واکاوی تفاوت میان “آزادی” و “ولنگاری” در حوزه فرهنگ/ آیا نگاه نقادانه به اوضاع فرهنگی در تقابل با آزادی است؟
یکی از محور های سخنرانی رهبر معظم در حرم مطهر رضوی تأکید به جوانان فعال در عرصه فرهنگی و مراجع فرهنگی از جمله علما، اساتید، روشنفکران انقلابی و هنرمندان متعهد برای داشتن نگاه نقادانه در عرصه فرهنگ برای جلوگیری از بروز انحراف در اوضاع فرهنگی بود. ایشان این موضوع را به معنی تضاد میان آزادی در حوزه فرهنگ ب نگاه انقلابی به این بخش ندانسته و در واقع آن را به معنای مراقبت برای جلوگیری از بروز ولنگاری و بی بند و باری تفسیر فرمودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از مرصاد ، یکی از محور های سخنرانی رهبر معظم در حرم مطهر رضوی تأکید به جوانان فعال در عرصه فرهنگی و مراجع فرهنگی از جمله علما، اساتید، روشنفکران انقلابی و هنرمندان متعهد برای داشتن نگاه نقادانه در عرصه فرهنگ برای جلوگیری از بروز انحراف در اوضاع فرهنگی بود. ایشان این موضوع را به معنی تضاد میان آزادی در حوزه فرهنگ ب نگاه انقلابی به این بخش ندانسته و در واقع آن را به معنای مراقبت برای جلوگیری از بروز ولنگاری و بی بند و باری تفسیر فرمودند. در این نوشتا تلاش شده است نگاهی به تفاوت های آزادی با ولنگاری بی بند و باری از نگاه دین مورد بررسی قرار گیرد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرصاد ,رهبر معظم انقلاب روز گذشته با اشاره به متفاوت بودن آزادی با ولنگاری و بی بندو باری در حوزه فرهنگ و مسائل اجتماعی تأکید فرمودند که جوانها و علمای این عرصه با نگاهی منصفانه و نقادانه نسبت به مسائل فرهنگی و برای جلوگیری از بروز انحراف هوشیار باشند.
,رهبر انقلاب خطاب به مراجع فرهنگی از جمله علما، اساتید، روشنفکران انقلابی و هنرمندان متعهد فرمودند: نگاه نقادانه خود را نسبت به اوضاع فرهنگی حفظ کنید و با منطق محکم و بیان روشن و صریح، به مسئولان تذکر دهید.
,ایشان البته تاکید کردند: در این زمینه باید از تهمت زنی، جنجال آفرینی و تکفیر کاملا خودداری کرد و مجموعه انقلابی کشور اعم از جوانان مومن و بزرگان و نخبگان، با منطق محکم و نگاه نقادانه، نقاط ضعف را برخ ما مسئولین بکشند که این همان عزم ملی و مدیریت جهادی در زمینه فرهنگ است.
,ایشان «آزادی» را از شعارهای اساسی انقلاب و پایه های جمهوری اسلامی برشمردند و افزودند: حساسیت مسئولان درباره رخنه ها و انحرافات فرهنگی هیچ منافاتی با آزادی ندارد، چرا که آزادی به عنوان نعمت بزرگ الهی با ولنگاری، بیتفاوتی و رها سازی کاملا متفاوت است.
,رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه آزادی بدون ضابطه معنی ندارد، به پایبندی شدید مدعیان غربی آزادی به خطوط قرمز خود اشاره و یاد آوری کردند: در اروپا کسی جرأت نمی کند درباره هولوکاست که واقعیت و چگونگی آن معلوم نیست، ابراز تردید کند، آنوقت از ما توقع دارند که خطوط قرمز انقلاب و اسلام را نادیده بگیریم.
,حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به برخی مسائل موجود افزودند: اگر کسی روح استقلال ملی را با تمسخر نشانه رود، وابستگی را تئوریزه کند، به مبانی اخلاقی و دینی جامعه اهانت کند، شعارهای اصلی انقلاب را مورد تعرض قرار دهد، زبان فارسی و خلقیات ملت را محقر جلوه دهد و ضمن ترویج اباحه گری، روح عزت ملی جوان ایرانی را نشانه رود، آیا باید در مقابل فعالیتهای مخرب او، بی اعتنا بود؟
,ایشان با اشاره به تحمل ناپذیری غربیها درباره مسائلی نظیر حجاب و تعصب کور آنان درباره مردم برخی کشورها افزودند: این ها نشانه هایی از تحمل پذیری غربی است که برخی ها ملت نجیب و با فرهنگ ایران را به آن ترغیب می کنند!
,رهبر انقلاب خطاب به مسئولان دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی که مستقیم یا غیر مستقیم به دولت مربوط می شوند، تاکید کردند: از هوچی گری رسانه های بیگانه و یا رسانه هایی که زبان بیگانه را در کام دارند نهراسید و رفتار خود را با آنها تنظیم نکنید.
,حال باید دید از نگاه دین آزادی چه تفاوتی با ولنگاری و بی بندو باری دارد
,آزادی را می شود از سه بُعد نگاه کرد و هر سه با هم فرق کرده و جواب ها هم متفاوت خواهد بود. فلذا مقدمتاً ابعاد آزادی مشخص شده و توضیح داده می شود بعد جواب سؤال داده خواهد شد.
,برای آزادی سه معنا می توان تصور کرد:
,۱ـ آزادی به معنای ولنگاری: در این آزادی قانون و محدودیت برای انسان وجود ندارد. هر کس هر کاری دلش خواست انجام می دهد و هیچ کس حق ندارد به او اعتراض کرده و برایش مانع ایجاد کند. زندگی کردن در زیر چتر این آزادی از زندگی حیوانات وحشی در جنگل بدتر است، چون که حیوانات میان خود قوانین را باید رعایت کنند که اگر مراعات نکنند مورد حمله دیگران قرار می گیرند و این آزادی را هیچ عاقلی تأیید نکرده و نمی کند و هیچ نظام سیاسی نپذیرفته و نمی تواند بپذیرد.
,۲ـ آزادی در محدوده قانون: در این قسم برای انسان احترام قائل شده و آزادی هایی در محدوده قانون برای هر فردی در نظر گرفته می شود. یعنی هر کسی در آن محدوده ای که قانون مشخص کرده آزادی دارد، امّا اگر از حریم آزادی جلوگیری می شود اساس این آزادی آن است که اصولاً انسانها نمی توانند با آزادی به معنای ولنگاری زندگی کنند و بشریت در این صورت نابود می شود و باید قانونی آزادیها را محدود کند که این را هر عاقلی پسندیده و تمام نظام های سیاسی دنیا تن داده اند و قانونی برای کشور خود وضع کرده اند که تخطی از آن جرم محسوب می شود.
,۳ـ آزادی از امارت نفس: در این آزادی انسان تلاش می کند تا خود را از اسارت شیطان درونی و بیرونی آزاد کند و با آزادی در این دنیای فانی زندگی کند و هر کسی را که به این آزادی دست نیابد اسیر می داند و نظام سیاسی که معتقد به این آزادی است می خواهد جامعه را از چنگال شیطان درونی و بیرونی حفظ کند که تنها حکومت های الهی به این آزادی معتقدند.
,اما جواب ها:
,۱٫ محدودیت هایی که دین برای انسان به وجود می آورد مخالف آزادی به معنای اولی می باشد و اساساً دین لحظه به لحظه انسان را از منظر این آزادی به قید و بند کشیده است. چنانکه حضرت آیت اللّه مصباح یزدی می فرمایند: «دین مشتمل بر قوانین اجتماعی و سیاسی است که رفتارهای اجتماعی و سیاسی انسان را کانالیزه و محدود می کند و می گوید باید در چارچوب خود انجام پذیرد».
,2. محدودیت هایی که دین برای انسان به وجود می آورد مخالف آزادی به معنای روحی نمی باشد بلکه دین می گوید «انسان آزاد است. آزاد است یعنی چه؟ یعنی آزاد است تا از تمام حقوقی که قانون برایش مشخص کرده بهره مند شود. مثلاً یکی از قوانین شرع یعنی قوانین اسلامی این است که انسان می تواند تا هر جا که دلش بخواهد در علم و دانش پیش برود. یعنی آزاد است هیچ محدودیتی برایش قرار نداده، یعنی نگفته تو که پسر بقالی فقط تا متوسطه بخوان، تو که پسر تاجری تا دانشگاه و لیسانس! اسلام می گوید هر فردی از آحاد مسلمین می تواند در دانش تا هر کجا که خواست برود و حتی وظیفه دولت اسلامی است که امکانات برای تک تک افراد فراهم کند که از این حق بهره مند شوند».
,3. دین نه تنها آزادی به معنای سومی را محدود نمی کند، بلکه به آزادی مطلق در این زمینه توصیه می کند و هدف دین آوران الهی برای همین است و هر کس آزادی مطلق نداشته باشد از منظر این آزادی اسیر است، چنان که آیت اللّه جوادی آملی می فرمایند: «آنکه می گوید من هر چه بخواهم می کنم، هر جا بخواهم می روم و هر چه بخواهم می گویم او اسیر است، آزاد نیست. آنکه گرفتار هوس و آز است او برده است و آزاد نیست» پس کلیه محدودیت هایی که دین برای انسان به وجود آورده برای این است که انسان را از اسارت نجات داده و آزاد کند.
,معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
,۱ـ جامعه مدنی، آیت الله معرفت.
,۲ـ اسرار عبادت، آیت الله جوادی آملی.
,,
,
]
ارسال دیدگاه