگ تمام عیار اقتصادی در قالب تحمیل تحریمهای گوناگون سوق داد. جنگی که به این گستردگی، در هیچ جای دنیا و علیه هیچ کشوری سابقه نداشته است. اما این بار قربانیان این جنگ، چند صد نفر حاضر در میدان نبرد نیستند، بلکه هدف جمعیتی چند میلیونی است. همانگونه که در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران تقریباً تمام دنیا در مقابل ملت ما ایستاده بود، این بار نیز در جنگ تحمیلی اقتصادی به نوعی تمام دنیا مقابل ایران ایستاده است و ما همانگونه که در جنگ تحمیلی به عهد و میثاق خود با الله وفا کردیم، در این هجمهی سنگین اقتصادی نیز إن شاء الله به عهد خود وفا کرده و مصداق آیهی کریمه خواهیم شد که میفرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْ اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضىَ نحْبَهُ وَ مِنهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبْدِیلاً[۲]» و از سوی دیگر میدانیم که دنیا مکان صدقِ وعده در زمان این ابتلائات سنگین است تا «لِیَسْئَلَ الصَّادِقِینَ عَن صِدْقِهِمْ[۳]» صورت بگیرد و شکی نیست که این جنگ زمانی پایان مییابد که جمهوری اسلامی ایران از آرمانهای متعالی و ارزشهای والای اسلامی و استقلال خواهی خود دست برداشته و آنچه که استکبار میخواهد، محقق شود. با توجه به این دشمنی عمیق، داشتن اقتصاد مقاومتی برای ما امری اجتناب ناپذیر بوده و اینگونه نیست که ما امید داشته باشیم روزی با ما صلح کرده و دیگر کاری به کارمان نداشته باشند. اگر روزی شاهد بودیم که فشارهای آنها کاهش پیدا کرده است، باید مطمئن باشیم که یا ما از ارزشهایمان عدول کردهایم و یا اینکه آنها نقشه شوم دیگری در سر میپرورانند. انرژی هستهای، حقوق بشر، رابطه با تروریسم و بسیاری مسائل دیگر، همه و همه بهانههایی برای به زانو درآوردن ملت، به عنوان بزرگترین سرمایه انقلاب و نیل به خواستههای آنان در این کشور است. غافل از اینکه این ملت آزمون خود را در صحنههای دشوار، به خوبی پس داده است.
, [۲], [۳], ,
,
, گام به گام تشدید تحریم ها
, گام به گام تشدید تحریم ها,تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی ایران مسئلهای است که از ابتدای انقلاب اسلامی آغاز شده و در سالهای اخیر و به خصوص پس از سال۲۰۱۲ بر شدت آن افزوده شده است. در یک نگاه کلی، میتوان دورههای تحریمی علیه ملت ایران را به شش دوره تقسیم کرد.
,ﺩﻭﺭه ﺍﻭﻝ (۱۹۷۹-۱۹۸۱) تصرف لانه جاسوسی: شروع تحریمهای اقتصادی علیه ایران به تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام برمیگردد. ممنوعیت مبادله تجاری بین ایران و امریکا، بلوکه کردن دوازده میلیارد دلار از داراییهای ایران در امریکا و لغو قرارداد نظامی بین دو کشور که در دوره پهلوی دوم منعقد شده بود، از مهمترین تحریمهای این دوره به شمار میروند.
,دوره دوم (۱۹۸۸-۱۹۸۱) دوره جنگ ایران و عراق: در این دوره پس از شروع جنگ تحمیلی، تلاشهایی توسط دولت ریگان برای جلوگیری از فروش تجهیزات نظامی به ایران صورت گرفت. طی این تلاشها، ایران در لیست کشورهای حامی تروریسم قرارگرفته و فروش هرگونه تجهیزات نظامی به وی ممنوع اعلام شد. هم چنین اعطای هرگونه کمک مالی به ایران از جمله اعطای وام از سوی بانک جهانی ممنوع اعلام شد.
,دوره سوم (۱۹۹۲-۱۹۸۹) دوره بازسازی: قانون «منع گسترش تجهیزات نظامی ایران و عراق» مربوط به این دوره است که به موجب آن، صادرات تمامی تجهیزات نظامی به ایران ممنوع اعلام شد.
,دوره چهارم (۲۰۰۱-۱۹۹۳) دوره ریاست جمهوری کلینتون، مهار دوجانبه: این دوره از تحریمها علیه ایران توسط دولت کلینتون مدون شد که به سیاست مهار دوجانبه شهرت یافت. ممنوعیت مشارکت شرکتهای امریکایی در صنعت نفت ایران، و در ادامه توقف همهی مبادلات تجاری بین ایران و امریکا از جمله تحریمهای امریکا در این دوره به شمار میروند. قانون «تحریم ایران- لیبی» که به موجب آن سرمایه گذاری بیشتر از بیست میلیون دلار در صنایع نفت ایران توسط هر شرکت خارجی ممنوع اعلام شد نیز تحریمی دیگر در راستای سیاستهای خصمانه امریکا بود.
,دوره پنجم (۲۰۱۰-۲۰۰۱) دوره پس از یازده سپتامبر: این دوره از تحریمها علیه ایران، به دوره ریاست جمهوری بوش پسر و باراک اوباما برمیگردد. در اوت سال ۲۰۰۱ قانون «تحریم ایران- لیبی» برای یک دوره پنج ساله دیگر تمدید شد. البته باید اشاره کرد که پس از آنکه لیبی از درِ سازش با امریکا درآمد، این قانون به قانون «تحریم ایران» تغییر یافت. نکتهی دیگر در رابطه با این دوره، دستاویز قرار دادن فعالیتهای هسته ای ایران، برای شروع دور جدیدی از تحریمها بود. قطعنامههای متعدد شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران و ممنوعیتهای جدید دیگر، حاصل این دوره بود.
,دوره ششم (۲۰۱۰ تا کنون): تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا، که به موجب آن صادرات نفت ایران از دو و نیم میلیون بشکه در روز به یک میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کرد و اِعمال تحریمهای سنگین بانکی، به این دوره تحریمی برمیگردد. در حال حاضر با توجه به آن که شرایط برجام پیش آمده است، آمریکا در پی آن است که ایران را در اقتصاد جهانی غرق کند و هر آن چه را به عنوان نظریه اقتصاد اسلامی دارد، نابود گرداند.
, ,
,
, اقتصاد مقاومتی، تنها راه خنثی کردن تحریمها
, اقتصاد مقاومتی، تنها راه خنثی کردن تحریمها,با توجه به توضیحات ارائه شده و آشنایی با عمق دشمنی دیرینه نظام سلطه و در رأس آن امریکا با کشور ایران، تنها راه مقابله با این دشمن، در یک مقاومت همه جانبه تبلور پیدا میکند و این همان چیزی است که مقام معظم رهبری به طور مکرر بیان کردهاند و ذیل گفتمان «اقتصاد مقاومتی» بر آن تأکید داشتهاند. ایشان داشتن یک اقتصاد مقاوم را، راه خنثی کردن تحریمها میدانند. چرا که اگر فرض کنیم زمانی برسد که تمام تحریمها دفعتا لغو شوند، از آنجایی که هیچ تضمینی وجود ندارد روز بعد تحریمهای جدیدی وضع نشوند، ما نباید خوشحال باشیم که موفقیت بزرگی کسب کردهایم.
,اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که طی آن نقاط آسیب پذیر بالقوه در اقتصاد یک کشور شناسایی شده و در برابر لرزشهای شدید تحریم و فشار اقتصادی مقاوم سازی میشوند. چنین امری به مثابهی رشد و شکوفایی آن کشور در شرایط تحریم، دشمنی و خصومت خواهد بود. لازم به ذکر است که مقام معظم رهبری همزمان با مطرح کردن این گفتمان، الزاماتی را نیز برای محقق شدن این گفتمان مطرح کردهاند، که هر کدام طی نشستها و نوشتههای متعدد قابل بحث و پیگیری هستند.
,کاهش وابستگی به نفت به عنوان میراث شوم صد ساله ما، مدیریت مصرف (چه در حوزه مردمی، چه در حوزه دستگاههای حکومتی)، مردمی کردن اقتصاد ذیل سیاستهای اصل ۴۴، توجه به شرکتهای دانش بنیان، حرکت بر اساس برنامه، جلوگیری از تصمیمات لحظهای دولت و مجلس و مبارزه با مفاسد اقتصادی در راستای تقویت بخش خصوصی، تنها بخشی از الزامات این گفتمان هستند.
,پانوشت:
,[۱] Bretton-Woods
, [۱],[۲] سوره احزاب آیه ۲۳
, [۲],[۳] سوره احزاب آیه ۸
, [۳],
ارسال دیدگاه