در گفتگو با فوق لیسانس معتاد مطرح شد:
هرچیزی ارزش یک بار امتحان را ندارد/مبارزه با اعتیاد نیازمند آموزش در همه سنین
همیشه معتاد و مواد مخدر نباید ذهن جوانان را به طرف فرد معتادی بیندازد که از زیادی مصرف و یا عدم مصرف مواد در جوی خیابان افتاده و یا همه وسایل زندگی اش را فروخته هرچند ادامه مصرف مواد به آنجا نیز ختم می شود اما ممکن همان افراد شیک و مرتبی که از کنارمان رد می شوند نیز معتاد باشند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری آشخانه ؛ اعتیاد ؛افیونی که بعضی دچار آن می شوند و این روزها نوع صنعتی و خطرناک آن در حال گسترش در هر قشر و هر درآمدی است.افراد تحصیلکرده که تا چندین سال پیش تصور می کردند هیچ گاه در این دام نمی افتند نیز مغلوب این مواد می شوند .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , پایگاه خبری آشخانه, پایگاه خبری آشخانه, پایگاه خبری آشخانه, ؛ اعتیاد ؛افیونی که بعضی دچار آن می شوند و این روزها نوع صنعتی و خطرناک آن در حال گسترش در هر قشر و هر درآمدی است.افراد تحصیلکرده که تا چندین سال پیش تصور می کردند هیچ گاه در این دام نمی افتند نیز مغلوب این مواد می شوند .,
در این گفتگو پای صحبت های جوانی نشستیم که این مواد را ترک کرده اند.
,
خودتان را معرفی کنید؟
, خودتان را معرفی کنید؟,
مسعود هستم.
,
چند ساله؟
, چند ساله؟,
32
,
تحصیلات دانشگاهی هم دارید؟
, تحصیلات دانشگاهی هم دارید؟,
بله ، فوق لیسانس مدیرت صنعتی
,
وضعیت مالی شما قبل از اعتیاد چگونه بود؟
, وضعیت مالی شما قبل از اعتیاد چگونه بود؟,
در یک خانواده معمولی به دنیا آمدم و بزرگ شدم و مشکلات مالی بزرگی نداشتیم و به طور کلی وضعیت مالی متوسطی داشتیم.
,
اولین بار کجا با مواد مخدر آشنا شدید؟
, اولین بار کجا با مواد مخدر آشنا شدید؟,
قبلا اسم برخی از مواد مخدر رو شنیده بودم و در مدرسه هم عکس برخی از این مواد رو در هفته مبارزه با مواد مخدر به صورت پوستر نصب می کردند دیدم . اون زمان برای شوخی وخنده با دوستان نگاه می کردیم.
,
اولین بار کی از نزدیک مواد مخدر رو دیدی؟
, اولین بار کی از نزدیک مواد مخدر رو دیدی؟,
اولین بار دوران دانشجویی بود و هم اتاقی ام مصرف می کرد البته کاملا اتفاقی دیدم .آدم معمولی بود همیشه فکر می کردم کسانی که مواد مصرف می کنند مثل فیلم ها یا تو خماری اند یا به فکر فروش وسایل که مواد بخرن ولی دوستم اینطوری نبود.دانشجویی درسخوان و زرنگ بود وکسی باورش نمی شد که مواد مصرف میکند .میگفت چون مشکلات خانوادگی دارد مصرف میکند تا آروم شود.
,
اولین آشنایی با یک معتاد چیزی نبود که تابحال به شما گفته بودن و شنیده بودید درسته؟
, اولین آشنایی با یک معتاد چیزی نبود که تابحال به شما گفته بودن و شنیده بودید درسته؟,
درسته ، البته معتادای دیگه ای رو هم تو خیابون دیده بودم اما با دوستم چند ماه زندگی کرده بودم. حمید دوستم یک معتاد به قول خودمان شیک ومرتب بود .البته بعدش که فکر کردم یادم امد که بعضی روزها بی حوصله ، عصبی و یا خیلی شاد و شنگول بود و ما به حساب چیز دیگری میذاشتیم.
,
بعد از اینکه دید دوستتان معتاد است عکس العمل شما چه بود؟
, بعد از اینکه دید دوستتان معتاد است عکس العمل شما چه بود؟,
فقط تعجب کردم.البته بارها به او گفتم مصرف نکند اما گفتن من چند بار اول با اطمینان بود اما جواب های او کم کم مرا به مصرف وسوسه میکرد و می گفت برای یادگیری بهتر درس ها ،فراموشی مشکلات ،داشتن حس سرخوشی و سرحالی وکذراندن اوقات مصرف می کند.
,
چی شد که شما به این سمت رفتید؟
, چی شد که شما به این سمت رفتید؟,
اوایلش فقط کنجکاوی بود و بعد کم کم دیدم وابسته شدم .البته اون وقت من دانشجوی کارشناسی ارشد بودم وشاید خیلی ها فکر کنند بچه نبودم که کنجاو باشم .اما همیشه حس کنجکاوی و این که حالا یک بار تست کنم کسی که با یک بار مصرف معتاد نمیشود.مصرف کردم . اولش حس گیجی داشتم .دوستم گفت چند بار مصرف کنی این گیجی برطرف می شود و بهتر میشوی .منم ادامه دادم و در بد دامی گیر کردم.
,
تا کجا مصرف مواد را ادامه دادید؟
, تا کجا مصرف مواد را ادامه دادید؟,
اوایلش منم کاملا تمیز و مرتب مواد مصرف می کردم یعنی کسی متوجه نمی شد معتادم .اما کم کم این وابستگی داشت اذیتم می کرد اما همچنان دوست داشتم ادامه بدهم . البته هم اتاقی دیگه من اکبر هم همزمان با من شروع به مصرف کرد اما بعد از دو ماه مصرف خسته شد و کنار گذاشت اراده خیلی خوبی داشت به طور کلی اکبر زود مصرف کرد و زودهم ترک کرد .به منم اصرار میکرد که ترک کنم اما گوشم بدهکار نبود چون واقعا از مصرف مواد لذت می بردم.
,
مصرف من ادامه پیدا کرد وهر روز مصرفم بیشتر می شد ودیر به دیر خونه میرفتنم یا زنگ میزدم البته من شهرستان دانشجو بودم و از خانواده دور بودم .شش ماه از مصرف مواد می گذشت که دوستم اکبر به برادرم زنگ زده میزند و میگوید من معتاد شدم و برادرم که 3 سال از من بزرگتر است به دانشگاه آمد تا مرا ببیند . اولش منکر اعتیاد شدم اما برادرم پیگیر بود و کلی بامن صحبت کرد تا گفتم معتاد هستم و شرایط جسمی و روحی من نشان از معتاد بودنم داشت اما برادرم میخواست تا خودم حرف بزنم و همه چیز را بگویم.
,
چگونه ترک کردید ؟
, چگونه ترک کردید ؟,
اصرار و صبر برادرم باعث شد تا حقایق را بگویم مدتی گذشت و بعدش کمپ بستری شدم و برادرم و فضای انجا خیلی کمکم کرد تا ترک کنم.و الان 6 سالی میشود که ترک کرده ام و دیگر سراغ کنجکاوی احمقانه ام نمیرم.
,
من بازگشت دوباره ام رو مدیون دوستم اکبر و برادر همیشه همراهم هستم. وخانواده خوب می تواند همیشه همراه باشد از قضیه معتادی من کسی متوجه نشد فقط من خودم و برادرم. و حالا خودم خواستم با شما صحبت کنم.
,
در طی دوران مصرف مواد مخدر چه چیزهایی را از دست دادید؟
, در طی دوران مصرف مواد مخدر چه چیزهایی را از دست دادید؟,
مهمتر از هرچیز اعتمادی همیشگی برادرم.درست است که برادرم به من لطف کرد و کمکم کرد و الان در شرکتش کار می کنم اما همیشه انتهای ذهنش من یک روزگاری معتاد بودم و این بیش از هرچیز مرا ناراحت می کند هرچند می دانم برادرم هیچگاه با دید یک معتاد ترک کرده به من نگاه نمی کند. وبعد از آن روزگار خوبی که با فکر و ذهن مواد گذشت در حالی که می توانست با فکر بیشتر به درس بگذرد و من یک سال از زندگیم را از دست دادم و درجا زدم .
,
صحبت پایانی؟
, صحبت پایانی؟,
همیشه معتاد و مواد مخدر نباید ذهن جوانان را به طرف فرد معتادی بیندازد که از زیادی مصرف و یا عدم مصرف مواد در جوی خیابان افتاده و یا همه وسایل زندگی اش را فروخته هرچند ادامه مصرف مواد به آنجا نیز ختم می شوداما ممکن همان افراد شیک و مرتبی که از کنارمان رد می شوند نیز معتاد باشند. اما والدین و فرزندان باید هوشیار باشند و بدانند هر چیزی ارزش یک بار امتحان را ندارد و گاه یک بار امتحان برابر با از دست دادن زندگی و همه چیز شود.و اینکه مبارزه بااعتیاد نیازمند آموزش جدی است و ساخت فیلم ها و برنامه ها یی که در برخورد با انواع مختلف معتادین شکل می گیرد.
,
انتهای خبر/ص
,
ارسال دیدگاه