یادداشت
کلید قفل بیکاری جوانان سروآبادی در دستان کیست؟
سروآباد شهری پاک و عاری از بسیاری از آسیب های اجتماعی اما پر از بیکار در اینجا بیکاری بیداد میکند و جوانان این دیار از شدت بیکاری از دولت و سرمایه گذاران درخواست سرمایه گذاری و ایجاد شغل پایدار دارند .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اورامانات، سروآباد شهری پاک و عاری از تکدی گری و دزدی اما پر از بیکار در اینجا بیکاری بیداد میکند و جوانان این دیار از شدت بیکاری از دولت و سرمایه گذاران درخواست سرمایه گذاری و ایجاد شغل پایدار دارند .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اورامانات,,
هربار دلم میخواهد از زیبایی های شهرم برایتان بگویم و گفته هایم را با،غم آغاز نکنم اما افسوس...
,ای کاش می شد به جای گلایه از سربلندی کوسالان، خروشانی سیروان، سرسبزی سروآباد، افتخارات دیارم ، خون گرمی و مهمان نوازی این مردم، از شهیدپروری و انقلابمداری این سرزمین دلپاک برایتان بگوییم و می نوشتم که مهد عرفان وفرهنگ است و سرچشمه ی تمدن. اما ...
,,
میخواهم بار دیگر قلم را به دست بگیرم و از زخم های کهنه ی تن این شهر برایتان بنویسم زخمی که جوانان این شهر و روستاهای اطرافش بیشتر از جوانان دیگری ازآن رنج میبرند.می نویسم تا شاید دلنوشته هایم مرهم وداروی مسکنی باشد برای این زخمهای عمیق و دستمالی باشد برای پاک کردن اشک های ندیده شده ی چشم دلهایی که هرروز به یاد رفع مشکلات این دیار می تپد.
,,
«بیکاری» واژه ای نام آشنا در ذهن همه، تیتر تمامی اخبار است و شعر امروزه ی شاعران و اسم کتابی برای نویسندگانی بیکار.آری !بیکاری!سوژه ای مناسب برای هنرمندان و فیلم سازان جهان.
,,
پیش از آنکه درمورد بیکاری جوانان سروآباد(بخصوص قشر خلاق وتواناوتحصیل کرده)سخن به عرصه بیاورم میخواهم تعریفی از فرد بیکار و پیامدهای بیکاری را در ذهن داشته باشیم:
,,
بیکار: افرادی که توانایی انجام کاری را داشته باشند ولی شغل و کار مناسبی را نداشته باشد(یعنی خردسالان و کهن سالان افراد بیکار محسوب نمی شوند.)
,پیامدهای بیکاری: علاوه بر پیامدهای مادی و معنوی ،بیکاری تعادل جامعه را بهم زده و باعث ایجاد بحرانهای اجتماعی،اقتصادی،روانی،سیاسی و...میشود(باعث پیدایش فقر،اعتیاد،بالارفتن سن ازدواجافزایش طلاق،کاهش نشاط اجتماعی،افسردگی جوانان،احساس بی ارزشی،عقب ماندگی کشور، خودکشی ،روی آوردن به گروهکهای سیاسی و اشرارو...ودرکل عامل اصلی برای بزهکاری محسوب میشود.
,داشتن امنیت شغلی حقی است برای هر جوانی و حتی در قوانین اسلامی تاکید زیادی بر نقشکار وداشتن شغل مناسب داشته و در قوانین اساسی هر کشوری از آن به عنوان مهمترین بحث نامبرده شده است.ولی الان دغدغه ی اصلی ما برای شهر خود:سروآباد است ،که گرفتار این پیامدها شده است
,,
سروآباد شهری که فقط نام مرزی بودن را یدک میکشد ولی سهم جوانانش از مرز فقط راهی برای فرار مغزهایشان، قاچاق فروشی و کوله ای سنگینی بر دوشهای خسته است و رفتن بر روی مین های پنهان شده و پاکسازی نشده و جا مانده ی رژیم بعث و سوختن با گازهای تاول زای شیمیایی ودود شدن با تانکرهای نفت کش، آواره در جاده ها و گم شدن در غبارهای صحراهای اطراف مرز است و خوردن سیلی های دستهای ناشناس و نگاه کردن دودی غلیظ وکشیدن نفسی عمیق و پر ازغم.
,,
درآمد این مرزها به جیب عده ای انگشت شمار سرمایه دار می رود که حتی حاضر نیستند در شهر خود نیز سرمایه گزاری و زندگی بکنند واین در حالیست که مرزبانان این دیار همین جوانانی هستند که الان حسرت نداشتن کار را می خورند جوانانی که سفرهایشان امروز بی نان مانده است ومن بی خیال برمیزی پر از تجملاتنشسته ام ،اگر دشمن چشم طمع به این آب و خاک را داشته باشد همین جوانان هستند، که از خاک و ناموسشان با شکمی گرسنه دفاع میکنند و این سخن تاریخ است.
,,
در این شهر آن عده ای هم که بیکار نیستند کارگران فصلی ای هستند که آواره ی کلان شهرهای استان های همجوار اند. (نمونه:80 درصد جوانان روستاهای منطقه ی شامیان و اورامانات: نسل، گوشخانی، ترخان آباد، بیساران، دل، چشمیدر و...65 روستای دیگر که از ترس بیکاری و نبود شغل پایدار مجبورند به شغل کاذب روی آورده و خانواده های خودرا به مدت 8 ماه تنها گذاشته و به عملگی به منطقه ی شمیرانات و لواسانات تهران و اهوازو... کوچ کنند برای کسب لقمه ی روزی حلال) کارگران فصلی و روزمزدی که بدون داشتن بیمه نامه ی مجبورند دیار خود را ترک کنند و منطقه ای دیگر را آباد نمایند.چرا آن عرق ها برای آبادانی شهر خود ریخته نشوند؟
,,
و این در حالیست که سالانه شاهد فوت صدهاکارگر بدون بیمه ی سروآبادی در شهرهای بزرگی چون تهران و اهواز هستیم به دلایلی چون: تصادفات جاده ای، خفه شدن در معادن زغال سنگ و بر اثر خطرات دیگر ساختمان سازی و... هر چند جوانان این شهر از کوسالان یاد گرفته اند که همواره سربلند، محکم و استوار باشند و از سرچشمه های سیروان یاد گرفته اند که همیشه دلپاک باشند ولی نباید از موقعیت آنان سوء استفاده شود.
,آیا این مهاجرتهای فصلی آواره ی کار، پیامدهای بعدی برای این شهر پاک نخواهد داشت پیامد های هزینه برداری به قیمت از دست رفتن جوانانش در دام اعتیاد و بسیاری از آفت ها و آسیب های اجتماعی دیگر؟
,در اینجا نیزجا دارد از نماینده و فرماندار محترم شهرستان تشکر کرد برای تلاشهایدلسوزانه ی امروزه ی ایشان برای بازگشایی مرز مله خورد دزلی،که از آن میتوان به عنوان استارتی برای اشتغالزایی نامبرد و هرچند مردم هنوز چشم به راه آزادشدن دفترچه های کولبری مانده اند و دلخوشاین شغل هستند ولی این مرز شاید تنها یک چهارم درد را دوا نکند و باتوجه به شرایط جغرافیایی که شهرستان سروآباد داراست .
,,
باید به فکر طرحهایی بهتر برای اشتغالزایی این جوانان بیکار باشندنه کولبری؟و هنوزم برخی از جوانان سرواباد نیز گله مندند از اینکه هیچ سودی را ازاین مرزدر آینده نیز نمی برند و میگویندمیبایستی طوری مرز مله خوردساماندهی میشد که بارهای وارداتی فقط به شهرستان سروآباد می اومد نه به جایی دیگر.
,,
نمیدانم کلید قفل بیکاری در دستهای خودمان است یا در دستهای دیگری؟
,,
ولی بیشتر از شما گله مندیم:سرمایه داران سروآبادی(نه همه) که سرمایه هایتان را در شهرها و استانهای همجوار خرج می کنید و صاحب آسمان خراشهای آنچنانی هستید و همیشه با بردن اسم سروآبادبه خود افتخار میکنید ؟چرا خود را به خواب زده اید؟
,آیا واقعاً شما قادر به ایجاد یک کارگاه یا یک کارخانه ی کوچک نیز نمی باشید؟به گمانم هنوز باور نداریدکه شهرتان امن و امان است .آیا اگر شمابا سرمایه گزاری به شهر رونق بدهید و قدم های اول را بردارید دولت پشتیبانی نمیکند؟آیا دلتان برای شهرتان میسوزد؟آیا گرفتن دست جوان همشهریتان برای کاری، کلیدی برای بازکردن درهای پیشرفت نیست؟ منتظر سرمایه گذاران دیگرباشیم؟تاکی جاهای دیگررا آباد میکنید و شهر خود را ازیاد میبرید؟
,,
به گمانم ضرب المثل قدیم کردی امروزه برعکس شده است و الان (خه یر بو ده رویشه نهک بو خویش)گله مندیم از شما کارفرمایان سروآبادی که به جوانان شهر خودحتی کارگری ساده ای را هم نمیدهید ونیروهای غیر بومی را ترجیح بر همشهریان و همسایگان خود میدانید.به هر شهری هم بروید شمارا اهل این شهر میدانند شناسنامه هایتان مهر واسم این شهر را خورده است؟محبت به خاک میماند و بی مهری به خاک نیز نامش میماند؟چرا دستهایتان را در دست این مردم کمتر میگذارید؟ و خودتان را از مردم جدا کرده اید؟ مگر جاذبه گری و گردشگری یکی از راههای ریشه کنی بیکاری نیست؟ این شهر از چه پتانسیلی محروم است؟ جوانان این دیار از داشتن کدام توانایی محرومند؟ حتما از دیدن جیبهای خالی ما وفشارهای روحی و روانی وجسمی وارده برپدران ماخوشحال می کند؟
,,
شما ها که میدانید جوان برای گرفتن مبلغ وام ناچیزی برای کار باید چندتا ضامن پیدا کند که مجبوراست وام را با ضامن نصف کند؟سرمایه دار سروآبادی صدایم رامیشنوی! تویی که فرزندانت چند شغله اند و فرزندان همسایه ات بیکارو گرسنه؟شاید بهتر آن باشد که حق را به تو بدهم در این محکمه؟ چون تو مثل جوان بیکاری از گشنگیمریض نشده ای تا نسخه ی داروهایت را در دست بگیری و حسرت نداشتن خرید داروها تورا بکشد؟چون شاید تو جوانان بیکاری را نشناخته باشی که لبهایشان پر ازخنده باشد و دلهایشان پر از غم؟چون شاید تو جوانی را ندیده باشی که از ترس مخارج دانشگاه و خرید جهزیه ازدواج خودکشی کرده باشد؟ چون شاید تو جوان نویسنده ای را نشناخته باشی که برای چاپ کتابش حاضر باشد کولبری و حمالی بکند؟و غوطه ورم در هزاران سوال به ظاهر مصخره و بی جواب و خنده دار دیگر.بخندتا روزی که ببینیهمه به دیارت میخندند.
,,
ولی ترسم از آن است که بگویند سروآباد سرمایه داری ندارد غافل از آنکه هر روستایی از آن حداقل چند نفر میلیونر و ملیاردر دارد و ما فقط افراد محتاج به کمیته امداد و بهزیستیش را ببینیم.
,,
مشکل شهرستان سروآباد نداشتن چراغ راهنمایی در خیابانها نیست بلکه بیکاری جوانان این شهر مشکلی اساسی محسوب می شود! ولی با وجود این همه مشکل باید از طرفیدیگر شکر گزار خداوند بود که سروآباد ما هنوز شهریست پاک، بدون دزد،بدون گدا و صاحب مردمانی خون گرم و خدا شناس.
,,
به امید روزی که در این سرزمین درخت پربار بیکاری ریشه کن شده و بخصوص در شهرستان سروآباد رد پایی از بیکاری در میان مردم بخصوص جوانان توانا دیده نشود و سخنی را که باید در اول از همه می گفتم در آخر میگویم:از دولت و سرمایه داران تقاضامندیم با ایجاد اشتغال زایی های پایدار و فرصت های شغلی این مشکل خانمانسوز را برطرف کرده و جوانان این شهر را در اولویت کار قرار دهند تا شاید سدی باشد در برابر سیل عظیم کارگران تحصیل کرده ی این شهر.
,,
انتهای خبر/
]
ارسال دیدگاه