گفت‌و‌گوی تفصیلی بلاغ با پیشکسوت خبر مازندران:

روزی «سیمینف» در دستم بود و امروز قلم/ 13 آیه منشور خبرنگاری من است

روزی «سیمینف» در دستم بود و امروز قلم/ 13 آیه منشور خبرنگاری من است
پیشکسوت خبر مازندران گفت: سال 66 به عنوان تک تیرانداز در تیپ کماندوئی نیرو مخصوص 58 مالک اشتر بودم و امروز به عنوان سرباز ولایت در جنگ نرم سلاح مقدس‌تری در دستم قرار دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا خبرنگاری عرصه مقدسی است، چرا که خبرنگاران در بسیاری از مواقع حرف و درخواست مردم عادی و بی‌زبان را به گوش مسئولان می‌رسانند و به طور مداوم این سخنان و درخواست‌ها را پیگیری کرده و به نوعی می‌توان گفت خبرنگاران چشم، گوش و زبان مردم هستند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

روزی است که به پاس قدردانی از زحمات عاشقان عرصه اطلاع‌رسانی فرصتی برای یادآوری رسالت خطیر خبرنگاری و قدردانی از زحمات آنان فراهم ‌می‌شود.

روز خبرنگار، فرصت بسیار مغتنمی است که از کسانی چون شهید صارمی‌ها و رهبرها که در عرصه اطلاع‌رسانی و در راه روشنگری و آگاهی‌بخشی به جامعه جان خود را تقدیم کردند یادی کنیم.

به بهانه این روز تصمیم گرفتیم به سراغ پیشکسوت خبری شهرستان فریدونکنار برویم که 16 سال از عمر فعالیت وی می‌گذرد.

گفت‌و‌گوی خواندنی خبرنگار بلاغ، با این خبرنگار پیشکسوت فریدونکناری را از دست ندهید.

لطفا بیوگرافی کوتاهی از خود بفرمائید؟

ابوالقاسم فرجی متولد مردادماه سال 1348 از شهرستان فریدونکنار هستم، دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه مهدیه اسلامی و دبیرستان را در مدرسه امام خمینی(ره) پشت سر گذاشتم و زمانی که در اول دبیرستان بودم به جبهه اعزام شدم و تحصیل را در دوران جنگ در جبهه و در مدرسه رزمندگان بابلسر ادامه دادم.

در آبان 65 در کارخانه نمک فاو بر اثر اصابت ترکش به درجه جانبازی نائل شدم، یکسال بعد نیز دوباره به جبهه رفتم و پس از پذیرش قطعنامه مغازه خواربار فروشی تاسیس کردم و از سال 68 تا امروز نیز فروشگاه کفش دارم و از سال 79 تا کنون چهار دوره به عنوان رئیس اتحادیه کفاشان و دو دوره هیئت رئیسه اتاق اصناف بودم.

از سال 60 وارد بسیج و مجمع اسلامی کوثر شدم و در گروه سرود و جلسات مذهبی زیرنظر استاد شهیدم سیدعلی اصغر ربیع‌نتاج نکات فراوانی آموختم و سال 66 پس از شهادت استادم مسئولیت جلسه احکام منطقه فیروزآباد را به عهده گرفتم و پس از آن به عنوان مسئول جلسات مسجد جامع شهر فعالیت کردم و هیئت عاشقان بقیع را راه‌اندازی کردیم و در بازار هم از سال 77 هیئت حضرت قائم(عج) را ایجاد کردیم و در مناسبت‌ها مجلس عزا و مولودی و ایستگاه صلواتی به پا می‌کنیم که مالک بازار قائم دو مغازه را وقف هیئت کرده و حدود 5 سال در صبح‌های پنجشنبه زیارت عاشورا برگزار می‌کنیم.

در سال 1372 در روز تولد امام رضا(ع) بدون برگزاری جشن عروسی به پابوسی امام هشتم رفتیم و زندگی مشترک خود را از آنجا آغاز کردیم که سه فرزند دو پسر و یک دختر حاصل این ازدواج است.

دلیل اینکه این حرفه را انتخاب کردید چه بود؟

همانطوری که گفتم از سال 60 وارد بسیج و مجمع اسلامی کوثر شدم و در گروه سرود و جلسات مذهبی زیرنظر استاد شهیدم سیدعلی اصغر ربیع‌نتاج نکان فراوانی آموختم و به دلیل آنکه در محافل فرهنگی و مذهبی حضوری فعال داشتم و گاهی اوقات به اجرای برنامه می‌پرداختم امام جمعه وقت از من خواست تا خبرنگاری دو روزنامه را قبول کنم و خود نیز با دو روزنامه کیهان و اطلاعات رایزنی کرد و پس از گذراندن مراحل مصاحبه تخصصی با کیهان از سال 80 وارد همکاری شدیم.

امام جمعه وقت همواره به من می‌گفت «شما که همواره در تمامی مراسم‌ و مناسبت‌ها حضور دارید و یکی از فعالان عرصه فرهنگ و هنر هستید چرا خبرنگار نمی‌شوید تا این فعالیت‌ها پوشش داده شود».

از جریان مصاحبه خود بفرمائید؟

مصاحبه من را آقای محمداسماعیل‌ امام‌زاده سرپرست وقت کیهان شخصا بر عهده گرفت و بیش از یک ساعت زمان مصاحبه با من طول کشید و من نیز تفکرات خود را صریح و شفاف بیان کردم و ایشان نیز گفتند«پاسخ به این تندی و صراحت لهجه موجب رد در مصاحبه می‌شود اما معرف شما شخصیت بزرگی است و ایشان مهر تائید شما را پیش از مصاحبه زد و به همین دلیل خودم راغب شدم تا خود مصاحبه کنم» و پس از دو سال در همایش تجلیل خبرنگاران در رامسر آقای امام‌زاده گفت«آن روزی که با شما مصاحبه کردم خیلی به صحت حرف‌هایتان ایمان نداشتم امام امروز پس از دو سال از همکاری‌مان اقرار می‌کنم بیان و رفتارتان یکی است».

الان در کنار کار خبرنگاری به چه کاری مشغول هستید؟

من یک بازاری‌زاده هستم و شغل اصلی من فروشگاه کفش است، پدرم از کسبه‌های متدین و باسواد این شهرستان بود که دعای ندبه پیش از انقلاب مسجد ولیعصر(عج) فریدونکنار را قرائت می‌کرد، ایشان 30 مرداد 88 فوت کردند و به تائید من 30 سال نماز شب ایشان قضا نشد، بخش فراوانی از قرآن و حافظ را حفظ بودند و تا توان داشتند سه ماه از سال را روزه می‌گرفتند، به همین دلیل تصمیم گرفتم در بازار ادامه فعالیت دهم و معتقد هستم کاسب حبیب خدا است.

در کنار شغل کفش فروشی، خبرنگاری را نیز دنبال می‌کنم اما سمت‌های متفاوتی در این شهرستان همچون فرمانده حوزه بسیج اصناف، رئیس اتحادیه کفاشان، عضو انجمن کتابخانه‌های عمومی، بازرس انجمن خیزان کتابخانه‌ساز، عضو شورای فرهنگ عمومی، عضو شورای هیئت‌های مذهبی شهرستان، مسئول هیئت‌، مشاور چندین اداره در شهرستان، معتمد معین بنیاد شهید، رئیس کار گروه فرهنگی اجتماعی سپاه، نائب رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر، سردبیر و قائم مقام پایگاه خبری بصیرنیوز و مهم‌تر از همه پدر هستم که شاید جای تعجب داشته باشد که نسبت به تمامی فعالیت‌های صورت گرفته در این سمت‌ها هیچ حق‌الزحمه‌ای دریافت نمی‌کنم و رضایت خداوند برای من از هرچیزی بهتر است.

می‌گویند ابوالقاسم فرجی ورزشکار نیز بود، تائید می‌کنید؟

اطلاعات به روز و کاملی دارید، بله، در چندین رشته ورزشی پس از جانبازی تمرین‌های خود را به صورت حرفه‌ای‌تری ادامه دادم به گونه‌ای که در رشته‌ تکواندو صاحب هشت مدال طلا و نقره در مازندران در مسابقات مختلف استان شدم و مدال طلای پینگ پنگ آموزشگاه‌های فریدونکنار را کسب کردم و مدال برنز رقابت‌های آموزشگاه‌های بابلسر و فریدونکنار را نیز به دست آوردم.

در زمانی‌که لیگ دسته اول فوتبال فریدونکنار بزرگانی چون مرتضی و عیسی عرب‌نژاد، احمد صباغی و غیره حضور داشتند در چندین دوره با تیم‌های نبرد، استقلال، کوثر و برق در مسابقات حاضر می‌شدم و در رشته دوومیدانی و دوچرخه سواری نیز مسابقاتی را تجربه کردم.

می‌گویند شما هزار حکم سپاس، تجلیل و غیره دارید، دلیل این حکم‌ها برای چیست و چرا موزه‌ای از این موارد درست نمی‌کنید؟

در ابتدا باید گفت چقدر خوب است که انسان‌ها در آسمان مشهور باشد تا زمین، در لحظه اهدای حکم خوشحالی به انسان دست می‌دهد اما این احکام نه در این دنیا و نه در آخرت به درد انسان نمی‌خورد(با خنده).

رضایت خداوند مهم است که بتوانیم شرمنده امام و شهدا نباشیم.

به بحث خبرنگاری برگردیم، می‌گویند رونامه‌نگاری برای خبرنگار آب و نان نمی‌شود، نظرتان چیست؟

دقیقا همینطور است، اگر بخواهیم به دنبال رسالت خبرنگاری باشید اصلا نانی در آن نیست، اگر در کنار رسالت به دنبال پول و غیره باشید برخی‌ها دوست دارند حق‌پوشی یا بزرگنمائی کنید که این اصلا مناسب یک خبرنگار نیست، اما همواره سعی کردیم رسالت خود را خوب انجام دهیم و معتقدیم روزی در دستان خدا قرار دارد.

تمامی افتخار ما این است که با وجود تهمت‌های فراوانی که در این مسیر شنیدیم نه تنها وجهی دریافت نشد بلکه هزینه نیز کردیم.

شنیدیم که به خاطر چند خبر به دادگاه فراخوانده شدید، آیا در آن لحظه به خودتان نگفتید که چرا این خبر را کار کردم؟

هیچگاه از رسالتی که دارم پشیمان نیستم، دلیل اصلی آن نیز 13 آیه قرآن به عنوان منشور اخلاقی من است و آن چیزی که در دستان من قرار دارد خداوند در قرآن به آن قسم یاد کرد، خداوند به سلاح رزمنده قسم یاد نکرد اما به قلم سلاحی که در دست من است سوگند خورد.

بدون دلیل و مدرک تا به امروز هیچ خبری را کار نکردم و نخستین بار نیز که به دادگاه احضار شدم تحریریه تنها به خبر من یک کلمه اضافه کرد که در آن صفحه نیز اصلاحیه و پوزش روزنامه درج و منتشر شد و من نیز همان سال فعالیتم را با آن روزنامه به پایان بردم.

نظر شما در مورد افرادی که می‌خواهند وارد این عرصه شوند چیست و چه پیشنهادی دارید؟

اگر می‌خواهند در این مسیر آزاده باشند به عنوان شغل نگاه نکنند، اگر با تفکرات مادی وارد این حرفه شوند باید یا دنیا و یا آخرت خود را بفروشند، پیشنهاد من این است که به عنوان یک حرفه در کنار یک شغل ثابت به این مقوله بپردازند.

آیا تاکنون مشکل خاصی پیش آمده که از این کار خسته و دلسرد شوید و یا قصد کناره گیری از این کار را داشته باشید؟

چند بار این موضوع پیش آمد و دلیل آن نیز این امر بود که برخی مدیران رسانه‌ای نیستند، فعالیت رسانه را درک نمی‌کنند و نگاه حزبی دارند و خبرنگار «دوره قاب چین» را ترجیح می‌دهند، در گاهی از اوقات برای من دلسردی می‌آورد اما وقتی که به شهدا و سیره آنها بازنگری می‌کردم رسالت خود را ادامه می‌دادم.

بهترین و بدترین خبری که کار کردید چیست؟

خیلی از خبرهایم را می‌پسندم که به چند مورد می‌توان نام برد اما بهترین آن خبرهایی بود که با بازتاب آن برای فریدونکنار بودجه آورد، همچینین خبرهایی که افتخارات شهرم را انعکاس دادم و در نهایت خبرهایی که حق مظلومی را توانستم با آن خبر بازپس گیرم و گاهی اوقات برای برخی از این اخبار تاوان نیز دادم.

بدترین خبرم را به یاد نمی‌آورم اما اخبار حوادث همواره بدترین اخباری است که تا مدت ها بر روی من تاثیر منفی دارد.

بارها رتبه‌های برتر در روزنامه‌هایی که کار کردید و همچنین سمت‌هایی که فعال بودید به دست آوردید، از این رتبه‌ها بگوئید.

شما ما را به ریا دارید می‌کشید(با خنده)، در روزنامه کیهان در میان حدود 50 خبرنگار در 8 سال فعالیتم، رتبه نهم، پنجم و نخست را کسب کردم، در روزنامه حرف نیز 4 سال نفر نخست مازندران و دو بار نیز دوم شدم.

فرمانده نمونه بسیج اصناف استان مازندران، رئیس اتحادیه نمونه مازندران و تجلیل در مشهد، بسیجی نمونه اصناف مازندران و تجلیل در قم، بازاری نمونه شهرستان‌های بابلسر و فریدونکنار بخشی از عناوین دنیوی من بوده است.(با خنده).

خبرنگاری در گذشته و در زمان حال چه تفاوت‌هایی دارند؟

ما روزی که خبرنگاری را آغاز کردیم یک خودکار و یک دفتر داشتیم، نه دوربینی بود و نه ضبط صوت، عکس رنگی یا پرسنلی را از اداره یا نهاد و یا مرجع خبر می‌گرفتیم و گاهی هم با دوربین عکاسی غیردیجیتال در عکاسی چاپ می‌کردیم و پس از گذاشتن در پاکت نامه برای روزنامه ارسال می‌کردیم.

خبر را در کاغذ می‌نوشتیم و به موضوع روزنامه می‌دادیم و بر روی پاکت این متن را می‌نوشتیم«حاوی عکس است، لطفا تا نشود»و گاهی اوقات خبر داغ یک روز چند روز بعد منتشر می‌شد و برای اینکه تعداد اخبارمان زیاد شود تا اذان صبح و پس از آن اخبار را پیاده و تنظیم می‌کردیم.

اما امروز از جلسه بیرون نیامده خبر بر روی خروجی سایت‌ها و در اختیار مسئولان تحریریه روزنامه‌ها قرار دارد و تفاوت از زمین تا آسمان است.

نظر شما در مورد رسانه و اصحاب رسانه در فریدونکنار چیست؟

اصحاب رسانه در فریدونکنار رنج می‌برند، علاوه بر کمبود تعداد خبرنگارانی که بتوانند خبر تنظیم کنند که کمتر از تعداد انگشتان دو دست است، فقر مطبوعات و سایت‌های محلی نیز بسیار مشهود است به گونه‌ای که تنها یک سایت و چند کانال تلگرامی اخبار این شهرستان را منتشر می‌کنند.

ضعف روابط‌عمومی‌ها نیز در این مورد در فریدونکنار مشهود است، بسیاری از مدیران به دیدن عکس خود در فضای مجازی اکتفا می‌کنند و تفاوت کانال، سایت و روزنامه را نمی‌دانند و در مجموع شرایط رسانه‌ای در فریدونکنار بسیار بد و نامطلوب است.

شنیدیم که در برخی از مراسم‌ها با دوربین عکاسی در دیوارها و بالای سقف‌ها حضور دارید؟

(می‌خندد) خبرنگار برای اینکه بتواند یک مراسم و یا موضوعی را به بهترین شکل به تصویر بکشد گاهی اوقات مجبور به این کارها نیز می‌شود و افرادهای غیر حرفه‌ای اقدام به تمسخر می‌کنند.

ماجرای تریلی حامل شهدای غواص در مراسم تشییع شهید رسولی چیست؟

دقیقا در سال گذشته در همچیین روزی فریدونکنار میزبان 10 شهید غواص بود که من برای تهیه تصاویر بهتر از مراسم شهدا و پوشش عظمت جمعیت این برنامه به کنار تابوت شهدا رفته و در باربند این تریلی مستقر شدم.

ناگهان در حین حرکت راننده ترمز می‌کند و من در حالیکه دوربین در دستم بود با بر هم خوردن تعادلم از پشت بر روی کمرشکن این وسیله نقلیه افتادم که به طور معجزه‌آسایی هیچ جای بدنم دچار شکستگی نشد اما تا مدت‌ها آثار کبودی بر روی بدنم نمایان بود.

جمله معروفی دارید، «روزی سیمینف در دستم بود و امروز قلم»، کمی بیشتر توضیح دهید.

بازم ریا(می‌خندد)، سال 66 به عنوان تک تیرانداز در تیپ کماندوئی نیرو مخصوص 58 مالک اشتر بودم و امروز به عنوان سرباز ولایت در جنگ نرم سلاح مقدس‌تری در دستم قرار دارد و معتقدم جنگ فیزیکی بسیار آسان‌تر از جنگ نرم امروز است.

مسئولان از شما می‌ترسند؟

این چه حرفی است، ما با همه آنها دوستیم اما واقعیت این است که یک عده از خدا بی‌خبر به آنها می‌گویند مواظب فرجی باشید.

می‌گویند جای مسئولان خبر تهیه کرده و منتشر می‌کنید، چقدر صحت دارد؟

به عنوان مشاور رسانه‌ای در خدمت برخی از دوستان بودم و فکر نمی‌کنم کار اشتباهی باشد چرا که همه در نوشتن توانایی ندارند اما این موضوع با تائید آن مسئول و یا شخص مرجع خبری صورت می‌گیرد.

با وجود اینکه شما در یک مغازه کفش‌فروشی فعالیت دارید اما شاگردان زیادی را تربیت کردید به گونه‌ای که امروز چندین نفر از آنها در مناصب مختلف و با مدارک تحصیلی عالی هستند.

آنها را خواهشا محفوظ بدارید و ثواب آنها را از بین نبرید.

ماجرای فرزند شهید ساکت و شاگردی در مغازه‌تان را بیان کنید.

شاگردی دائمی داشتم که بسیار مرتب و منظم بود و خیالم از بابت مغازه‌ام راحت بود و از من خواهش کرد تا در تابستان شاگرد مدرسه‌ای نگیریم حتی در این راستا حاضر به پذیرش برادرزاده‌های خود نشدم.

در همین روزها همسر شهید بزرگوار علی ساکت پسر 9 ساله خود را به مغازه من آورد و گفت ولی‌الله در این روزها شاگرد شما شود و من نیز بلافاصله پذیرفتم.

این امر مورد اعتراض فروشنده خود قرار گرفتم و در پاسخ به آن گفتم که این پذیرش سری دارد.

شب گذشته در خواب شهید بزگوار علی ساکت را دیدم که با یک دوچرخه به مغازه من آمد، این شهید را به ظاهر می‌شناختم و نشستی با هم نداشتیم و متعجب شدم از اینکه چرا به مغازه من آمده است.

فردای آن روز وقتی همسر شهید فرزندش را آورد متوجه موضوع شدم که شهید ساکت خواستار پذیرش فرزندش بوده است و اینگونه شد که ولی‌الله ساکت در مغازه من مشغول شد و این آمدن و رفتن‌ها آنقدر ادامه داشت که امروز با مدرک کارشناسی ارشد رشته حقوق ذی‌حساب اداره‌های ثبت احوال بابلسر و فریدونکنار شده است.

به شما می‌گویند مدیر سایه، شما چقدر به مدیریت سایه اعتقاد دارید؟

واژه‌ای است که مدتی در جاهای مختلف می‌شنوم، خودم که اینطور فکر نمی‌کنم اما این نشان از اهمیت کار خبرنگاران دارد که دوستان فکر می‌کنند مدیریت می‌کنیم.

واقعیت این است که دنبال ما برای شهرمان می‌سوزد و گاهی اوقات بازتاب خبرمان اینطور به نظر می‌رسد آقایان فکر می‌کنند که مدیریت می‌کنیم، اگر هر خبرنگاری رسالت خود را درست انجام دهد مدیریت سایه کرده است.

به عنوان پیشکسوت در این عرصه چه درخواستی از مسئولان دارید؟  

درخواستی از مسئولان نداریم، مسئولان به وظایف خود در چارچوب قانون عمل کنند بسیاری از معضلات و مشکلات برطرف می‌شود.

همچنین جایگاه روابط عمومی بسیار حساس و مهم است و یک فرد تحصیل‌کرده و کاربلد را در این قسمت بگذارند و این باور را داشته باشند که هر اقدامی بدون رسانه ناقص است و بدون حضور خبرنگار مسئول دیه نمی‌شود.

«کرک اتا مرغنه کنه عالمو آدم خبر دار بونه»، ضرب المثل پرتکرار شما در جلسات است، چرا؟

اول اینکه حضرت امام فرمود عملکرد خود را برای مردم بگوئید تا مردم فکر نکنند شما بیکار نشسته‌اید اما پاسخ شما در خصوص این ضرب‌المثل بسیار بد است که ارزش کار خود را ندانیم، مرغ یک تخم می‌گذارد و همه را باخبر می‌کند اما در یک اداره و شهری اتافق قشنگی می‌افتد و آن مسئول به اندازه آن مرغ هم به فکر انعکاس آن نیست، برخی از مسئولان فکر می‌کنند که باید برای هر خبری پول پرداخت کنند، اصلا اینطور نیست، نخستین رسالت خبرنگار انعکاس خبر است و در کنار آن نیز «اسب امام حسین(ع) نیز جو می‌خورد» موتوری که به حرکت در می‌آید به سوخت نیاز دارد و اگر هزینه‌ای بابت رپرتاژ دریافت می‌شود به خاطر هزینه‌های روزنامه است.

 
,
,
,
,
,
,
,
, بلاغ,
,
, لطفا بیوگرافی کوتاهی از خود بفرمائید؟ ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, دلیل اینکه این حرفه را انتخاب کردید چه بود؟ ,
,
,
,
,
,
, از جریان مصاحبه خود بفرمائید؟,
,
,
,
, الان در کنار کار خبرنگاری به چه کاری مشغول هستید؟ ,
,
,
,
,
,
, می‌گویند ابوالقاسم فرجی ورزشکار نیز بود، تائید می‌کنید؟ ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, به بحث خبرنگاری برگردیم، می‌گویند رونامه‌نگاری برای خبرنگار آب و نان نمی‌شود، نظرتان چیست؟ ,
,
,
,
,
,
, شنیدیم که به خاطر چند خبر به دادگاه فراخوانده شدید، آیا در آن لحظه به خودتان نگفتید که چرا این خبر را کار کردم؟ ,
,
,
,
,
,
, نظر شما در مورد افرادی که می‌خواهند وارد این عرصه شوند چیست و چه پیشنهادی دارید؟ ,
,
,
,
, آیا تاکنون مشکل خاصی پیش آمده که از این کار خسته و دلسرد شوید و یا قصد کناره گیری از این کار را داشته باشید؟ ,
,
,
,
, بهترین و بدترین خبری که کار کردید چیست؟ ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, خبرنگاری در گذشته و در زمان حال چه تفاوت‌هایی دارند؟ ,
,
,
,
,
,
,
,
, نظر شما در مورد رسانه و اصحاب رسانه در فریدونکنار چیست؟ ,
,
,
,
,
,
, شنیدیم که در برخی از مراسم‌ها با دوربین عکاسی در دیوارها و بالای سقف‌ها حضور دارید؟,
,
,
,
, ماجرای تریلی حامل شهدای غواص در مراسم تشییع شهید رسولی چیست؟ ,
,
,
,
,
,
, جمله معروفی دارید، «روزی سیمینف در دستم بود و امروز قلم»، کمی بیشتر توضیح دهید. ,
,
,
,
, مسئولان از شما می‌ترسند؟ ,
,
,
,
, می‌گویند جای مسئولان خبر تهیه کرده و منتشر می‌کنید، چقدر صحت دارد؟ ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, به شما می‌گویند مدیر سایه، شما چقدر به مدیریت سایه اعتقاد دارید؟ ,
,
,
,
,
,
, به عنوان پیشکسوت در این عرصه چه درخواستی از مسئولان دارید؟  ,
,
,
,
,
,
, «کرک اتا مرغنه کنه عالمو آدم خبر دار بونه»، ضرب المثل پرتکرار شما در جلسات است، چرا؟ ,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه