پهلوانان گمنام/شهدایی که اسمی از خود برای افتخار کردن بجا نگذاشتند

پهلوانان گمنام/شهدایی که اسمی از خود برای افتخار کردن بجا نگذاشتند
چگونه است رستم پسرکش با نام و رسم از درون شاهنامه هنوز سر بلند می کند و از پهلوانی اش می گوید و ما او را می ستاییم اما پهلوان امروز ما که به عملِ عیار بودن و به مرام پهلوانی گمنام ماند؛ حتی تا وقت تفحص و تشییع جنازه! مگر پهلوانی به فروتنی و تواضع نیست. کجا می توان فروتنی و تواضع جست در حد گمنام مبارزه کردن و گمنام شهید شدن و گمنام دفن شدند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،یکی از مهمترین ابعاد حیات جمعی انسان وجود پیوندهای عاطفی با گذشته و تاریخ خود است. پیوندی از جنس ریشه و بنیان و نه پیوندی محض از سر زمان و وقت!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,

جوانمردی، ایثار، انسان دوستی، خداباروی و خدامحوری، میهن دوستی، پهلوانی، حماسه، شجاعت و شهامت، عشق و عقل همه و همه در جمع متکثر و بزرگ پیوندهای عاطفی انسان و انسانیت قرار دارند.

,

مجموع این پیوندها افتخارات جمعی انسان در قامت جامعه انسانی او به شمار می روند. عینیت این افتخارت جدای واقعیت و حقیقت آنها، در آثار مادی و معنوی جامعه انسانی ثبت، ضبط، منتقل، متغییر و متحول می شوند. این افتخارات نه فقط پرورده ذهن و خاطره ی بشری که دارای ریشه در اعتقاد، ایمان، باور، آئین، رسوم و تجربیات عمیق تاریخی و پیشا تاریخی بشر هستند.

,

بزرگان و کسان جامعه انسانی نیز بخش مهمی از این افتخارات به شمار می آیند. افتخارات مؤثر و دارای برد عینی و تأثیربخشی!

,

میراث بشری را می توان در همه ابعاد آن، جامع این افتخارات وپیوندهای عاطفی دانست. میراث کهن و معاصر، ملموس و غیرملموس، شفاهی یا کتبی و غیره همه در این زمره اند.

,

برای مثال شعر و موسیقی آئینی آذربایجانِ ایران یعنی موسیقی آشیقی هم در شعر و هم در موسیقی ( ساز و سؤز) یکی از ابعاد ماندگار میراث انسانی در گستره ایران و جهان به شمار می رود.

,

قدمت آن، محتوای آن، ساز آن، ساختن ساز آن، شعر آن، آشیق و نوازنده آن، شعر(سؤز و هواهای) آن و غیره و غیره.

,

مثال روشن دیگر ادبیات کلاسیکِ زبان فارسی است؛ با پشتوانه هزار ساله، انواع و سبک ها، قالب ها و آرایه ها، مضامین و محتوا، گستره و پراکنش گسترده و عمیق آن، جهان معناییِ عظیم آن، شاعران و بزرگان آن، ادوار و اعصار آن، عرفان و  معرفت آن و غیره و غیره.

,

اما در این میان میراثی هست که از حیث عظمت و گستره، نامحدود و غیرقابل توصیف است. اصلاً زمان و زمین نمی شناسد، مختص ماست، یعنی ایران و ایرانی. همه چیز در آن محو و ذوب شده است. بر همه کس غالب است و خود مظلوم و در عین حال از کس می گذرد و انسان می سازد. خالق همه پیوندهای عاطفی است. موسیقی، شعر، ادبیات، میهن، شجاعت، شهامت، وعرفان در توصیف او جزء اسطوره ساختن کاری نتوان کرد.

,

شهدای گمنام. شهدایی که حتی از خود اسمی برای افتخار کردن بجا نگذاشتند. شهدایی که عرفان می سرایند بی تن و جان، شعر هستند بی حروف و قافیه، ادب و ادبیات هستند بدون پیچیدگی و غرور، نتِ موسیقی غیرت، فداکاری، شهامت، شجاعت، ایمان، اعتقاد هستند و...

,

اینان شهیدند نه در معنای یومنون بالشهاده که ایمان آوردنده باشند به شهادت که اینان یومنون بالغیب هستند یعنی به غیب  ایمان آورده اند و شهادت می دهند و این است که زنده اند و نزد خدا روزی می خوردند.

,

اینان شهیدند چون شهادت داده اند با شهادتشان حق را و حقانیت را. اینان شهیدند چون اسم و رسم را هم زیرپا نهادند و محو غیب شدند، خودِ غیب و عین غیب! اینان شهیدند چون ساختند و برساختند اما خود رفتند تا ما ساکن شویم و سکون اختیار نکنیم.

,

اینان و همه شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را با چه عنوان در مجموعه ی پیوندهای عاطفی حیات جمعی مان ثبت کنیم که بیشتر از میراث اند، بیشتر از پیوند عاطفی اند که عاطفه ی همسر، کودک، پدر و مادر و خانواده، زنجیر پای و دلشان نشد.

,

اگر ما پهلوانان، قهرمانان و حماسه سازان تاریخ نشسته را ندیده ایم و فقط شنیده ام به اسم و نه رسم، اینان که معاصرند و امروزی، اینان با ما بودند. در خیابان-های شهرمان، بازار و کوی و بزرن مشغول کسب و کار و زندگی بودند، حقیقت و واقعیت بودند.

,

چگونه است رستم پسرکش با نام و رسم از درون شاهنامه هنوز سر بلند می کند و از پهلوانی اش می گوید و ما او را می ستاییم. اما پهلوان امروز ما که به عملِ عیار بودن و به مرام پهلوانی گمنام ماند؛ حتی تا وقت تفحص و تشییع جنازه! مگر پهلوانی به فروتنی و تواضع نیست. کجا می توان فروتنی و تواضع جست در حد گمنام مبارزه کردن و گمنام شهید شدن و گمنام دفن شدند.

,

آه دیگر قلم هم توان ندارد. بس است، لال می شود این قلم! فقط یک کلام! خوب بیندیشم، هربار در تشیع جنازه شهدای گمنام این ما هستیم که در پیشگاه عدل خدا تشییع می شویم! 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه