یادداشت
بررسی وجه تمایز زمان و مکان در اسطوره و تاریخ
زمان عینی در تاریخ با اندکی پیشی و پسی قابل تعیین است و میتوان حادثه فراموش شدهای را با قرائن و شواهد معین نمود، اما آیا در اسطوره این کار امکانپذیر است؟ و آیا میتوان زمان یک حادثه اسطورهای را تعیین نمود یا نه؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ یکی از مباحث قابل توجه در اسطوره بحث زمان است زیرا در اسطوره، انسان از زمان عینی خارج میشود تا بتواند در اسطوره شناور باشد؛ زیرا زمان عینی گنجایش باورهای اسطوره را برنمیتابد و لاجرم باید کسی که اعمال مثالی را انجام میدهد از محدوده زمان سنجی زمان رفته و خود را در دوران اسطورهای باز یابد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,اصولاً زمان در اسطوره تفاوت بسیاری با زمانی دارد که در تاریخ مطرح است و از هر حیث تفاوت ماهوی با هم دارند و قابل قیاس نیستند. در تاریخ وسیله ثبت خطی، سیر حوادث است در حالی که زمان؛ در اسطوره پدیدآوردنده همه چیزهایی است که بوده و خواهد بود. و این نکتهای عام است و در بیشتر اساطیر، زمان دارای ابعاد خویش است. در اسطوره زمان فرسوده نمیشود در حالی که در ادوار کیهانی زمان فرسوده میشود.
,در بسیار از ملل و اقوام از جمله هندیان، در این زمینه صاحب آثاری بزرگاند، زمان دارای قداست و ویژگی خاصی است و آن را علت هرگونه تغییر و تبدیل و هر نوع ایجاد و انهدام میدانند.
,و یا در تقسیمی در باب زمان هندیان به دو زمان واقعی که باعث بقاء اشیاء و زمان تجربی که علت تبدیلات است قائلند. و مکان اسطورهای نیز براساس این برداشت، دیگر معنی آن مکانی را ندارد که در تاریخ مطرح میشود و مسافتها و فواصل دیگر آن بعد محسوس را ندارند.
,مکان اساطیری در تضاد و تخالف کامل با این مکان خالی و صوری (Formal) است که اندیشه و فعالیتمان در درونش جای میگیرد. فضای انسان بدون مکانی مطلق است؛ مکانی منحصراً عقلانی و خردپذیر و کارکردی (Fonctionnel) که مکانی ساختارمند است که اصل تجمع و تمامیت و استلزام یا تضمن میان حاوی و محتوی است و نشان از تمامیت و کلیت دارد و شهرها در دیدگاه اسطوره با شهرهای تاریخی تفاوتی از زمین تا آسمان خواهند داشت. به عنوان مثال در دیدگاه انسان اسطورهای شهر بابل محلی بوده که زمین و آسمان در آنجا به هم می رسیدهاند که این دیدگاه از نظر خود تاریخ و مورخان، نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه خندهدار است و آن به این علت است که تاریخ توان آن را ندارد که مباحث اسطوره را برتابد.
,زمان عینی در تاریخ با اندکی پیشی و پسی قابل تعیین است و میتوان حادثه فراموش شدهای را با قرائن و شواهد معین نمود، اما آیا در اسطوره این کار امکانپذیر است؟ و آیا میتوان زمان یک حادثه اسطورهای را تعیین نمود یا نه؟
,در جواب باید گفت اصولاً وجه تمایز اسطوره و دیگر مسائل مشابه همین ناپیدایی زمان است و مشکل میتوان نظر داد که هر اسطورهای به چه مکانی و زمانی تعلق دارد. زیرا این اسطوره در طی زمان تغییر یافته و زمان خاصی را منعکس نمیکنند.
,حال با این تلقی انسان اسطورهای از زمان طبیعتاً به مفهوم مکان نیز پی میبریم و میدانیم که مکانهای مطرح شده در اسطوره دیگر ویژگیهای خاص اماکن تاریخی را ندارند و حتی جایگاه انسان را در این مکان نیز قابل تأمل است. بر این اساس باید دانست که مکان اساطیری مکانی است بنیانی، زیرا برخلاف مکان هندسی، بخشهای گوناگون آن نامتجانساند و سه جهات اصلی؛ پیش و پس، راست و چپ، بالا و پایین یکسان نیستند.
,اساسیترین خاصیت مکان اساطیری این است که مکان، مظهر یک ساخت کلی است و تمام مکان طبق طرحی که در مرکز این فضا مستتر است، نظام مییابد و در این ساحت هر بخش، هر جهت، هر ناحیه، جایگاه نیرویی، یا طبقهای از اجتماع است و ایجاد تمام این باورها در آیینه اندیشه انسان بدان جهت است که اسطوره و مباحث و حوادث آن و... آن ریشه در خاک ندارند و دست در افلاک و بر افلاک دارند.
,لازم به یادآوری است که اصولاً یکی از راههای حفظ میراثهای فرهنگی، حماسی، دینی و اسطورهای هر قومی، ثبت احوال و اتفاقات آن مردم در تاریخ است اما خود تاریخ برخاسته از یک آغاز است و به پایانی خاص میرود و به عبارتی بهتر تاریخ از یک حرکت خطی برخوردار است و اعداد و ارقام و اماکن خاصی را مورد بررسی قرار میدهد و با تمامی آشفتگیها و فراموشی حوادث و دستاندرکاری مورخان و... آغاز و سرانجامش کاملاً معلوم است و به سمتی میرود که آن مسیر را تقدیر در پیکره انسان نهادینه کرده بیآنکه خود بداند. به همین خاطر است که تاریخ در عین جریان خود را با مقاصد الهی تطبیق میکند.
,اما راه دیگری برای ثبت آمال هر قومی در تمام عصرها تحت عنوان اسطوره وجود دارد که آغاز و انجامش از ویژگیهای زمان خطی برخوردار نیست، یعنی نمیتوان برای اتفاقات، شخصیتها و حوادث آن اسطوره روزگار خاص و تاریخ معینی و یا مکانی مشخص را تعیین کرد و شاید این ویژگی بدان جهت باشد که مضامین اسطورهای ریشه در ماورایی دیگر دارند و از مسائل تاریخی و حوادث پیش آمده فراتر میباشد زیرا یکی از هدفهای اسطوره میتواند رساندن انسان به خدا و رستگاری او باشد و باید دانست که باورمندی انسان اسطورهای با باورمندی انسان تاریخی بسیار تفاوت دارد.
,رضا حسنوند (شوریده لرستانی)
, رضا حسنوند (شوریده لرستانی),انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه