استادیار دانشگاه پیام نور ایران - تبریز

الگویی برای تبیین جایگاه حجاب و عفاف در وضع فعلی توسط مبلغان مذهبی

الگویی  برای تبیین جایگاه حجاب و عفاف در وضع فعلی  توسط مبلغان مذهبی
دکتر میکائیل جمال پور در این مقاله در خصوص اهمیت و تاثیر گذاری دو مقوله مهم حجاب و عفاف در عصر حاضر که به دنبال تثبیت گفتمان غرب سکولار است پرداخته است و بویژه نسبت به نقش بی بدیل مبلغان مذهبی با خوانندگان مقاله به گفتگو نشسته است
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دکتر میکائیل جمال پور در استادپرس نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, استادپرس,

چکیده

,

در مورد قشر عظیم زنان، در تاریخ ایران با سه مقطع و نگاه اساسی مواجه هستیم: ۱) نگاه متحجرانه ۲) نگاه غربی و ۳) نگاه دینی انقلابی، که در دو نگاه اخیر، مساله حجاب بطور جدی مطرح است. مساله حجاب و قرین تنیده در آن یعنی عفاف، از موضوعات ضروری دین اسلام است که بصورت واضح و صریح در قرآن و سنت معصومین (ع) مورد اشاره قرار گرفته است. اگرچه از دیرباز یکی از محورهای چالشی بین اندیشه های اسلامی با اندیشه های معارض، همین موضوع حجاب بود و لیکن بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، این مساله، بطور جدی تر و گسترده تر از قبل در میدان منازعات فکری و اجتماعی مطرح شد. مسلمانانی که علاوه بر درک دینی، درد دین را نیز دارند در تلاش برای گسترش فرهنگ حجاب، نهایت سعی و تلاش خود را انجام می دهند که در این بین نقش مبلغان مذهبی، نقشی فراگیر و عمیق تر از سایراقشار است. به همین علت، ضرورت دارد این طیف از نخبگان جامعه با تجدید نظر در شیوه های سنتی تبلیغ و اتخاذ روشهای نوین با محتوای علمی و دینی در مسیر گفتمان سازی حجاب، آنهم در گسترده ی جهانی، نقش بی بدیل خود را ایفا نمایند. در این نوشته، پنج محور تجربه شده پیشنهاد شده است: ۱)ضرورت طرح مجدد مساله ی حجاب ۲) تبلیغ با روشهای طبیعی ۳) تاکید بر ارزش نفسی حجاب ۴) حجاب در کانون اندیشه و زندگی اسلامی )۵ وحدت رویه در نگاه به مساله حجاب کارکرد توأم با توفیق مبلغان مذهبی به شرط رعایت وحدت رویه و ادبیات واحد، موجب تعمیق باور نسبت به حجاب و تعمیم عملی آن در جامعه خواهد بود.

,

 کلید واژه : حجاب، وحدت رویه، روش،ارزش، اخلاق

,

hejab

, hejab, hejab,

مقدمه

, مقدمه,

     جایگاه سه گانه ی زن در سه دوره تاریخی

,      جایگاه سه گانه, ی زن در سه دوره تاریخی,

از آنجایی که آرمان نهایی وخواسته ی  قلبی انسان ها اعم زن و مرد زندگی عزتمندانه است لذا از گذشته ی تاریخ تا کنون، تحقق زندگی توام با عزت قشر عظیم زنان به سه صورت نمود پیدا کرده که به طور خلاصه آورده می شود.

,
  1. نگاه متحجرانه : زن با عزت بر اساس این نگاه زنی بود که تسلیم محض و بی چون و چرا در برابر قوانین حاکم بود . حتی اگر این قوانین ظالمانه و غیر انسانی می بود.
  2. نگاه غربی : که سر آغاز آن مصادف با حکومت پهلوی اول است بر این اساس عزت و عظمت زن در غربی شدن معرفی گردید. آغاز این نگاه، حادثه ی کشف حجاب و بعداً دفع حجاب بود. واضح است که نگاه دوم در مقابل نگاه اول است و هر دو حکایت از نگاههای افراطی و تفریطی است.
  3. نگاه دینی و انقلابی : این نگاه ویژه علیرغم اینکه ریشه دراندیشه های ناب و متون دینی اسلام دارد ولی اوج تحقق عینی آن همزمان با آغاز انقلاب اسلامی است. براساس این نگاه، زن با حفظ حجاب خود که بیانگر فرهنگ، پیشینه و آرمانهای زن ایرانی و اسلامی است، زمینه ی مشارکت در سرنوشت خود و جامعه ی خود را فراهم دید و لذا در کنار مردان جامعه، شروع به ایفای وظیفه در همه ی عرصه های انقلاب و بعد از انقلاب پرداخت، و منشاء آثار پر افتخار در جامعه ی نوپای ایران اسلامی شد. تا جایی که به جهت حضور موثر بانوان متدین در همه ی عرصه ها و میادین، انقلاب اسلامی ایران را انقلاب چادرها نیز بحق نامگذاری کرده اند .
,
  • نگاه متحجرانه : زن با عزت بر اساس این نگاه زنی بود که تسلیم محض و بی چون و چرا در برابر قوانین حاکم بود . حتی اگر این قوانین ظالمانه و غیر انسانی می بود.
  • ,
  • نگاه غربی : که سر آغاز آن مصادف با حکومت پهلوی اول است بر این اساس عزت و عظمت زن در غربی شدن معرفی گردید. آغاز این نگاه، حادثه ی کشف حجاب و بعداً دفع حجاب بود. واضح است که نگاه دوم در مقابل نگاه اول است و هر دو حکایت از نگاههای افراطی و تفریطی است.
  • ,
  • نگاه دینی و انقلابی : این نگاه ویژه علیرغم اینکه ریشه دراندیشه های ناب و متون دینی اسلام دارد ولی اوج تحقق عینی آن همزمان با آغاز انقلاب اسلامی است. براساس این نگاه، زن با حفظ حجاب خود که بیانگر فرهنگ، پیشینه و آرمانهای زن ایرانی و اسلامی است، زمینه ی مشارکت در سرنوشت خود و جامعه ی خود را فراهم دید و لذا در کنار مردان جامعه، شروع به ایفای وظیفه در همه ی عرصه های انقلاب و بعد از انقلاب پرداخت، و منشاء آثار پر افتخار در جامعه ی نوپای ایران اسلامی شد. تا جایی که به جهت حضور موثر بانوان متدین در همه ی عرصه ها و میادین، انقلاب اسلامی ایران را انقلاب چادرها نیز بحق نامگذاری کرده اند .
  • , انقلاب چادرها,

    حتی براساس ریشه یابی حوادث اجتماعی دهه های گذشته ی کشورمان، یکی از علل اساسی عدم توفیق نهضت ها و جریانات انقلابی، همین عدم حضور  بانوان در عرصه های انقلاب بود مانند حادثه ی ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ .

    ,

    امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی در کنار پایان حکومت شاهنشاهی، پایان استعمار ایران، پایان مظلومیت مردم ایران، آغاز حکومت اسلامی، عزت مردم و حیات نوین برای بانوان نیز محسوب می شود. حیات نوینی که در گذشته ی چندین هزار ساله ی ایران سابقه نداشته و حتی الگویی در دنیای گذشته و حال حاضر نیز ندارد. به همین جهت در کنار صدور ارزش های انقلاب اسلامی مانند : طرح مجدد معنویت، رابطه ی دین و سیاست، مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی و حتی سبک و شیوه ی مبارزه، بحث حجاب نیز بطور جدی بعنوان یکی از ارزش های انسانی در مجامع بین المللی و آموزشی مطرح و برای خود موافقان و مخالفان جدی پیدا کرده است تا جایی که پذیرش عالمانه و متدینانه ی آن، محدودیت های اساسی و آموزشی فراوانی را در کشورهای مختلف در پی داشته و اکنون نیز دارد، و لیکن بحث حجاب و عفاف، امروزه یکی از چالش های جدی جهان و یکی از فرصت های ممتاز اندیشه ی ناب الهی و اسلامی با مرکزیت جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود که در عصر پسامدرن حاکم بر غرب که عصر عریانی، شک و تردید و حذف و نادیده انگاشتن فراروایت ها (MetaNarative  ) است به عنوان یک ارزش، به عنوان یک نماد و به عنوان یک فرهنگ از سوی طیف وسیعی از مردمان نظام         بین المللی مورد قبول واقع شده است.

    ,

    حجاب و ضرورت طرح مجدد آن

    , حجاب و ضرورت طرح مجدد آن,

    موضوع حجاب و همینطور عفاف در چند دهه ی گذشته فراز و فرود هایی را تجربه کرده است

    ,

    و هر از چند گاهی بصورت جدی و یا تشریفاتی مورد بحث قرار گرفته است که البته همه ی آن مباحث نظری و مدل ها و راهکاری ارائه شده در جای خود موجب ژرفانگری و عمق نگاه ها به این مساله ی ضروری اسلام و انقلاب اسلامی شده است، و لیکن باید پذیرفت که همه ی این آرا و نظرات و طرح های عملی همواره از وحدت نظری و عملی برخوردار نبوده و همین فقر وحدت رویه از یک سوی و اقدامات فرهنگی و رسانه ای فرامرزی از سوی دیگر باعث عدم رضایت دلسوزان دین و نظام اسلامی شده است که گاهی شدت نگرانی ها باعث طرح مجدد این مساله در فضای جامعه بصورت جدی شده است.

    ,

     صاحب این قلم بر این باور است که همه ی آحاد جامعه و همینطور همه ی نهاد ها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی در این خصوص بی مسئولیت نیستند و هر کس به اندازه میزان مسئولیت فردی، اداری و انسانی خود دارای تکلیف است.

    ,

    یکی از طیف های پرتاثیر و مسئولیت در این زمینه، مبلغان، معلمان و اساتید مومن و متعهد  به شمار می رود که سبک و شیوه ی نگاه و برخورد آنها با موضوع حجاب تاثیر بسیار عمیق و سازنده در این خصوص می تواند بر جای گذارد چرا که عمق اجتماعی و تاثیرات عقلانی و عاطفی این قشر بسیار فراتر و گسترده تر است به همین جهت میدان حضور و تلاش و کوشش مبلغان دینی، عرصه ی فرهنگ سازی ، تغییر ویا تثبیت باورها و شیوه های متنوع زندگی است.   با اذعان به این تاثیر گذاری و نقش بی بدیل آنها در همه ی زمینه ها و از جمله موضوع حجاب

    ,

    و عفاف، چند مورد پیشنهادی زیر برای همگان و به خصوص مبلغان مذهبی تقدیم می شود، با این امید که قبول افتد و درعمل بکار آید.

    ,

    تلاش در جهت برقراری " وحدت رویه " نسبت به حجاب

    , تلاش در جهت برقراری " وحدت رویه " نسبت به حجاب,

    امروزه همه ما میدانیم که مسلمانان در مورد احکامی مانند نماز ، روزه، حج وغیره اختلافات چندانی (حداقل در کشور خودمان) ندارند و تقریباً اعمال عبادی خود را طبق آراء وفتاوای مراجع تقلید تنظیم و تطبیق میکنند و عبارت دیگر اکثر قریب باتفاق مسلمین در اینگونه مسایل خود را مقلد مرجع تقلید خودشان میدانند و از انجام اعمال عبادی بر طبق سلیقه شخصی و یا اقتضائات محلی و منطقه ای پرهیز میکنند و باز به تعبیر دیگر معمولا مسلمانان در انجام احکام عبادی، شریعت را حاکم بر  سلایق خود می کنند و از اجتهاد در مقابل نص خودداری میکنند.

    ,

    این ویژگی گفته شده در مورد برخی از مصادیق فروع دین، در موضوع حجاب بصورت دقیق و کامل صدق نمی کند، بلکه سلایق شخصی، اقتضائات محلی و منطقه ای درمساله ی پوشش دخالت دارند و به دیگر سخن، این موضوع به گونه ای در زندگی جاری ما جریان دارد که گویی بیشتر از اینکه قوانین و ضوابط مندرج در متون دینی تبعیت کند از سلایق افراد اثر می پذیرد، و به جای اینکه شریعت حاکم بر سلایق باشد، سلیقه و خواست های فردی و استنباط های شخصی بر شریعت غلبه پیدا کرده است. به همین علت بخشی از مشکل حجاب و پوشش در جامعه فعلی ما ریشه در نگاه سلیقه ای به حجاب دارد، در حالیکه نگاه مسلمین به موضوعاتی مانند نماز و روزه و حج به جای اینکه سلیقه ای و فردی باشد دینی و رساله ای است. از این مثالهای عینی استفاده می شود که اگر نگاه همگان و بخصوص نخبگان به حجاب، همانند نگاه به نماز، نگاه دینی و رساله ای شود، آنوقت همه ی مشکلات این حوزه اگرهم برطرف نشود حداقل بسیاری از آنها حل و فصل خواهد شد.

    ,

    به چالش کشیدن بد حجابی بجای تبیین اوصاف حجاب روش و شیوه ی غالب مبلغان و حتی معلمان در بحث از حجاب و پوشش و دفاع از آن، بصورت معکوس انجام می گیرد که می شود در کنار این روش به روش مقابل آن نیز توجه کرد. بدین صورت که معمول بر این است که مبلغان حجاب، از فواید و برکات آن سخن ها می گویند وآثارخوب و مبارک اخلاقی، فرهنگی، دینی و اجتماعی پوشش را یکی بعد از دیگری شمارش می کنند. اینگونه از پوشش سخن به میان آوردن و دیگران را به آن تشویق کردن، روشن نیست که آثار منفی و نتایج ناگوار بدنبال داشته باشد، اما به لحاظ ظرافت بحث و دخالت امور ریز روانی و عاطفی، به نظر می رسد که می بایست از نتایج منفی بی حجابی یا بد پوششی بحث شود. شاید خواننده ی محترم از خود و یا از نویسنده ی این سطور سئوال کند که تفاوت این دو گونه سخن در چیست؟ و با هم چه تفاوت یا تفاوتهایی دارد؟

    ,

    در جواب باید یاد آور شد که معمولاً از امور ذاتی و طبیعی پرسش نمی شود ( الذاتی لایعلل) بلکه موضوعات شایسته ی سئوال، موضوعات غیر طبیعی و امور و حوادث دور از انتظار و غیر متوقع است. از آنجایی که حجاب و پوشش، امری طبیعی برای انسان محسوب می شود لذا سئوال از آن، سئوال طبیعی نیست. مثلاً پرسش از: فواید احساس گرسنگی در مواقع گرسنگی، احساس درد در هنگام درد و رنج، فواید نفس کشیدن، فواید زندگی و پیشرفت در عین حالی که پرسش مفید است ولی مفید تراز آن، پرسش هایی است پیرامون چرایی عدم عشق به زندگی، عدم علاقه به پیشرفت و عدم رعایت حجاب و...

    ,

    علت ترجیح پرسش های از نوع دوم در این نکته ی بس مهم است که امور طبیعی، مشترک بین همه انسان هاست و وجود آنها بر طرف کننده ی نیازهای اولیه ی آدمیان است در حالی که امور غیر متعارف - و از جمله بدحجابی- نه تنها رافع نیاز نیستند بلکه تحمیل یک حالت و یا یک رفتار غیر طبیعی بر خود است یعنی پذیرش و رعایت امور طبیعی بسیار سهل و آسان تر از پذیرش ( تحمیل ) امور غیر طبیعی است.

    ,

    مطلب و روش فوق بارها و بارها توسط راقم این سطور در کلاس های دانشگاهی و مجامع آموزشی تجربه شده و مورد استقبال دانشجویان از همه ی طیف های مختلف قرار گرفته شده است.

    ,

    حذف نگاه ابزار انگارانه از حجاب

    , حذف نگاه ابزار انگارانه از حجاب,

    عدم تعلیل پدیده های اجتماعی- اعم از هنجار یا نا هنجار- با علت واحد امری بدیهی در بین جامعه شناسان است و لذا نباید مسائل اجتماعی و فرهنگی به امر واحد مستند شده و از علل و عوامل پیدا و نهان موثر دیگر غفلت شود. این مساله در مورد حجاب نیز صدق می کند. بدین صورت که هم رعایت حجاب و هم عدم رعایت آن، وابسته به علل و اسباب متنوع است که یکی از آنها باورهای غیر علمی و دور از حقیقت نسبت به آن است که یک مورد از آن باورهای سطحی و غیر جامع، نگاه صرفاً ابزاری داشتن به امر پوشش و صرف نظر از آثار و ارزش های دیگر آن است. اگر یک سخنران یا نویسنده ای و یا واعظ و معلمی که از موضع اعتقاد به حجاب و دفاع از آن سخن می گوید، در تعیین حیطه دفاع و قلمرو باور خود، تنها به علت اینکه، حجاب ابزار و وسیله ی پوشش خود و اختفاء زینت های خویش از نگاه های نامحرمان تلقی شود و از ارزش نفسی و ذاتی آن غفلت شود در آن صورت طبیعی است که نوع نگاه به موضوع حجاب و ارزش آن فراتر از ارزش یک ابزار خوب نخواهد رفت. بعنوان مثال وقتی در تاریخ عرفان و تصوف به گروهی برخورد می کنیم که علیرغم ادعای مسلمانی، نوع نگاه آنها به مساله عبادات
    (مانند نماز، روزه، تولی و تبری و ... ) صرفاً نگاه ابزاری است، بدین معنی که مثلاً چون نماز نردبان اوج و معراج انسان است. زمانی که معراج محقق شود دیگر به آن نیازی نیست و جمیع تکالیف شرعی و وظایف انسان نسبت به خدا از او ساقط می شود. طبیعی است که اینگونه تصور ابزاری، لوازمی در پی دارد که با روح دینی و اسلامی نه تنها سازگاری و همخوانی نداشته، بلکه با سنت نبوی (ص) و حضرات معصومین (ع) و سیره عرفای بزرگ اسلام فرسنگ ها فاصله دارد، چرا که با این برداشت اشتباه جمیع عبادات مثال زدنی بعد از جریان معراج پیامبر اسلام (ص) قابل توجیه نخواهد بود. و همین طور است عبادت ها و پرستش های توأم با نهایت خضوع و خشوع ائمه معصومین (ع) . علت اینگونه معضلات فکری و عملی در همان نکته نهفته است که گفته شد، یعنی نگاه ابزاری به عبادات اسلامی، در حالیکه نماز و روزه و سایر عبادات، در عین ارزش مقدمی و ابزاری که دارند خودشان ارزش نفسی و ذاتی نیز دارند مانند وضو، که هم شرط ورود به نماز است و در عین حال واجد ارزش ذاتی هم می باشد ( توصیه به دایم الوضو بودن حتی در غیر حال نماز مبین همین ارزش دوگانه ی وضو است.) لذا در موضوع حجاب نیز می بایست دست به تغییر دیدگاه فردی، اجتماعی ، رسانه ای و بالاتر از همه تعلیمی و تبلیغی زد و معلمان و مبلغان محترم نسبت به تبیین و ترویج  ارزشهای نفسی حجاب از همت لازم و گسترده فروگذاری نکنند.

    ,
    ,

    نگاهی به آداب و اخلاق اسلامی و توصیه های فراوان موجود در سنت معصومین (ع) و سیره اخلاقی علمای ابرار نسبت به حفظ و رعایت پوشش لازم حتی در نزد افراد محرم و آنهم در همه حال، خود گویای نابهنجار و خلاف طبیعت بودن برهنگی و ارزش نفسی پوشیدگی است که به نظر می رسد معلمان و مبلغان ما در بیان این وجه از مساله حجاب کاری در خور و شایسته انجام نداده اند تا چه رسد به هنرمندان و اصحاب رسانه، که اگر با ذره بین هم دنبال یافتن آثار هنری مربوط به این بعد از حجاب بگردیم موردی پیدا نخواهد شد ( که گشته ایم ما یافت می نشود). راز و حکمت تاکید و توجه به ارزش حقیقی حجاب درکنار ارزش تبعی و ابزاری آن در این نکته نهفته است که حجاب و عفاف، پوشش و حیا، دو مقوله بیگانه از هم نبوده بلکه آنچنان در هم تنیده هستند که قابل تفکیک از هم نمی باشند و کسی نمی تواند از ساحت حجاب، عفت و حیاء را حذف و یا دایره ی عفاف، حجاب را خارج کند. اگر مطالب فوق در یک جمله خلاصه شود باید اینگونه گفت که: حجاب صرفاً روش نیست ارزش هم است.

    ,

    حجاب در متن و کانون اندیشه و زندگی اسلامی

    , حجاب در متن و کانون اندیشه و زندگی اسلامی,

    از آنجائیکه مساله حجاب از مسائل استنباطی اسلامی نیست که دانشمند و مفسر خاصی با مطالعه و دقت نظر در آیات قرآنی و یا با تلاش در فهم سنت معصومین (ع) بدان رسیده باشد. بلکه به علت وجود آیات صریح و مختلف در سوره های قرآن، از جمله موضوعات ضروری اسلام محسوب می شود که البته در مورد پاره ای از مسائل آن تفاوت نظرهایی هم وجود دارد که این آراء و نظرات مختلف، متوجه خود حجاب نبوده و اصلاً نمی تواند هم باشد، الا اینکه یک فرد التزام فکری و عملی به اسلام نداشته باشد. به همین جهت برگشت به چند دهه ی گذشته بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظامی بر اساس قانون اساسی ای که منبعث از قرآن و سنت و سیره حضرات معصومین (ع) است، مشخص می کند که موضوع حجاب در متن و مرکز این نظام قرار داشته و همواره یکی از مسائل مطرح و یکی از چالش های آن با نظام های فکری مقابل و معارض بوده و است، چرا که از یک سو جمهوری اسلامی ایران شدیداً و با قاطعیت بدان اعتقاد داشته و مروج مساله ی پوشش اسلامی در داخل و خارج از کشور است و از سوی دیگر، نظام های لائیک و سکولار به عنوان شاخ و برگ ریشه ای بنام عصر جدید و مدرنیسم، مروج عریانی و نادیده انگاشتن اخلاق و میراندن واژه های حسن و قبح قرار دارد که از طریق فرهنگ و هنر و رسانه در این وادی گام بر می دارد. سیر اجمالی و گذرا در دهه های گذشته ملاحظه می شود که دهه ۶۰ به عنوان دهه ی ویدئو و آخر دهه ی ۷۰ به عنوان دهه ی ماهواره و ده سال سوم به عنوان دهه ی اینترنت نام گذاری شده و از طرف دیگر جمهوری اسلامی ایران نه تنها هیچ یک از اینها را به سهولت و آسانی وارد جریان زندگی جاری و متعارف مردم نکرده بلکه پذیرش و یا عدم پذیرش آن با محدودیت هایی بوده و فی الحال هم است. ریشه یابی این موضع گیری جمهوری اسلامی مشخص می کند که اگر یکی از علل مواجهه ی همراه با حساسیت ایران با این پدیده های نو ظهور، مسائل انقلابی و سیاسی باشد، مطمئناً یکی دیگر از علل اساسی و برجسته آن رفتار احتیاطی، حفاظت و صیانت از حریم عفت و حیاست که ستون نظام اخلاقی جامعه و عمود خیمه ی زندگی و خانواده هاست.

    ,

    اگر درخت از طریق ریشه رشد کرده و شاخ و برگ و میوه می دهد، رشد آدمی و تعالی او هم از طریق اخلاق است. دقت و تأمل نه چندان عمیق پیرامون ارتباط اخلاق و حجاب، روشن خواهد کرد که خانواده ها و نظام اجتماعی مبتنی بر اخلاق تا چه اندازه مرهون و مدیون حجاب و عفاف است، و همین امر ضرورت حجاب در منظومه ی اندیشه اسلامی را به وضوح نمایان می سازد، لذا پاسداشت حجاب، پاسداشت اخلاق، معنویت، خانواده و زندگی توأم با تعالی طلبی است.

    ,

    نتیجه گیری

    , نتیجه گیری,

    مطالب و محورهای پنجگانه پیش گفته – و البته محورهای مهم دیگر که در این نوشته به آنها اشاره نشد- موضوعات شاخص و تأثیرگذار در تبلیغ، ترویج و تعمیم مساله ی حجاب است.

    ,

    نگاهی به عرصه های مقابله ی جمهوری اسلامی ایران با اردوگاههای معارض مانند: عرصه اقتصادی و مقابله با نظام های سرمایه داری و سوسیالیستی و عرصه علمی و مقابله با تحریم های هسته ای، پزشکی و صنعتی و عرصه های امنیتی و مقابله با هجوم رژیم بعث عراق، تحرکات قم گرایی و عرصه های دیگر که از جمله ی میادین درگیری، میدان فرهنگی و اخلاقی است که نمود بارز آن، مساله حجاب و عفاف است که امید می رود در سایه تلاش و کوشش عمومی و بویژه نخبگان مذهبی، مبلغان، اساتید و معلمان سخت کوش در گفتمان سازی جهانی حجاب سهم بیشتر از قبل حاصل شود و پر واضح است که در مسیر نیل به این ضرورت دینی نقش خود بانوان متدین و محجب، بیشتر از سایرین است، چرا که می توانند بدترین شیوه ی غرب را برای بی حجاب کردن جامعه که استفاده زن بر علیه زن است خنثی نمایند، شیوه ای که تاریخ ایران به سبب وجود افرادی مانند : قره العین در دوره قاجار و شیرین عبادی در عصر حاضر با آن آشناست. حصول عام و گسترده ی این امر، موجب تجلی عفاف که ذات و ریشه حجاب است خواهد بود.

    ,

    انتهای پیام/م

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه