وقتی شهردار رشت قیافه امیرکبیر به خود می گیرد؛
شهرداری رشت و ادامه حاشیه های بی پایان در متن گرفتاری های مردم!
پاک کردن صورت مسئله ترافیک در قلب شهر با بستن خیابان که هرگز به این مسئله توجه نشد، چنانچه مقابل ترافیک خیابانی دیوار کشیدیم این مشکل به دیگر خیابانها سرایت می کند و مردم در معابر دیگر گرفتارتر می شوند و البته گوش ها، شنوای چنین شکوایه هایی از مردم نیستند اینجاست که باید به احترام هوش سرشار شهرداری کلاه از سر برداشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «دیارباران»: زمزمه های تغییرشهردار رشت باز هم به گوش رسید. اتفاق بیهوده ای که بعید به نظرمی رسد با رفتن یا ماندن ثابت قدم، ثابت قدمتری بیاید بلکه تغییرات پی در پی شهردار - در همین دوره جاری از حاکمیت شورای شهر کنونی- حکایت از آن دارد که قسمت زیادی از گرفتاری های مجموعه مورد بحث، اشکال از خرد جمعی در شورای شهر است که نمی توانند از این کره خاکی یک نفر را بیابند که عاقلانه سکان مدیریت شهری این سامان را به دست بگیرد و مردم بتوانند قدری در این ولایت نفس آرام بکشند و با لقمه ای امید، به تمنای بهتر شدن اوضاع سر بر بالین روزهای گذر عمر بگذارند.
این هم می گذرد، چه شهردار بماند و چه برود قرار نیست اتفاق خارق العاده ای رخ دهد. شکی نیست و باز شورای شهری می ماند که مغلوب کسی دیگر از محصول اشتباهات خود گردد. کسی مانند شهردار کنونی که به هر دلیل، درست یا نادرست و شاید ناخواسته داد قسمتی از مردم را درآورد. جایی که به دلیل فراهم نبودن زیر ساخت های اجتماعی، شهردار را به نقطه ای می رساند که با وجود فشار افکار عمومی، ناگزیر باشد با فرار به جلو، عمدا مقدمات جدایی خود از صندلی شهرداری را امضا نماید تا لااقل با " توهم گول زدن تاریخ" آیندگان احساس کنند کسانی، امیر کبیر رشت را از سمت خود خلع کرده اند. اما غافل از آنکه تاریخ با همه ی کهنگی و بیسوادی اش هیچ گاه اشتباه نمی کند و با همان عینک ته استکانی همواره حقایق را به درستی خواهد نگاشت که در مجموع ره به ترکستان می بریم.
بگذریم. در هر صورت، چه امروز و چه فردا، شمارش معکوس برای الوداع چندمین شهردار شهر رشت - آن هم در یک دوره از صدارت شورای شهر کنونی - آغاز شده است. اتفاقی که با توجه به آشفتگی در مدیریت شهری رشت، دیر و زود دارد اما سوخت و سوز آن محال است که البته از نظر افکار عمومی مهم نیست. ولی سوال مهم آن است در هر صورت چه کسی تاوان چنین مدیریت های خانمان براندازی را می دهد. آماری به گواه برخی از اعضای شورای شهر که میزان بدهی های شهرداری سر به فلک می زند، مواجب بسیاری از پرسنل گرفتار شهرداری پرداخت نشده است، طلب های نجومی پیمانکاران سر به فلک می زند، تخریب مرکز اصلی شهر آزار دهنده است به شکلی که نگین یکی از مستعد ترین شهرهای جلگه ای جهان به بیابان بی آب و علف و بی روح تبدیل شده که بیشتر شکل یک قبرستان بی صدا را به خود گرفته است. خارج کردن نبض شهر از حیض انتفاع اقتصادی و اجتماعی، ادامه ی عقب افتادن از اجرای برنامه های شهری استراتژیک و بنیاد محور، افزایش نارضایتی های عمومی از عملکرد این دستگاه اجرایی و هزار درد بی درمان دیگر در کنار کارهای مثبتی هستند که شهردار جوان شهر رشت انجام داده اما واقعیت این است که او نیز مانند دیگر همتایان اسبق خود مورد وثوق برخی از افراد شهر نیست به شکلی که اکنون بر سر نخواستنش دعواست هرچند ممکن است به قیمت " زور " و صرف هزینه های فراوان از جیب مردم، بتواند چند صباحی دیگر نیز بر صندلی لرزان خود تکیه نماید.
اما در کنار موارد بدیهی فوق آنچه آزار دهنده تر است آنکه به موازات این امر، رفتارهایی را شاهدیم که مصداق صحیح توهین به شعور اجتماعی مردم است. جمع آوری طومارهای بالابلند در حمایت از شهردار لب بام و استعفاهای مضحک در اثبات رفاقت با این شخص، دقیقا توهین به شهروندان تلقی می گردد.سوال این است چه کسانی این نامه ها را امضاء کرده اند و چه افرادی قرار است استعفا دهند؟ آیا این " سینه سوختگان رفیق باز "همان ابواب جمعی شهردار و مواجب بگیران خاص شهرداری هستند یا آنکه کارگران گرفتاری اند که با دستان پینه بسته چهار ماه است پولی به خانه نبرده اند و کودکانشان در العطش تابستان، حسرت خوردن یک قاچ هندوانه خنک دارند؟
آنچه در سالیان اخیر بر حال و روز مالی محاسباتی شهرداری رشت می گذرد بیشتر اخبار اختلاس است و نامهربانی به اعتماد مردمی که با رای خود سکان " مدیریت شهری " یکی از زیباترین شهرهای جلگه ای جهان را به دست کسانی می دهند و به آنها اعتماد می کنند تا آنها را از مشکلاتشان برهانند. مشکلاتی مانند آب های سطحی شهر در شش ماهه دوم سال،بافت فرسوده، ناوگان حمل و نقل عمومی، حاشیه نشینی معنا دار، فضای سبز نامناسب با اقلیم منطقه، مشکلات بخش پسماند، نابودی رودخانه های معروف شهر و باز هزار درد بی درمان دیگر که همه و همه رها شده اند. به شکلی که شهرداری در سال های اخیر تنها نک دماغش را دید و میدان اصلی شهر را به صورت کاملا زشت و بی روح سنگ فرش نمود. پاک کردن صورت مسئله ترافیک در قلب شهر با بستن خیابان که هرگز به این مسئله توجه نشد، چنانچه مقابل ترافیک خیابانی دیوار کشیدیم این مشکل به دیگر خیابانها سرایت می کند و مردم در معابر دیگر گرفتارتر می شوند و البته گوش ها، شنوای چنین شکوایه هایی از مردم نیستند.
,
,
,
,
,
,
,
اینجاست که باید به احترام هوش سرشار شهرداری کلاه از سر برداشت. تلی از خرابیها و فشار و فشار و فشار تا آنکه به اجبار عزلش نمایند، قیافه حق به جانب امیر کبیر به خود بگیرد و بیچاره امیر کبیری که اسمش اینگونه لوس شده است.
حال شهرداری می ماند و پیاده راهی که همه افتخار و رزومه اوست.پیاده راهی به قیمت هزار کار نکرده و مهندسین و کارگران و پیمانکارانی که ماههاست فریاد وایلا سر می دهند، اما شهرداری بدون هیچ توجهی به فریاد " داد " را اهمیتی نداد و در میان کوههای سربه فلک کشیده مطالبات برزمین مانده مردم، تمام مظلومیت ها در سنگ لاخ بیخبری گرفتار آمد و البته هنوز مسکوت مانده است.
بی شک رفتن و یا ماندن ثابت قدم پایان گرفتاریهای مدیریت شهری ما نیست. گرفتاریهای مدیریتی که یکی باهوش نیست، دزدی می کند و سبب می شود با عزل دست از سرش بردارند و دیگری باهوش است و با بر هم زدن جاده و خیابان به مقصود خود یعنی گریختن از معرکه می رسد اما در مجموع جهات چیزی تغییر نمی کند بلکه انجام کارهای الله بختکی از شکلی به شکل دیگر عوض می شود.
در مجموع جهات سالیان درازیست اوضاع مدیریتی شهری رشت اینگونه آشفته است. در اتاق شهردار " بیا و بروهای فراوانی " اتفاق می افتد و تقریبا تمام مردم امیدوارند به نوبت شهردار شوند و انتطار نابجایی هم نیست چون کسی معجزه ای در کسوت شهرداری رشت انجام نداده که مردم عادی قادر به انجام آن نباشند.
در پایان انتظار آن می رود شورای شهر رشت به عنوان متهم شماره یک بی ثباتی بلدیه، در روزگار پسا ثابت قدم ( دیر یا زود )گام های مهم تری بردارد و آن نیز راه اندازی مرکز مطالعات استراتژیک مدیریت شهری است. جایی که شورای شهر با همکاری فرهیختگان علم آمایش سرزمین و آمایش منطقه ای در مسیر اتخاذ تصمیمات عاقلانه تر جهت بهکرد امور حرکت نماید و با نگاه توسعه همه جانبه شهر، میدان را برای کسانی که دل در گروی خدمت به این مرز و بوم دارند باز نماید و بداند آنچه موجب نابودی هر مجموعه ای می شود ویژه خواری خودمانی ها و در حقیقت بی حرمتی به این اصل تمدن ساز است که همه در پیشگاه قانون مساویند.
,
,
,
,
,
,
,
نویسنده: قاسم خوش سیما
]
ارسال دیدگاه