شهادت، با ارزش ترین مدالی که شهید پوراکبری کسب کرد+تصاویر

شهادت، با ارزش ترین مدالی که شهید پوراکبری کسب کرد+تصاویر
شهید پوراکبری ورزشکار و سرپرست سال های دور تربیت بدنی ابرکوه بود که عاشقانه برای حمایت از امام و اسلام از جانش گذشت و عروجش به آسمان ها الگویی شد برای ورزشکاران این آب و خاک.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل ازیزد رسا ؛

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

شهید محمدجعفر پوراکبری

نام پدر: محمد

تاریخ تولد: ۱۳۳۹/۰۹/۲۳

تاریخ شهادت: ۱۳۶۱/۰۲/۲۱

شغل شهید: رئیس اداره تربیت بدنی ابرکوه

در بیست‌و‌سومین روز ماه‌ بهمن ۱۳۳۹ در فصل زمستان، چراغ وجود محمدجعفر کانون خانواده را گرم و روشن نمود. و در میان کوچه‌های خم شده زیر بار زمان در ابرکوه چون سروی همیشه سبز و سرفراز قد برافراشت. پدرش محمد او را چنان پرورد که هرگز نمیرد و استوار بایستد.

تحصیلات خودرا تا مقطع دیپلم پی‌گرفت و از آنجا که علاقه و استعددا وافری درزمینه‌ی فعالیت‌های ورزشی داشت گرایش شغلی خود را به آن سمت سوق داد و در رشته‌ی تربیت بدنی فعالیت اجتماعی را ادامه داد و در کنار تربیت جسم فعالانه به تهذیب نفس نیز پرداخت.

و این راه را بحران‌های انقلاب برای او بیشتر فراهم می‌نمود و به او که مستعد عروج بود امکان انفعالات انقلابی (درونی و بیرونی) را می‌داد.

به همین منظور پخش بیانات حضرت امام (ره) انتباه تئوری و عملی مردم در جهت شناخت انقلاب و … از جمله فعالیت‌های برجسته و چشمگیر وی قبل از انقلاب و اعزام به میدان جنگ بود.

همراه با آغاز جنگ تحمیلی کینه و نفرتی که از قبل در وجودش نسبت به دشمنان اسلام تعبیه شده بود سر باز کرد و گام‌هایش را روانه‌ی میدان نمود و در سال ۶۰ عازم مناطق عملیاتی شده و در فتح خرمشهر مقداری از سهام جهاد فی سبیل الله را به خود اختصاص داد.

شهید بسیار متقی و با ایمان بود و خانواده و بستگان را به اقامه‌ی نماز سر وقت، شرکت در مراسم مذهبی بالاخص جمعه و جماعات ، صبر در مقابل مصائب به ویژه شهادت خود سفارش می‌نمود. در وصیت نامه‌اش جز ذکر خدا و سفارش در جهت کسب رضایت حق چیزی نگفته است. و این مصداق همان عبارت است که : شهید نظر به وجه الله دارد و شهیدان ما جز خدا هیچ را ندیده و نمی‌شنیدند.

محمدجعفر در سن ۲۲ سالگی مسئولیت تربیت بدنی شهرستان را رها کرده و برای رسیدن به مقام والاتر بال‌های ملکوتی‌اش را به حرکت درآورد و تندتر گردید که :

« اگر با کشتنم مظلوم در بندی شود آزاد

اگر با خون سرخم کلبه‌ی ویران شود آباد

اگر این سینه‌ی سوراخ من سازد دلی را شاد

اگر از کشتن آزاده‌ای قانع شود جلاد

بکش من پاسدارم جان به کف سرباز اسلامم!»

شعر فوق، قسمتی از وصیت نامه شهید است.

روح بلند آسمانی‌اش نیز همچون سایر همرزمان شهیدش مظروف ظرف کوچک و تنگ تن نبود.

در ۲۹ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۱ زمانی که بهار ۲۲ سالگی‌اش به گل نشسته بود در پاسگاه زید واقع در منطقه‌ی شلمچه به عنوان یکی از اعضای تیپ ۳۳ لشکرالمهدی در عملیات بیت‌المقدس ، طبقه‌ای از طبقات بهشت را با جان خرید و از تنگنای تن رهید.
 

,

شهید محمدجعفر پوراکبری

,

نام پدر: محمد

,

تاریخ تولد: ۱۳۳۹/۰۹/۲۳

,

تاریخ شهادت: ۱۳۶۱/۰۲/۲۱

,

شغل شهید: رئیس اداره تربیت بدنی ابرکوه

,

در بیست‌و‌سومین روز ماه‌ بهمن ۱۳۳۹ در فصل زمستان، چراغ وجود محمدجعفر کانون خانواده را گرم و روشن نمود. و در میان کوچه‌های خم شده زیر بار زمان در ابرکوه چون سروی همیشه سبز و سرفراز قد برافراشت. پدرش محمد او را چنان پرورد که هرگز نمیرد و استوار بایستد.

,

تحصیلات خودرا تا مقطع دیپلم پی‌گرفت و از آنجا که علاقه و استعددا وافری درزمینه‌ی فعالیت‌های ورزشی داشت گرایش شغلی خود را به آن سمت سوق داد و در رشته‌ی تربیت بدنی فعالیت اجتماعی را ادامه داد و در کنار تربیت جسم فعالانه به تهذیب نفس نیز پرداخت.

,

و این راه را بحران‌های انقلاب برای او بیشتر فراهم می‌نمود و به او که مستعد عروج بود امکان انفعالات انقلابی (درونی و بیرونی) را می‌داد.

,

به همین منظور پخش بیانات حضرت امام (ره) انتباه تئوری و عملی مردم در جهت شناخت انقلاب و … از جمله فعالیت‌های برجسته و چشمگیر وی قبل از انقلاب و اعزام به میدان جنگ بود.

,

همراه با آغاز جنگ تحمیلی کینه و نفرتی که از قبل در وجودش نسبت به دشمنان اسلام تعبیه شده بود سر باز کرد و گام‌هایش را روانه‌ی میدان نمود و در سال ۶۰ عازم مناطق عملیاتی شده و در فتح خرمشهر مقداری از سهام جهاد فی سبیل الله را به خود اختصاص داد.

,

شهید بسیار متقی و با ایمان بود و خانواده و بستگان را به اقامه‌ی نماز سر وقت، شرکت در مراسم مذهبی بالاخص جمعه و جماعات ، صبر در مقابل مصائب به ویژه شهادت خود سفارش می‌نمود. در وصیت نامه‌اش جز ذکر خدا و سفارش در جهت کسب رضایت حق چیزی نگفته است. و این مصداق همان عبارت است که : شهید نظر به وجه الله دارد و شهیدان ما جز خدا هیچ را ندیده و نمی‌شنیدند.

,

محمدجعفر در سن ۲۲ سالگی مسئولیت تربیت بدنی شهرستان را رها کرده و برای رسیدن به مقام والاتر بال‌های ملکوتی‌اش را به حرکت درآورد و تندتر گردید که :

,

« اگر با کشتنم مظلوم در بندی شود آزاد

,

اگر با خون سرخم کلبه‌ی ویران شود آباد

,

اگر این سینه‌ی سوراخ من سازد دلی را شاد

,

اگر از کشتن آزاده‌ای قانع شود جلاد

,

بکش من پاسدارم جان به کف سرباز اسلامم!»

,

شعر فوق، قسمتی از وصیت نامه شهید است.

,

روح بلند آسمانی‌اش نیز همچون سایر همرزمان شهیدش مظروف ظرف کوچک و تنگ تن نبود.

,

در ۲۹ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۱ زمانی که بهار ۲۲ سالگی‌اش به گل نشسته بود در پاسگاه زید واقع در منطقه‌ی شلمچه به عنوان یکی از اعضای تیپ ۳۳ لشکرالمهدی در عملیات بیت‌المقدس ، طبقه‌ای از طبقات بهشت را با جان خرید و از تنگنای تن رهید.
 

,
,

 

,
, ,
,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه