درگیری رزمندگان سپاه اسلام با گروهک خبات در روستای سوئیچ بانه

درگیری رزمندگان سپاه اسلام با گروهک خبات در روستای سوئیچ بانه
هوا گرگ و میش بود و نزدیک به سه ساعتی هم از آغاز درگیری می گذشت، ولی هنوز تبادل آتش ادامه داشت و تمام نگاه ها به جلو روستای سوئیچ بالا بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، کریم میرزایی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، داستان درگیری نیروهای سپاه اسلام با نیروهای ضد انقلاب ـ گروهک خبات ـ در روستای سوئیچ از توایع شهرستان بانه را اینگونه بازگو می کند:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله, :,

 

,

سال 1365 مسئولیت تدارکات و پشتیبانی گردان شهید فرجی در روستای کوخان بانه را عهده دار شدم. یک روز بعد از اینکه تدارکات گردان را از سپاه بانه تهیه کردم، به طرف گردان به راه افتادم. تازه به مقر گردان رسیده بودم که یکی از رزمندگان که به تازگی از واحد دیگری به گردان ما مأمور شده بود، اطلاعاتی از حضور نیروهای ضد انقلاب در اطراف روستای سوئیچ به ما داد.

,

 

,

تصمیم بر این بود که تعدادی از پیشمرگان مسلمان کرد شاخه بانه برای بررسی موضوع به منطقه مورد نظر اعزام شوند. من هم به همراه همان بسیجی به منطقه اعزام شدم.

,

 

,

به اتفاق چند تن از رزمندگان سپاه اسلام با یک وسیله نقلیه به طرف پایگاهی که بر روی یک بلندی مشرف به روستای سوئیچ قرار داشت حرکت کردیم تا آنجا مستقر شدیم. پشت همان بلندی که می خواستیم در آن مستقر شویم، روستای کوچکی بود به نام سوئیچ بالا، و بین دو روستا نیز منطقه سرسبز و زیبایی بود که کوه های اطرافش به صورت نعل اسبی دور آن قرار گرفته بودند.

,

 

,

قبل از اینکه وارد پایگاه شویم، گروه پیشمرگان مسلمان کرد را دیدم که از محل گذشته و به طرف روستای سوئیچ بالا حرکت می کنند.

,

 

,

ساعت حدود 3 بعد از ظهر بود که صدای تیراندازی توجه همه را به خود جلب کرد. ابتدا فکر کردیم این تیراندازی عادی بوده و یا برای آزمایش سلاح توسط پیشمرگان مسلمان کرد صورت گرفته است، ولی با ادامه و تشدید آن و هم چنین اعلام خبر بی سیم چی گروه، به درگیری پیشمرگان مسلمان کرد با نیروهای ضد انقلاب پی بردیم. ما هم بلافاصله در کانال ورودی پایگاه موضع تدافعی گرفتیم تا در صورت لزوم با پشتیبانی آتش از مواضع پیشمرگان مسلمان کرد حمایت کنیم.

,

 

,

در این مدت که پیشمرگان مسلمان کرد دلیرانه با نیروهای ضد انقلاب مشغول نبرد بودند، ما نیز تیربار و دوشکای پایگاه را برای نابودی نیروهای ضد انقلاب به کار می گرفتیم.

,

 

,

درگیری پیشمرگان با نیروهای ضد انقلاب در حدود ساعت 6 بعد از ظهر به اوج خود رسید، در همین حین سید عماد آقامیری فرمانده گردان را دیدم که زیر آتش دشمن، با لباس فرم سپاه سوار یک دستگاه موتور تریل شده و برای هماهنگی و کنترل اوضاع به سمت پایگاه حرکت می کند.

,

 

,

برادر آقامیری بعد از حرکت به طرف پایگاه، در میانه راه به علت ناهمواری زمین تعادل موتور را از دست داد و زمین خورد. موتور خاموش شده بود و هندل زدن های پی در پی برادر آقامیری نیز فایده ای نداشت. نیروهای ضد انقلاب که شاهد این صحنه بودند، حجم آتش خود را افزایش دادند و با قناصه برادر آقامیری را هدف قرار دادند.

,

 

,

با دیدن خاکی که از زیر پای برادر آقامیری به هوا برمی خاست، مسیر گلوله های را تشخیص می دادیم. تیراندازی ادامه داشت و محل برخورد گلوله ها هر لحظه به فرمانده نزدیک تر می شد.

,

 

,

یکی از هندل ها باعث روشن شدن موتور سیکلت شد و برادر آقامیری نیز خیلی سریع از دید و تیر رس دشمن خارج شد.

,

 

,

بی سیم چی گروه پیشمرگان مسلمان کرد از اهالی اصفهان بود که زیر باران گلوله های ضد انقلاب قرار داشت و بر اثر برخورد یک گلوله، آنتن بی سیمش قطع شده بود و ما خبری از آن ها نداشتیم.

,

 

,

هوا گرگ و میش بود و نزدیک به سه ساعتی هم از آغاز درگیری می گذشت، ولی هنوز تبادل آتش ادامه داشت و تمام نگاه ها به جلو روستای سوئیچ بالا بود.

,

 

,

من و چند تن از نیروها در داخل کانال پایگاه بودیم که ناگهان نور خاصی از دامنه کوه سمت چپ توجه مرا به خود جلب کرد. درست فهمیده بودم، آن نور نشانه شلیک یک موشک« آر. پی. جی 7» بود.

,

 

,

با فریاد بلندی همرزمانم را از خطر موشک آگاه کردم و همگی در کف کانال به حالت درازکش خوابیدیم.

,

 

,

دیگر چیزی نفهمیدم. فقط زمانی متوجه افنجار موشک آر. پی. جی شدم که تکه های سنگ و خاک گونی های ورودی کانال را بر سر و صورتمان می ریخت. خوشبختانه گلوله آر. پی. جی به زیر کانال و سینه کوه اصابت کرده و هیچ آسیبی به نیروها نرسیده بود.

,

 

,

این موضوع نشان می داد که یکی از افراد گروهک خبات از موقعیت نعل اسبی به سمت پایگاه منحرف شده و با شلیک آر. پی. جی قصد داشته تا شکست خود را در برابر پیشمرگان مسلمان کرد با گرفتن تلفات جبران کند.

,

 

,

دقایقی بعد با دستور فرمانده عملیات که همراه نیروهای کمکی وارد صحنه شده بود، کلیه نیروها در مکان های حساس مستقر شدند. سرانجام نیروهای ضد انقلاب در ساعت 9 شب و بعد از 6 ساعت درگیری از منطقه متواری شدند.

,

 

,

در این درگیری پیشمرگ مسلمان کرد مجید عزیزی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیشمرگ مسلمان کرد کریم تاژانی نیز به اسارت نیروهای ضد انقلاب در آمد که بعد از تحمل چند روز اسارت توسط نیروهای ضد انقلاب به شهادت رسید.

,

 

,

, ,

 

,

, ,

شهید کریم تاژانی

, شهید کریم تاژانی,

 

,

, ,

شهید مجید عزیزی

, شهید مجید عزیزی]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه