تا ساعاتی دیگر؛
قطار زمان ایستگاه رمضان را ترک می کند
رمضان ای ماه بندگی خدا چه دیر آمدی و زود رفتی، تا آمدیم از روزمرگی و گناه، پرخوری و پرگویی و از هرچه غیر خدا دل بکنیم و سر تسلیم بر آستان جانان و تن خسته خود را در آغوش رحمت خدایمان رها کنیم، صدای قطار زمان ما را با خود برد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از " بوتیا " ثانیه ها به شماره افتاده اند ، صدای رحیل زمان به گوش می خورد ؛ دیگر موسم رفتن فرا رسیده است . کوله بارتان را جمع و جور کنید که مهمانی لایزال ایزدی به پایان رسیده و سفره رحمت الهی در حال جمع شدن است؛ باید مهیای اختتامیه شد؛ آنجا که مدال بندگی راعیدی می دهند و مهر آزادی بر پیشانی بندگان می زنند.
دیگر استراحت بس است، دیگر خوابتان عبادت، نفس هایتان ذکر، تلاوت یک آیه تان ختم نخواهد شد. غل و زنجیر ابلیس ها گشوده خواهد شد ، بند های گناه باز خواهد شد و نفس سرکش چون قبل آزاد می شود، دیگر منادی بین زمین و آسمان، مدام مژده آمرزش نمی دهد، دیگر بی بهانه نمی بخشند و خاکیان با افلاکیان ربنا نمی خوانند، دیگر مردگان به حال زندگان غبطه نخواهند خورد.
خوشا به حال آنان که قدر خود را با قدردانی از قدر دانستند؛ رمضان ماهی است که عزیز ترین شب سال را، آن که به تنهایی از هزار ماه برتر است و مقدرات سال بشر رقم می خورد، در خود جای داده است؛ آن جا که قرآن بر جان رسول نازل و فرق کعبه ی دل ها شکافته می شود.
رمضان ای ماه بندگی خدا چه دیر آمدی و زود رفتی، تا آمدیم از روزمرگی و گناه، پرخوری و پرگویی و از هرچه غیر خدا دل بکنیم و سر تسلیم بر آستان جانان و تن خسته خود را در آغوش رحمت خدایمان رها کنیم، صدای قطار زمان ما را با خود برد.
رمضان ای بهترین فرصت خود سازی و پاکسازی، ناب ترین مجال یکی شدن مخلوق با خالق، در ایام تو فاصله مان تا خدا به اندازه گشودن یک آغوش بود، در حد یک ادعونی، در حد بال مگس اشک دیده ای، لب گشودنی و حتی در حد نگاه پشیمان بنده ای به مغفرت پروردگارش امیدوار.
معلوم نیست قطار زمان ما را به ایستگاه رمضان سال آینده برساند و شاید بلیط عمرمان ما را برای همیشه در ایستگاهی دیگر متوقف سازد.
پس بارالها به حق واپسین ساعات ماه رحمتت، به غروب امروز که به اندازه تمام ماهت بنده از آتش جهنم رها می کنی، قلم عفوت را بر پرونده اعمالمان بکش و مارا نیز در جمع آزاد شدگان رحمتت جای ده و اگر تا به امروز آزادمان کردی، دیگر مپسند که بنده ی آزادت در بند غیر در آید و روح صیقل یافته اش به ناپاکی و شرک آلوده گردد.
,
,
,
,
,
,
کوله بار گناهم را به مغفرتت با کوله بار نیکی طاق بزن تا برای دوستانم سوغات ببرم و دشمنانم به نالایقی ام خرده نگیرند.
ای خالق ماه آب و آینه، ماه دست شستن و دل کندن، موسم سیر و سلوک، به فرق شکافته در سجده آخر قرآن ناطق، انسان کامل، زاده ی کعبه و به بهانه ی خلقت، قسم میدهم که اگر تا این لحظه لایق مغفرتت نبوده ام ، به چاه نشینی های غریبانه علی، فزنا و سعدنا واغفر لنا خطایانا یا رب یا رب یا رب...
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه