یادداشت/

طعم تلخ فقر مالی در مقابل فیش‌های کثیف مدیران بی‌کفایت

طعم تلخ فقر مالی در مقابل فیش‌های کثیف مدیران بی‌کفایت
با آشکار شدن هر فیش حقوقی کثیف از مدیران نالایق و بی‌کفایت، داغ مردم روز به روز تازه‌تر می‌شود و جامعه بیشتر طعم تلخ فقر مالی را در خانواده احساس می‌کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ این روزها در مراسم و حتی در مهمانی‌ها که حاضر می‌شوی مردم موضوعات عجیبی را دنبال می‌کنند که بسیار هم بحث برانگیز است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

حقوق نجومی باعث بحث‌های داغ و در میان مردم و محافلشان شده است.

,

هر که را می‌ببینی و با او به صحبت می‌نشینی، به نوعی حرف از این حقوق‌ها که تازه تازه از میان فیش‌های حقوقی مدیران ادارات بیرون آمده می‌زنند.

,

و آخر صحبت‎شان را با این دو سوال تمام می‌شود: اینکه «چرا باید اینطور باشد؟» و «سهم ما از این حقوق‌ها کجا بوده که ما اینقدر عقب مانده‌ایم؟».

,

در این میان بعضی دولت را مقصر می‌دانند !؛ بعضی معتقدند روزگار نامرد شده!؛ برخی می‌گویند: زمانه به بد بخت بیچاره‌ها روی خوش نشان نمی‌دهد!

,

حرف، پشت حرف سوال، پشت سوال که البته تا به حالا به لطف زیاده‌خواهی‌های مسئولان و مدیران نالایق  تمامی حرف‌ها و سوال‌ها بی‌جواب مانده اند.

,

از میان دانشجویانی که با هزار امید و آرزو از شهر خود کوچ می‌کنند و به غربت می‌روند تا تحصیل کنند و با دست پر افتخار خانواده شوند، گذری کردیم که باز بحث تلخ حقوق‌های کثیف لابه لای صحبت‌هاشان شنیده می‌شد و عده ای میترسیدند که نکند بعد از این همه سختی و درس خواندن جایی بند نشوند و اینان که حقوق‌های نجومی را پیش کشیده اند گندی بدتر بزنند به ادارات.

,

شهر کوچک اسدآباد که بیکاری و فقر در آن بیداد میکند جوانانش تنها بدلیل نبود شغل حتی با حقوقو کم مجبورند به شهر های دیگر کوچ کنند و یا شغل پراز خطر رانندگی را به دست بگیرند.

,

مردی که جانش را کف دستش گرفته و سوار بر کامیون دل به جاده میزند و جوانی اش را در این کار طاقت فرسا و پر زحمت میگذارد انتظار دارد  اما دریغا که خواسته اش برآورده نمیشود که هیچ بلکه بعد از چندین سال خفت  اندک مستمری را از دولت دریافت میکند که هزینه ی دوا و درمان خودش به تنهایی نیست چه برسد به اهل و عیالش

,

نکته قابل توجه اینجاست که اگر اعتراضی هم که داشته باشد به گوش هیچ مسئول زیر ربطی نمی‌رسد.

,

شهری که اصلی ترین دلیل طلاق در آن فقر و بیکاری جوانانش است چرا باید در منجلاب بی کفایتی  مدیران  لجن خوار غرق شود و در مقابل صفرهای فیش حقوقی همین مدیران سر از ناکجا آباد در بیاورد؟

,

  به تعبیری می‌توان گفت این‌گونه حقوق‌ها کثیف و نجس هستند چرا که حتما" در این میان حقی ناحق شده  و پول افراد یتیم و چه بسا ساده لوح را بالا کشیده و می‌خوردند و در آخر آبی هم سر می‌کشند که مبادا در گلوی مبارک‌شان  گیر کند.

,

از کدام درد جامعه ام بگویم؟ از پدری که از خانوده اش شرم می‌کند و سر بالا نمی آورد؛ از مادری که کنیزی می‌کند و سنگ دستشویی  همینانی که پولدار جامعه شناخته می‌شوند را می‌سابد تا چندرغازی به او بدهند و افسوس که غافل است از اینکه همانان کشوری را بی‌نابودی می‌کشند؛ از جوانی که تمام آرزوهایش بخاطر نداشتن شغل و درآمد بر باد می‌رود و...

,

تا به کجا ادامه بدهم دردهایی که منشا و مبداش فقر مالی است؛ همان فقر مالی که منجر به عقب ماندگی‌های مملکت شده و آن را فقر فرهنگی بیان می‌کنند.

,

این فقر تنها فقر مالی است که با بی‌مسئولیتی عده ای به فقر فرهنگی تعبیر می‌شود!

,

مدیران نالایق و مفت‌خوری که پشت میز می‌نشینند و حقوق کثیف و میلیونی را به جیب می‌زنند باعث شده اند که فرصت طلبان این اجازه را به خود بدهند و بگویند اسلام اینگونه است  که شما آن را نشان می‌دهید.

,

 مگر اسلام نمی‌گوید دین و سیاست با هم است؟ پس کجای قانون نوشته شده مردم از پشت دریچه شیشه ای کوچک خواسته خود را به کارمندان اداره منتقل کنند و اما مدیرانی این چنین بی‌مسئولیت پا روی پا انداخته و زیر باد کولر در این گرمای تا بسان حقوق‌های هنگفتی را بالا بکشند؟

,

در این چنین دولتی که دم از حق الناس می‌زند ، باشند کسانی که بدون هیچ زحمتی ارزش‌ها ی مملکتی را چوب حراج بزنند تا به خواسته  و منفعت خود برسند؛ کجای این‌ها انصاف است؟

,

یادداشتی از سارا نظری

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه