اروپا به دولتهایش بی اعتماد می شود؛ دوران بحران
بزرگترین بحران اروپا نه بحران اقتصادی و نه بحران یورو است؛ بلکه بحران اعتماد انسانها به دولتهاست است که سیاستمداران به آنها علاقهمندند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دانا رضوی، یکی از بازیگرانی که در عرصه سیاسی اروپا نقش ایفا میکند، آمریکا است. بعد از جنگ دوم جهانی و در غفلت اروپا از عرصه بینالملل این کشور جایگزین شد. از آن دوران بتدریج نگاه اروپا به سمت غرب (آمریکا) سوق پیدا کرد. این کشور با توجه به دور بودن از معرکه دو جنگ جهانی، قدرتش افزایش یافت و انگلیس آلترناتیو این کشور در اتحادیه شد. تا جایی که بسیاری از اروپائیان انگلیس را یک کشور آمریکایی میدانند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانا رضوی,,
علاوه بر این روابط ویژه انگلیس و آمریکا نقشی جدی در فاصله گرفتن انگلیس از اتحادیه داشت که در نهایت با رای مثبت مردم جدا شد. ورای این چالشهای سنتی، کم تحرکی دستگاه امنیتی و سیاسی آمریکا در سالهای اخیر و همچنین کاهش نقش رهبری این کشور در عرصه بینالمللی در دولت اوباما، باعث نگرانیهای جدی اروپاییان شده است. بحران لیبی و سوریه دو نمود عملی این بیتحرکی واشنگتن است. اروپاییها که تا به امروز به صورت خودخواسته امنیتشان را به آمریکاییها سپرده بودند، بیشک در آینده به دلیل داشتن منافع سیاسی و اقتصادی متفاوت، دچار چند دستگی خواهند شد. تنها ماندن فرانسه در لشکرکشی به آفریقا و تمایل نداشتن کشورهای اروپایی در همراهی پاریس، یک نمونه از این چند دستگی است.
,,
بحران انرژی
,افزایش روز افزون مصرف انرژی و نیز کشف نشدن منابع جایگزین سوختهای فسیلی، از دغدغههای عمده کشورهای صنعتی جهان است. این امر موجب شده که امنیت منابع و مسیرهای تامین انرژی برای این کشورها از جمله کشورهای اروپایی از اهمیت زیادی برخوردار شود. در این راستا، اروپا سعی کرده است با متنوع کردن این منابع و مسیرها، آسیبپذیری خود را در این مسئله کاهش دهد. از سوی دیگر، تغییری جدی در بازیگران، منابع و شیوههای کنترل در عرصه سیاست بینالملل در حال رخ دادن است.
,,
برای اتحادیه اروپا، محدودیت منابع انرژی و همچنین مشکلات دستیابی مطمئن و ارزان به منابع انرژی، به ویژه پس از روشن شدن این واقعیت که این ابزار میتواند به عنوان ابزار سیاسی به کار گرفته شود، باعث شده تا منابع انرژی و خطوط انتقال آنها به عاملی بسیار مهم و حیاتی در عرصه سیاست بینالملل و امنیت بینالملل تبدیل شود. تحولات اخیر در کشورهای صادر کننده نفت و گاز اهمیت این مسئله را افزایش داده است. با این حال وابستگی زیاد اتحادیه اروپا به منابع انرژی خارج از مرزهای خود، وضعیت اروپا را شکننده کرده است، به طوری که تعامل المان با روسیه یا ایتالیا با کشورهای جنوب اروپا و شمال آفریقا برای مقابله با همین شکنندگی است.
,,
ضعف شدید امنیتی نظامی اروپا
,با وجود همه تلاشها و برنامه ریزیهای صورت گرفته در این راستا، اروپا هیچ گاه نتوانسته قدرت نظامی امنیتی باشد. نیروهای واکنش سریع اروپا به زحمت به ۶۰ هزار نفر میرسید و این رقم اصلاً قابل مقایسه با چین و روسیه و حتی سایر کشورهای ضعیف جهان نیست. همین مسئله فاصله عمیقی را در زمینه مسائل امنیتی نظامی میان اروپای شرقی و غربی ایجاد کرده و بسیاری از کشورهای اروپایی نگاهی روبه سوی آمریکا دارند.
,,
این در حالی است که دولت کنونی آمریکا همان گونه که پیشتر نیز عنوان شد، تمایلی برای استفاده گسترده از نیروهای نظامی خود ندارد. پیشتر «چاک هیگل»، وزیر دفاع سابق آمریکا، در کنفراس امنیت مونیخ تصریح کرده بود:«دولت باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا از این پس قصد دارد سیاست خارجی را بر استفاده از بکارگیری توان نظامی ارجحیت دهد.»
,,
بحران مهاجرت
,به جرئت میتوان گفت که مسئله مهاجرت قانونی و غیر قانونی، مهاجرت خارجی و داخلی (داخل اتحادیه اروپا) در کنار بحران مالی، جدیترین موضوعی است که در آینده اروپا تأثیر گذار است. کشورهای شمال و جنوب اروپا در زمینه چگونگی مقابله با ورود مهاجران خارجی اختلاف نظر دارند. کشورهای جنوب اروپا خواستار اتخاذ تدابیر جدیتر و حمایت کشورهای شمال برای حل مسئله مهاجرت غیر قانونی به این قاره هستند. شواهد نشان میدهد که کشورهای جنوب اروپا از نتیجه اجلاس سران اروپا عملا مایوس شدهاند.
,,
برخی کشورها مانند ایتالیا، یونان و مالت اصرار دارند که دیگر کشورهای اروپایی نیز بار مهاجرتهای غیر قانونی را بر عهده گیرند؛ اما تعدادی از کشورها به ویژه کشورهای شمال اتحادیه اروپا همچنین آلمان، فرانسه و انگلیس تاکید دارند که از این کشورها حمایت مالی خواهند کرد. کشورهای اروپایی که همواره با ورود مهاجران غیر قانونی روبهرو هستند، خواستار مشارکت کشورهای شمال برای مقابله با این پدیدهاند، البته ماجرابه همین جا ختم نمیشود؛ حرکت شمار زیادی از مهاجران از یک کشور اروپایی به کشور دیگر، این شبهه را در میان مقامات این اتحادیه به وجود آورده که بعضی از کشورهای اروپایی تلاش میکنند مهاجران را به کشورهای دیگر لفرستند و از فشار بر خود بکاهند. ایتالیا و یونان دو کشوری هستند که عمده پناه جویان از طریق آنها وارد اروپا میشوند. این کشورها میگویند که سایر اعضای اتحادیه اروپا باید در مشکلات ایجاد شده در میزبانی از این تعداد پناهنده سهیم شوند.از سوی دیگر با الحاق کشورهای بلوک شرق به اتحادیه اروپا، مهاجرتها به ویژه در میان کارگران به کشورهای اروپای غربی افزایش یافته است.
,,
روزنامه دیلی میل انگلیس در گزارشی به مشکلات اجتماعی اروپا به ویژه بریتانیا در سال گذشته نگاه افکنده است. بر اساس برآوردی که گزارشگران این روزنامه انجام دادهاند، ثبات و آرامش اروپا و انگلیس را رد این مرحله، بیش از همه، موج مهاجرت بی رویه ساکنان شرق این قاره به نواحی غربی تهدید میکند. بر پایه این گزارش، بحران اقتصادی اروپا تاثیری خردکننده بر زندگی نواحی شرقی این قاره برجای گذاشته است. نزدیک دو دهه بعد از جدایی این کشورها از تفکر سوسیالیسم، ساختارهای اقتصادی و اجتماعی شرق اروپا متحول نشده است. بیشتر این کشورها با بدهی سنگین، بیکاری و نداشتن امید به آینده، دست به گریبان هستند.
,,
روزنامه انگلیسی در یکی از شمارههای خود در این باره نوشته: مهاجران کشورهای فقیر اتحادیه اروپا، به انگلستان خواهند آمد و سیستم بهداشتی منظم کشور را منهدم خواهند ساخت. وزیر کشور انگلیس نیز با نگرانی در زمینه ورود این مهاجران به انگلیس، میگوید: «آنها میآیند تا از تهسیلات اجتماعی مطلوب موجود در کشور ما سوء استفاده کنند.» این در حالی است که طی سال گذشته اخراج گسترده مهاجران رومانیایی از فرانسه، روابط صوفیه با پاریس را بحرانی کرده است. به تازگی نیز مردم سوئیس در یک همه پرسی بر محدودیت مهاجرت تاکید کردند؛ امری که واکنش تند اتحادیه اروپا را به دنبال داشته است.
,,
بحران اعتماد
,واقعیت دیگر پیش روی اینده اتحادیه اروپا، نبود اعتماد کامل میان تصمیم سازان و شهروندان اروپایی است. هم اکنون با توجه به مشکلات به وجودآمده، شهروندان اروپایی در حال از دست دادن نگرش مثبت خود درباره سیاستمداران هستند که این مسئله میتواند زمینه از دست رفتن اعتماد مردم به سیاستمداران باشد. «مارتین شولتز»، رئیس پارلمان اروپایی، در این زمینه میگوید: «روءسای کشورهای اروپایی خود دقیقاً میدانند که یکی از مسائل بزرگ اروپا چیست و آن این است که شهروندان این احساس را ندارند که این اتحادیه دموکراتیک است.
,,
آنچه که ما باید انجام دهیم بهبود اوضاع دموکراسی است.» شولتز میگوید: «بزرگترین بحران اروپا نه بحران اقتصادی ونه بحران یورو است؛ بلکه بحران اعتماد انسانها به دولتهاست است که سیاستمداران به آنها علاقهمندند.» با توجه به پیشرانهای مطرح شده، تاکنون بسیاری از شخصیتها و چهرههای سیاسی و اقتصادی اروپا سناریوهای مختلفی درباره آینده اروپا مطرح کردهاند. با توجه به تنوع دیدگاهها، تنها میتوان محملترین آنها را بررسی کرد.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه