شهیدی که مداح، سخنران و شاعر مراسمش را تعیین کرده بود + عکس
در همان مرخصی آخر، بعد از آنکه از همهی همسایهها طلب حلالیت کرد مداح، شاعر و سخنران مراسم ختمش را هم تعیین کرده بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ماسال نیوز، شهید جاوید الاثر سید کاظم عبدالحسین زاده در سال ۱۳۳۹ در روستای پیرسرای شاندرمن از یک خانواده ی کشاورز متدین چشم بدنیا گشود ودومین فرزند خانواده شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ماسال نیوز,سید کاظم از کودکی فردی زرنگ و خلاق بود. دوران ابتدایی را در مدرسه ی میرشجاع بها و فردوسی خرفکوره سپری کرد.
,سپس دوره ی راهنمایی را در شاندرمن گذراند و مسافت پنج کیلومتری پیرسرا تا مدرسه را هر روز پیاده طی می کرد. با اتمام دوره ی راهنمایی با توجه به علاقهی کاظم به امور فنی با توجه به وجود نداشتن هنرستان در ماسال و شاندرمن به ناچار به هنرستان شهید عباسپور صومعه سرا رفت و در رشته ی الکترونیک مشغول به تحصیل شد.
,سال آخر دوره ی نظری به دلیل بیماری سختی که گرفت نتوانست در امتحانات حاضر شود اما سال دیگر با حضور در امتحانات موفق شد دیپلم دشته ی الکترونیک را اخذ کند.
,سید کاظم همزمان با تحصیل سیم کشی ساختمان انجام می داد به نحوی که در سال ۵۹ و ۶۰ همزمان با بهره مندی روستاهای خرفه کوره، پیراسرا و خلورجان از نعمت برق، بیشتر منازل مردم این روستاها را بدون توقع مالی آنچنانی سیم کشی کرد و در تمام این موارد، مبلغ پرداختی خانواده را بدون توقع مبلغ بیشتر می پذیرفت.
,وقتی که به جبهه اعزام شد باز هم به دلیل علاقه به برق و الکترونیک در گروه تخریب تیپ ۵۵ هوابر شیراز عضو شد.
,همزمان با دوران ابتدایی با توجه به اینکه پدرش از سادات مورد احترام مردم و از مداحان محلی بود باعث رغبتش به مداحی شد.
,صدای خوبش چاشنی جسارت تحسین بر انگیز کاظم شد و به این ترتیب در همان سن کودکی و در شب های محرم در مسجد روستای پیرسرا مداحی می کرد و حتی مردم او را به عنوان یکی از مداحان ثابت مسجد می شناختند.
,سید کاظم از همان کودکی با مسجد انس پیدا کرد و همیشه نمازهای خود را اول وقت می خواند. علاوه بر رعایت فرایض دینی در کارهای خانه نیز به مادر کمک می کرد.
,او در فوتبال هم ماهر بود و در مسابقات محلی همیشه درخشش خوبی داشت.
,سید کاظم در آخرین مرخصی خود منزل یکی از روحانیون منطقه را سیم کشی کرد و در حین کار به این روحانی گفت این رفتن من دیگر برگشت ندارد و شهید خواهم شد و می خواهم در مراسم من، شما روزه بخوانید. در همین مرخصی با تک تک همسایه ها خداحافظی و طلب حلالیت کرده و حتی مداح و شاعر مراسم خودش را هم انتخاب کرد.
,با اینکه نوبت اعزامش نرسیده بود در عملیات بدر بصورت داوطلبانه به منطقه ی شرق دجله رفت و در روز ۲۶ اسفند ماه سال ۶۳ شربت شهادت را نوشید و پیکر مطهرش در آغوش دجله ماند و هیچ وقت باز نگشت.
,روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
,با تشکر از سید نظام عبدالحسین زاده برادر شهید
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه