به یاد 290 شهید هواپیمای ایرباس 655؛
فراتر از یک فاجعه/ «اصالت توحش» در سیاست خارجی آمریکا
«توحش» اصلی ترین وجه اشتراکی است که «پاول تیبتز»- خلبانی که بمب را بر سر مردم هیروشیما انداخت- را با «ویل راجزر»، فرمانده ناو وینسنس پیوند میدهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، ماورای یک فاجعه مانند خود آن، کریه است. «تکبر»، «عناد» و «پلیدی»، سه مولفهای هستند که آثار آنها در فراسوی همه فجایع بشری مشاهده میشود. فجایعی که انسانها برضد یکدیگر خلق میکنند، به اندازهای دردناک هستند که زبان قلم طاقت توصیف آن را ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,با وجود گذشت 28 سال از فاجعه انهدام هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران توسط ناو آمریکایی وینسنس، قطره قطره آبهای نیلگون خلیج فارس مرثیه سرای این فاجعه برای ملت ایران است.
یکشنبه 12 تیرماه 1367 پرواز شماره 655 ایران ایر از فرودگاه بندرعباس با پانزده دقیقه تاخیر عازم دوبی بود. فقط 28 دقیقه مانده به فرود این پرواز، هواپیما مورد اصابت موشکهای ناو آمریکایی وینسنس به فرماندهی ویل راجرز قرار گرفت و 290 مسافر هواپیما از جمله 66 کودک و نوجوان به شهادت رسیدند.
ویل راجرز حامل توحش نهادینه شده در ذات فرزندان جورج واشنگتن است. این توحش زمان و مکان نمیشناسد و خود را از زمان قتل عام سرخ پوستان یا به دار کشیدن سیاه پوستان، توسط گروه های «کوکلاس کلان» نشان داده است.
شاید شبیهسازی خصلت توحش آمریکایی به مشعل بازیهای المپیک، چندان جالب نباشد! این «توحش» میان وارثان تفکرات «جکسونیستی» و «جفرسونیستی» دست به دست میشود و در نهایت به اشغالگران عراق و افغانستان میرسد.
«توحش» اصلیترین وجه اشتراکی است که «پاول تیبتز»- خلبانی که بمب را بر سر مردم هیروشیما انداخت- را با «ویل راجزر»، فرمانده ناو وینسنس پیوند میدهد.
هر دوی اینها با استناد به فرمول «شلیک کن و فراموش کن؛ Fire and Forget» انسانهای بیگناه را قربانی اهداف پلید و مغرضانه شیطان بزرگ ساختند. آیا میتوان برای منفوریت چهره ایالات متحده آمریکا در جهان، حد و حصری قائل شد؟ نهادهای مدنی، حقوق و دولتی ایالات متحده آمریکا، خود متشکل از افرادی هستند که مولد توسعهطلبی و کشتار در سیاست خارجی این کشور میباشند.
برخورد صمیمانه بوش پدر با فرمانده ناو وینسنس و اعطای مدال افتخار به وی بیانگر اصالت توحش در سیاست خارجی واشنگتن است.
با وجود گذشت 28 سال از فاجعه انهدام هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران توسط ناو آمریکایی وینسنس، قطره قطره آبهای نیلگون خلیج فارس مرثیه سرای این فاجعه برای ملت ایران است.
یکشنبه 12 تیرماه 1367 پرواز شماره 655 ایران ایر از فرودگاه بندرعباس با پانزده دقیقه تاخیر عازم دوبی بود. فقط 28 دقیقه مانده به فرود این پرواز، هواپیما مورد اصابت موشکهای ناو آمریکایی وینسنس به فرماندهی ویل راجرز قرار گرفت و 290 مسافر هواپیما از جمله 66 کودک و نوجوان به شهادت رسیدند.
ویل راجرز حامل توحش نهادینه شده در ذات فرزندان جورج واشنگتن است. این توحش زمان و مکان نمیشناسد و خود را از زمان قتل عام سرخ پوستان یا به دار کشیدن سیاه پوستان، توسط گروه های «کوکلاس کلان» نشان داده است.
شاید شبیهسازی خصلت توحش آمریکایی به مشعل بازیهای المپیک، چندان جالب نباشد! این «توحش» میان وارثان تفکرات «جکسونیستی» و «جفرسونیستی» دست به دست میشود و در نهایت به اشغالگران عراق و افغانستان میرسد.
«توحش» اصلیترین وجه اشتراکی است که «پاول تیبتز»- خلبانی که بمب را بر سر مردم هیروشیما انداخت- را با «ویل راجزر»، فرمانده ناو وینسنس پیوند میدهد.
هر دوی اینها با استناد به فرمول «شلیک کن و فراموش کن؛ Fire and Forget» انسانهای بیگناه را قربانی اهداف پلید و مغرضانه شیطان بزرگ ساختند. آیا میتوان برای منفوریت چهره ایالات متحده آمریکا در جهان، حد و حصری قائل شد؟ نهادهای مدنی، حقوق و دولتی ایالات متحده آمریکا، خود متشکل از افرادی هستند که مولد توسعهطلبی و کشتار در سیاست خارجی این کشور میباشند.
برخورد صمیمانه بوش پدر با فرمانده ناو وینسنس و اعطای مدال افتخار به وی بیانگر اصالت توحش در سیاست خارجی واشنگتن است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه