FATF پروژه بین المللی برای تبدیل ایران به کشوری خنثی
FATF ازجمله سازمان های مالی غربی است که برای مبارزه با پولشویی و تروریسم بوجود آمده است. بعضی بندها در این برنامه وجود دارد که به محض پذیرش آن ها ایران باید فعالیت های برون مرزی خود را به نحو چشمگیری دگرگون کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، مسئله برجام، FATF، همکاری های منطقه ای و سایر مسائلی که تحت برجام ۲ و ۳ این روزها در افکار و اذهان مسئولین اجرایی و سیاست خارجی ما مکررا دیده می شود، چه آن ها بدانند چه از آن آگاه نباشند، بخشی از پروژه بزرگتری است که سعی می کند ایران را به یک عنصر خنثی و عادی بین المللی تبدیل کند، بدون اینکه برای منافع آمریکا ایجاد مزاحمت کند. اما رسیدن به این نتیجه نیازمند یاری گرفتن از یک چارچوب علمی است تا بتوانیم بحث FATF را در داخل آن قرار دهیم و تحلیل نماییم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,بر خلاف نظریات ایده آلیستی و نو ایده آلیستی که بر همکاری اقتصادی و ارتقای آن به همکاری سیاسی تاکید و در نهایت این همکاری ها، بازی برد – برد را دنبال می کند، عرصه روابط بین الملل در دنیای معاصر، عرصه نظریات واقع گرایانه و رئالیستی است که مرکز توجه خود را کسب قدرت، نزاع (به جای همکاری)، بازی با حاصل جمع صفر و حداکثر امتیاز گیری از رقیب و ضرر آن (به جای بازی برد – برد) قرار می دهد. مفروضه اصلی و بنیادین این نظریات، این است که نزاع و جنگ حالتی دائمی و طبیعی بین بازیگران بین المللی است. بنابراین، برای ایجاد یک نظم در عرصه پر هرج و مرج بین الملل، یک ابرقدرت صنعتی باید رهبری عرصه روابط بین الملل را عهده دار شود!
,تئوری هژمونیک
, تئوری هژمونیک,آنچه روی داده است این است از دل تئوری نزاع، تئوری ثبات هژمونیک بیرون می آید. این تئوری می گوید جهان نیازمند یک نیروی ثبات دهنده و مدیریت برتر است که این نیرو نباید به بیش از یک نیرو گسترش یابد. این قدرت هژمون، از یک سو دارای قابلیت های اقتصادی همراه با سطح بالایی از نیروی نظامی و نفوذ ایدئولوژیک است و از سویی دیگر، سازوکارها و قوانین رایج در عصر حاضر ارزش ها و هنجارهای لیبرالی را ترویج می کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت جریان آزاد اقتصاد بین المللی تابع معادلات قدرت است و با دست نامرئی بازار تحقق نمی یابد.
,از جمله ویژگی های قدرت هژمون این است که هم در عرصه روابط بین الملل، بر منابع انرژی و مواد خام بازار کنترل دارد و هم تفوق سیاسی و نظامی یکجانبه ای دارد. این ابرقدرت، از پیدایش یک قدرت رقیب جلوگیری می کند و سایر بازیگرانی را که سعی می کنند با این نظم تحمیل شده، مخالفت کنند، تحت کنترل و ضابطه در می آورد. بر همین اساس قدرت هژمون می کوشد به نهادسازی و ایجاد رژیم های بین المللی روی آورد تا با اعمال یک نظم تحمیلی در عرصه جهانی، سایر بازیگران را نیز در جهت همگرایی با ارزش ها و چارچوب های موجود و مشروع دانستن آن ها سوق دهد. نتیجه قابل استنباط این است که هر بازیگری که در چارچوب ارزش ها و سازوکارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی بین المللی حرکت نکند تحت فشار قدرت برتر و سایر بازیگران همراستا با منافع ابر قدرت قرار می گیرد و سعی می کنند بازیگر ناهماهنگ را امنیتی کرده و فضای همکاری با او را نا امن کند.
,نتیجه این مقدمه این است که عرصه روابط بین الملل در حال حاضر، تحت تسلط یک پارادایم غالب قرار دارد که اصول آن، به طور اجمالی ذکر شد. قدرت هژمون و برتر هم آمریکاست که در چارچوب پارادایم مزبور، با سایر کشورها با شرط عدم به چالش کشیدن رهبری آمریکا و بر هم زدن توازن قوا همکاری کرده و تعاریف و مفاهیم خود را برای همکاری به سایر کشورها تحمیل می کند. به نظر حقیر، همکاری در چارچوب نهاد FATF را با چارچوب نظری که در بالا ارائه شد، باید تحلیل نمود.
,

, FATF ازجمله سازمان های مالی همکاری است که برای مبارزه با پولشویی بوجود آمده است و بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، مقابله با تامین مالی گروه های تروریستی و تامین هزینه های لازم را برای سلاح های کشتار جمعی در دستور کار خود قرار داده است و مواد و بندهای موسوم به (SR (Speciala Recommendation را برای این هدف در برنامه های خود قرار دادند.
,این نهاد موظف است استانداردهایی را اعمال کند تا تضمین کند ریسک پولشویی، تامین مالی گروه های تروریستی و تامین مالی سلاح های کشتار جمعی به حد اطمینان بخشی کاهش پیدا کرده است. در نتیجه این نهاد بین المللی، باید مشخص کند کدام کشورها صلاحیت همکاری تجاری و سرمایه گذاری خارجی و در کل صلاحیت گشایش های اقتصادی بانکی و مالی را دارد. در همین قسمت است که ما باید به چارچوب تعاریف و مفاهیمی تن دهیم که تحت نظر این نهاد پردازش شده است. در نتیجه باید تعریف و مصادیق مفاهیم مورد نظر آن ها را مثل تروریسم و فعالیت های غیر صلح آمیز، پذیرفت، پس باید به برنامه ها و الزامات آن ها تن داد.
,به عنوان مثال بعضی بندها در این برنامه وجود دارد که به محض پذیرش آن ها باید فعالیت های برون مرزی خود را به نحو چشمگیری دگرگون کرد و حتی بعضی نهادهای داخلی مرتبط با این فعالیت ها را نیز محدود و محکوم کرد(+). مثلا مواد ۴ و ۵ برنامه FATF، می گوید باید اموال مرتبط با اقدامات تروریستی مصادره و توقیف شده و هرگونه همکاری مالی برای تامین مالی آن ها در داخل کشور جرم محسوب شود. علاوه بر این بر اساس برخی دیگر از مواد FATF، کشورهای همکاری کننده باید به منظور شفافیت و راستی آزمایی، برخی از اطلاعات مربوط به تراکنش مالی و اطلاعات مصرف کنندگان و مشتریان رادر اختیار FATF قرار دهند.
, +,آیا ایران و غرب به تعریف مشترکی از تروریسم رسیده اند؟!
, آیا ایران و غرب به تعریف مشترکی از تروریسم رسیده اند؟!,حال اگر ایران را به عنوان یک کشور همکاری کننده با FATF در نظر بگیریم، چند مسئله مهم قابل طرح است. یک مسئله مهم این است که آیا ایران و نهاد FATF به تعریف مشترکی از تروریسم رسیده اند؟ وقتی آمریکا و متحدان غربی آن گروه هایی مثل حزب الله، انصارالله، جهاد اسلامی و حماس و نهادهایی مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سپاه قدس را جزوء سازمان ها و گروه های تروریستی می دانند و از طرفی کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان که خود حامیان اصلی گروه های تروریستی هستند و در جبهه مقدم مقابله با خط مقاومت قرار دارند، از اعضای اصلی و فعال FATF، محسوب می شوند، باید مشخص شود همکاری با FATF قرار است در چه قالبی صورت گیرد که منافع ملی و منطقه ای ایران حفظ شود؟!
,مسئله مهم دیگر این است که دسترسی به اطلاعات بانکی و مالی ایران، دو مشکل اساسی برای کشور بوجود می آورد. اول اینکه برای افراد و نهادهای نظامی و تامین کنندگان گروه های مقاومت تهدیدات و مخاطرات امنیتی زیادی به همراه دارد و از طرفی دیگر بدون در نظر داشتن تامین مالی گروه های مقاومت، باید اطلاعات زیادی از تراکنش های مالی و بانکی بخش های مختلف تولید و صنعت کشور خود در راستای شفاف سازی و اعتمادسازی به کشورهای عضو FATF و در راس آن ها آمریکا داد که مشکلات متعدد امنیت ملی و حتی امنیت و ضربه پذیری اقتصادی را بوجود می آورد. دوما این سازوکار شفافیت مالی و بانکی ایران را وا می دارد تا در نظام مالی جهانی وارد شده و به طور خودکار از نظر اقتصادی تحت کنترل آمریکا در آمده و به نوعی اسیر آمریکا می شود.
,باید بگوییم برجام هسته ای و FATF مجموعه ای از فرآیندهایی هستند که هدف آن ها کاهش نقش ایران در محور مقاومت و از بین بردن محور استراتژیک مقاومت منطقه ای ست. به عبارتی دیگر، این دو، قطعات پازلی را تشکیل می دهند که تصویر نهایی این پازل هضم ایران در نظام سلطه بین المللی تحت قدرت هژمونیک آمریکاست که از فشار و تحریم اقتصادی شروع شده تا منجر به ایدئولوژی زدایی ار رفتار ایران گردد. در نهایت با تبدیل ایران به یک عضو نرمال و عادی همسو با منافع آمریکا در عرصه بین الملل، تغییر محتوایی رژیم در ایران میسر شود.
]
ارسال دیدگاه