ستادیار جهاد دانشگاهی استان گیلان:

حقیقت پیام دکتر علی شریعتی

حقیقت پیام دکتر علی شریعتی
دکتر شریعتی مسلمان واقعی را نه عالم و فقیه و روشنفکر و نه عارف و صوفی و زاهد می داند، بلکه او را که نماینده ی واقعی مکتب جهانی و حیات بخش اسلام است. مسلمان مجاهد و با ایمان است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روشن خبر،  سید احمد ذبیحی ، استادیار جهاد دانشگاهی استان گیلان، در یادداشتی به حقیقت پیام دکتر علی شریعتی پرداخته است، که در ذیل می خوانید؛

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, روشن خبر, روشن خبر, روشن خبر,

سخن از حقیقت پیام شهید دکتر علی شریعتی در این زمان که دو گروه متعصبانه او را حجاب شناخت و آشنایی نسل جوان شده اند سخت ضروری می نماید. گروهی متحجرانه و جاهلانه بر طبل کج فهمی خود می زنند و آفتاب آشکار را منکر می شوند به جای توجه به نیمه پر لیوان که در این قحطی معرفت، غنیمتی است به بخش خالی اشاره می کنند و چشم خود را بر راهزنان نور بسته اند که چگونه با انواع حیل و بهره گیری از وسایل روز جوانان پاک روشن ضمیر این مرز و بوم را نشانه رفته اند و چگونه هر سپیده با غروب تلخ افق های روحانی وجود تعدادی از آنان، زندگی بر کام هر انسان دلسوزی سخت می شود و گروهی دیگر مزوّرانه و ناجوانمردانه از دکتر و آثار او به عنوان خاکریزی برای هجوم و حمله به مذهب و اعتقادات جوانان بهره می برند.

,

اینان که چیزی جز ترجمه و اقتباس از نظریه پردازان غرب ندارند و از دیگر سو به دلایلی که شرحش در مقالی دیگر باید گفت از استحکام و ثبات در جهان بینی و عقاید دینی خویش بی بهره اند و به هرهری مذهبی گرفتار شده اند؛ ظلمی مضاعف را در حق دکتر روا داشته اند. اینان بدون درک مقتضیات زمان و مکان به طرح مسایل سیاسی دامن می زنند که جز تفرقه و گل آلود کردن آب برای ماهی گرفتن بیگانگان حاصلی ندارد.

,

بی شک مصیبت بزرگ عصر ما عدم شناخت و بینش است. البته معنی شناخت و بینش خبر داشتن نیست. طبیعی است در عصر تکنولوژی و ارتباطات، جامعه جهانی بی خبر از وقایع و حوادث پیرامون خود نیست. ولی ما غالباً شناختی جامع و سازنده که منبعث از جهان بینی باشد نداریم. در دیدگاه دکتر شریعتی بدون آگاهی و شناخت صحیح، دوست و دشمن تفاوتی ندارند.

,

دکتر معتقد است فلسفه، تکنیک، عرفان، ادبیات، تمدن و فرهنگ جامعه را نمی سازند چرا که اینها فقط گلها و گیاهانی هستند که در جامعه ی مساعد می رویند. در حالی که ایدئولوژی یا همان خودآگاهی انسانی است که جامعه را می سازد و از این رو باید گفت چه بسا افرادی که در لباس دوست به دلیل عدم شناخت و بینش به آرمانها و ارزشهای مطلوب و مورد نظر علی شریعتی ضربه وارد می کنند.

,

با مقدمه ای که گذشت به بررسی بسیار اجمالی موارد مهم در آثار دکتر می پردازیم.

,

دکتر شریعتی پس از تبیین جهان بینی توحیدی و تاکید بر لا یتجزی بودن انسان از حقیقت هستی به سه مسئله به طور ویژه نظر دارد.

,

اول؛ جامعه شناسی: دکتر هیچ یک از مکاتب جامعه شناسی آن روز اعم از سرمایه داری یا مارکسیستی – دموکراتیک یا غیر دموکراتیک را به رسمیت نمی شناسد. از نظر وی جامعه براساس تعلیمات دینی و قرآن به دو جامعه مبتنی بر توحید و شرک تقسیم می شود که هر کدام ویژگی های مخصوص به خود را داراست، یعنی جامعه یا موحد است یا مشرک، حاکم آن طالوت است یا جالوت، موسی است یا فرعون، مردم آن در بندند و اسیر یا آزادند و شریف.

,

دوم؛ انسان شناسی: در این مورد نیز دکتر براساس آموزه های دینی معتقد است که انسان از دو بخش خاک پست و روح الهی تشکیل شده است. انسان با این روح الهی رو به رشد و تعالی در حرکت است، ایستا نیست و هر لحظه به سوی شدن پیش می رود. در مبحث انسان شناسی دکتر به جای تحلیل و ثبت آداب و رسوم و هنجارهای گوناگون و تاکید بر اومانیسم  یا انسان محوری به کیفیت دگرگونی و شدن در انسان توجه دارد.

,

سوم؛ فلسفه تاریخ: که آن نیز براساس قرآن تفسیر و شرح می شود. دکتر معتقد است که فلسفه روح تاریخ، تضاد دائمی بین نیروهای خیر و شر است.  درگیری و ستیز همیشگی توحید و شرک، حق و باطل…

,

دکتر با تشریح داستان هابیل و قابیل، مبارزه ی آن دو را سمبل نبرد  همیشه ی تاریخ بین انسان ها با جهان بینی های متفاوت می داند. از این روست که وی حد وسطی برای انسان قایل نیست، یا در جبهه ی شرک است یا توحید، یا خاک پست است یا روح متعالی، یا قابیل است یا هابیل. ممکن نیست در جهت تعالی روح حرکت کند ولی خدایان زر و زور و تزویر را بستاید.

,

ممکن نیست شهادت هابیل را ارج بگذارد ولی لب بر خشونت و ظلم و زور و بی عدالتی ببندد. امروز جبهه ی ظالمانه شرک و نفاق و منفعت طلبی در یک سو و جبهه ی مظلومانه توحید و صداقت و شهادت طلبی در مقابل قرار گرفته است. یا باید در جبهه ی حق قرار گرفت یا باطل.

,

اینک که دنیای باطل با همه ی سیاهی ها و شعارهای زیبا به جنگ با حق شتافته است، باید تصمیم گرفت در کدامین جبهه؟!…

,

دکترشریعتی فرهنگ را که منبعث از آگاهی و ایدئولوژی فرد است یک خصوصیت ذاتی و فردی و قومی و انسانی می داند که اگر از او بگیرند شیئی بیش نیست و تعریف منطقی اش این است:( وزن + قد ) و دیگر هیچ.

,

الیناسیون یا از خود بیگانگی مهمترین دشمن هویت برای انسانهاست. دکتر شریعتی برای همه انسانها توتمی قایل است که با توجه به درک و فهم، علایق و نیازهای روحی خود، برای پرستش و عشق ورزیدن انتخاب می کنند و توتم مورد پرستش وی قلم است. او می گوید قلم توتم من است. قلمم را به بیگانه نمی دهم. قلم زبان خداست ، قلم امانت آدم است، قلم ودیعه ی عشق است، هر کسی را توتمی است و قلم توتم من است.

,

دکتر شریعتی سه تن را که هر یک سمبل نوعی شیوه و مرام هستند به عنوان نمایندگان بخش هایی از جامعه اسلامی معرفی می کند. اول؛ ابو علی سینا که عالَم است و” رساله النفس” ارسطو را صد بار مطالعه کرده است و تسلیم زر و زور و تزویر است!!! دوم حلاج که عارف است، دنیا را مزبله می داند و فقرا را خوشبخت می پندارد. از نظر دکتر حلاج مرگ پاک را در راهی پوک اختیار کرده است!!! سوم ابوذر که دو بعد دارد، عابد است و مجاهد، هم اهل نماز است و هم اهل شمشیر، از یک سو در میدان نبرد و جهاد آماده به فرمان مولاست و از سوی دیگر سر به طاعت و بندگی خداوند دارد.

,

دکتر از این سه نماینده سومین را می ستاید و مسلمان واقعی را نه عالم و فقیه و روشنفکر و نه عارف و صوفی و زاهد می داند، بلکه او را که نماینده ی واقعی مکتب جهانی و حیات بخش اسلام است. مسلمان مجاهد و با ایمان است.

,

نکته آخر اینکه آنچه در بررسی مجموع دیدگاه ها و آثار دکتر علی شریعتی می توان بدان اشاره کرد انتزاعی بودن آن است. یعنی بیشتر ذهنی است تا عملی، اندیشه است تا راهکار، البته همین اندیشه در جریان انقلاب اسلامی موتور آگاهی بخش و بیداری نسل جوان به شمار می رفت. از این رو تلاش ها و مجاهدات عالمانه استاد مطهری در تکمیل و عملی کردن افکار دکتر سهم بسزایی داشت، آن جا که به عنوان مثال دکتر شریعتی فاطمه فاطمه است را می سراید، استاد مطهری نظام حقوق زن در اسلام را تبیین می کند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه