سالروز شهادت شهیدان شبلی/
روایتی جان سوز از شهادت سه برادر بی نام و نشان سنندجی
بعد از انتقال پیکر بی جان شهیدان محمد معروف شبلی، نعمت الله سهراب نژاد و محمد هادی شبلی، به بیمارستان سنندج، تعدادی از نیروهای ضد انقلاب به قصد بی احترامی کردن به پیکر این عزیزان وارد بیمارستان می شوند، ولی حضور پهلوان ایوب وفایی که سابقه دوستی با شهید محمد معروف شبلی را داشته، این قضیه منتفی می شود و گروهک های ضد انقلاب از محل متواری می شوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، عناصر گروهک کومله بعد از ظهر یک روز آفتابی ـ هجدهم خردادماه سال 1359 ـ به زور اسلحه وارد مسجد شیخ غیاثیان محله وکیل سنندج می شوند. نیروهای کومله که برای به اسارت گرفتن شهید محمد معروف شبلی وارد مسجد شده بودند، با مقاومت شهید شبلی و هم چنین تعدادی از مردم که در مسجد حاضر بوده اند روبرو می شوند. حتی در این میان پیرمردی به آن ها می گوید: اگر می خواهید این جوان را با خود ببرید باید اول مرا بکشید و بعد او را با خود ببرید. ولی مزدوران کومله با قنداغ اسلحه به جان مردم می افتند و مردم بی گناه را از مسجد بیرون می کنند و شهید محمد معروف شبلی را به طرز فجیعی در مسجد غیاثیان به شهادت می رسانند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله, شهید محمد معروف شبلی,,
خبر شهادت شهید محمد معروف شبلی در کمتر از نیم ساعت در شهر می پیچد؛ به نحوی که همه مردم سنندج از خبر شهادت جوان انقلابی شهرشان به دست گروهک کومله مطلع می شوند.
,,
در همین روز شهید نعمت الله سهراب نژاد توسط تعدادی از نیروهای ضد انقلاب به اسارت در می آید و بعد از تحمل شکنجه های وحشیانه آن ها به شهادت می رسد. به این ترتیب شهید محمد معروف شبلی و شهید نعمت الله سهراب نژاد که یک روح بودند در دو بدن، در یک روز توسط گروهک کومله به شهادت می رسند.
,,
شهید محمد هادی شبلی که کارمند سازمان آب شهرستان سنندج بوده، بعد از مطلع شدن از شهادت برادرش، در مقابل سازمان آب شروع به شعار دادن بر علیه گروهک های ضد انقلاب می کند که در همان محل توسط گروهک کومله به شهادت می رسد.
,,
بعد از شهادت شهیدان محمد معروف شبلی، نعمت الله سهراب نژاد و محمد هادی شبلی جنازه این سه شهید گرانقدر به بیمارستان سنندج منتقل می شود. تعدادی از نیروهای ضد انقلاب بعد از سلاخی پیکر بی جان این سه شهید عزیز، قصد بی احترامی به پیکر بی جان این عزیزان را داشته اند که با حضور پهلوان ایوب وفایی و دفاع این جوانمرد سنندجی که سابقه دوستی با شهید محمد معروف شبلی را داشته، این قضیه منتفی می شود و گروهک های ضد انقلاب از محل متواری می شوند.
,,
یکی از افرادی که پیکر مطهر شهید محمد معروف شبلی را در غسال خانه دیده بود می گوید: وقتی وارد غسال خانه شدم دیدم جنازه شهید محمد معروف شبلی را در طرفی خوابانده اند و پارچه سفیدی روی آن کشیده اند. پارچه سفید به خون شهید آغشته شده بود. یکی از افرادی که در غسال خانه بود، خواست پارچه را کنار بزند که یک آن چشمم به پای شهید افتاد، گروهک های ضد انقلاب با چاقو و قمه پای شهید را تکه تکه کرده بودند. این صحنه آن قدر دلخراش بود که سریع از غسال خانه خارج شدم و نتوانستم پیکر بی جان محمد معروف را یک بار دیگر از نزدیک ببینم.
,,
شهید محمد مهدی شبلی ـ برادر بزرگتر شهیدان شبلی ـ وقتی از شهادت برادرانش مطلع می شود، سریع خودش را به سنندج می رساند.
,,
عبدالله جعفری از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد تعریف می کند:
,,
«چند روزی از شهادت شهید محمد معروف و محمدهادی شبلی می گذشت. یک روز بعد از غروب آفتاب به اتفاق شهید یدالله حاجیان و برادر داوود کاظمی و آقا داوود (محافظ ابو شریف) در بلوار جانبازان بر سر دو راهی عباس آباد، با جوانی روبرو شدیم. علی رغم اینکه سنندج پاکسازی شده بود، ولی هم چنان تعدادی از نیروهای گروهک های ضد انقلاب از تاریکی شب استفاده می کردند و برای مردم مزاحمت ایجاد می کردند.
,,
آن جوان وقتی ما را شناخت، خودش را برادر بزرگتر شهیدان شبلی معرفی کرد، ولی ما ایشان را نمی شناختیم و در آن شرایط نمی توانستیم به حرف هایش اعتماد کنیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم شناسایی این جوان را به یکی از همرزمانمان که در محله قطارچیان ساکن بود بسپاریم.
,,
شب بود و ما نمی توانستیم کاری انجام دهیم. به همین خاطر درب خانه ای را در محله عباس آباد کوبیدیم و با معرفی خودمان وارد خانه شدیم. آن شب مهمان آن خانه بودیم و صبح زود به طرف ترمینال به راه افتادیم. وقتی به ترمینال رسیدیم، چند تن از اعضای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد تأیید کردند که این جوان محمد مهدی نام دارد و برادر بزرگتر شهیدان شبلی است.
,,
محمد مهدی وقتی اوضاع شهر را دید گفت: می خواهم به کرمانشاه بروم و بعد از چند روز دوباره به سنندج باز خواهم گشت. به اتفاق دوستان، محمد مهدی را تا فرودگاه همراهی کردیم. ایشان بعد از سوار شدن به یک دستگاه مینی بوس راهی کرمانشاه شد».
,,
شهید محمد مهدی شبلی در تونل اول جاده سنندج ـ کامیاران توسط گروهک کومله دستگیر می شود. نیروهای کومله بعد از شهادت محمد مهدی شبلی پیکرش را مثله، چشم هایش را از حدقه خارج و با آتش بر روی پشتش شعار می نویسند.
,,
زمانی که راحله شبلی تنها خواهر شهیدان شبلی بر پیکر برادر شهیدش محمد مهدی حاضر می شود، به اطرافیانش می گوید: «گروهک های ضدانقلاب هیچ گاه اشک های مرا نخواهند دید. به اشک هایم اجازه نخواهم داد که بر صورتم جاری شوند، تا ضد انقلاب از دیدن اشک های من احساس پیروزی کند». مادر شهیدان شبلی تنها چند روز بعد از شهادت سه فرزندش در حالی که از لحاظ جسمی کاملاً سالم بوده، دق می کند و از دنیا می رود.
,,
بر اساس این گزارش، تاریخ شهادت شهیدان شبلی با اسناد بنیاد شهید هم خوانی ندارد. به عنوان نمونه می توان به تاریخ وفات مادر شهیدان شبلی اشاره کرد که در روز پنجم خردادماه سال 1359 دار فانی را وداع گفته اند، در حالیکه بر اساس اسناد بنیاد شهید شهیدان شبلی در هجدهم خرداماه سال 1359 به شهادت رسیده اند؛ و این درحالی است که بر اساس تحقیقات انجام شده توسط خبرنگار پیشمرگ روح الله، این مادر داغ دیده چند روز بعد از شهادت فرزندانش دق مرگ می شود و دار فانی را وداع می گوید و به فرزندان شهیدش ملحق می شود. و یا اینکه محمد مهدی چند روز بعد از شهادت دو برادر دیگرش به شهادت می رسد، ولی بر اساس اسناد بنیاد شهید هر سه در یک روز به شهادت رسیده اند. و یا اینکه بر اساس تحقیقات خبرنگار پیشمرگ روح الله شهید نعمت الله سهراب نژاد به همراه شهیدان محمد هادی و محمد معروف شبلی در یک روز به شهادت رسیده اند، در حالی که بر اساس اسناد بنیاد شهید، شهید نعمت الله سهراب نژاد در روز شانزدهم اردیبهشت ماه سال 1358 به شهادت رسیده است!
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه