روز دختر مبارک؛

دختران دم‌بخت با توکل به خدا موفق خواهند شد

دختران دم‌بخت با توکل به خدا موفق خواهند شد
خبرنگار ما به مناسبت روز دختر و بررسی مشکلات دختران دم‌بخت سراغ دانشجویان رفته و نظر این دانشجویان را در خصوص ازدواج پرسیده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار» ازدواج مسئله‌ای بوده که از دیرباز ذهن همه را مشغول می‌کند و این مسئله امروز تبدیل به نگرانی بزرگ برای دختران دم‌بخت شده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از پایگاه خبری , «, «, دانشجویان بیدار, دانشجویان بیدار, » , » , ازدواج مسئله‌ای بوده که از دیرباز ذهن همه را مشغول می‌کند و این مسئله امروز تبدیل به نگرانی بزرگ برای دختران دم‌بخت شده است.,

عن الصادق علیه السلام قال:من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.

, .,

کسى که مجردى را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانى است که در قیامت‏ خداوند به آنان نظر لطف مى‌‏کند. 

,

دختران دم بخت، در انتظار ایده ال رویایی !
یک زمانی دخترها ۹ ساله که می‌شدند خواستگارها پاشنه در خانه را از جا درمی‌آوردند، بعدها که علم پیشرفت کرد، سن ازدواج کمی بالا رفت، کمی بعدتر حرف از ادامه تحصیل و دیپلم گرفتن شد و سن ازدواج رسید به ۱۸ سال و بتدریج بحث تحصیلات عالیه به میان آمد و دانشگاه آزاد راه‌اندازی شد و دیگر کسی نمی‌توانست دخترها را به زور شوهر دهد، این شد که حالا از کنار در هر خانه‌ای که رد می‌شوی می‌توانی حضور یک دختر دم‌بخت را ببینی که منتظر شاهزاده قصه‌ها نشسته است .
مشکل ازدواج جوانان و تعداد مازاد دخترها نسبت به پسرها موضوع تازه‌ای نبوده، اما مطرح کردن آن هر از گاهی موجب دل نگرانی خانواده‌ها می‌شود. این روزها همه تقصیرها را به گردن دختر‌ها می‌اندازند و می‌گویند آنها توقعشان بالا رفته و لگد به بخت خودشان می‌زنند .

, دختران دم بخت، در انتظار ایده ال رویایی, !, !,
, .,
, .,

خانم فاطمه نیکدل دانشجویی رشته حسابداری 24 ساله دانشجوی دانشگاه آزاد بجنورد در خصوص ازدواج گفت: چرا خانواده‌ها ازدواج را ملاک قرار می‌دهند و این موضوع را تبدیل به یک ارزش مهم می‌کنند.

,

این دانشجو بیان کرد: ازدواج مسئله مهمی است و تمام دختران سرنوشتشان با ازدواج تغییر می‌کند اگر انتخاب درست و عاقلانه‌ای داشته باشند در زندگی مشترک کمتر دچار مشکل خواهند شد و اگر انتخاب نادرست داشته باشند گرفتار خواهند شد و یا باید شرایط را تحمل کند و تا آخر عمر بسوزد و بسازد یا طلاق بگیرد و این آمار را بالا و بالاتر ببرند.

,

ازدواج زمانی به درد می‌خورد که فرد آمادگی و ذهنیت کامل در این خصوص داشته باشد خانواده‌ها نباید این مسئله را بزرگ نمایند اگر والدین بیش از حد به این مسئله برسند و در خانواده به ازدواج و به دست آوردن کیس مناسب زیاد توجه شود برای دختر خانواده تبدیل به نگرانی می‌شود و دوست دارد به هر قیمتی ازدواج کند.

,

وی مثال زد یکی از دوستانش که خانواده‌اش بسیار به مسئله ازدواج اهمیت می‌داد و همش نگران بودند که دخترانشان نتوانند ازدواج کنند این طرز تفکر باعث شده بود ازدواج برای دوستم تبدیل به یک خواسته مهم شود و او معتقد بود اگر با پسران رابطه دوستی داشته باشد منجر به ازدواج خواهد شد او با یکی از پسران هم‌کلاسی خودشان دوست شد و بعد از مدتی متوجه شد پسر به همکلاسیان دیگرش نیز این مسئله را گفته است او می‌گفت زمانی که وارد کلاس می‌شدم پسران کلاس نگاهشان نسبت به او عوض شده بود و گاهی مرا مسخره می‌کردند و زمانی که به دوست پسرش گفته بود پسر به دروغ گفته بود من قصدم ازدواج است.

,

دوستم وارد یک رابطه احساسی شده بود و با همه نامردی‌های پسر نمی‌توانست او را کنار بگذارد بعد از یک مدتی پسر به دوستم پیشنهاداتی می‌داد که زمانی که دوستم را می‌دیدم بسیار مضطرب بود و انگار دو دل بود دوستم به راهی کشیده شده بود که راه بازگشت نداشت بعد از مدتی دوستم از دوست پسرش جدا شد و به من گفت پسر نامردی کرد و رابطمون بهم خورد دوستم با ذهنیتی که خانواده برایش ایجاد کرده بود به دوستی تن داد که شخصیتش داغون شد.

,

این دانشجو عنوان کرد: به نظر من نباید انسان آنقدر به مسئله‌ای اهمیت دهد که اشتباه نماید وی گفت، هیچ زمان دوست ندارم به هر قیمتی ازدواج کنم هدفم این است که خودم را با شغلم مشغول کنم و شرایط خوبی برای خودم مهیا کنم.

,

از وی در خصوص شرایط خانوادگیش می‌پرسم او می‌گوید من ساکن روستا هستم و در یک  خانواده 7 نفره به سر می‌برم از لحاظ مالی در سطح متوسط هستیم دوست دارم تحصیلاتم را به پایان برسانم و دکتری داشته باشم.

,

خبرنگار ما از این دانشجو می‌پرسد شغلش چیست وی می‌گوید بنده برای اینکه اوقات فراغتم پر باشد در یک مغازه لباس‌فروشی کار می‌کنم و ب برای تمام ساعت‌هایم برنامه‌ریزی کرده‌ام صبح بیدار می‌شوم نماز می‌خوانم ورزش می‌کنم و صبحانه می‌خورم و سرکار می‌روم تا ساعت دو سرکارم و بعد از اینکه به منزل باز می‌گردم نماز می‌خوانم نهار می‌خورم و از ساعت 15 الی 17به باشگاه می‌روم و چون بسیار به ورزش و خصوصا به کاراته علاقه دارم باشگاه می‌روم بعد از آن تا ساعت 21 سرکارم و نمازم را می‌خوانم بعد از آن شام و فیلم مورد علاقه‌ام نگاه می‌کنم و چون به رمان علاقه بسیار دارم قبل از خواب سه الی چهار صفحه از رمان مورد نظرم را مطالعه می‌کنم و می‌خوابم و جمعه‌ها اکثرا به رفت و روب و تمیز کاری مشغولم و ترجیح می‌دهم همراه خانواده به تفریح بپردازم.

,

وی عنوان کرد: انسان نباید در هیچ شرایطی از یاد خدا غافل شود چون اگر خدا را فراموش کنیم به گمراهی کشیده خواهیم شد.

,

بنده مخالف ازدواج نیستم از خداوند درخواست دارم که شرایط ازدواج خوب را برایم فراهم کند و اگر موقعیت مناسب ازدواج برایم پیش بیاید بدون وقفه امر متعالی خداوند را انجام خواهم داد اما به هیچ پسری قبل از ازدواج حاضر نیستم نگاه کنم یا باژ دهم و شخصیت خودم وخانواده‌ام را زیر سوال ببرم.

,

نیکدل اظهار کرد: بنده بسیار مایل بودم دبیر باشم و اکنون با شرایط کاری امروزه به ندرت پیش می‌آید صاحب شغلی دولتی شد و دانشجو تنها باید یا یک فرد عادی جامعه باید به فکر مهارت‌افزایی باشد به دلیل اینکه استعداد خاصی در زمینه کارهای هنری داشتم  تصمیم گرفتم خیاطی، آرایشگری، گل‌سازی و قالی‌بافی را به صورت کامل یاد پرورش قارچ و اصول مرغ‌داری را نیز یاد دارم و تصمیمم این است اگر نتوانستم شغل کارمندی کسب کنم حداقل بتوانم شغلی برای خودم ایجاد کنم.

,

اعتقاد من این است که هر شخصی باید استقلال داشته باشد و دستش باید تو جیب خودش باشد و با نعمت فکر و اندیشه از تمام ظرفیت‌های خود استفاده کند مهارت‌افزایی کند تا مهتاج کسی نباشد و بلکه بتواند دست نیازمندان را نیز بگیرد و به درد جامعه خود نیز بخورد.

,

وی گفت: زمانی که خسته و ناراحت باشم تنها چیزی که مرا آرامش می‌دهد خواندن چند آیه قرآن است و همیشه سعی می‌کنم در زمان مواجه با مشکل قرآن را باز کنم و ببینم چه می‌گوید.

,

وی از علاقه‌یاتش تعریف می‌کند و می‌گوید سعی می‌کنم دعای ندبه شرکت کنم و خواندن زیارت عاشورا مرا بسیار آرامش می‌دهد ازدواج مسئله‌ای است که ذهن هر کس را مشغول می‌کند اما آنچه که بسیار ذهن مرا مشغول می‌کند این است که بتوانم رضایت خدا را همراه خودم داشته باشم و اگر موقعیت مناسبی برایم پیش بیاید حتما امر خدا را انجام خواهم داد و در غیر این صورت توکلم به خدا است و راضیم به رضای خدا.

,

خانم نیکدل علاوه بر انجام فعالیت‌های روزانه هر سال تابستان به مدت ده روز از طرف دانشگاه در اردو جهادی شرکت می‌کند و در روستاهای محروم به اهالی روستا گل‌سازی، بافتنی و دیگر کارهای هنری آموزش می‌دهد و چون علاقه زیادی به کارهای هنری دارد اگر کاری جدیدی هنری اهالی انجام دهند آن هنر را حتما یاد می‌گیرد.

,

خبرنگار ما سراغ دانشجویی رفته که ازدواج برایش تبدیل به یک  ملاک مهم شده بود و برای اینکه بتواند هر چه سریع‌تر به این امر برسد خواسته راه را کوتاه کند و تصمیم می‌گیرد با پسران رابطه دوستی برقرار نماید تا منجر به ازدواج شود.

,

این دانشجو که نخواست نامش فاش شود گفت: برقراری رابطه دوست با پسر چیزی جز شکست به دنبال ندارد من وارد یک رابطه‌ای شده بودم که هر روز وابسته‌تر می‌شدم و دوست غیر هم‌جنسم تنها به فکر سوء استفاده بود زمانی که حس کردم او قصد ازدواج با من را ندارد برای امتحان کردنش تصمیم گرفتم به او گفتم قصد جدا شدن ازش را دارم همش مرا تهدید می‌کرد که اگر از او جدا شوم به خانواده‌ام می‌گوید و من مجبور به ادامه بودم.

,

حس می‌کردم اسباب بازی هستم و حالا که دلش را زده‌ام دوست ندارد با من ازدواج کند خودم را بسیار بی‌ارزش می‌دانستم و فکر می‌کردم چقدر بد و زشت هستم که با همه لطف و احترامی که برایش قایل بودم مایل به ازدواج با من نیست.

,

بسیار در ناامیدی به سر می‌بردم و مورد تمسخر دوستانم قرار می‌گرفتم هر روز چشمانم گریان بود و سعی می‌کردم رضا را راضی کنم تا با من ازدواج کند اما او می‌گفت شرایطم برای ازدواج مناسب نیست نمی‌توانم نه تنها با تو بلکه با هیچ کس دیگری نیز ازدواج کنم.

,

با احساساتم بازی شده بود و چون از لحاظ عاطفی به رضا وابسته شده بودم دل کندن برایم غیر ممکن شده بود و با اینکه او می‌گفت دوست ندارد با من ازدواج کند ادامه می‌دادم دوست داشتم به هر نحوه شده با او ازدواج کنم.

,

تمام حرف‌ها و اسراری که برایم گفته بود دروغی بیش نبود و من به سادگی تمام اطلاعاتم را به او داده بودم و حتی شماره تلفن و پلاک خانه‌مان را نیز بلد بود.

,

به او گفتم یا باید ازدواج کنیم یا از هم جدا شویم و او این‌بار پذیرفت که از هم جدا شویم خطم را عوض کردم و او خیلی راحت و بدون اینکه کمترین ناراحتی را داشته باشد از من جدا شد بعد از آن چند باری تو خیابان جلویم را گرفت و گفت من بهت نیاز دارم اما شرایط ازدواج ندارم اگر با من دوست نباشی و نیاز من را برآورده نکنی آبرویت را می‌برم و من بعد از اینکه ساعاتی کنار هم در خیابان بودیم و قدم می‌زدیم با التماس و گریه ازش خواهش می‌کردم بی‌خیال من شود.

,

برخلاف تفکرم این دوستی برای من هیچ سودی نداشت و من تنها آلوده به یک رابطه‌ای شده بودم که برایم خطرآفرین بود اکنون بسیار از تصمیمم پشیمانم و اینکه بدون توجه به مسائل شرعی دست به هر کاری زدم احساس تاسف برای خودم دارم توبه کردم و تصمیم گرفتم دیگر این اشتباه را تکرار نکنم با اینکه همیشه عذاب وجدان دارم و تک تک خاطرات خوش اون روزها امروز مانند زهر برایم تلخ شده است.
شصت درصد صندلی دانشگاه را دخترها اشغال کرده اند
هنگامیکه از سال ۷۷ تعداد دانشجویان دختر ورودی دانشگاهها بر تعداد پسران پیشی گرفت شاید مسئولان آموزش عالی از آن به عنوان افتخاری ستودنی یاد کرده و بسیاری نیز آن را به عنوان شاهدی بر ادعای عدم نقض حقوق زنان در ایران و برابری فرصت های شغلی و تحصیلی در مجامع بین المللی مطرح دخترها در تب و تاب رسیدن به آرزوهایی بودند که با رویاهای مادرانشان فاصله زیادی داشت اما روند سریع این تغییر، بعدها نشان داد که نمی توان به این جهش فرهنگی چندان هم سطحی و ساده نگریست، هر چند این حرکت یعنی ورود آزادانه دختران به دانشگاه در نوع خود به عنوان یکی از امیدوار کننده ترین اقدامات در راستای ارتقاء جایگاه ارزشی زنان در جامعه به شمار رفته و باید آن را ستود اما روند شتابزده این حرکت طی سالهای بعد برخی از کارشناسان و صاحبنظران را با این پرسش مواجه کرد که آیا ادامه افزایش تعداد دختران ورودی به دانشگاه ها به صلاح آینده جامعه خواهد بود؟ 
هر چند افزایش تحصیلات زنان، افقی بسیار روشن و امیدوار کننده در حل مسائل مربوط به زنان و مقولات تربیتی خانواده محسوب می شود اما مهم اینجاست که آیا صرفا با افزایش کمی حضور زنان در دانشگاه مسائل و مشکلات جامعه زنان که در حال حاضر با چالشها و مسائل عمیق و ریشه ای مواجه است حل خواهد شد، تصور کنید در صورتیکه این روند همچنان ادامه پیدا کند در سالهای آینده جامعه با چه معضلاتی مواجه خواهد شد .
پسران زیادی که نه تحصیلات عالی قابل قبولی دارند و نه شغل مناسبی، ناامید از آینده و سرشکسته از رقابت کنکور از یک سو و تعداد رو به افزایش دختران تحصیلکرده با هزارو یک خواسته ریز و درشت از سوی دیگر توازن تعریف شده جامعه را بر هم خواهد زد، به این ترتیب می توان وضعیت خطرناک ازدواج ها و زندگی های مشترک پس از آن را پیش بینی کرد ...
قطعا در فرهنگی که تا دیروز دانشگاه سراب دست نیافتنی بود هنوز تحصیلات دانشگاهی و مدرکی به نام لیسانس برای دختران افتخاری بزرگ است که روند رو به رشد اشغال ۶۰ درصدی صندلی های دانشگاه توسط دختران موید این ادعا است، دیگر یک دختر لیسانسیه نمی تواند و نباید با پسری که از نظر تحصیلات در سطح پایین تری از وی قرار دارد، ازدواج کند و اگر هم چنین پیوندی سر بگیرد بالاتر بودن میزان تحصیل دختر همواره در طول زندگی مشترک مایه فخر فروشی زن شده و بنیان زندگی مشترک را تهدید خواهد کرد ، همچنان که هم اکنون "طلاق" در قشر تحصیلکرده جامعه ما به یک معضل حاد مبدل شده است. 
اما در این میان کارشناسان و صاحبنظران مسائل اجتماعی مهمترین تاثیر منفی افزایش دختران تحصیل کرده در جامعه را افزایش دختران تحصیلکرده مجرد در جامعه می دانند که هیچ همطراز مناسبی برای ازدواجشان پیدا نمی کنند و همین امر موجب افزایش سن تجرد در میان دختران و پسران می شود که این شرایط برای دختران به مراتب خطرناک تر است. 
در حالیکه همچنان آمارهای ضد و نقیضی از سوی کارشناسان در خصوص کمبود و یا زیاد بودن تعداد دختران و پسران نسبت به هم ارائه می شود، کمبود ۶ میلیون پسر آماده ازدواج با دختران ظرف ۲۰ سال آینده، دشوار شدن فراهم آوردن شرایط ازدواج برای پسران از یکسو و افزایش سطح توقعات دختران تحصیلکرده و به طبع آن افزایش سن ازدواج آنها از سوی دیگر، موجب بر هم خوردن توازن شده و دختران تحصیلکرده همطرازی برای ازدواج پیدا نخواهند کرد .
سواری که معلوم نیست کی می آید
هر کسی نظری می دهد، اما او منتظر نشسته و چشم به در دوخته، اصلا برایش مهم نیست که اطرافیان چه می گویند، لااقل این طور به خودش تلقین می کند، گاهی که توی آینه به چهره اش چشم می دوزد جای پای سال های از دست رفته را به خوبی بر روی صورتش می بیند، اما آخر مگر می شود او که سالها درس خوانده و زحمت کشیده و به قول خودش کسی شده بتواند با یک مرد دیپلمه که از قضا در بازار کار می کند و اصلا هم از احساسات او چیزی نمی داند، زیر یک سقف زندگی کند. 
او منتظر است مرد آرزوهایش سوار بر اسبی سپید از راه برسد اما کی، نمی داند.

,
, شصت درصد صندلی دانشگاه را دخترها اشغال کرده اند,
,
,  .,
,  ...,
,
,
,  .,
, سواری که معلوم نیست کی می آید,
,
,

دعای بسیار مجرب برای دخترانی که همسر دلخواه شان را می خواهند بدست آورند که آیت الله بهجت چنین گفته است که اگر کسی نتیجه ندید بداند که یا کم خوانده و یا با اعتقاد کامل نخوانده است.

, دعای بسیار مجرب برای دخترانی که همسر دلخواه شان را می خواهند بدست آورند که آیت الله بهجت چنین گفته است که اگر کسی نتیجه ندید بداند که یا کم خوانده و یا با اعتقاد کامل نخوانده است,  , آیت الله بهجت,  ,  , .,

برای دخترانی که وقت ازدواج آنان فرا رسیده و همسر دلخواه شان پیدا نشده، از آیه الله بهجت نقل شده که نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن، دعائی که در کتاب «زاد المعاد» مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود، بخواند و در پی آن، به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند. گر چه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد. 

, برای دخترانی که وقت ازدواج آنان فرا رسیده و همسر دلخواه شان پیدا نشده، از آیه الله بهجت نقل شده که نماز جعفر طیار بخواند و پس از آن، دعائی که در کتاب «زاد المعاد» مجلسی آمده که در این هنگام خوانده شود، بخواند و در پی آن، به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند. گر چه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد.,  , نماز جعفر طیار, نماز جعفر طیار,  ,  ,  ,

انتهای خبر/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه