زندگیهای که بوی خوشبختی نمیدهند/ خوشبختی با ایمان به خدا میسر میشود
شاید برخی از شما فکر کنید پول و رفاه مایه خوشبختی است و زمانی که یک فرد را در کوچه و خیابان با ماشین یا گوشی مدل بالا ببینید تصور کنید که بسیار خوشبخت هست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار» شاید زمانی که از خیابان رد میشوید و خانههای مجلل با سنگکاری آنچنانی را میببینید تصور کنید که اشخاصی که داخل آن منزل هستند چه کیفی میکنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,داشتن خانه خوب، ماشین مدل بالا، لوازم با کیفیت و شیک، لباسای قیمتی و اتو کشیده زیاد خوشبختی نمیآورد.
,اکثــر ما در از زندگی با افرادی روبه رو میشویم که با وجود ثروت و شهرتشان، کمتر از آنچه ما انتظار داشتیم، شـاد و خوشبخـت بـــوده اند.
,تعجب برانگیز است که تعداد زیـادی از افــراد ثـروتـمند آن قـدر کـه مـا تـصور مـی کنـیـم، خـوشبخــتی را تجربه نمیکنند.
,آیا تا به حال دقت کردهاید که بیشتر افراد بدبخت و بیچاره که هر روز با آنها برخورد میکنید، افراد ثروتمندی هستند؟ بدبختی، که این افراد متحمل آن میشوند به خاطر این نیست که پول کافی برای خریدن یک غذای درست و حسابی را ندارد.
,به این خاطر است که همه انسانها توقع بیشتری از پول دارند. پول نمیتواند همه آنچه که میخواهید را برای شما بخرد، اما در نظر آنهایی که همه چیزشان را برای پول میدهند، قبول اینکه برای رسیدن به موفقیت جزئی باید خیلی تلاش کنند مشکل است.
,خبرنگار ما در خصوص اینکه آیا پول خوشبختی میآورد یا نه سراغ دانشجویی رفته که اوضاع زندگی بسیار خوبی دارند و از لحاظ مالی کاملا تامین هستند
,وی در معرفی خود میگوید: بنده علی حسینی دانشجویی ترم شش رشته حسابداری و 27 ساله هستم مادرم کارمند است و پدرم بنگاه ماشین داشت من در یک خانواده مرفع به دنیا آمدهام پدربزرگم از آدمهای بازاری قدیم بود و اسم و رسم گستردهای داشت علاوه بر اینکه اوضاع مالی خودمان بسیار خوب بود از پدربزرگم نیز اموال زیادی به مادرم ارث رسید.
,من و خواهرم از لحاظ مالی کاملا بینیاز هستیم و هیچگونه نیاز مالی نداریم از همان خردسالی هر چی که خواستیم برایمان تامین بوده.
,حسینی عنوان کرد: همیشه با خودم فکر میکردم چون پول داریم میتوانیم هر چه بخواهم داشته باشم و یا هر کجا که دلمان بخواهد سفر کنیم و کاملا بینیاز خواهیم بود.
,این دانشجو گفت: مادرم از پدرم حدود 7 سال بزرگتر بود و پدرم برای اینکه موقعیت مالی مادرم خوب بود با او ازدواج کرده بود پدرم قبل از اینکه با مادرم ازدواج کند از لحاظ مالی بسیار ضعیف بود و بسیار خوشگذران و بیمسئولیت و مادرم نتوانست او را تحمل کند تصمیم گرفت با مبلغی او را قانع کند و پدرم را راضی نماید که در قبال پول من و خواهرم در کنار مادرم باشیم.
,این شد که پدر و مادرم از هم جدا شدند و پدرم با پولی که از مادرم گرفت ما را از حضور خود در کنارمان محروم کرد و رفت تا بیشتر به خوش گذرانیهایش ادامه دهد.
,مادرم فکر میکرد اگر تمام خواستههای که داریم را فراهم کند حتما نبود پدر را احساس نمیکنیم و پول باعث میشود محبت پدر را فراموش کنیم.
,حسینی تصریح کرد: من و خواهرم از همان کودکی در مدارس غیرانتفاعی درس خواندیم و برای دانشگاه نیز مادرم مرا به دانشگاهی فرستاد که با ضرب پول درس بخوانم من تمایلی به درس نداشتم و سعی میکردم کلاس را بپیچونم و با دوستانم به خوشگذرانی مشغول باشم.
,چون از لحاظ مالی تامین بودم دوستان زیادی اطرافم داشتم دوستانی که تمام تلاششان این بود جیب مرا خالی کنند و من که برای کسب پول هیچ زحمتی نکشیده بودم به راحتی خرج میکردم.
,وی بیان کرد: با دوستانم هر روز به تفریح میرفتیم مشروب میخوردیم و قلیون میکشیدیم و به گفته خودمان مواد مخدر با کلاس مصرف میکردیم سیکاری، شیشه و ... بیشتر سرگرمی و تفریحام خوردن مشرب در کنار دوستانم بود.
,من از همه امور خانهمان غافل بودم و مادر و خواهرم برایم ارزشی نداشتند شب تا صبح با دوستانم به خوشگذرانی مشغول بودیم.
,این دانشجو اظهار کرد: خواهرم برخلاف من بسیار درسخوان و نجیب بود خیلی زود توانست کارشناسیش را در دانشگاه فردوسی مشهد بگیرد و یکی از هم کلاسیانش به خواستگاریش آمد خواستگار خواهرم از لحاظ مالی ضعیف بود و خواهرم چون نیاز مالی نداشت پول برایش ملاک نبود هدیه عروسی که مادرم به دامادمون داد ماشین بود دامادمون، خواهرم را هر روز اذیت و ناراحت میکرد تا اینکه آنقدر اختلافاتشان شدید شد که بعد از شش ماه خواهرم تصمیم گرفت طلاق بگیرد.
,دامادمون به خواهرم گفته بود که میراثش را جدا کند و به نام او کند خواهرم با وجود پولداریمان خوشبخت نشد و گرفتار کسی شد که به خاطر اموالش و برخلاف میلش با او ازدواج کرده بود دامادمون دید که به اهدافش نمیرسد خواهرم را ول کرد.
,حسینی تصریح کرد: مادرم از ناراحتی و جوش من و خواهرم بیمار شد و قلبش ناراحت است و من وقتی مشاهده کردم دوستانم تمام تلاششان این است که تمام سرمایهام را صرف مواد کنند بعد از یک ماه تصمیم گرفتم دوستانم را امتحان کنم به آنها گفتم دیگر نمیتوانم با آنها به تفریح بروم روزهای اول زمانی که میخواستند تفریح بروند تماس میگرفتند پیشنهاد میدادند با ماشینم به تفریح برویم.
,زمانی که از رفتن به پیش دوستانم امتناع کردم همه از اطرافم دور شدند و من متوجه شدم هیچ کدام از آنها دوستم نبودند بلکه رفیق جیبم بودند تصمیم گرفتم دیگر مواد مصرف نکنم چون مدتی زیادی نبود که مواد مصرف میکردم با کمک مادرم به زندگی عادی برگشتم.
,گاهی با خودم فکر میکنم اگر یک زندگی عادی با شرایط مالی متوسط داشتم شاید مشکلات کمتری برایم پیش میآمد و کسی به فکر سوء استفاده از ما نمیافتاد.
,درست است که گاهی شاید پول خوشبختی آورد اما ما با داشتن پول و ثروت در فقر و نداری خوشبختی زندگی کردیم و از محبت پدر محروم شدیم
,حسینی افزود: انسان با پول خوشبخت نمیشود اگر انسان به خدا توکل کند و تلاش نماید همه چیز خواهد داشت تنها خدا است که آرامش و سرزندگی را به انسان هدیه میکند اگر ما بتوانیم در وجود خود خدا را پیدا کنیم با پول هم خوشبخت هستیم و بدون پول نیز خوشبخت خواهیم بود و اگر خدا و ایمان به خدا را نداشته باشیم فقیر خواهیم بودبهتره بگویم اگر انسان از لحاظ روحی تامین باشد جسمش نیز خوشحال خواهد بود.
,وی خاطر نشان کرد: سلامتی و نعمت خندیدن و شاد بودن در کنار خانواده با هیچ چیز بدست نمیآید پس چه خوب است که هر کس قدر داشتههایش را بداند و خدا را شکر نماید و به خاطر نداشتههایش نیز خدا را شاکر باشد زیرا هیچ چیز خدا بدون حکمت نیست.
,شاید افرادی باشند که پول کافی ندارد و به زور بتوانند هزینه امرار معاش خور را در بیاورند اما همین افراد زمانی که بتوانند بعد از یک سال یک جهت کفش بخرند بسیار خوشحال میشوند و انگار دنیا را به آنها دادهاند.
,اما شما یک شخص پولدار را تصور کنید که صدها جفت کفش دارد و وقت نمیکند حتی یکی را بپوشد آیا او نیز از خرید کفش خوشحال میشود در ضمن باید توجه داشته باشید که کدام یک از این دو شخص گناه کردهاند قطعا کسی که اسراف و احتکار کرده است زمانی که خداوند از نعمتی انسان را بهرمند میکند باید بداند که حکمتی وجود دارد پس مسئولیتی برگردنش قرار داده شده انسان باید بداند که اگر دارایی و اموالی هم دارد در آخرت از نحوه خرج و مصرفش نیز سوال پرسیده خواهد شد.
,داستان «پول» و «خوشبختی» داستانی دیرینه است. آیا پول خوشبختی میآورد؟ آیا با پول میتوان خوشبختی خرید؟ آیا همۀ پولدارها خوشبختاند؟ اصلا «پولداری» یعنی چه؟ یک نفر چقدر پول داشته باشد به او میگوییم «پولدار»؟ «خوشبختی» یعنی چه؟ یک آدم چه نوع زندگیای داشته باشد به او میگوییم «خوشبخت»؟
,مثلا گفتهاند:
,با پول میتوان غذا خرید، اما اشتهای خوردن نه؛
,با پول میتوان دارو خرید، اما سلامتی نه؛
,با پول میتوان چهاردیواری خرید، اما خانه (جایی که در آن احساس راحتی و لذت میکنی) نه؛
,با پول میتوان تختخواب خرید، اما خواب نه؛
,با پول میتوان ساعت خرید، اما وقت نه؛
,با پول میتوان کتاب خرید، اما خِرَد نه؛
,با پول میتوان سِمَت خرید، اما احترام نه؛
,با پول میتوان خون خرید، اما زندگی نه؛
,با پول میتوان رابطۀ جنسی خرید، اما عشق نه؛
,... و این فهرست میتواند تا بینهایت ادامه داشته باشد.
,کسانی هستند که از اول زندگیشون درآمد معمولی دارند اما آنقدر خوشبختند که همه بهشون غبطه میخورند و کسانی هستند که وضعیت مالی عالی و باغ و چندتا خونه گرون دارند اما به علت اینکه حریصتر بودند و حرص مال دنیا را زیاد میخورند و بیشتر عمرشون را صرف کسب پول میکنند از زندگی چیزی نمیفهمند یهو متوجه میشوند پیر شدهاند و دیگر فرصتی برایشان نمانده درآمد کم بدبختی نمیآورد مطمئن باشید پول صددرصد خوشبختی نمیاره تنها زمانی انسان خوشبخت است که در اوج نداری از یاد خدا غافل نباشد انسان زمانی فقیر است که خدا را نداشته باشد و شاید پولداران زیادی باشند که اصلا نمیدانند خدا کیست و کجاست.
,
گاهی انسان برای پولدار شدن دست به هر کاری میزند و تمام پول و اموالش از راه حرام بدست آورده باشد آیا باز هم معتقدید که این افراد نیز چون پول دارند خوشبختند انسان زمانی خوشبخت است که اگر یک لقمه نان میخورد از راه حلال و درست باشد.
پول را خدا میدهد ممکنه طرف کافر باشه ممکنه مومن باشه ولی به نظر من خدا ایمان و وجدان و انسانیت را به هرکسی نمیده و امروز درواقع خیلیا ارزش قلب پاک خود را نمیدانند.
,
تفاوت فکری آدمهای ثروتمند و آدمهای فقیر
, تفاوت فکری آدمهای ثروتمند و آدمهای فقیر,کلمه "ثروتمند" و "فقیر" تنها مربوط به زمینه مالی نیست بلکه در تمام ابعاد مربوط به زندگی بشری هست. چه بسیار آدمهایی هستند که از نظر مالی غنی ولی در سایر ابعاد زندگی ضعیف و فقیر هستند. هدف از ثروتمند بودن، داشتن تمام خصوصیات و نکات مثبت در کلیه ابعاد مختلف بشری هست.
,آدمهای ثروتمند معتقدند: من خودم زندگی خودم را میسازم.
,آدمهای فقیرمعتقدند: زندگیام را با کمک خداوند میسازم انشالله زندگی خوبی خواهم داشت.
,همه میدانیم که پول مهم است. درباره ی آن حرف می زنیم، می اندیشیم، بحث و خیالپردازی میکنیم. پول بخش وسیعی از انرژی هیجانی و درونی ما را میگیرد. فهم اینکه پول چه معنایی دارد برای مردم متفاوت است. استفاده از پول مانند هوایی که تنفس میکنیم، طبیعی شده است. و طبیعت پول و آنچه از آنجا ناشی میشود و ارزشهایی که دگرگون میکند، مورد غفلت واقع شده است.
,فقط وقتی متوجه حضور پول میشویم که جامعه دچار رکود اقتصادی میشود. در حالیکه پولی شدن بر مناسبات اجتماعی ما تاثیر عمیقی میگذارد.
,میتوان گفت که پول به عنوان نمادی معرفی شده است که همه روابط اجتماعی را در خود خلاصه کرده و یکجا بیان میکند.
,تفاسیر کلاسیک از توسعه جهان مدرن، پول را چون کلیدی در عقلانیسازی زندگی اجتماعی ترسیم میکنند؛ پول به عنوان غایت شی شدن توصیف شده که همه تمایزات کیفی را به کمیت انتزاعی تشبیه میکنند.
,ولی تحقیقات جدید نشان میدهد که در حالیکه پول ارزشها، احساسات را به طرف مبادلات عددی میبرد، خود در این فرایند قالب میگیرد.
,پول ظرفیت نهادینه کردن مراقبت، دوست داشتن و عشق را پیدا میکند؛ بنابراین در جامعه جدید قلمرو خصوصی میتواند بر حسب معیارهای قلمرو بازار نهادینه شود.
,انسان چون فعال است پس نمیگذارد پول همه معناها را از بین ببرد. معنای سودگرایانه از پول با مفاهیمی که انسانها از پول میسازند، همدیگر را شکل میدهند.
,اگر فرهنگ را شامل هنجارها، ارزشها، نماد، رفتارها و معانی بدانیم، هریک از این عناصر بر برداشت و معنایی که برای پول قائل میشویم موثر هستند.
,نباید پول باعث هدایت ما شود بلکه انسان با عقل و درایتش باید مدیریت و برنامهریزی موثر برای هدف آفرینشش و انسانیتش داشته باشد و باید بداند که چرا آفریده شده میزان درآمد و دارایش را مدیریت و هدایت کند تا پول راهنمایش نباشد.
,انتهای خبر/رض
]
ارسال دیدگاه