گزارش میدانی به مناسبت روز خبرنگار؛
دیدگاه مختلف اسدآبادیها برای خبرنگار بودن/اگر من خبرنگار بودم...
در یک گزارش میدانی جامعه اسدآباد در مسئولیتهای مختلفی با تکمیل این جمله « اگر خبرنگار بودم....» خود را در جایگاه خبرنگار قرار دادند و به مسائل و مشکلات مختلفی پرداختند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ هفدهم مردادماه سالروز شهادت شهید صارمی بهانهای شد تا از خبرنگار بنویسم؛ خبرنگاری که پر از درد و پر از استرس است، اوست که با انعکاس دردها و مشکلات جامعه، در راستای برداشتن باری از دوش جامعه تلاش میکند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , آوای سیدجمال,من یکی از دهها خبرنگار کشورم هستم که ده سالی را در فراز و نشیبهای زندگانی مردمان شهر 107 هزار نفری را به عینه دیده و لمس کرده و هم نقاط مثبت، هم چالشها و مشکلات جامعه را به رشته تحریر در آوردم.
,در این سالهای خدمت در عرصه خبرنگاری کاستی و بلندیهایی را متحمل شدم و بیاعتنایی و بیتوجهیها از جماعت مسوؤل دیده و میبینم.
,در این سالها با نوع خدمت مسوؤلان و مدیرانی در لباس اداری و نمایندگی و روحانیت آشنا شدم، چه خدمتها و چه کوتاهیها از جامعه آنان دیدم که در این گزرش نمیگنجد و تنها به همین بسنده میکنم چه بسا مسوؤلانی دلسوز در این شهر پشت میزهای اداری نشستند و نتوانستند کم کاری دیگر مسوؤلان را ببینند.
,در آستانه روز خبرنگار بر آن شدم تا با پرسیدن سؤالی از جامعه مسوؤل و غیرمسوؤل مبنی بر اینکه «اگر خبرنگار بودند، چه هدفی را دنبال میکنند»، به رسالت سخت خبرنگاران پرداختم.
,البته در پاسخ بسیاری از این جامعه مسوؤل و غیرمسوؤل به این نکته اشاره شد که حرفه خبرنگاری کار هر کسی نیست چرا جسارت و اقتدار میخواهد، برخی نیز با ارسال پیامک تبریکی اظهار لطف داشته و پاسخی به سؤالم نداشتند.
,بسیاری از مسوؤلان هم از پاسخ به این سؤال طفره رفته و برخی با اشاره به جایگاه مهم خبرنگاری، به قداست و زلالی آن اشاره کردند.
,بماند که برخی از مسوؤلان نیز با آشکار کردن کم لطفیها به جماعت خبرنگار، هنوز جایگاهی برای این حرفه قائل نیستند.
,در ادامه این گزارش به برخی از پاسخهای جامعه مسوؤل و غیرمسوؤل پرداختهایم.
,حمید کرمی یکی از افراد جامعه فرهنگی شهر اسدآباد است که در تکمیل این جمله «اگر خبرنگار بودم...» میگوید: بنده اگر خبرنگار بودم، با صدای بلند و رسا، تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی، منطقه جغرافیایی زندگیم را بر حسب اولویت، به گوش مدیران کشوری، استانی و شهرستانی میرساندم.
,

,
, او ادامه میدهد: آن مشکلات را آنقدر برجسته میکردم تا به نتیجه برسد و اگر مدیران دنبال رفع مشکلات مردم شهرم نبودند، برای مسوؤلان رده بالا به عنوان مدیریت کلان جامعه عملکرد مسوؤلان منتخب آنها در شهرستانها را به عنوان مدیران خرد جامعه به تصویر میکشیدم تا بدانند چه کسی را به عنوان مدیر یا رئیس اداره انتخاب کرده اند؛ و بدانند که ضعف عملکرد آنها نه تنها به حساب خود آنها نوشته میشود بلکه مسوؤلین رده بالا نیز به خاطرعدم دقت در انتخاب اصلح بینصیب نخواهند بود.
,این فرد فرهنگی گفت: اگر خبرنگار بودم مانند سایر خبرنگاران به دنبال وقت ملاقات با مسوؤلان در پشت دربهای بسته ساعتها به انتظار نمینشستم؛ بلکه با نقد عملکرد سازمان و یا اداره مورد نظر و بدون تعرض به نام شخص و انعکاس واقعیات موجود و ملموس در جامعه، به گونهای برخورد میکردم که مسوؤل و یا رئیس مربوطه، خودش تقاضای همکاری برای اطلاعرسانی به موقع و کامل نماید.
,وی گفت: اگر من خبرنگار بودم با دقت در اوضاع و احوال محیط خودم و به تصویر کشیدن نقایص و بیبرنامهگیهای موجود، متولیان و مسوؤلان را آگاه میکردم تا بدانند که کمبود است یا نقص؛ برنامهریزی عجولانه بوده و یا بدون کارشناسی منطبق با اوضاع واحوال جامعه ؟ مدیر یا رئیس مربوطه توانمند است یا خیر ؟ و آیا نتیجه مورد نظر آنها حاصل گردیده یا خیر؟
,کرمی با شکرگزاری از اینکه خبرنگار نیست، ادامه داد: خدا را شکر که خبرنگار نیستم، چرا که مسئولیت خبرنگاران زیاد است و بسیار سخت، اگر خدای نکرده، خبرنگار دنبال منافع شخصی خودش باشد و یا انسانی ترسو باشد، نمیتواند در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد، همین بهتر که یک معلم باشم و به فرزندان این مرز و بوم مفهوم تعهد، امانتداری و خدمت کردن به مردم این کشور را یاد بدهم.
,یزدان سبزه ای یکی از شهروندان اسدآبادی است که وقتی از سوؤال شد که اگر خبرنگار بود، چه هدفی را دنبال میکرد، گفت: تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف...
,

, و ادامه داد: شاید اگر من خبرنگار بودم فارق از هر جناحی موقع نوشتن با حفظ تقدس قلمم برای مردمم مینوشتم هر آنچه را که تاثیر مثبت دارد چه در جامعه و چه بر مسئولین و یا حتی بر خود مردم... وتبریک میگم بر شما و هر آن کس که توفیق چنین کاری نصیبش شده است.
,رئیس اداره میراث فرهنگی اسدآباد هم با تبریک روز خبرنگار، در پاسخ به اینکه اگر خبرنگار بودند، چه هدفی را دنبال میکردند، اظهار کرد: سؤال سختی پرسیدید چرا که اولا" بنده کار خبرنگاری را بلد نیستم و دوم اینکه خبرنگاری مسئولیتی بسیار سخت و مشکل است.
,کامران اکبریشایگان ادامه داد: خبرنگار وسیله ای در اختیار دارد که خداوند متعال به آن قسم خورده است و فرموده است: " ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ".
,

, وی با بیان اینکه خبرنگاری جایگاهی والا دارد و خدا را شکر میکنم که خبرنگار نیستم، گفت:از این بابت شاکرم چرا که اگر به صورت سهوی و یا عمدی اشتباهی مرتکب شوم باید در درگاه الهی پاسخگو باشم.
,اکبریشایگان یادآور شد: اما اگر خبرنگار بودم بدون در نظر گرفتن جناح خاصی، اقدام به پخش مطالبات مردم و پیگیری آنها میشدم و با انعکاس مشکلات مردم، منافع آنان و منافع ملی کشور را در نظر میگرفتم .
,کمال سلیمانی یکی از بسیجیان شهر اسدآباد است که در تکمیل «اگر خبرنگار بودم...»؛ گفت: اگر خبرنگار بودم مشکلات جامعه را اطلاعرسانی کرده و به دنبال پاسخ مسوؤلان بودم تا به نتیجه برسد و تمام اخبار را بدون کم کاست و به سرعت مخابره میکردم.
,وی با اشارهای به شهادت شهید همدانی و ایام تشییع پیکر ایشان و ارسال عکسی برای ما، گفت: با این عکس، مینوشتم حضور تمام مردم و بسیجیان استان از تمام شهرها در مراسم تشییع پیکر سردار همدانی مثالزدنی بود.
,

, سلیمانی با ابراز خرسندی از تعهد و دلسوزی خبرنگار این پایگاه خبری، از او خواست که همیشه خدا را در همه امورات در نظر داشته و بخاطر خبر هیچ وقت خدای نکرده پا روی حق نگذارد.
,نسرین قاسمی یکی از آموزگار اسدآبادی هم گفت: اگر خبرنگار بودم؛ جز حقیقت نمینوشتم و آنچه که در جامعه به عنوان درد رقم خورده را بیان میکردم تا شاهد سفرههای تلخ تاراج مسوؤلان امروزمان نباشم.
,وی گفت: دیدگاهم را در افق اسلام ناب محمدی قرار میدادم تا زمانی که اخبار را میخوانند، بگویند این خبرنگار بسیار صادق است، میشود به او اعتماد کرد.
,این آموزگار ادامه داد: اجرای برنامه همراه با عملکرد صحیح معیار و میزان حق است، پس آنگونه که شایسته بندگی حق و در شان یک خبرنگاراست، عمل میکردم و جز خدا از کسی هراس نداشتم چرا که باید در خور شرافت وانسانیتم در محضر خدا پاسخگو باشم
,قاسمی گفت: اگر یک خبرنگار لایق باشم باید هم و غمم، خاص مخاطبان شریف و همسو با آنان قرار گیرم تا از آنچه که به خاطر القای فرهنگ غلط و مسمومی که الآن به غایت ملموس است، قلم زنم و دیدگاهم را در مسیر روشنفکری و تیز رایی اسلام ناب محمدی(ص) تقویت نمایم و با توجه به فرمایش مولای متقیان(ع) که میفرمایند: «حق را بگویید و لو این که تلخ باشد»، جز حقیقت نگویم.
,وی یادآور شد: حقیقتی که دردها را آنگونه که هست، بیان و حقایق را بازگو کند، چون معتقدم مردم از من خبرنگار بشنوند، بسی بهتر و لذتبخشتر است تا از رسانههای بیگانه
,قاسمعلی زارعی نویسنده کتاب «دست خدا» نیز در تکمیل این جمله «اگر خبرنگار بودم...» گفت: اگر خبرنگار بودم در دل جامعه چادر میزدم و در کنار کارتن خوابها حضور داشتم، صبحهای زود با روفتگران بیدارباش بودم
,

,
, وی ادامه داد: اگر خبرنگار بودم با هیچ رئیسی عکس نمیگرفتم، مگر سفرههای رنگین آنها در استانداریها، یا با دخترکان گلفروش در گرمای ظهر در خیابانهای بالای شهر و یا دستهای پینه بسته کارگران و آنها در کنار فیشهای حقوق نجومی عالیجنابان میگذاشتم.
,این نویسنده کتاب گفت: اگر خبرنگار بودم کشاورزان بیوزیر و وزیر بیتخصص کشاورزی را راهنما بودم تا تک محصولیهای سودجویانه را کنار بگذارند و سر و سامانی به نحو ومیزان نیاز کاشت را تجزیه و تحلیل میکردم تا برنامه سالیانه برای آقایان بیتدبیر باشد.
,وی ادامه داد: اگر خبرنگار بودم عکس و نام رانندگان بیکار کامیون شهرم را بزرگنمایی میکردم تا بدانند یکی از مشاغل اصلی شهرم چگونه به معضلی تبدیل شده؛
,زارعی افزود: اگر خبرنگار بودم چشم و زبان مردمی بودم که حق و حقوق خود را در این دنیایی پر هیاهو فراموش کرده و یا راه رسیدن به حقوق خود را گم کردهاند.
,وی گفت: اگر خبرنگار بودم پای درد دل مادری که الان دهها سال است که گوش و چشمش به دنبال تکه استخوانی است که بوی فرزندش را دهد.
,این وکیل پایه یک دادگستری با تبریک به خبرنگاری که دغدغه مردم دارد و همیشه در صحنه است، گفت: امروز خبرنگاری فقط حرفه نیست، بلکه هنری است که میتواند راهگشای سختیهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد.
,وی افزود: شان و منزلت جایگاه خبرنگاری آنقدر مهم است که هدهد در اطلاعرسانی به حضرت سلیمان مهم بود.
,غنیپارسا یکی از هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی گفت: اگر خبرنگار بودم به دورترین روستاها سفر میکردم و گزارش مفصلی از شیوه زندگی آنها، از کمبودهایشان، از مشکلاتشان، از بهره نبردن از زحماتشان و ... مینوشتم و مستقیما" برای سران قوا میفرستادم و مسر بر پاسخگویی میشدم.
,

, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
فاطمه بگزاده نویسنده اسدآبادی میگوید: اگر خبرنگار بودم قاب دوربینم را میچرخاندم صورت معصوم پسرک سبزی فروشی که دلش میخواهد در اوج گرمای تابستان بازی کند، نه اینکه سبزی بفروشد، فقط بخاطر اینکه پدر پیر و کارافتاده اش که توان کار کردن را ندارد.
,او ادامه میدهد: از مردی می نوشتم که برای خانواده اش روز و شب برای مقدار ناچیزی زحمت می کشد و شب ها از درد پا می نالد.
,

, بگزاده گفت: از جوانانی می گفتم که با مدارک بیکارند و کسانی که بدون مدرک مشغول به کارند و یا از بیمارانی میگفتم که دردشان از بی پولی لال شده .
,یکی از جامعه فرهنگی شهر هم که تمایلی نداشت نامش برده شود، گفت: من اگه خبر نگار بودم در مورد مشکلات اشتغال جوانان تحصیل کرده قلم بر میداشتم و اینکه از بیکاری به چه راههای کشیده میشوند و ایمان و اعتقادشان را از دست میدهند.
,این خانم ادامه داد: مینوشتم آنقدر آن را در خبرها پررنگ جلوه میدادم که شاید چشم مسوؤلان نابینای ما بینا میشد تا کمی به فکر میشدند و وقتی قدرت بدستشان رسید کورکورانه افراد بیلیاقت و بیسواد را استخدام نمیکردند و...داغ دل ای جوانانی را تازه نمیشد.
,حمداله مرادی عضو شورای اسلامی شهر اسدآباد هم با تأکید بر گفتن واقعیتهای جامعه، گفت: از هر چه واقعیت بود، میگفتم حتی اگر تلخ بود، انتقادها را منصفانه میکردم و برای هیچ گروهی خاصی قلم نمیزنم و حقیقت را مینوشتم.
,

, آنجا که خبرنگاری در راستای انجام رسالتش در پی موضوعی مسئله ای را پیگیری میکند، اظهار نارضایتی نکرده و دلگیر نشوند، قبول کنند که مشکل وجود دارد و در پس برخی از این انتقادها است که مشکلی حل میشود.
,همه این پاسخها نشان میدهد که خبرنگاری، حرفه ای سخت و پر از استرس است، باشد روزی که خبرنگار را واقعا" در مواقع حساس درک کنند و مسوؤلان ما انتقادپذیر واقعی باشند نه در حرف.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه