یادداشت؛

وقتی دشمن شاد می شویم/2

وقتی دشمن شاد می شویم/2
برای نمایان شدن دروغین بودن فرقه ضاله بهائیت همین بس که مرکز اصلی بهائیان در شهر حیفا و فلسطین اشغالی واقع شده و صهیونیست‌ها بزرگترین حامیان آنان در جهان هستند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ناب نیوز؛ در واقع بهائیت فرقه‌ای است که میرزا حسینعلی نوری ملقب به «بهاء‌الله» آن را در سال 1241 هجری شمسی آن را بنیان نهاد و ادعای پیامبری پس از فرستادگانی چون مسیح(ع) و حضرت محمد(ص) را کرد! برای نمایان شدن دروغین بودن این فرقه ضاله همین بس که مرکز اصلی بهائیان در شهر حیفا و فلسطین اشغالی واقع شده و صهیونیست‌ها بزرگترین حامیان آنان در جهان هستند. در اسلام علما و فقهای دینی پیروان فرقه ضاله بهاییت را کافر حربی می‌دانند، کافری که با مسلمانان پیمان ذمه نبسته و از احکام دولت اسلامی اطاعت نمی‌کند. اگرچه اقلیت‌های دینی بسیاری از جمله مسیحیان و یهودیان در ایران زندگی می‌کنند اما این پیروان اهل کتاب به اصول ذکر شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی پایند هستند و خود را ملزم به پیروی از آن می‌دانند. این در حالی است که بهائیان نه تنها الزامی به اطاعت از قوانین کشور جمهوری اسلامی ندارند، بلکه همواره به صورت آشکار و پنهان به ایجاد دسیسه های سیاسی و تفرقه افکنی علیه نظام اسلامی مشغول بوده و هستند. در ادامه این گزارش فتاوا و استفتائات مراجع عظام تقلید در خصوص احکام شرعی معاشرت با بهائیان را می‌خوانید:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناب نیوز؛, ناب نیوز؛,

یکی از روش‌هایی که از زمان‌های گذشته تا به امروز دشمنان اسلام و به ویژه استعمار شرق و غرب، برای ایجاد تفرقه و از بین بردن اتّحاد بین مسلمانان و همچنین نابودی اسلام به کار برده‌اند، سوء استفاده از نیاز فطری بشر به پرستش و علاقه و گرایش او به مسائل معنوی و روحانی بوده است. او در این راستا به تحریف مذهب حق و یا ایجاد مذاهب ساختگی و حمایت از این مذاهب ساخته دست بشری کرده است. پیشینه ساختن مذاهب در اسلام تا دوران حضور ائمه  اطهار علیهم السلام بر می‌گردد،‌ به گونه‌ای که پس از شهادت یک امام، به دلائل متعددی اقدام به تشکیل فرقه‌ای مستقل می‌زدند. ایجاد فرقه‌هایی همچون زیدیه، فطحیه‌ای، ناووسیه، اسماعیلیه،‌ واقفیه‌ای و ... از شواهد این مدعاست. فرقه‌سازی در قرون اخیر با تشکیل فرقه‌ی شیخیه و بابیه وارد مرحله جدیدی شد و با پیدایش فرقه بهائیه به اوج خود رسید،‌ چرا که شاهد ادعای آموزه‌هایی در این مذهب ساختگی هستیم که در کمتر فرقه اسلامی تا به حال شاهد بوده‌ایم.

,

آنچه در این نوشتار مورد تأکید نگارنده است، آشنایی با شکل‌گیری فرقه بهائیه،‌ مدعاهای مؤسس این فرقه، احکام و عقاید این فرقه و ... است.

,

فرقه بهائیت در یک نگاه       

, فرقه بهائیت در یک نگاه       ,

بعد از ادعاهای شیخ احمد احسائی (1241ق) و جانشینش یعنی سید کاظم رشتی (1259ق) و ظهور مدعیان جدید بعد از مرگ آن دو، استعمار متوجه شد که می‌تواند از این جرقه در جهت نیل به اهداف خود به خوبی استفاده کند. در نتیجه با حمایت‏های جدّی آنها بابیّت که در معرض زوال و نابودی کامل بود، جان دوباره یافته و شکل جدید به خود گرفت و رهبران اصلی آنها از جمله میرزا حسینعلی نوری (1308ق) از خطرات جان سالم بدر بردند و توانستند فرقه‌ی ضالّه بهائیت را تشکیل و سامان دهند.

,

میرزا حسینعلی نوری، معروف به بهاء الله رهبر اصلی فرقه‌ی بهائیت با ادعاهای متناقص خود پیروان ساده لوح بابیّت را به دور خود جمع کرد. او که سرمایه‌ی اصلی خود را از بابیّت و عقاید آنها به دست آورده بود، ادعای تشریع دینی جدید با اعتقادات و احکام و دستورات جدید نمود در حالی که ادعاها و سخنان او جز مشتی سخن بیهوده و دور از عقل و منطق چیزی نبود.

,

گفتار اول‌: ادعاهای بهاء الله

,

از کتاب‌های میرزا حسینعلی و دیگر کتاب‌های بهائیان استفاده می‌شود که او همچون استادش سید علی محمد باب، بلکه از او هم بیشتر و بالاتر، ادعاهای گوناگونی مطرح کرده است که در اینجا به ترتیب ادعاهای او را به طور اختصار بیان می نماییم.

,

ادعای بندگی

,

او در کتاب خود مبین چنین می‌گوید:

,

«سبحان الذی نزل علی عبده من سحاب القضاء سهام البلاء و یرانی فی صبر جمیل»

,

«پاک و منزه است آن خدایی که تیرهای بلا را از ابر قضا بر بنده‌اش (حسینعلی) نازل کرد و دید مرا در صبر و بردباری نیک»

,

ادعای من یُظهره الله

,

سید علی محمد باب مؤسس فرقه بابیّت، در اوائل امر، ادعای بابیّت می‌کرد و می‌گفت: «من از جانب امام زمان مأموریت داشته و با او ارتباط معنوی دارم» و غیر از این هیچ ادعایی نداشت. بعد از چند سال، ادعای قائمیت کرد و گفت: «من همان امام زمان هستم» و بعد هم ادعای نبوت کرد. وقتی دید این ادعاها با هم سازگار نیستند درصد توجیه و تأویل آنها برآمد. از این‌رو عنوان «قائم و مهدی» را که در سر لوحه‌ی نوشته‏ها و بافته‌هایش قرار داده بود، تبدیل به یک کلمه‌ی مبهم و کلی «من یُظهرهُ الله» یعنی «کسی که خدا او را ظاهر می‏کند»، کرد.

,

بعد از او دیگران از این لفظ مبهم سوء استفاده کردند و ادعا کردند که ما همان کسی هستیم که سیدعلی باب به ظهور آن بشارت داده است. یکی از این افراد حسینعلی بهاء بود او ابتدا به مدت 18 سال بعد از فوت سید علی محمد باب، پیرو برادرش میرزا یحیی بود اما بعد ادعا کرد که من همان «من یظهره الله» هستم که سید باب به ظهور او بشارت داده بود. سید باب در مورد او چنین سفارش می کند، که «پس از ظهور او، هر حکمی که داد به او عمل کنید و ادعای او را بپذیرید.»

,

همچنین می‌گفت: «قسم به ذات الهی اگر کسی یک آیه از او بشنود بهتر است از آن که هزار بار «بیان» را تلاوت کند»

,

ادعای رجعت‌‍

,

میرزا حسینعلی گاهی ادعای رجعت (مسیح) کرده است هم چنان که در کتاب مبین خطاب به پاپ مسیحیان می‏گوید:

, مبین,

«یا بابا، اخرق الاحجاب قداتی رب الارباب فی ظل السحاب... کذلک یأمر القلم الاعلی من لدن ربک العزیز الجبار انه اتی من السماء مرة اخری کما اتی اول مرة ایاک ان تعترض علیه»

,

«ای پاپ! پرده‌های غفلت را بدر. رب الارباب حضرت مسیح که خود بهاء است در سایه ابر آمد این‌طور تو را امر می‌کند قلم اعلی از طرف پروردگار عزیز و مقتدر، اینکه مسیح یکبار دیگر از آسمان آمد، چنانکه در مرتبه‌ی اول از آسمان آمد، بپرهیز از اینکه اعتراض به او کنی.»

,

ادعای رسالت و پیغمبری

,

میرزا حسینعلی در کتاب اقدس چنین می‏گوید:

, اقدس,

«قل یا ملاء البیان، لا تقتلونی بسیوف الاعراض، تالله کنت نائماً ایقظنی ید ارادة ربکم الرحمن و امرنی بالنداء بین الارض والسماء لیس هذا من عندی لو أنتم تعرفون»

,

«ای گروه بیان! پیروان کتاب بیان سید علی محمد باب مرا با شمشیرهای اعراض به قتل نرسانید، سوگند به خدا، خوابیده بودم که دست اراده‌ی خداوند مهربان مرا بیدار کرد و امر کرد مرا که بین زمین و آسمان ندا کنم، این از پیش خودم نیست اگر شما بدانید.»

,

و همچین در کتاب اقتدارات چنین می‌گوید: «ای خدا من آنان را دعوت  نکردم جز به چیزی که تو مبعوثم نموده‌ای و اگر گفته‌ام بیائید به سوی من، نظری نداشته‌ام جز چیزی که تو به او ظاهر ساخته‌ای و مبعوثم کرده‌ای».

, اقتدارات,

ادعای خدایی

,

میرزا حسینعلی در کتاب مبین پا را فراتر نهاده و چنین ادعا می‌کند:

, مبین,

«و اسمع ما یوحی من شطر البلاء علی بقعه المحنة و الابتلاء من صدره القضاء انه لا اله الا انا المسجون الفرید»

,

«بشنو آنچه که از شطر بلا بر بقعه محنت و گرفتاری از سینه‌ی قضا وحی می‏شود که نیست خدایی جز منِ زندانی تنها»

,

وی همچنین در کتاب بدیع چنین می‏گوید:

, بدیع,

«انه یقول حینئذِ اننی انا الله، لا اله الا انا، کما قال النقطه من قبل و بعینه یقول من یأتی من بعد»

,

«او در این زمان می‌گوید: من همان خدایم و خدایی جز من نیست. چنانکه نقطه (علی محمد باب) نیز از پیش از این می‌گفت، و کسی که بعد از این می‌آید، بعینه همین را خواهد گفت»

,

وی همچنین در جایی دیگر می‌گفت: «لا اله الا انا العزیز الحمید»

,

ادعای خداآفرینی

,

طبق نوشته عباس افندی (فرزند و جانشین میرزا حسینعلی) در نوشته‌های خود، حسینعلی بهاء ادعای خدا آفرینی کرد و در قصیده‌ای چنین گفت:

,

کل اله لوه من رشح امری تألهت

,

و کل الربوب من طفح حکمی ترببت

,

«یعنی همه‌ی خدایان از رشحات (و آثار) فرمانم به خدایی رسیدند و همه‌ی پرودرگاران از لبریزیِ حکم من پروردگار گشتند.»

,

ادامه دارد...

,

محسن.س

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه