یاداشت؛

از بهشتی تا خامنه ای ، یک حرف ،یک درد

از بهشتی تا خامنه ای ، یک حرف ،یک درد
نامه‌ای از شهید مظلوم آیت الله بهشتی که دیروز نگاشته شده است و حرف امروز حضرت امام خامنه‌ای رهبر حکیم انقلاب اسلامی و آیت الله مصباح یزدی دوستان و همرزمان آن شهید عزیز است، اگر بخواهیم خطوط و مواضع شفاف شوند، بد نیست همه کسانی که این روزها حرف از شهید بهشتی و مظلومیت او می‌زنند موضع خودشان را درباره نامه شهید بهشتی به امام در سال 59 را معین کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از" کارگران کرمان "نامه‌ای از شهید مظلوم آیت الله بهشتی که دیروز نگاشته شده است و حرف امروز حضرت امام خامنه‌ای رهبر حکیم انقلاب اسلامی و آیت الله مصباح یزدی دوستان و همرزمان آن شهید عزیز است، اگر بخواهیم خطوط و مواضع شفاف شوند، بد نیست همه کسانی که این روزها حرف از شهید بهشتی و مظلومیت او می‌زنند موضع خودشان را درباره این نامه شهید بهشتی اعلام کنند، این نامه اگر چه برخی تعبیراتش درباره رئیس جمهور وقت یعنی آقای بنی‌صدر هست اما بعض آن تعبیرات درباره رئیس جمهور کنونی آقای روحانی نیز صادق است، قسمت‌های زیادی از این نامه را آورده‌ام .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  کارگران کرمان,  کارگران کرمان,  کارگران کرمان,


بسم اللّه الرّحمن الرّحیم                                                             تهران جمعه 59/12/22

,
,

استاد و رهبر بزرگوار
السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
سنگینی وظیفه، فرزندتان را بر آن داشت که این نامه را به حضورتان بنویسد و حقایق را به عرضتان برساند.
دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏ شود. یک بینش، معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر، در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏ های بینابین، که نه به‌کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند، و گفته ‏ها و نوشته ‏ها و کرده ‏ها بر این موضوع بینابین گواه.
بینش اول، در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام، سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏ ها یا دل‏سوزی ‏های بیگانگان، معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می‏خواهد و زبانش همین را می‏گوید و قلمش همین را می‏نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.
بینش اول به نظام و شیوه ‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به‌سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش ‏های آن، جامعه را به راهی می‏کشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزش ‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می‏ گشاید.
بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می‏کند که جامعه را به‌سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه سطوح راه می‏برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می‏کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏ ها یا کم ‌مبالات‏ ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏ها بر سرنوشت انقلاب هموار می‏ سازد.
شاید برای شما شنیدن این خبر تلخ و دشوار باشد که بسیاری از کسانی که در طول سال ‏های اخیر در راه حاکم شدن اسلام اصیل بر جامعه ما کوشیده و رنج ‏ها برده ‏اند و در طول این سال‏ها به‌مقتضای طبیعت و ماهیت نظام اداری رژیم شاهی، در همه سازمان‏ های لشکری و کشوری همواره در اقلیت‏ بوده و زیر فشار اکثریت غرب‌گرا یا شرق‌گرا حاکم بر این سازمان‏ها به‌سر برده‏ اند، هم اکنون در جمهوری اسلامی هم که امام در رأس آن است و تنی چند از فرزندان امام نیز بخشی از مسئولیت‏ ها را به‌عهده دارند و مردم عزیز ما نیز در صحنه ‏ها حضور دارند،دوباره تحت فشار همان اکثریت قرار گرفته‏ اند،

,
,
,
,
,
,
,
,

این اقلیت مؤمن که اگر حمایتش کنند می‏رود که اکثریت ‏شود، امروز ذلت و خذلان مؤمنان را در جمهوری اسلامی با پوست و گوشت و استخوان لمس می‏کنند، که با چماق ارتجاع می‏کوبندشان و با کارشکنی‏ های رنگارنگ سدّ راه حرکت اسلامی و اصلاحی آن‏ها می‏شوند، با استظهار به ستون پنجم دشمن که در همه این سازمان‏ها جا خوش کرده ‏اند .......

,

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد...

,

نظر ما این است که رشد کمی و کیفی دارندگان بینش اول (اسلام فقاهتی و خط اصیل امام) به‌لطف الهی امروز به آن درجه رسیده است که نهادهای لشکری و کشوری به‌وسیله صاحبان این نوع بینش اداره شود و اداره جمهوری اسلامی بر پایه یک بینش استوار گردد.
امروز در بیشتر دستگاه‌های نظامی و انتظامی و مؤسسات و سازمان‌های دیگر، جریان‌هایی می‌گذرد که عناصر متدیّن و دلسوخته را بسیار افسرده کرده و می‌کند.

,
,

اینها احساس می‌کنند به ‌جرم اینکه در راه حاکم شدن اسلام تلاش کرده و با مخالفان حاکمیت اسلام بر ارتش و شهربانی و ژاندارمری و نهادهای دیگر دولتی درگیری و ستیز داشته‌اند،..... همه‌جا سرکوب می‌شوند و می‌روند که به سرنوشت مؤمنان در جنگ اصحاب اخدود دچار گردند وَمانَقَمُوا مِنهُم اِلّا اَن یُومِنُوا بِاللّهِ العَزیزِ الحَمیدِ.
امام عزیز،
به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده‏ این‏ها را ببینم و ندای یاللمسلمین آن‏ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‏کنم، فی العین قذی و فی الحلق شجی.
این روزها مکرّر با خود می‌اندیشم که ای‌کاش! زیر بار این مسئولیت سنگین، که با تأکید بر عهده‌ام نهادید نبودم، تا می‌توانستم به ‌کمک آنها لااقل فریادی برآورم، زیرا فریاد از یک طلبه زیبنده است اما از یک مسئول، انتظار اقدام می‌رود، نه فریاد!!! و اگر اقدام کنم با این شائبه جگرسوز، روبه‌رو می‌شوم که دفاع از مظلومان نیست، جنگ قدرت است میان سران، از روی هواها.
امام بزرگوار، به‌حکم وظیفه عمومی النصیحة لائمة المسلمین، عرض می‌کنم:
1- در ماههای اخیر صدای پای آمریکای توطئه‌گر و هم‌دستان و هم‌داستانان اوح گسترده‌تر از پیش شنیده می‌شود.
2- دنباله زنجیروار توطئه‌های غرب و شرق که متأسفانه خود را پشت سر رئیس جمهور پنهان کرده‌اند بیش از پیش نمایان است.
3- پناه دادن رئیس جمهور به مخالفان حاکمیت اسلام، عرصه کار را بر همه کسانی که شب و روز در این راه تلاش کرده و می‌کنند، روز به روز تنگتر می‌کند.
4- در تلاش‌های اخیر رئیس جمهور و هم‌فکران او این نکته به‌ خوبی مشهود است که برای حذف مسئله رهبری فقیه، در آینده، سخت می‌کوشند. اینها در مورد شخص جنابعالی این رهبری را طوعاً یا کرهاً پذیرفته‌اند، ولی برای نفی تداوم آن سخت در تلاشند.
5-ما.....
6- بنابراین....
7- برای حضرتعالی در مقام رهبری روشن است که اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی و فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر، با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود، و نه می‌توان برای آینده طرح های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل آورد.
8- برای اینکه نقطه نظرهای تفصیلی بینش اول در همه زمینه‌های معنوی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، دفاعی و سیاسی با صراحت کامل روشن شود ما این نقطه نظرها را تنظیم و منتشر کردیم، تا برای امت و امام اصول برنامه پیشنهادی صاحبان بینش اول برای اداره امور جمهوری اسلامی بر پایه قانون اساسی روشن باشد.
9- نظر ما این است که رشد کمی و کیفی دارندگان بینش اول به‌لطف الهی به آن درجه رسیده است که نهادهای لشکری و کشوری به‌وسیله صاحبان این نوع بینش اداره شوند و اداره جمهوری اسلامی بر پایه یک بینش استوار گردد.
10- با همه این احوال چندی است که این اندیشه در این فرزندتان و برخی برادران دیگر، قوت گرفت که اگر اداره جمهوری اسلامی به‌وسیله صاحبان بینش دوم را در این مقطع اصلح می‌دانید، ما به همان کارهای طلبگی خویش بپردازیم و بیش از این شاهد تلف شدن نیروها در جریان این دوگانگی فرساینده نباشیم.
این بود خلاصه‌ای از آنچه لازم دانستم با آن پدر بزرگوار و رهبر عزیز در میان بگذارم تا مثل همیشه با تصمیم پیامبرگونه‌تان راه را برای ما و همه مردم مشخص کنید و دعایم این است که خدایا امام عزیزمان را در این تصمیم گیری‌های دشوار یار و رهنما باش.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

فرزندتان محمد حسینی بهشتی

نویسنده ؛محمد حسن عرب زاده

,
,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه