ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر از نگاه شاعران البرزی
در آستانه ی ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر گلچینی از اشعار را برای علاقمندان منتشر نمودیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نگارانه؛ در آستانه ی ولادت حضرت معصومه(س) و روز دختر گلچینی از اشعار شاعران البرزی که در مورد این روز سروده شده است را برای علاقمندان منتشر نمودیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نگارانه؛,بهروز قاسمی-زهرای ثانی
, بهروز قاسمی-زهرای ثانی,امشب هوای عشق ما گردد معطر
,چون آید آن فرزند موسی ابن جعفر
,امشب تمام کائنات غرق سرورند
,از مقدم آن غنچه ی زیبای احمر
,امشب بشارت می رسد مولا رضا را
,آید برایش عاقبت دردانه خواهر
,آید چو زینب خواهری دلسوز و عاشق
,مولارضا را می رسد چون در و گوهر
,یاد آور پیــمان زینب بـا حســـینش
,معصومه هم شد عاشق روی برادر
,چون زینبی که تا همیشه با حسین بود
,معصومه شد مولا رضا را یار و یاور
,شد سوی ایران عزیز آن ماه رخشان
,تاخاک کویش گیرد او جانانه در بر
,میلاد پاک معصومه زهرای ثانی
,اندوه سخت شیعه را بنموده آخر
,پروانه بر گرد عذار همچو شمعش
,با شور و احساسش کنون پر می زند پر
,امشب پرستوی محبت هم دوباره
,با کوچ عشق خود به لانه می زند سر
,بر بال عشق هر قناری هم نوشتند
,امشب رسد از عرش اعلی یک جواهر
,امشب فلک نوشد ز جام مهربانی
,در کلبه ذوق «رها» ساغر به ساغر
,محمد زمان تفرشی
, محمد زمان تفرشی,پرشدفضازعطرگل نوشکفته ای
,امدپدیدگوهردردانه سفته ای
,ازنسل اب واینه گل کرده دختری
,دخترچه دختری؟که بودمثل یک پری
,صدمرحبابه دامن گل بارمادری
,کاورده ازبرای رضاهم چو خواهری
,چشم رضازدیدن معصومه روشن است
,صحن وسرای حضرت اوهمچوگلشن است
,واشددری زسمت بهشت امشب ازقضا
,روبه ضریح محترم حضرت رضا ع
,فخر السادات سادات
, فخر السادات سادات,عجب عطری دارد امروز
,باران بهشتی می بارد از اسمان
,زمین غرقه نور می شود
,دختری از جنس گوهر
,متولد می شود امروز
,ضامن اهو
,دیگر تنها نیست امروز
,خواهری دارد شبیه زینب
,اهل کرامت کامل می شود امروز
,سید موسی حسینی کاشانی
, سید موسی حسینی کاشانی,
در خلوت خویش چشم تر دارم من
از داغ دلت غمی به بر دارم من
,
چشمان به راه مانده یعنی اینکه
از حال رضای تو خبر دارم من
,
از بس که سفارش تو کرده بانو
قم از همه جا عزیزتر دارم من
,
یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
بر خوان شفاعتت نظر دارم من
,
در روز حساب دلخوشم چون آنجا
یک ضامن خوب و معتبر دارم من
,
سیف الدین حسینزاده
, سیف الدین حسینزاده,از آسمان یک طاقه مخمل هدیۀ اهل زمین شد
,پلکی بهم خورد و گلستان بهشت ما برین شد
,یک شاخه از طوبی خدای مهربان چید از بهشتش
,دنیا از این شاخ نبات آسمانی نازنین شد
,آدم دلش خوش بود حوا را خدا دلدار او کرد
,دلخواه او برگ گلی بود و نصیبش هم همین شد
,دست خدا پر بود ازعطری که دل می برد از مرد
,آری همان عطری که دل می برد با او همنشین شد
,نعمت نصیب خاکیان ، شاه وگدا فرقی ندارد
,ازجنسِ رحمت مثل دختر روزی اهل یقین شد
,یک طاقه ابریشم ، ندیدم بافه ای زیبا چو دختر
,صد آفرین بر دست نقاش خداوندی که این شد
,انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه