عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گیلان؛

اهمیت کار و تلاش در نیل به اقتصاد مقاومتی

اهمیت کار و تلاش در نیل به اقتصاد مقاومتی
شیوه زندگی انبیاء باید الگو و سرمشق ما باشد، در نتیجه بیکاری ضد ارزش محسوب می شود و کسی که بیکار باشد و یا بیکاری برای او ارزش باشد، به همان میزان و تناسب؛ از سنت انبیاء دورخواهد بود. بعلاوه در قرآن کریم و روایات اسلامی اصول و راهکارهای فراوانی برای اقدام و عمل، کار و تلاش در راستای ایجاد اقتصادی مقاوم مطرح شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر، دکتر محسن پورمحمد، استادیار دانشگاه علوم پزشکی گیلان، در یادداشتی به اهمیت کار و اقدام عملی در اسلام به منظور رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی پرداخته است که در ذیل می خوانید:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر,

کار در اسلام بسیار مهم است. در قرآن کریم کار به نحو عام و خاص به خدای متعال نسبت داده شده است. انبیاء بزرگ در قرآن کریم علاوه بر اینکه معلمان بشریت بودند، اهل کار و تلاش نیز بوده اند. و نیز راهکارهای فراوانی در کتاب و سنت برای تشویق و ترغیب مؤمنان به کار و تلاش آمده است.

,

بیشتر انبیاء الهی کشاورز و چوپان بوده اند. به نحو خاص خیاطی به حضرت ادریس علیه السلام؛ کشتی سازی به حضرت نوح علیه السلام؛ صنعت زره‌بافی به حضرت داود علیه السلام؛ صنایع معماری، هنری و صنعتی به حضرت سلیمان علیه السلام؛ چوپانی و گله داری به حضرت شعیب و موسی علیهما السلام؛ نجاری به حضرت عیسی علیه السلام و تجارت به حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و کشاورزی، باغداری و باغبانی و تجارت به حضرت علی علیه السلام و دیگر ایمه اطهارعلیهم السلام نسبت داده اند. بنابراین هیچ کدام از صالحین «انبیاء الهی و جانشینان ایشان» بی کار نبوده اند.

,

از آنجا که شیوه زندگی انبیاء باید الگو و سرمشق ما باشد، در نتیجه بیکاری ضد ارزش محسوب می شود و کسی که بیکار باشد و یا بیکاری برای او ارزش باشد، به همان میزان و تناسب؛ از سنت انبیاء دورخواهد بود. بعلاوه در قرآن کریم و روایات اسلامی اصول و راهکارهای فراوانی برای اقدام و عمل، کار و تلاش در راستای ایجاد اقتصادی مقاوم مطرح شده است.

,

بیکاری نه مطلوب جامعه است و نه مورد رضایت خداوند. در اسلام، مردم به همان مقدار که به تلاش در عرصه تولید، ترغیب و تشویق شده‌اند، از کم‌کاری و سستی منع شده‌اند؛ فرد بیکار مورد خشم و غضب الهی است و با بیکاری در واقع بزرگ‌ترین تهدید و بدبختی را در دنیا و آخرت برای خود فراهم کرده است.

,

حضرت علی علیه السلام نیز در کنار اینکه به فرایض و امور معنوی می پرداختند، به صورت شبانه روزی به اموری چون باغداری، کشاورزی و حفاری قنات مشغول بودند و در جهت پیشرفت و ترقی مادی و اقتصادی جامعه تلاش می کردند؛ هنوز نخلستان های منسوب به حضرت علی علیه السلام در کوفه معروف است. امام صادق علیه السلام فرموده اند حضرت علی علیه السلام شخصا بیل می زد و از زمین آب استخراج می کرد و زمین را شیار می کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هسته های خرما را در زمین پنهان می کرد؛ این هسته ها خیلی سریع سبز می شدند و رشد می کردند.و آن حضرت هزار برده با دست رنج خود آزاد فرمود.[۱]

, [۱],

تمام امامان ما اهل کار و تلاش بودند. امام صادق علیه السلام در اهمیت کار و تلاش برخورد امام باقر علیه السلام با محمد بن منکدر را نقل کرده می فرمایند او می گفت به دلیل اینکه علی بن حسین علیه السلام در نزد من جایگاه ویژه ای داشت، وقتی دیدم فرزندش امام باقر به شدت کار می کند؛ خواستم او را موعظه کنم، ولی موعظه شدم. در یک روز گرم تابستان دیدم که امام باقر در حال کشاورزی بود و عرق از سر و روی مبارکشان فرو می‎ریخت.به گفتم: ای امام باقر! اگر الان مرگ سراغ تو بیاید در حالی که این طور در حال بیل زدن هستی و برای مال دنیا زحمت می‎کشی، خجالت نمی‎کشی؟ با چه رویی خدا را ملاقات می‎کنی؟ فرمود: اگر الان مرگ به سراغ من بیاید، در بهترین حالت هستم برای اینکه در حال کار کردن هستم.باید از خدا بترسی در حال معصیت الهی مرگ تو فرا رسد.»[۲]

, [۲],

بنابراین ملاحظه می نمایید که بر خلاف حکومت های غیر دینی که تنها به جنبه مادی از نیازهای انسان توجه دارند و در برآوردن نیازهای معنوی او واجد دستورالعمل خاصی نیستند؛ حکومت دینی (نظام اسلامی) بر دو بُعد مادی و معنوی نیازهای انسان احاطه کامل دارد. این دین گرچه بطور ویژه در تأمین نیازهای معنوی انسان اهتمام فراوانی قایل است اما هرگز از تأمین نیازهای مادی او نیز غافل نمانده است. بلکه هدایت و ارشادات خود را هم نسبت به مسایل مادی و هم معنوی انسان بکار برده است. خالی از لطف نیست تذکر این نکته که ارزش و فضیلتی که اسلام برای «کار » قایل است تا پیش از اسلام امری کاملاً بی سابقه بود.

,

در آثار بر جای مانده از فلاسفه پیش از اسلام می خوانیم که اغلب هیچ کدام اقدام و عمل و کار و تلاش را جزء فضیلت ها قرار نمی دادند. حتی افلاطون استاد ارسطو که خود از شاخص ترین فلاسفه غرب است مسئله کار و کسب و پیشه وری را به دلیل اینکه «طلب مال» و «طلب دنیا» در آن است و از حرص و طمع و پستی طبع نشأت می گیرد، به دیده تحقیر می نگریست.[۳]، در حالی که فارابی که در عالم اسلامی می زیست دارای چنین دیدی نبود و کار وحرفه را نیز جزو فضایل قرار داد.[۴]

, [۳], [۴],

[۱] أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَضْرِبُ بِالْمَرِّ وَ یَسْتَخْرِجُ الْأَرَضِینَ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَمَصُّ النَّوَى بِفِیهِ وَ یَغْرِسُهُ فَیَطْلُعُ مِنْ سَاعَتِهِ وَ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوکٍ مِنْ مَالِهِ وَ کَدِّ یَدِهِ« کافی  ج ۵ ص ۷۴

, [۱],

[۲]« عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْکَدِرِ کَانَ یَقُولُ مَا کُنْتُ أَرَى أَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع یَدَعُ خَلَفاً أَفْضَلَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع حَتَّى رَأَیْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ ع فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِی فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ وَعَظَکَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِی الْمَدِینَهِ فِی سَاعَهٍ حَارَّهٍ فَلَقِیَنِی أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ع وَ کَانَ رَجُلًا بَادِناً ثَقِیلًا وَ هُوَ مُتَّکِئٌ عَلَى غُلَامَیْنِ أَسْوَدَیْنِ أَوْ مَوْلَیَیْنِ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی سُبْحَانَ اللَّهِ شَیْخٌ مِنْ أَشْیَاخِ قُرَیْشٍ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا أَمَا إِنِّی لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَیْهِ فَرَدَّ عَلَیَّ بِنَهْرٍ وَ هُوَ یَتَصَابُّ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ شَیْخٌ مِنْ أَشْیَاخِ قُرَیْشٍ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا أَ رَأَیْتَ لَوْ جَاءَ أَجَلُکَ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالَهِ مَا کُنْتَ تَصْنَعُ فَقَالَ لَوْ جَاءَنِی الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِی وَ أَنَا فِی طَاعَهٍ مِنْ طَاعَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَکُفُّ بِهَا نَفْسِی وَ عِیَالِی عَنْکَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا کُنْتُ أَخَافُ أَنْ لَوْ جَاءَنِی الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى مَعْصِیَهٍ مِنْ مَعَاصِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْتُ صَدَقْتَ یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَکَ فَوَعَظْتَنِی»شیخ طوسى، تهذیب‏الأحکام،۱۰جلد، دارالکتب الإسلامیه تهران، ۱۳۶۵هجرى شمس، ج۶ ص۳۲۱

, [۲],

[۳] افلاطون ،جمهور ،ترجمه فؤاد روحانی ،بنگاه ترجمه و نشر کتاب۱۳۶۰،ص۵۴۵٫

, [۳],

[۴] رضا داوری اردکانی ، فرهنگ خرد و آزادی ، نشر ساقی،۱۳۷۸،ص۳۱۴

, [۴]]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه