در آستانه روز خبرنگار؛

به احترام قلم به دستان بی‌مزد برخیز و کلاه از سر بردار

به احترام قلم به دستان بی‌مزد برخیز و کلاه از سر بردار
هدف خبرنگار در راستای اهداف نظام، عدالت، صداقت است و نیش قلمش متوجه ندانم کاری‌ها و نارسایی‌هاست، باید به احترام این قلم به دستان بی مزد، این چشمان بینا از جای برخواست و کلاه از سر برداشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ خبرنگار باید ذوق و استعداد داشته باشد، آموزش دیده باشد، مسئولیت اجتماعی داشته باشد، در کل وظیفه کسب، تهیه و جمع آوری و تنظیم اخبار و انتقال آنها را از طریق وسایل ارتباط جمعی به مخاطب به عهده دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , آوای سیدجمال, ؛,

در سال 1978 از سوی سازمان یونسکو اعلامیه ای راجع به نقش رسانه¬ی جمعی در تقویت صلح جهانی و تفاهم بین المللی به تصویب رسید.

,

در این مجموعه آزادی مبادله اخبار و اطلاعات یک حق اساسی تلقی شده و دستور العمل¬های اخلاقی برای کسانی که در جمع آوری و کسب و نشر اخبار و اطلاعات شرکت دارند وضع شده است.

,

 در این اعلامیه، ضمن تاکید بر منشور  جهانی 1948 سازمان ملل متحد، تصریح شده است که بر اساس این قوانین، خبرنگاران مطبوعات باید منتهای درجه، کوشش کنند تا اخبار و اطلاعاتی که در اختیار عموم می‌گذارند صحیح، دقیق و معتبر باشد. خبرنگاران و سردبیران باید در صحت اخباری که به دست می‌آورند تحقیق و تعمق کنند.       

,

                                                                                                  

, ,

خبرنگاران نباید حقیقتی را تعمدا تحریف یا مخدوش کنند، و همچنین هیچ نوع مطلبی را نباید از نظر مردم مکتوم نگه دارند.

,

در قانون مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت امور مطبوعاتی نیز چنین آمده است؛ نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند، تفصیل آن را قانون معین می‌کند.

,

معمولا " کسی که رسالت خطیر خبری را به عهده می‌گیرد و در این حرفه گام می‌گذارد با این موارد، چه در سطح داخلی و چه بین المللی آشناست.

,

اما در جامعه ما چه جایگاهی دارد؟ آیا فقط دویدن و دویدن است؟. عرق ریختن روح در شبانه روز؟ کار خبری شب و روز نمی‌شناسد، گاهی ممکن است در نیمه شب تو را به عنوان یک خبرنگار از خواب بیدار کنند، اگر ضروری باشد باید خود را به سرعت به نقطه‌ای برسانی، یا حداقل مجبورت کنند با چشمان خواب آلوده بروی توی اتاق کار و قلم و کاغذ را برداری و راجع به خبری مهم و دست اول قلم فرسایی کنی!.

,

در این حرفه زمان مهمترین عنصر است، خبرنگار یک لحظه را نمی‌تواند از دست بدهد، گاهی برعکس زمان بی معنا می‌شود، شب یا روز، باید بنویسد، باید بدود تا به حقیقت برسد، باید تحقیق کند، جستجو کند، بیابد و منتشر کند و مهمتر از همه باید پاسخگو باشد.

,

 ویژگی های دیگر برای یک خبرنگار، جسارت، سمج بودن، پاک ذهن و منصف و در عین حال خداشناس.

,

 یک خبرنگار واسطه است بین مردم و مسوؤلان، اطلاعات می‌دهد، آن هم بدون کم و کاست، تحلیل می کند و عواقبش را به جان می‌خرد.

,

خبرنگار باید صبور باشد و بی حرمتی ها را نادیده بگیرد، با آنکه شامه ی تیزی دارد و هیچ واژه‌ای از دسترس شاخک‌های حساس شنوایی‌اش بی حساب نمی‌گذرد، و هیچ حرکتی را بدون برداشت خاصی از دست نمی‌دهد، با این حال ناچار می‌شود گاهی کور و کر شود! نه برای کسب خبر، و نه برای انتقال ضعف‌ها و کاستی‌ها،

,

 کور و کری از جهت نادیده گرفتن ناسزاها به خود است، از ندیدن تحقیرها و تفاوت‌هاست، از نداشتن حق بیمه، از حقوق ناچیز، از مشقات شغلی، از انتظارهای طولانی پشت درهای بسته،

,

رسالت خبرنگار خطیر است و حساس، خدمت خبرنگار گاهی ممکن است بسیار بالاتر و ارجمندتر از ده‌ها پزشک حاذق باشد! اما نه بر صدر می‌نشیند و نه عزت می‌بیند!.

,

یک خبرنگار چشم وچراغ جامعه است، وای بر جامعه ای که چشم و چراغش خاموش شود.

,

بدا بر جامعه‌ای که قلمش شکسته شود و تاسف برای جامعه‌ای که کلمه، بلندگو نداشته باشد و بدتر این که منتقد نداشته باشد، قطعا آن جامعه محکوم به تکرار تاریخ و در نهایت شکست است.

,

جامعه خبری، جامعه‌ای خدوم هستند، افراد صالحی که در این عرصه قل می‌زنند و آگاهانه در جهت بهبود امور قلم می‌‌زنند.

,

با صداقت خوبی‌ها را بدون کم و کاست منعکس می‌کنند، با ایجاد امید در مردم و انگیزه برای مسوولین زمینه خدمت را فراهم  می‌کنند، خبرنگاران با وجدان البته موی دماغ مدیران کاهل و نالایق هستند، یک مسوؤل یا مدیر دلسوز هیچ وقت از حضور خبرنگاران خاطرش پریشان نمی‌شود.

,

چون می‌داند به همان اندازه که او دل می‌سوزاند، یک خبرنگار شایسته نیز دل می‌سوزاند.

,

هدف خبرنگار در راستای اهداف نظام، عدالت، صداقت است و نیش قلمش متوجه ندانم کاری‌ها و نارسایی‌هاست، باید به احترام این قلم به دستان بی مزد، این چشمان بینا از جای برخواست و کلاه از سر برداشت.

,

یادداشتی از: صادق عادلیان؛ نویسنده کتاب

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه