پذیرش بی برنامه دانشگاه ها و صف بلند فارغ التحصیلان بیکار

پذیرش بی برنامه دانشگاه ها و صف بلند فارغ التحصیلان بیکار
سال‌هاست ماییم و فارغ التحصیلان بیکار و دانشگاه‌هایی که به تولید علم و تخصص کمک نمی‌کنند، مشکل کار کجاست؟ آیا با اختصاص اعتبار می‌توان از تعداد جمعیت بیکاران فارغ‌التحصیل کاست؟ چرا برنامه‌ای جامع و کامل در این باره وجود ندارد؛ بالاخره دانشگاه‌ها یار شده‌اند یا بار؟ وظیفه کیست که فکری برای بیکاری بکند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُرددانش؛ ورود به دانشگاه و تحصیل در رشته های اسم و رسم دار آرزوی هر جوانی است اما تحصیلا ت عالیه فقط یک سوی قضیه است و فاجعه از زمانی آغاز می شود که روزهای خوش دانشجویی با تمام دغدغه ها و خاطراتش به پایان می رسد و نوبت آن می شود که جوان فارغ التحصیل به اطرافیانش ثابت کند که «یک من ماست چقدر کره دارد؟» اینجاست که بازار آشفته کار، کلاف درهم پیچیده ای می شود که سر و تهش ناپیداست.

خیلی وقت است که آمارها خبرهای خوشی برای ما ندارند. نرخ‌های مختلفی که چه در سرشماری‌ها و چه در پروژه‌های تحقیقاتی سازمان‌ها اعلام می‌شوند اغلب یک هشدارند,آمار تحصیلکرده‌ها از معدود عددهایی است که هنوز با افزایش خود - که می‌تواند نشان از افزایش سواد و آگاهی مردم داشته باشد - امیدوار‌کننده است. اما تحصیلات هم وقتی در کنار یک کلمه دیگر مثل بیکاری قرار می‌گیرد همه چیز را عوض می‌کند. تحصیلکرده‌های بیکار و خبرهایی که اخیرا درباره آنها زیاد صحبت می‌شود.

کم نیست تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی که با مدارک تحصیلی فوق لیسانس و دکترا به دلیل نبودن بازار کار مناسب جزو جمعیت بیکاران به حساب می‌آیند واغلب ما در اطراف خود با چنین افرادی مواجه هستیم،‌ گروهی که با جست‌وجوی بسیار هنوز موفق به یافتن کار نشده‌اند یا بالاجبار شغلی بی‌ارتباط با رشته تحصیلی خود را انتخاب کرده‌اند.

مشکل اصلی ما دانشگاه هاست، دانشگاه‌هایی که فقط به پذیرش دانشجو می‌پردازند ولی تخصص و علمی را به جویندگان دانش نمی‌آموزند, با این وجود همچنان پذیرش دانشجو به صورت گسترده صورت می‌پذیرد و بازار کار هم توان و ظرفیت استفاده از این همه فارغ التحصیل جویای کار را ندارد، البته فارغ التحصیلانی که اغلب فاقد مهارت و تخصص لازم هستند.


دانشگاه ذائقه فارغ التحصیلان ما را تغییر داده و آنها به علت داشتن مدارک تحصیلی، کارشناسی و کارشناسی ارشد به کمتر از پشت میزنشینی رضایت نمی‌دهند، هرچند که باید این نکته را هم اضافه کرد که طی سالیان قبل وقتی تب رفتن به دانشگاه داغ شد، خانواده‌ها به همراه فرزندانشان چنین نگرشی داشتند و تصور می‌کردند دانشگاه کعبه آمال است و اگر کسی به آن وارد شود، می‌تواند شغلی پشت میزی برای خود دست و پا کند اما در شرایط فعلی تیر بسیاری از فارغ التحصیلان به سنگ خورده است به همین علت باید راهکاری اتخاذ کرد و میان رشته‌ها و بازار کار یک ارتباط منطقی و دو سویه برقرار کرد.

دانشگاه ها سالیان متمادی است که با ایجاد رشته های گوناگون مرتبط و بدون ارتباط با بازار کار کشور در حال تشویق جوانان به ورود به عرصه های تحصیلی هستند بی آنکه لازم بدانند پژوهشی کاربردی انجام دهند تا مشخص شود آیا واقعا امروز تحصیلات آکادمیک توان رفع نیازهای بازار کار کشور را دارد و یا خیر؟ همچنین این پرسش باید جواب داده شود که تا چه زمانی لازم است دانشگاه ها در تمامی رشته ها دانشجو تربیت و به صف بیکاران اضافه کنند، بدون اینکه لحظه ای برای کار آنها فکری شده باشد؟

به عقیده کارشناسان، نگاه کسب درآمد دانشگاه ها از پذیرش دانشجو و فرار از پذیرش هرگونه مسئولیت درباره اشتغال و پس از تحصیلات دانشگاهی افراد باعث شده تا امروز حدود هزاران نفر از خروجی دانشگاه ها تجربه تلخ بیکاری را بچشند.

امروزه بازار کار و اشتغال با سیل عظیمی از فارغ التحصیلان دانشگاهی روبروست؛کسانیکه صرفا برای دریافت مدرک تحصیلی به امید استخدام در بخش دولتی وارد دانشگاه شده و هیچ توجهی به نیاز بازار کار نداشته اند.اکنون با آمار بالای تحصیلکرده های دانشگاهی ،موج بیکاری و عدم نیاز بازار کار در رشته های مختلف دانشگاهی بوجود آمده است.

بیشتر دانشجویان نه به‌ دلیل علاقه و نه برای به‌کارگیری مهارت‌ها و توانایی‌های‌شان بلکه به‌خاطر داشتن مدرکی که درنهایت بتوانند شغلی برای خود دست‌وپا کنند، به دانشگاه می‌روند. هرچند در این مسیر هم چندان توفیقی نداشته‌اند اما رشد دانشگاه‌های بی‌کیفیت که تنها وظیفه صدور مدرک را برعهده دارند، روند بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را تشدید کرده است. نتیجه این نگرش بالا رفتن آمار فارغ‌التحصیلانی است که در رشته تحصیلی خود هیچ مهارت و تخصصی نداشته و جذب آنها به بازار کار نتیجه‌ای جز بالا بردن نیروی کار بی‌کیفیت و کم‌تجربه در جامعه ندارد. دانشجویانی هم که با علاقه و با درنظر گرفتن مهارت‌های‌شان رشته‌ای را برای تحصیل انتخاب کرده‌اند، درنهایت پس از فراغت از تحصیل مجبور می‌شوند برای تامین مخارج خود به سمت شغلی بروند که نه با رشته آنها مرتبط است و نه با مهارت آنها.

 رشد شتابان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در اقصی نقاط کشور، فقدان اعضای هیئت‌علمی توانا و متخصص و پذیرش دانشجو در سطوح گسترده موجب انباشت فارغ‌التحصیلان ناکارآمد و بیکاری شده است که تصور می‌کنند با اخذ مدارج علمی بالاتر امکان و شانس دستیابی به مشاغل بهتر را دارند, این در حالی است که رشد و افزایش بی‌رویه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان میزان توقعات و خواسته‌های بخش قابل‌توجهی از جوانان نسبت به کیفیت اشتغال را بالا برده است.


سالیانه هزاران نفر دانشجوی فارغ‌التحصیل یا در حال تحصیل در مقطع کارشناسی، خود را برای رقابتی سنگین و نفس‌گیر برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد آماده می‌کنند و بخت خود را در این ماراتن علمی به آزمون می‌گذارند؛ اما آیا همه آن‌ها توجیه کافی برای ورود به این مقطع دارند؟


جذب دانشجو در دانشگاه های مختلف کشور کاملا بی برنامه است و دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی برای جذب دانشجو به رقابت می پردازند و در واقع این حوزه به بازاری پر رونق تبدیل گردیده و افراد بسیاری با اعطای مدرک صرف بدون توجه به فلسفه و اهداف دانشگاه، دانشجو جذب می کنند.

میزان بیکاری افراد تحصیلکرده، حداقل دو برابر میزان بیکاری عمومی جامعه ایرانی است. آماری که در پایان هر ترم تحصیلی بر ارقام آن افزوده می‌‌شود، رقم‌هایی که به دست‌اندرکاران هشدار می‌‌دهد که در عین بالا بردن ظرفیت دانشگاه‌ها، تدبیری نیز برای افزایش فرصت‌های شغلی بیندیشند.

به نظر می رسد که علاوه بر تدبیر جدی متولیان، دانشگاهها نیز باید بیش از پیش برنامه ریزی های خود را در جهت انطباق رشته های تحصیلی دانشجویان با بازار کار سوق دهند تا دانشجویان پس از فراغت از تحصیل در هفت خوان یافتن شغل های غیرمرتبط با رشته تحصیلی خود گرفتار نشوند.

بیکاری کابوس فارغ‌التحصیلان دانشگاههای کشور است. متأسفانه این جمله به‌هیچ‌عنوان خارج از چارچوب حقایق موجو نبوده و استنادات محکمی برای اثبات آن وجود دارد اما با این حال دورنمای امیدبخشی برای حل معضل اشتغال فارغ‌التحصیلان بیکار وجود ندارد و هیچ برنامه مشخصی برای بهبود وضعیت موجود ارایه نشده است. همه این موارد در حالی رخ می‌دهد که بعد از سه سال از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید هر گز تدبیری برای امیدوار کردن فارغ‌التحصیلان بیکار ارایه نشده است.


افزایش خزنده آمار فارغ‌التحصیلان بیکار در حالی خودنمایی در عرصه سایر آمارهای ناامیدکننده را آغاز کرده است که مشخص نیست کدام تدبیر قرار است جلوی این سیل را بگیرد. پرسش اینجاست که آیا دولت موسوم به «تدبیروامید»، کدام تدبیر را برای بهبود آمار بالای بیکاری در پیش گرفته است؟

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُرددانش,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/م
 

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه