از حقوق افسانهای آقای مدیر تا زندگی دردناک «رضا»کوچولو و خانواده تهیدستش
چنین حقوقی در دولت یازدهم، شگفتآور نیست؛ دولتی با وزرای بعضا مولتی میلیاردر و وزیری ثروتمند که مسکن مهر را مزخرف مینامد و لابد نمیداند قشر بیپناه جامعه بابت همان مسکنهای مزخرف(!) دعاگوی پیشینیان هستند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا؛ خبر دریافت حقوق قریب به صد میلیون تومانی در بیمه مرکزی چون پتکی سنگین بود که اخیرا بر سر قشرهای محروم و متوسط جامعه فرود آمد و آنان را در شوکی عمیق فرو برد؛ شوکی عمیق از این همه نابسامانی در اتزاق از بیتالمال متعلق به مسلمین!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا؛ ,هنوز جامعه از شوک خبر فوق رها نشده که پتک سنگینتر دیگری بر سر ملت فرود آمد و آنان را در شوکی به مراتب عمیقتر فرو برد. مدیرعامل فلان بانک دولتی همین چند ماه قبل، 234 میلیون تومان تحت عناوین گوناگون، دریافتی داشته است. دویست و سی و چهار میلیون به تومان!! دویست و سی و چهار یک میلیون تومان؛ یعنی معادل حقوق پایه 288 کارگر زحمتکش در یک ماه!
گویا قرار است هردم از این باغ، بر و تازهتر از تازهتری برسد. اگر زمانی مسئولان در سادهزیستی از یکدیگر سبقت میگرفتند، اینک اما برخی مدیران رده بالا ابایی ندارند تا از بیت المال مسلمین، حقوقهایی دریافت کنند که آدمی را مدهوش میکند. دریافت حقوق 234 میلیون تومانی از بیتالمال؛ همان بیتالمالی که فلان کودک بیمار هم در آن سهم دارد؛ همان کودک معصوم و بیپناهی که درمان درد دلخراش و چه بسا زندهماندنش در گرو هفت میلیون تومان است! درست شنیدهاید. فقط هفت میلیون تومان! اما پدر دردمندش از تامین همین مبلغ ناچیز هم مستاصل است و کودک معصوم باید درد بکشد و پدر و مادر به پای فرزند دلبندشان بنشینند و ذره ذره با او آب شوند.
راستی با 234 میلیون تومان حقوق یک ماه آقای مدیر، چند کودک معصوم اینچنینی قابلدرمان هستند؟! چند خانواده میتوانند از غصه وصفناپذیر ناتوانی در تامین هزینههای درمان فرزند دلبندشان رها شوند؟ 234 میلیون تومان، معادل حقوق چند کارگر و کارمند معمولی است؟! راستی مدیری که برای یک ماه فعالیت خود در دولت، 234 میلیون تومان از بیت المال برداشت میکند، میتواند درد جامعه را لمس و درک کند؟ درد فلان جوانی که ماههاست در انتظار دریافت وام ناچیز ازدواج نشسته است؛ درد فلان مادر زجرکشیدهای که برای تامین هزینه درمان خود یا دلبندش مجبور است در سنین میانسالی و بعضا کهنسالی، به دشوارترین کارهای مشقتبار تن دهد؟! درد فلان جوان بنشسته در صف دریافت وام ازدواج؟! درد فلان کارگر زحمتکش بیکارشده از رکود؟! درد فلان پدر بازنشسته شرمنده از ناتوانی در تامین اولیات زندگی؟! درد فلان جوان فارغالتحصیل جویای کار؟! درد ِ... .
چنین برداشتهایی از بیتالمال در دولت یازدهم، شگفتآور نیست؛ همان دولتی که چند تن از وزرایش ثروتهای افسانهای هزارمیلیاردی دارند؛ همان دولتی که وزیر میلیاردیاش مسکن مهر دولت قبلی را مزخرف مینامد و لابد نمیداند قشر بیپناه جامعه و جوانان زحمتکشی که به سختی لقمه نانی و درآمدی به دست میآورند، بابت همان مسکنهای مزخرف(!) دعاگوی پیشینیان هستند. پرداخت چنین حقوق و مزایایی بهتآور در این دولت شگفتآور نیست؛ دولتی که بسیاری از طرحهای دولت پیشین را لغو یا معلق کرد اما توپ دریافتهای هنگفت کذایی را به زمین سابقون میاندازد! همان دولتی که انتظار میرفت بالاترین مقام آن همچون رئیس دولت سابق، لیست اموالش را به اطلاع مردم برساند، اما... . این قصه سر دراز دارد. راستی اینگونه رفتارها با بیتالمال مسلمین، خطاست یا در حال تبدیل شدن به خط؟!
نویسنده: فائزه شورکی
هنوز جامعه از شوک خبر فوق رها نشده که پتک سنگینتر دیگری بر سر ملت فرود آمد و آنان را در شوکی به مراتب عمیقتر فرو برد. مدیرعامل فلان بانک دولتی همین چند ماه قبل، 234 میلیون تومان تحت عناوین گوناگون، دریافتی داشته است. دویست و سی و چهار میلیون به تومان!! دویست و سی و چهار یک میلیون تومان؛ یعنی معادل حقوق پایه 288 کارگر زحمتکش در یک ماه!
,گویا قرار است هردم از این باغ، بر و تازهتر از تازهتری برسد. اگر زمانی مسئولان در سادهزیستی از یکدیگر سبقت میگرفتند، اینک اما برخی مدیران رده بالا ابایی ندارند تا از بیت المال مسلمین، حقوقهایی دریافت کنند که آدمی را مدهوش میکند. دریافت حقوق 234 میلیون تومانی از بیتالمال؛ همان بیتالمالی که فلان کودک بیمار هم در آن سهم دارد؛ همان کودک معصوم و بیپناهی که درمان درد دلخراش و چه بسا زندهماندنش در گرو هفت میلیون تومان است! درست شنیدهاید. فقط هفت میلیون تومان! اما پدر دردمندش از تامین همین مبلغ ناچیز هم مستاصل است و کودک معصوم باید درد بکشد و پدر و مادر به پای فرزند دلبندشان بنشینند و ذره ذره با او آب شوند.
,راستی با 234 میلیون تومان حقوق یک ماه آقای مدیر، چند کودک معصوم اینچنینی قابلدرمان هستند؟! چند خانواده میتوانند از غصه وصفناپذیر ناتوانی در تامین هزینههای درمان فرزند دلبندشان رها شوند؟ 234 میلیون تومان، معادل حقوق چند کارگر و کارمند معمولی است؟! راستی مدیری که برای یک ماه فعالیت خود در دولت، 234 میلیون تومان از بیت المال برداشت میکند، میتواند درد جامعه را لمس و درک کند؟ درد فلان جوانی که ماههاست در انتظار دریافت وام ناچیز ازدواج نشسته است؛ درد فلان مادر زجرکشیدهای که برای تامین هزینه درمان خود یا دلبندش مجبور است در سنین میانسالی و بعضا کهنسالی، به دشوارترین کارهای مشقتبار تن دهد؟! درد فلان جوان بنشسته در صف دریافت وام ازدواج؟! درد فلان کارگر زحمتکش بیکارشده از رکود؟! درد فلان پدر بازنشسته شرمنده از ناتوانی در تامین اولیات زندگی؟! درد فلان جوان فارغالتحصیل جویای کار؟! درد ِ... .
,چنین برداشتهایی از بیتالمال در دولت یازدهم، شگفتآور نیست؛ همان دولتی که چند تن از وزرایش ثروتهای افسانهای هزارمیلیاردی دارند؛ همان دولتی که وزیر میلیاردیاش مسکن مهر دولت قبلی را مزخرف مینامد و لابد نمیداند قشر بیپناه جامعه و جوانان زحمتکشی که به سختی لقمه نانی و درآمدی به دست میآورند، بابت همان مسکنهای مزخرف(!) دعاگوی پیشینیان هستند. پرداخت چنین حقوق و مزایایی بهتآور در این دولت شگفتآور نیست؛ دولتی که بسیاری از طرحهای دولت پیشین را لغو یا معلق کرد اما توپ دریافتهای هنگفت کذایی را به زمین سابقون میاندازد! همان دولتی که انتظار میرفت بالاترین مقام آن همچون رئیس دولت سابق، لیست اموالش را به اطلاع مردم برساند، اما... . این قصه سر دراز دارد. راستی اینگونه رفتارها با بیتالمال مسلمین، خطاست یا در حال تبدیل شدن به خط؟!
,
نویسنده: فائزه شورکی
,
,
انتهای پیام/ح
]
ارسال دیدگاه