نقش مردم و تشکلها در شکل دادن اقتصاد دانش بنیان
تقویت اقتصاد دانش بنیان کار دولت است و البته مطالبه گری مهم است و هر چند که رصد اقدامات دولت و مطالبه گری راحتتر است؛ اما نقش گسترده ای برای مردم و تشکلهای مردمی در این مسیر قابل تعریف است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانا رضوی، مقام معظم رهبری طی پنج سال گذشته، سالیانه به طور متوسط بیش از ۶۵۰ بار بر مفهوم اقتصاد دانش بنیان تأکید و به آن اشاره داشتهاند. این موضوع دومین بند سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را هم به خود اختصاص داد تا مردم و مسئولان توجه بیشتری به لزوم پیشتازی اقتصاد دانش بنیان در کشور داشته باشند. در این شرایط حتماً برای شما هم این سئوالها ایجاد شده است که اقتصاد دانش بنیان چیست؟ وضعیت فعلی کشور در استقرار اقتصاد دانش بنیان چگونه است؟ اهداف و مسیر پیش رو چیست و در نهایت وظیفه ما و تشکل ما در گسترش اقتصاد دانش بنیان چیست؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانا رضوی,,
از اقتصاد قجری تا اقتصاد دانش بنیان
,تعاریف فراوان و گاه پیچیدهای از مفهوم اقتصاد دانش بنیان ارائه شده؛ اما کمتر مورد اجماع قرار گرفته است. علت اصلی هم این است که دانش، یک مفهوم کاملا سیال و تعریف نشدنی است؛ بنابراین اقتصاد دانش بنیان هم به راحتی تعریف شدنی نیست. به همین دلیل با یک مثال تاریخی، تبیین موضوع را شروع میکنیم.
,,
میگویند وقتی در زمان قاجار، یعنی حدود ۱۲۵۰ شمسی، نفت در ایران کشف شد، برخی مسئولان و درباریان گفتند که این ماده سیاه بدبو چیست و به چه دردی میخورد؟ مشاوران اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند: فقط میدانیم که غربیان از آن برای سوخت کارخانههایشان استفاده میکنند و از آن مواد و کالاهایی تولید میکنند؛ بنابراین برایشان ارزشمند است. نتیجه این مکالمات این شد که حالا که آنها میدانند با این ماده سیاه چه کنند و ما نمیدانیم، آنها بلدند کشف و استخراج کنند و ما نمیدانیم، آنها کارخانه دارند و ما نداریم، امتیاز اکتشاف و استخراج نفت را واگذار کنیم تا هم آنها استفاده کنند و هم ما به نانو نوایی برسیم، پس امتیازنامه رویتر و بعدا دارسی و … امضا شد و بر اساس آن بهرهبرداری میادین نفتی به خارجیها واگذار شد و در ازای آن مبلغ حداقلی به دولت ایران پرداخت میشد. مثال بالا مصداق کامل یک اقتصاد قجری است. اقتصاد قجری بر اساس نگاه «ما نمیدانیم و ما نمیتوانیم» شکل گرفته بود. در مقابل «به هر میزان که دانستنهای ما بیشتر شود و این دانش ما در تولید کالاها و خدمات بهتر و با ارزشتر استفاده شود، اقتصاد از حالت قجری دور شده و دانش بنیانتر میشود.»
,,
,
چقدر از دیدگاه قجری فاصله گرفتهایم؟
,حالا حتما درک اولیه از یک اقتصاد دانش بنیان دارید و میتوانید مثالهای ارائه کنید. به هر میزان که نفت و گاز استخراجی را به مواد پتروشیمی تبدیل کنیم و صادر کنیم، اقتصاد دانش بنیانتر داریم. همچنین اگر در میان محصولات پتروشیمی به جای ماده کم ارزش متانول، پروپیلن تولید کنیم با الیاف پلی استر تولید کنیم و با استفاده از آنها صدها کارخانه نساجی راه بیاندازیم، اقتصاد پویاتر، مقاومتر و دانش بنیانتر داریم. همچنین است اگر محصولات کشاورزی را فراوری کنیم و از زعفران، انواع داروها را تولید کنیم. از منظری دیگر به هر میزان که سرمایه گذاری بیشتری روی تحقیق در فرآیندهای بدیع انجام دهیم، اقتصادی دانش بنیانتر خواهیم داشت.
,,
,
فرار مغزها نشانه چیست؟
,یکی دیگر از شاخصهایی که میتواند تأیید کننده وضعیت اقتصاد دانش بنیان در کشور باشد، فرار مغزهاست. مهاجرت بیش از ۱۰۰هزار نفر از کشور به اروپا و آمریکا؛ دو پیام روشن دارد: اولا اینکه ما از نظر تحصیلات آکادمیک و همچنین هوش و استعداد بالقوه، وضعیت بسیار خوبی داریم؛ اما از نظر استفاده از این استعدادها با سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، گسترش مشاغل و ایجاد مشوقهای کافی برای فعالیتهای اقتصادی دانش بنیان، ضعف جدی داشتهایم.
,یعنی گام اول را محکم و خوب برداشتهایم؛ کندی و رخوت در برداشتن گامهای بعدی، منجر به فرار مغزها آماده به نوآوری شده است. علاوه بر این نگاهی به میزان صادرات کالاهای با فناوری زیاد که ۴درصد از کل صادرات را شامل میشود و همچنین خدمات پیشرفته، نشان از خلأ جدی در تبدیل استعدادها و ظرفیتها به کالا و ارزش اقتصادی دارد. دسترسی به اینترنت و بسترهای فناوری اطلاعات، به عنوان کانال دستیابی به اطلاعات روز و دانش، از دیگر شاخصهایی است که میتواند معرف وضعیت اقتصاد دانش بنیان باشد.
,,
خلاصه آنکه سنجش دانش بنیانی اقتصاد با این شاخصها ممکن است: میزان و کیفیت آموزش و سواد و تحصیلات تکمیلی، دسترسی به اطلاعات و اینترنت، میزان انگیزش نخبگان به نوآوری با افزایش سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، تشویق مادی و معنوی آنها و حمایت از حق اختراع و تسهیل فرایند آن. در ارزیابی وضعیت کشور هم به طور خلاصه میتوان گفت: هر چند ایران از لحاظ آموزش و زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در سطح متوسط قرار دارد، از لحاظ سیستم انگیزشی، سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و مانند آن در شرایط نامطلوبی است که نتوانسته دانش نظری و عملی را به دانش کاربردی و تولیدی تبدیل کند.
,,
وظیفه ما چیست؟
,حتما با خود میگویید تقویت این شاخصها کار دولت است و تنها کار ما مطالبه بهبود این شاخصهاست. البته مطالبه گری مهم است و حالا که درکی از این شاخصها کسب کرده و وضعیت کشور را ندانستهایم، رصد اقدامات دولت و مطالبه گری راحتتر است؛ اما نقش گسترده دیگری نیز برای مردم و تشکلهای مردمی در این مسیر قابل تعریف است. پر واضح است که اطلاعات و دانش روز، به سادگی به همه نمیرسد.
,بسیاری از تولید کنندگان کشاورزی، دسترسی مناسبی به بهترین روشها ندارند. بسیاری از تولیدکنندگان صنایع دستی برای بهبود تولیدات خود متناسب با بازار مصرف از خلأ اطلاعات رنج میبرند. آیا پر کردن این خلأ به اقتصاد دانش بنیان کمک نخواهد کرد. با این کار در واقع کم کاری دولت در حوزه آموزش و گسترش شبکه اطلاعات و ارتباطات را پوشش دادهایم.
,,
,
اقتصاد دانش بنیان؛ ریسک و اعتماد به نفس ملی
,علاوه بر مثال بالا، فعالیتهای تسهیل گرانه دیگری نیز برای گروههای مردمی قابل تعریف است؛ از جمله ایجاد صندوقهای کمک به طرحهای نوآورانه. شما در محله یا شهر خود میتوانید با کار فرهنگی و اطلاع رسانی، یک صندوق مختص حمایت از طرحهای نوآورانهایجاد کنید و منابعی را جذب کنید؛ سپس منابع لازم را به هم محلیهای صاحب ایده خود وام بدهید. با این کار در واقع کم کاری دولت در سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه را پوشش دادهاید. اما به اعتقاد نگارنده، مهمترین نقش مردم و تشکلها در شکل دادن اقتصاد دانش بنیان، ورای این نمونههاست. برای توضیح این نقش مهم دو مقدمه لازم است.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه