داستان نامگذاری شهید توکل به “رادار” از زبان سردار صبور
شهید قلاوند کسی بود که موقعی که وارد شیار می شد می رفت تا به سنگر عراقی ها می رسید، هر راهی را یک بار می رفت یاد می گرفت، هوش بسیار بالایی داشت، بسیار بالا، تیزبین بود، با اخلاص او کاری نداریم که چقدر با اخلاص و کم توقع بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از اندیمشک جوان: سردار محمد علی صبور از فرماندهان دوران دفاع مقدس و رئیس کنونی فدراسیون سه گانه در گفتگو با خبر نگار اندیمشک جوان به بیان خاطراتی در رابطه با شهید توکل قلاوند پرداخت که در ادامه می خوانید
, شبکه اطلاع رسانی دانا,سردار صبور گفت:اسم شهید قلاوند را رادار گذاشته بودیم و علتی هم داشت، شناسایی که می رفتیم مناطق هم اش کوهستانی بود، به نحوی که اگر من خودم می رفتم بعد از 100 متر گم می شدم ، شیارهای مختلف،داخل بعضی از آنها موقعی که می رفتی تا سر خط می رسیدی، اما بعضی دیگر بعد از کمی به یک سه راهی می رسیدی و دوباره باز هم شیار های مختلفی سر راه می آمد، شهید قلاوند کسی بود که موقعی که وارد شیار می شد می رفت تا به سنگر عراقی ها می رسید، هر راهی را یک بار می رفت یاد می گرفت، هوش بسیار بالایی داشت، بسیار بالا، تیزبین بود، با اخلاص او کاری نداریم که چقدر با اخلاص و کم توقع بود.
,



, وی در ادامه افزود: عملیات ردیاب صوتی ، حدود یکماهی از جنگ شروع شده بود، یک عراقی پناهنده شده بود، به گفته خودش 48 ساعت سرگردان شده بود و به نظر بچه مسلمان می آمد که سردار رشید هم اطلاعات را ازش گرفت، متوجه شدیم که جایی که خدمت کرده در دشت عباس بوده، در خانه یک نفر تعدادی عراقی مستقر شده و حدود 40 نفر از مهندسان عراقی در آنجا مستقر شده اند و ما یک دستگاه صوتی در آنجا داریم، که از انگلیس خریداری شده است و تشخیص می داد که توپخانه ما کجاست؟ چقدر فاصله دارد و خمپاره های ما کجاست و چقدر فاصله دارند.
,سردار صبور گفت: در ادامه قرار شد که من و سردار رشید و شهید توکل بهمراه اسیر عراقی برای شناسایی برویم، بعد از حدود 8 ساعت پیاده روی به حدود 10 متری دشمن رسیدیم، و بعد از شناسایی محل برگشتیم، پس از برگشت یردار رشید برای انجام عملیات بچه هار ا توجیه می کرد، ( در نظر بگیرید 8 ساعت رفت، 8 ساعت برگشت، دوباره بعد از توجیه 8 ساعت رفت و برگشت) و تمام این مسیر ها را شهید توکل راهنمایی ما بود در اصل بلد چی بود کس دیگری را نداشتیم، هوش عجیبی داشت و بر اساس همین ویژگی ها شهید حسن باقری او را خیلی دوست داشت.
,وی تصریح کرد: موقعی که شهید باقری به جبهه جنوب و منطقه می آمد یکی از کسانی بود که به توجیه آنها نسبت به منطقه می پرداخت، یکی از مظلومیت های شهید توکل قلاوند ناشناخته ماندن وی است، اگر شهید توکل به شهادت نمی رسید یقیناً جایگاه بالایی در کل سپاه پیدا می کرد، آدم بسیار مسلطی بود.
,این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: خاطرات زیادی از شهید توکل دارم، زمانی که ارتفاعات بلتا را از عراق گرفتیم و مشرف شدیم به منطقه، نقش اساسی را شهید توکل داشت درست است که من فرمانده عملیات بودم اما اطلاعات عملیات من شهید توکل بود، و بعد از این که پنجمین پاتک را هم عراق زد من و شهید توکل برای اینکه مسیر حمله عراقی ها را پیدا کنیم و برای آنها کمین بزنیم، موقعی که وارد شیارها می شدیم من از شهید توکل می پرسیدم که درست می رویم و او سر را پائین می انداخت و می رفت و می گفت: توی فکر نباشد و بیا، این بود که از آن زمان به او لقب "رادار" داده بودیم، یک آدم بسیار توانمندی بود و قسمتش بود که با شهید حسن باقری به شهادت برسد.
,

, سردار محمد علی صبور از فرماندهان دوران دفاع مقدس
]
ارسال دیدگاه